محمد عزیزی در نشست ادبی «روزگار» گفت: هر یک از شاعران بزرگ ما قلههایی هستند که سالها باید در آثارشان کاوش کرد و مجموعه «عاشقانههای روزگار» با همین هدف برای آشنایی غیرمتخصصان با این گنجینه در نشر روزگار منتشر میشود.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی و امور بینالملل خانه کتاب و ادبیات ایران، نشست ادبی «روزگار» سهشنبه (۵ آبان ۱۴۰۵) با حضور محمد عزیزی؛ نویسنده، شاعر و مدیر نشر روزگار، نازنین سیفاللهی؛ مترجم، مریم صرافین؛ نویسنده، مصطفی فعلهگری؛ نویسنده، فائزه جنیدی؛ نویسنده و استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، محمود برآبادی؛ نویسنده پیشکسوت و منتقد ادبیات کودک و نوجوان، علی رزاقیبهار؛ مدیرمسئول ماهنامه فرهنگی «بارثاوا» و احمد زیدآبادی؛ روزنامهنگار و نویسنده در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد. حامد صلاحی دبیری این نشست را بر عهده داشت.
محمد عزیزی در این نشست با اشاره به جایگاه شاعران بزرگ فارسی گفت: هر یک از اینها قلههایی هستند چنان ستودنی و شگفتانگیز که مانند کمربندی گرد قله جهان را گرفتهاند و انگار جهان را از سقوط نجات میدهند.
مدیر نشر روزگار درباره مجموعه کتابهای «عاشقانههای روزگار» توضیح داد: این مجموعه با این رویکرد فراهم شد که مردمی که ادبیات را تخصصی نمیخوانند، به خواندن ادبیات دعوت شوند. استاد گرانقدر ما، جناب آقای اسلامی ندوشن، اصطلاح «ساندویچهای ادبی» را برای این گزیدهها به کار میبردند. من بر اساس این رویکرد، مجموعه «عاشقانههای روزگار» را از حافظ، نظامی، مولانا، سعدی، سهراب سپهری و فروغ فرخزاد آغاز کردم. تاکنون ۱۴ جلد از این مجموعه آماده شده که پنج جلد آن به چاپ رسیده است.
«حتی سگها» روایتی از حاشیهنشینان جوامع است
نازنین سیفاللهی، مترجم کتاب «حتی سگها» نوشته جان مکگرگور، در این نشست درباره این رمان گفت: این رمان زمانی شکل گرفت که رکود اقتصادی در اروپا و اتحادیه اروپا حدود سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ اتفاق افتاد و تاثیر اقتصادی بر زندگی مردم، بهویژه طبقه متوسط جامعه گذاشت. نویسنده، نویسنده بریتانیایی جوانی است که زمانی که این کتاب را نوشته، هنوز تز دکترای خود را نداده بود و این سومین رمان اوست که جوایز بسیار ارزندهای دریافت کرده است.
وی درباره ویژگیهای روایی کتاب افزود: جالبترین ویژگی این کتاب این است که زاویه دید پیچیدهای دارد و شما هیچ جا نمیتوانید متوجه شوید که راوی دانای کل است یا اولشخص یا سومشخص. این باعث میشد که حتی چندین بار خواندن کتاب لازم باشد تا بتوانم آن را به مخاطب ارائه دهم. به دلیل رکود اقتصادی بسیاری از شخصیتهای کتاب که اکنون به عنوان کارتونخواب، بیخانمان، الکلی یا معتاد به مواد مخدر در داستان حضور دارند، پیش از این رکود اقتصادی افرادی موثر در جامعه بودهاند. یکی از شخصیتها کارگر متخصص کارخانه بوده که عدهای زیر دستش کار میکردند و دیگری جانباز جنگ بوده که برای کشورش پاهایش را از دست داده است. هر یک از این شخصیتها در زمان خود زندگی خوبی داشتهاند و افراد مؤثری در زندگی دیگران بودهاند.
سیفاللهی درباره ماجرای کتاب توضیح داد: داستان با پیدا شدن جسد رابرت در آپارتمانش آغاز میشود و این پرسش مطرح میشود که جامعه چقدر به مرده این آدم اهمیت میدهد. نویسنده میخواهد بگوید آدمهایی که میتوانستند در زمان زنده بودن به آنها بها بدهند، حالا برای مردهشان هزینه میکنند و وقت میگذارند. این کتاب در ظاهر یک داستان پلیسی است، اما در طول داستان به مسائل بسیار مهم اجتماعی اشاره میکند که میتواند مبتلا به بسیاری از جوامع دیگر نیز باشد.
وی درباره دشواریهای ترجمه این اثر گفت: این کتاب از رنج ترجمه بسیار دارد. به یاد دارم که یک دو هفته درگیر لهجه لیورپولی یکی از شخصیتها بودم تا ببینم چه چیزی دارد که اینقدر متفاوت است و چگونه میتوانم این تفاوت را در فارسی بیاورم تا مخاطب آن را بفهمد و برایش جالب توجه باشد.
این مترجم با اشاره به چالشهای ترجمه در عصر هوش مصنوعی افزود: امروزه در عصر هوش مصنوعی، پرسش این است که چقدر میتوان درباره رنجهای ترجمه سخن گفت. در حال حاضر افرادی هستند که کتابهای جهانی را با هوش مصنوعی ترجمه میکنند و در فضای مجازی به صورت رایگان منتشر میکنند. ما نمیتوانیم با چنین موجی مقابله کنیم، نه میتوانیم جلوی آن بایستیم و نه میتوانیم مخالفت کنیم. این اتفاق باید بیفتد و میافتد، چه ما موافق باشیم و چه نباشیم. جلوی رشد تکنولوژی را نمیتوان گرفت.
سیفاللهی در پایان گفت: مطالعه این کتاب را واقعاً توصیه میکنم، چرا که به نظرم میتواند با شرایط امروز جامعه ما وفق داشته باشد و میتوانیم دردهایمان را لابهلای آن پیدا کنیم و شاید از لابهلای صحبتهای این کتاب راهحلی بیابیم.
داستان با دادههای ذهنی نویسنده متولد میشود
مریم صرافین، نویسنده کتابهای «عاشقانه ترنج» و «توقف ناگهانی در ایستگاه جمعه»، در این نشست درباره فرایند خلق داستان گفت: میخواهم فراتر از دنیای این دو کتاب، درباره جهان داستان صحبت کنم؛ اینکه اصلاً چه میشود که یک داستان متولد میشود و چه مسیری را طی میکند. هر داستان جهان مخصوص به خودش را دارد و این قدرت نویسنده است که جهانی برای ما بسازد که حتی اگر نیروی جاذبهاش نصف کره زمین باشد، ما قوانین آن داستان را بپذیریم.
وی افزود: جهان داستان در تقسیمبندی کلی، سه پایه اصلی دارد: داده، ایده و تخیل. نویسنده دادههایی را که جمع میکند، بر اساس دید خود به دو بخش تقسیم میکند: دادههایی که به صورت مستقیم و آگاهانه دریافت میکند و دادههایی که غیرمستقیم دریافت میکند. داده مستقیم یعنی هر چه بیشتر بخوانیم، هر چه بیشتر فیلم ببینیم و خود را در معرض وقایع قرار دهیم.
این نویسنده ادامه داد: اما چه میشود که یکی از این دادهها برای نویسنده زنده تبدیل به ایده میشود؟ یعنی اتفاقی که در روزمره میبینید، در فیلم میبینید یا در کتاب میخوانید. من در یکی از صحنههای «توقف ناگهانی» خیلی درگیر بودم و نمیدانستم باید چه بنویسم. پسرم داشت انیمیشن میدید و من وقتی از جلوی تلویزیون رد میشدم، یک لحظه نگاه کردم و صحنهای دیدم. فردای آن روز، همان صحنهای که میخواستم بنویسم، در ذهنم اتفاق افتاد. یعنی یک داده ناخودآگاه دریافت کردم و بعد آن داده تبدیل به ایده شد.
صرافین توضیح داد: یکی از این دادهها مثل یک ستاره در ذهن شروع میکند به درخشیدن و آنجاست که نویسنده میبیند نمیتواند از کنار آن راحت بگذرد و شروع میکند به فکر کردن و شاخ و برگ دادن به آن. زاویه دید، شخصیتهای اصلی و فرعی، پیرنگ داستان، وقایع، صحنه و مکان و زمان، همه اینها سیارههای آن ستارهاند که باید دور ایده اصلی بچرخند. اینجاست که به قدرت تخیل نیاز داریم. تخیل مثل یک مدار میآید و این منظومه را کامل میکند. اما آن لحظه که نویسنده مینشیند و نگارش را پیش میبرد، این منظومه شکل میگیرد.
وی با اشاره به آفت کمالگرایی در نویسندگی گفت: یکی از بزرگترین مشکلات نویسندگی، تله کمالگرایی است؛ یعنی فکر میکنیم چون هنوز نمیدانیم آن قسمت به این قسمت چگونه وصل میشود، نمیتوانیم بنویسیم. اما آن نوشتن است که این منظومه را میچرخاند و تا وقتی ننشینیم و ننویسیم، این ایده هیچوقت کامل نمیشود. آفت کمالگرایی و اهمالکاری، همه چیزهایی است که سراغ کسی میآید که ایده دارد. باید در لحظه کار کرد و انجام داد.
این نویسنده در پایان گفت: هر چقدر نویسنده زیباتر ببیند، نوشتش باورپذیرتر میشود. گاهی نوشتههایی میخوانید که میگویید قشنگ نوشته بود، ولی روح نداشت و کمی مکانیکی بود. من فکر میکنم این روح نداشتن یعنی نویسنده حضور نداشت، باور نداشت و به خودش اعتماد نداشت. روح نویسنده است که از میان کلمات به خواننده منتقل میشود و مطلب را دلنشین میکند.
ادبیات، هنر صنعتی نیست
مصطفی فعلهگری در این نشست با اشاره به صحبتهای سیفاللهی و صرافین درباره جایگزینی هوش مصنوعی با پدیدآورندگان گفت: بیش از ۲۰۰ سال است که این تهدید علیه آفرینندگان اثر ادبی و هنری در جهان معاصر مطرح میشود، ولی هرگز هیچ نیروی صنعتی و فنی در برابر روح بیکران انسانی نمیتواند مقاومت کند. یک رمان، یک نقاشی، یک پیکره، یک نمایشنامه و یک شعر زیبا را فقط یانیس ریتسوس، ناظم حکمت یا لئون تولستوی میتواند خلق کند. انبان اندوخته واژگان توسط یک گرایش یا داشته صنعتی، توان برابری با سوفکلس و دانته و حافظ و سعدی و فردوسی را نخواهد داشت.
وی افزود: بارها تهدید شد که تلویزیون آمده است سینما را حذف میکند، اما سینما حذف نشد. بارها گفته شد که اشباع تصویر در رسانهها جای نقاشی روی بوم را میگیرد، اما این اتفاق نیفتاد. یک نقاشی ساده روی بوم، بر ارزش مادی خود در جهان سرمایهداری، با درآمدهای کل یک ساعت یوتیوب برابری میکند. اگر این تهدید را جدی بگیرید، قطعاً هنوز جهان نویسندگی و جهان آفرینش اثر ادبی و هنری را درنیافتهاید. اثر هنری ابتدا در ناخودآگاه انسان دردمند به جوشش درمیآید و بعد به درون روح مخاطب میپاشد.
شاهد ازلی؛ روایتی از کشف و شهود عرفا
فائزه جنیدی در این نشست درباره کتاب «شاهد ازلی؛ کشف و شهود و رویا» گفت: این کتاب حاصل دو سال کار مداوم من است. در این کتاب کشفها، مشاهدهها و مکاشفههای عرفا و تمام آنچه از عالم غیب روایت میکنند، با ذکر تمام اصطلاحات گردآوری شده است. فصل رویا نیز در کتاب جایگاه ویژهای دارد و در آن، رویاهای صادقه عرفا و آنچه در این رویاها دیدهاند، بررسی شده است. فصلی نیز با عنوان «واقعه» در کتاب آمده که به دوران چلهنشینی مرید در خدمت شیخ و مشاهدات او اختصاص دارد.
محمود برآبادی نیز در این نشست دو داستان طنز درباره تلخ و شیرین نویسندگی خواند. در داستان اول، به مصائب شهرت و پیگیری خبرنگاران برای مصاحبه، انتظار دوستان و آشنایان برای هدیه گرفتن کتاب و... پرداخت و در داستان دوم، از شیرینیهای نویسندگی و ماجرای یک مقاله ادبی که منجر به ازدواجش شد، گفت. علی رزاقیبهار؛ مدیرمسئول ماهنامه فرهنگی «بارثاوا»، و احمد زیدآبادی؛ روزنامهنگار، نویسنده و تحلیلگر سیاسی، از دیگر حاضران این نشست نیز در این گردهمایی با حاضران سخن گفتند.
