زایندهرود با باران بهتنهایی زنده نمیشود؛ یک کارشناس منابع آبی میگوید احیای این رودخانه در گرو مهار برداشتها و پایاندادن به توسعه فراتر از ظرفیت منابع آب است.
زایندهرود سالهاست با جریانهای ناپایدار و دورههای پیاپی خشکی روبهروست؛ وضعیتی که نهتنها حیات این رودخانه، بلکه آینده تالاب گاوخونی، منابع آب زیرزمینی، کشاورزی و بخشی از میراث تاریخی اصفهان را تحت تأثیر قرار داده است.
۱۸ مهر بهعنوان روز نکوداشت زایندهرود، در پی نگرانی تشکلهای زیستمحیطی از سرنوشت این رودخانه مورد توجه قرار گرفت. پس از خشکشدن زایندهرود در سال ۱۳۷۹، فعالان محیط زیست در اصفهان و چهارمحالوبختیاری بر ضرورت حفاظت از آن تأکید کردند. در سال ۱۳۸۲ نیز تجمعی با شعار «زایندهرود را زنده، کامل و برای همیشه میخواهیم» برگزار شد؛ حرکتی که به تثبیت این مناسبت انجامید.
با این حال، زایندهرود را نمیتوان تنها مسئلهای مربوط به شهر اصفهان دانست. این رودخانه بخشی از سامانهای بههمپیوسته است که سرچشمهها، آبخوانها، اراضی کشاورزی، صنایع، سکونتگاهها و تالاب گاوخونی را به یکدیگر پیوند میدهد. بنابراین، هر تصمیم درباره تخصیص آب باید با در نظر گرفتن ظرفیت کل حوضه آبریز و نیازهای زیستمحیطی آن اتخاذ شود.
داریوش مختاری، کارشناس ارشد منابع آبی، در گفتوگو با ایسنا بر ضرورت بررسی ریشهای بحران زایندهرود تأکید میکند و معتقد است یکی از مسائل اساسی مدیریت آب، افزایش بارگذاری بر منابع محدود است؛ موضوعی که در بخشهای کشاورزی، صنعت و شهرسازی نمود پیدا میکند.
به گفته او، مسئله فقط کاهش بارندگی و خشکسالی نیست؛ بلکه باید مشخص شود در سالهای گذشته چه میزان فعالیت و مصرف جدید بر منابع آبی دشت اصفهان تحمیل شده و آیا منابع موجود توان پاسخگویی به این تقاضاها را داشتهاند یا خیر.
مختاری با اشاره به ارتباط آبهای زیرزمینی و جریان سطحی رودخانه توضیح میدهد که برداشت از چاههای واقع در دشت و محدوده پیرامونی رودخانه میتواند بر تبادل آب میان منابع زیرزمینی و جریان سطحی اثر بگذارد. در چنین شرایطی، افزایش برداشت از آبخوانها ممکن است فشار بر منابع آبی منطقه را تشدید کند.
این کارشناس همچنین بر ضرورت دسترسی به آمار دقیق تعداد چاهها، میزان برداشت و سهم مصرفکنندگان مختلف تأکید دارد. از نگاه او، بدون شناخت روشن از وضعیت منابع و مصارف، تعیین اولویتها و تدوین برنامهای مؤثر برای کنترل بحران امکانپذیر نیست.
توسعه نامتوازن شهر اصفهان، گسترش فعالیتهای صنعتی و افزایش سطح زیر کشت نیز از موضوعاتی است که به اعتقاد مختاری باید در ارزیابی بحران آب مورد توجه قرار گیرد. هرگونه توسعه جدید، پیش از اجرا، باید از نظر ظرفیت منابع آبی بررسی شود؛ زیرا افزایش تقاضا بدون توجه به محدودیتهای طبیعی، فشار بر منابع را بیشتر میکند.
مختاری با اشاره به سابقه تاریخی تقسیم آب زایندهرود، بر اهمیت رعایت حقوق بهرهبرداران و تناسب میان منابع موجود و میزان مصرف تأکید میکند. او با یادآوری نظام حقآبهای منسوب به شیخ بهایی در دوره صفویه، ضرورت شناخت دقیق منابع و تعیین سهم مصرفکنندگان را یادآور میشود.
از دیدگاه این کارشناس، مدیریت امروز زایندهرود نیز باید بر پایه اطلاعات دقیق درباره منابع آب، میزان برداشتها و نیازهای مختلف حوضه انجام شود. ظرفیت منابع آبی ثابت نیست و با شرایط اقلیمی، میزان بارش، وضعیت آبخوانها و ضرورت حفظ جریان زیستمحیطی تغییر میکند؛ بنابراین، برنامهریزی برای مصرف باید با این محدودیتها هماهنگ باشد.
یکی از راهکارهای مطرحشده برای کاهش فشار بر منابع، اصلاح مصرف آب در کشاورزی، صنعت و بخش خانگی است. با این حال، صرفهجویی زمانی به احیای رودخانه کمک میکند که آب آزادشده دوباره به افزایش سطح زیر کشت یا توسعه فعالیتهای پرمصرف اختصاص پیدا نکند و سهم مشخصی برای جریان رودخانه و نیازهای زیستمحیطی در نظر گرفته شود.
در سالهای گذشته، انتقال آب از حوضههای دیگر همواره یکی از راهکارهای مطرحشده برای تأمین نیازهای آبی اصفهان بوده است. با این حال، مختاری تأکید میکند که چنین طرحهایی باید با احتیاط و پس از ارزیابی پیامدهای زیستمحیطی و اجتماعی بررسی شوند.
انتقال آب، اگر بدون اصلاح الگوی مصرف و مدیریت تقاضا انجام شود، ممکن است بهجای حل ریشهای بحران، فشار بر منابع را از منطقهای به منطقه دیگر منتقل کند. از همین رو، تأمین منابع جدید باید در کنار کنترل برداشتها، بازنگری در الگوی توسعه و تعیین سهم محیط زیست از آب دنبال شود.
بحران زایندهرود همچنین با وضعیت آبخوانهای منطقه و مسئله فرونشست زمین ارتباط دارد. برداشت بیش از ظرفیت از منابع زیرزمینی میتواند پیامدهایی فراتر از کاهش آب در دسترس داشته باشد و زیرساختهای شهری، بناهای تاریخی و سکونتگاهها را نیز در معرض خطر قرار دهد.
مختاری توسعه گردشگری با حفظ بافت تاریخی اصفهان را یکی از ظرفیتهای ایجاد اشتغال و تقویت اقتصاد پایدار میداند؛ مسیری که میتواند در کنار مدیریت مصرف آب، به بازنگری در الگوی توسعه منطقه کمک کند. با این حال، بهرهگیری از چنین ظرفیتهایی نیز باید متناسب با محدودیتهای منابع طبیعی باشد.
پرسش اصلی در روز نکوداشت زایندهرود این است که آیا میتوان دوباره شاهد جریان پایدار آب در این رودخانه بود؟ پاسخ به این پرسش، تنها به میزان بارندگی در یک فصل یا اجرای یک طرح انتقال آب وابسته نیست. احیای پایدار به مجموعهای از تصمیمهای هماهنگ درباره مصرف، برداشت، توسعه و حفاظت از محیط زیست نیاز دارد.
زایندهرود را نمیتوان جدا از سرچشمهها، آبخوانها، کشاورزی، صنعت، شهر اصفهان و تالاب گاوخونی مدیریت کرد. به همین دلیل، همکاری میان استانهای واقع در حوضه آبریز، رعایت حقوق بهرهبرداران، کنترل برداشتهای غیرمجاز و تعیین سهم محیط زیست از منابع آب، از موضوعات کلیدی در مسیر احیاست.
در کنار این اقدامات، انتشار آمار شفاف درباره منابع و مصارف، ارزیابی مستمر طرحهای آبی و مشخصکردن مسئولیت دستگاههای مرتبط میتواند امکان سنجش میزان پیشرفت برنامهها را فراهم کند. بدون اهداف روشن و شاخصهای قابل ارزیابی، خطر آن وجود دارد که هر سال نگرانیها درباره خشکی رودخانه تکرار شود، بیآنکه تغییر مؤثری در مدیریت منابع رخ دهد.
۱۸ مهر فرصتی برای یادآوری اهمیت زایندهرود است؛ اما زندهماندن این رودخانه به یک مناسبت تقویمی محدود نمیشود. مسئله اصلی این است که آیا میزان مصرف و مسیر توسعه منطقه با ظرفیت واقعی منابع آب هماهنگ خواهد شد یا همچنان از رودخانهای با منابع محدود، انتظار تأمین تقاضاهای روزافزون را خواهیم داشت؟
