حوزه/ پس از پنج ماه تجاوز آمریکا و اسرائیل، اراده ملی ایران در برابر فشار نظامی، اقتصادی و رسانه‌ای شکسته نشده است. ادعای نابودی توان دفاعی ایران ابزار جنگ روانی است، در حالی که پاسخ‌های منطقه‌ای جبهه مقاومت و کانال‌های دیپلماتیک مستقل، فرصتی راهبردی برای تثبیت حقوق ملی ایران فراهم می‌کند.

خبرگزاری حوزه | نزدیک به پنج ماه پس از آغاز تجاوز آشکار هماهنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران، دشمن هنوز نتوانسته اراده‌ی ملی کشور را در برابر تجاوز درهم بشکند. رئیس‌جمهور آمریکا هرچند بار دیگر دشمنان ایران را به «آمادگی کامل» تهدید کرده، اما به گزارش رسانه‌های بین‌المللی خود تصریح کرده که مذاکره با تهران همچنان در جریان است و حمله‌ی گسترده شاید ضرورتی نداشته باشد؛ اعترافی ضمنی به بن‌بست راهبردی که دشمن در آن گرفتار آمده است. وزیر امور خارجه‌ی کشورمان،سید عباس عراقچی، در پاسخ به این تهدیدها بار دیگر بر عدم تسلیم ملت ایران در برابر فشار تأکید کرده است. این یادداشت می‌کوشد میدان‌های به‌هم‌پیوسته‌ی این نبرد تحمیلی، یعنی میدان دفاعی، میدان اقتصاد مقاومتی، میدان دیپلماسی فعال، و میدان بیداری اجتماعی را از منظر امر ملی بازخوانی کند.

به گزارش رسانه‌های غربی، پس از فروپاشی تفاهم‌نامه‌ی اخیر، تجاوز هوایی آمریکا علیه خاک ایران تا سیزده شب پیاپی تداوم یافت؛ تجاوزی که پدافند هوایی و آفند استراتژیک کشور در برابر آن با آمادگی تقریبا کامل ایستادگی کرد. باید توجه داشت که برای نخستین‌بار در دو هفته اخیر، فرماندهی مرکزی آمریکا در روز جمعه از اعلام حمله‌ی تازه بازماند؛ نشانه‌ای که می‌تواند حاکی از فرسایش توان تهاجمی دشمن یا محاسبه‌ی مجدد آمریکا پیش از تعمیق مخاصمه باشد.

در همین بازه، پاسخ مشروع جبهه‌ی مقاومت از مرزهای جغرافیای سیاسی جمهوری اسلامی ایران فراتر رفت. پهپادهایی از خانواده شاهد و فطرس ،مواضع نیروهای اشغالگر آمریکایی در اربیل،سلیمانیه،کویت،اردن و تقریبا تمامی اراضی پایگاه های ایالات متحده امریکا را هدف قرار دادند و نیروهای مقاومت یمن، در اقدامی مستقل، کشتی‌های وابسته به رژیم‌های همسو با تجاوز را در دریای سرخ هدف گرفتند. این گستردگی جغرافیایی پاسخ مقاومت نشان می‌دهد که جبهه‌ی حامیان انقلاب اسلامی،آرمان فلسطین و استقلال منطقه، به رغم فشار بی‌سابقه، همچنان فعال و هماهنگ عمل می‌کند.

درباره‌ی ادعای رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر نابودی کامل توان دریایی و هوایی کشور، باید با هوشیاری برخورد کرد. این گزاره از زبان طرفی مطرح شده که به بزرگ‌نمایی دستاورد نظامی خود برای مصارف تبلیغاتی داخلی نیاز مبرم دارد و هیچ منبع نظامی مستقلی حتی وزارت جنگ ایالات متحده آن را تأیید نکرده است. آنچه شواهد میدانی، از جمله تداوم عملیات پهپادی و پاسخ‌های منطقه‌ای جبهه‌ی مقاومت، نشان می‌دهد آن است که ظرفیت بازدارندگی و آسیب‌رسانی نامتقارن ایران و متحدان آن،حتی پس از هفت اکتبر همچنان فعال است و میتوان از ان به عنوان سرمایه اندوخته استراتزیک هم نام برد.

دشمن، در کنار تجاوز نظامی، جنگ اقتصادی تمام‌عیاری نیز علیه ملت ایران به راه انداخته است. به ادعای نهادهای پژوهشی وابسته به رژیم‌های متخاصم، محاصره‌ی دریایی آمریکا موجب افت چشمگیر صادرات نفت کشور در بهار امسال شده است؛ ادعایی که با توجه به منشأ آن باید با ملاحظه خوانده شود، اما بی‌تردید نشان‌دهنده‌ی شدت فشار اقتصادی تحمیل‌شده بر کشور است. همین منابع مدعی‌اند نرخ برابری ریال در برابر دلار در بازار غیررسمی طی بهار امسال با افتی محسوس روبه‌رو بوده، هرچند ارقام گزارش‌شده از سوی منابع مختلف غربی با یکدیگر همخوانی و همپوشانی ندارد و نمی‌توان به هیچ‌کدام به‌طور قطعی استناد کرد.

صندوق بین‌المللی پول، نهادی که همواره در چارچوب رویکردهای غربی به اقتصاد ایران ارزیابی خود را ارائه کرده، در گزارشی افت تولید ناخالص داخلی و افزایش تورم کشور را در سال جاری پیش‌بینی کرده است. با این‌همه، به گفته‌ی برخی کارشناسان اقتصادی ظاهرا مستقل، از جمله در گزارش‌های تحلیلی غربی که به‌اجبار به آن اشاره می‌شود، اقتصاد ایران پس از چهار دهه تجربه‌ی مقاومت در برابر تحریم، از ظرفیت انطباق و دوام برخوردار است؛ ظرفیتی که با اقتصادهای فاقد چنین سابقه‌ای قابل مقایسه نیست و در صورت رفع تحریم‌های ظالمانه، می‌تواند به‌سرعت به مسیر رشد بازگردد.

آنچه در این میان باید بر آن تأکید کرد، نقش سیاست‌های راهبردی نگاه به شرق و تعمیق همکاری با شرکای اقتصادی مستقل کشور، به‌ویژه در حوزه‌ی انرژی، در کاهش اثر تحریم‌های یک‌جانبه‌ی غرب است؛ سیاستی که مسیر خنثی‌سازی جنگ اقتصادی دشمن را برای کشور هموار می‌سازد.

دیپلماسی فعال جمهوری اسلامی ایران، حتی در بحبوحه‌ی تجاوز نظامی، هرگز متوقف نشده است. جمهوری اسلامی پاکستان، به‌عنوان کشوری در ظاهر دوست و همسو با آرمان‌های مستقل منطقه، از اسفندماه گذشته میزبانی مذاکرات میان تهران و واشنگتن را بر عهده گرفت و در نهایت زمینه‌ساز آتش‌بس فروردین‌ماه شد. سلطنت عمان نیز پیش از آغاز تجاوز، میزبان نخستین دورهای گفت‌وگوی غیرمستقیم بود؛ گفت‌وگویی که وزیر امور خارجه‌ی کشورمان آن را آغازی خوب توصیف کرده بود اما پس از فروپاشی تفاهم‌نامه‌ی تیرماه، عراقچی با هوشیاری ، در تماس‌های جداگانه با همتایان خود در ترکیه، عمان و عربستان بر ضرورت بهره‌گیری کامل از ظرفیت دیپلماتیک تأکید کرد و سپس شخصاً برای رایزنی درباره‌ی حق حاکمیت ایران بر تنگه‌ی هرمز به مسقط سفر کرد. شایان ذکر است که در تمامی این مذاکرات، ایران به‌درستی بر حق مشروع خود در اِعمال نظارت و اخذ عوارض بر تردد کشتیرانی در آب‌های تحت حاکمیت و صلاحیت خود پافشاری کرده است؛ حقی که آمریکا، در تداوم رویکرد سلطه‌جویانه‌ی خود، همچنان از پذیرش آن سر باز می‌زند.البته عدم مشارکت مستقیم رژیم صهیونیستی در مذاکرات با میانجی‌گری پاکستان، با وجود مشارکت فعال و آشکار آن در تجاوز نظامی؛ باعث ایجاد شکافی شد که نشان می‌دهد حتی متحد اصلی آمریکا در این ماجراجویی نیز از اعتماد کامل واشنگتن برای حضور در میز دیپلماسی برخوردار نیست. این وضعیت، فرصتی راهبردی برای دستگاه دیپلماسی کشور فراهم می‌آورد تا طهران با بهره‌گیری از دو کانال میانجی‌گری مستقل، ابتکار عمل را در دست خود نگاه دارد.

دشمن، در کنار تجاوز نظامی و اقتصادی، تلاش کرد از نارضایتی‌های معیشتی ناشی از فشار تحریم برای ایجاد ناآرامی اجتماعی در زمستان گذشته بهره‌برداری سیاسی کند. اعتراضاتی که با انگیزه‌های صنفی و معیشتی آغاز شد، هدف تبلیغات رسانه‌ای گسترده‌ی دشمن برای بزرگ‌نمایی و القای بحران مشروعیت قرار گرفت؛ روایتی که با واقعیت انسجام ملی در برابر تجاوز خارجی همخوانی ندارد. با این‌همه، لازم است دستگاه‌های اجرایی کشور با تدابیر معیشتی مؤثر، از سوءاستفاده‌ی دشمن از فشارهای اقتصادی جلوگیری کنند.

در سطح منطقه‌ای نیز، رسانه‌های غربی مدعی‌اند شبکه‌ی حامیان منطقه‌ای جبهه‌ی مقاومت با فروپاشی حکومت متحد سوریه در سال ۲۰۲۴ دستخوش تحول شده است. با این‌همه، همکاری راهبردی پایدار با شرکای شرقی، به‌ویژه جمهوری خلق چین که همچنان بخش عمده‌ی نفت صادراتی کشور را خریداری می‌کند، نشان می‌دهد سیاست نگاه به شرق، به‌عنوان ستون اصلی دیپلماسی اقتصادی کشور، از استحکام لازم برخوردار است.

آنچه در این پنج ماه گذشت، از منظر امر ملی، در چهار گزاره خلاصه می‌شود:

نخست، فشار دشمن بر معیشت مردم واقعی و سنگین است، اما هدف نهایی آن، یعنی وادار کردن ایران به تسلیم کامل، محقق نشده و با تکیه بر ظرفیت اقتصاد مقاومتی و سیاست نگاه به شرق، محقق نخواهد شد.

دوم، ادعای آمریکا درباره‌ی نابودی توان دفاعی ایران را باید ابزار جنگ روانی دانست، نه واقعیت میدانی؛ تداوم عملیات جبهه‌ی مقاومت در منطقه، خلاف این ادعا را ثابت می‌کند.

سوم، ناتوانی آمریکا در اجماع‌سازی میان متحدان اروپایی یعنی پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) و نفت فروشان عربی خود، دستاورد راهبردی مهمی برای دیپلماسی فعال ایران به شمار می‌رود که باید با تدبیر بیشتری تعمیق یابد.

چهارم، وجود دو کانال میانجی‌گری مستقل از رژیم صهیونیستی، فرصتی است که دستگاه دیپلماسی کشور باید با هوشیاری کامل از آن در جهت تثبیت حقوق ملی، به‌ویژه حاکمیت بر تنگه‌ی هرمز، بهره‌برداری کند.

سیزده شب پایداری در برابر تجاوز هوایی، تداوم پاسخ مشروع جبهه‌ی مقاومت در سطح منطقه، و حفظ کانال‌های دیپلماتیک مستقل، تصویری از ملتی می‌سازند که به رغم سنگین‌ترین فشار تاریخ معاصر خود، نه تسلیم شده و نه از اراده‌ی استقلال‌طلبانه‌ی خویش عقب نشسته است. آینده‌ی این پرونده در گرو هوشیاری جمعی مردم در میدان، تداوم دیپلماسی فعال، و پایبندی به اقتصاد مقاومتی و تاب آوری جمعی خواهد بود؛ مسیری که تمدن بزرگ ایران، در طول تاریخ خود، بارها با اقتدار پیموده است.

سید محمد حسین داورپناه شهری