ایلام - ایرنا - در پهنه گرم «دشت عباس» دهلران، جایی که راه طولانی به روستای مرزی «سمانه» میرسد، آموزگار جوان آبدانانی کلاس چندپایه مدرسه را همچون نمایشی از امید کارگردانی میکند، معلمی که رنج شش ساعت موتورسواری و تنهایی شبهای مدرسه را به جان خریده تا هیچ کودکی در این نقطه مرزی از کاروان دانش جا نماند.
به گزارش خبرنگار ایرنا، در دور دستهای دشتعباس آنجا که فاصله گاه از جنس کیلومتر نیست و با محرومیت و دشواری سنجیده میشود، آموزگاری جوان هر روز راهی طولانی را پشت سر میگذارد تا چراغ دانایی در دبستان روستای مرزی سمانه روشن بماند، پیام امری معلم آبدانانی با شش ساعت رفتوآمد با موتورسیکلت و شبهایی که در مدرسه میگذراند به ۲۷ دانشآموز آموخته است که دوری راه نمیتواند میان کودکی و رؤیای آینده دیوار بکشد.
هنوز گرمای دشتعباس از تن زمین کنار نرفته که راه آبدانان تا روستای سمانه پیش روی پیام امری قرار میگیرد، پیمودن این مسیر ۱۸۰ کیلومتری آن هم با موتورسیکلت ساعتها زمان میبرد، اما برای این آموزگار جوان مقصد از دشواری راه مهمتر است.
وی هر صبح میرود تا چشمهای منتظر کودکان کلاسش با آمدن معلم روشن شود، امری تنها دو سال سابقه خدمت دارد اما در همین مدت کوتاه معنای معلمی را فراتر از حضور در کلاس و تدریس کتابها تجربه کرده است.
او در دبستان قائم روستای سمانه واقع در بخش موسیان شهرستان دهلران، آموزش دانشآموزان شش پایه ابتدایی را بر عهده دارد، مدرسهای که در آن تفاوت پایههای تحصیلی، محدودیت امکانات و دوری از شهر مسئولیت آموزگار را سنگینتر میکند.
امری با هزینه شخصی و یاری چند نفر از دوستانش، کلاس را به پرتوافکن (ویدئو پروژکتور) مجهز کرد تا دانشآموزان عربزبان این دیار، پیچیدهترین مفاهیم را در قاب تصویر بهتر درک کنند.
برای او حقوق معلمی نه به عنوان تأمین نیازهای شخصی که برای برپایی جشن یادگیری در این نقطه دورافتاده مرزی هزینه شد، در این روستای کوچک، پیام امری وظیفهای فراتر از آموزگاری دارد، او برای اهالی برادری دلسوز و برای دانشآموزان مربی و همراهی همیشگی است.
این پیوند قلبی میان او و مردم روستای سمانه، مرزهای رسمی معلم و شاگردی را تغییر داده است، رابطهای که در هیچ بخشنامه یا شیوه نامهای تعریف نشده و در عمق نگاه کودکان و اعتماد اهالی ریشه دوانده است.
حالا کلاس درس روستای سمانه، شاهد قصهای است که در آن، یک معلم با ارادهای پولادین، مدرسه را به خانه دوم خود و دانشآموزانش را به اعضای خانوادهاش تبدیل کرده است.
این مدیرآموزگار که دو سال پیشینه خدمت دارد، در دبستان «قائم» سمانه سکاندار آموزش ۲۷ دانشآموز از شش پایه ابتدایی است و مسئولیت تدریس پایههای چهارم، پنجم و ششم را به دوش میکشد.
داستان فداکاری در آموزش و پرورش استان ایلام همواره با نام آموزگارانی گره خورده است که فراتر از چارچوبهای اداری، جان و مال خود را وقف روشنایی بخشیدن به آینده کودکان این دیار کردهاند.
حضور امری در روستای سمانه به زمان رسمی آموزش محدود نمیشود، او شبها نیز در همان کلاسهای درس بیتوته میکند و برای جبران عقبماندگی درسی پایههای گوناگون، روزها در دو نوبت پیاپی ردای آموزش بر تن میکند.
صبوری و همنشینی مداوم این آموزگار با مردم، در کمتر از یک سال از او فرزندی دلسوز برای خانوادههای روستا ساخته است تا جایی که اهالی سمانه مدرسه را کانون مهر و آموزگار را عضوی از خانواده خود میدانند.
پنجرهای رو به جهان
دانشآموزان روستای مرزی سمانه عربزبان هستند و آموزش مفاهیم انتزاعی کتابهای درسی به دانشآموزان روستا که کمتر با دنیای فناوری سروکار دارند، برای این معلم ایلامی چالشبرانگیز بود.
او که نمیخواست محدودیتهای آموزشی مانع یادگیری شاگردانش شود، با هزینه شخصی و همراهی دوستانش، یک دستگاه پرتوافکن(ویدئو پروژکتور) تهیه کرد تا کلاس را به پنجرهای رو به جهان تبدیل کند.
«امری» در توصیف دلیل این اقدام خیرخواهانه، نگاه متفاوتی دارد، او با لبخندی که از رضایت درونیاش نشان دارد، در گفت و گو با خبرنگار ایرنا، گفت: چند بار فیلم مستند متناسب با سرفصل کتابهای درسی را با گوشی برای دانشآموزان پخش کردم، متوجه شدم که با دیدن یک فیلم آموزشی یا یک مستند علمی، چشمانشان از اشتیاق برق میزند و به این فکر افتادم که یک دستگاه پرتوافکن(ویدئو پروژکتور) برای کلاس تهیه کنم.
این معلم اهل آبدانان یادآور شد: تختهسیاه برای کشف دنیای این کودکان کافی نبود و لحظهای در خرید این دستگاه تردید نکردم، با خودم گفتم که حقوق معلمی برای تأمین نیازهای آموزشی کودکان این روستا، بهترین جای خرجشدن است.
این اقدام داوطلبانه، تنها یک خرید ساده نبود که پلی بود که دنیای دانشآموزان روستای سمانه را به مفاهیم پیچیده علمی گره زد و اشتیاق آنها را برای یادگیری دوچندان کرد.
امری افزود: با ورود این دستگاه به کلاس، مدرسه دیگر فضای تکرار طوطیوار درسها نبود و حالا به نظرم کلاس به آزمایشگاه، سینما و پنجرهای رو به سرزمینهای دور تبدیل شده است.
او ادامه داد: انگیزه کودکان برای حضور در کلاس چند برابر شده و نتایج نشان میدهد که اگر فناوری و ابزار کمکآموزشی در اختیار دانشآموزان باشد، یادگیریشان عمیقتر و به طور قطع استعداد آنان شکوفا خواهد شد.
در دبستان قائم روستای سمانه، چالش آموزشی فقط در مسیر طولانی رسیدن به مدرسه خلاصه نمیشود، کلاسهای چندپایه، اصلیترین میدان هنرنمایی «پیام امری» است.
او باید مدیریت سه پایه تحصیلی چهارم، پنجم و ششم را همزمان بر عهده داشته باشد، وضعیتی که او آن را به یک هنر دقیق تشبیه میکند.
امری، این چالش را به فرصت همکاری بدل کرده است، به طوری که شاگردان کلاس ششم، آموزگار کوچک پایههای چهارم میشوند، این روش تدریس، افزون بر آموزش، کار تیمی را نیز به کودکان میآموزد.
وی در این باره گفت: تدریس به سه پایه در یک کلاس مثل کارگردانی همزمان سه تئاتر مختلف است، من باید برای هر پایه برنامهریزی جداگانه داشته باشم و همزمان کلاس را مدیریت کنم.
این معلم جوان ایلامی افزود: این کار سخت است اما وقتی میبینم بچههای کلاس ششم به بچههای کلاس چهارم کمک میکنند، میبینم که این چالش به یک فرصت برای یادگیری کار تیمی تبدیل شده است.
او اظهار کرد: برای غلبه بر محدودیتهای آموزشی و تسهیلِ درکِ مفاهیم پیچیده برای دانشآموزانِ عربزبان، با هزینه شخصی و همراهیِ دوستانش، کلاس را به ویدئو پروژکتور مجهز کرده تا دریچهای نو به دنیای آموزش باز کند.
«پیام امری» در این روستا غریبه نیست، او در زنگهای تفریح همبازی و در هنگام سختی، حامی کودکان این روستا است.
این پیوند قلبی زمانی آشکار شد که اهالی روستا در پی درگذشت پدربزرگ وی، رنج راه طولانی تا آبدانان را بر خود هموار کردند و در آیین خاکسپاری او حاضر شدند.
دلبستگی مردم و اصرار آنان در تابستان امسال برای ماندگاری او، بازتاب عشقی است که وی به فرزندان آنان پیشکش کرده است.
او میگوید: مدرسه خانه من و این کودکان، خواهر و برادران کوچک من هستند.
سفر ۶ ساعته با موتور
امری هفتهای دو تا چهار بار مسیر ۱۸۰ کیلومتری آبدانان تا روستای سمانه را با موتور طی میکند، سفری که سه ساعت رفت و سه ساعت برگشت زمان میبرد.
این مسافت اگرچه طولانی و توانفرسا است، اما مانع پیوند عمیق او با دانشآموزانش نشده است.
این معلم ایلامی برای آن که فرصت آموزش را به هیچ بهانهای از دست ندهد، رنج دوری از خانه و خانواده را به جان خریده و برای مدیریت کلاسها و همراهی با اهالی، در روستا بیتوته میکند.
او درباره تنهایی خودخواسته و دلایلش گفت: ماندن در روستا سختیهای خودش را دارد، دوری از خانواده، نبود امکانات رفاهی و گاهی تنهایی در شبهای سرد، اما وقتی صبحِ فردا لبخند بچهها را میبینم، همه سختیها فراموش میشود.
امری بیان کرد: انگیزه من برای تدریس در دو نوبت یا وقت گذاشتن بیشتر، فقط عشق است، من میدانم اگر الان وقت نگذارم، این بچهها ممکن است از تحصیل باز بمانند یا فرصتهای طلایی زندگیشان را از دست بدهند و این موضوع برای من یک تعهد اخلاقی ایجاد کرده است.
این آموزگار اهل آبدانان در ادامه، خواستار توجه ویژه مسئولان به دانشآموزان این روستای محروم شد.
امری در بخش دیگری از گفت و گو، نگاهی فراتر از «گچ و تخته» دارد و معتقد است تکیه صرف به همت فردی معلمان، ضامن عدالت آموزشی در درازمدت نیست.
او با تأکید بر ضرورت حمایتهای ساختاری از مناطق کمبرخوردار، افزود: ما فراتر از یک وسیله آموزشی به تداوم توجه نیاز داریم، دانشآموزان اینجا به کتابخانهای مجهز، تجهیزات ورزشی و فضایی استاندارد از جمله چمن مصنوعی - نیاز مبرم دارند.
امری ادامه داد: اما مهمتر از همه اینها، موضوع حمایت برای ورود به مقاطع بالاتر تحصیلی است، خواسته من از مسئولان این است که روستای سمانه را در نقشههای آموزشی فراموش نکنند، چرا که آینده این بچهها، سرمایه اصلی این استان است.
وی بیان کرد: مسئولان باید با پیشبینی بستههای حمایتی یا ایجاد مسیرهای امن و در دسترس برای مقطع متوسطه، اجازه ندهند کوششهای سالهای ابتدایی این کودکان هدر برود.
این معلم ایلامی در واقع تأکید دارد که این روستا نباید در نقشههای آموزشی نادیده گرفته شود.
او در پایان، سخنی با همکاران خود در سراسر کشور داشت، سخنی که نشان از عمق تعهد این آموزگار است.
امری افزود: حرف آخر من به همکارانم در سراسر کشور این است که ما معلمان، معماران امید در نقاط دورافتاده هستیم، شاید حقوق ما کافی نباشد، اما لبخند موفقیت یک کودک روستایی که با کمک ما راهش را پیدا می کند، با هیچ ثروتی در دنیا قابل معامله نیست.
این آموزگار اهل آبدانان یادآور شد: روستای سمانه برای من فقط یک روستا نیست، مکتبی برای آموختن معنای واقعی زندگی است.
امری، مسیر دشوارِ خدمت در روستای سمانه را بییاری همراهانش میسر نمیداند، او از حمایتهای «اکرمی» رئیس آموزش و پرورش موسیان، خانم «دوستی» معاون دلسوز اداره و همیارانی همچون «فرشاد مومنی»، «امید فتحی»، «سید محمد موسوی» و «سید جاسم سلمان نجات» که در این راه پرفراز و نشیب، دستگیر او بودهاند، سپاسگزاری کرد.
حالا دبستان قائم روستای سمانه، با تدبیر این معلم ایلامی و همراهی اهالی، به کانونی برای جوشش امید تبدیل شده است، کانونی که چشمانتظار نگاه ویژه مسئولان است تا مسیر شکوفایی استعدادهای نهفته در این روستا، هموارتر شود.
روستای «سمانه» از توابع دهستان ابوغویر بخش دشتعباس شهرستان دهلران، در فاصله ۳۵ کیلومتری مرکز دشتعباس قرار دارد، نقطهای مرزی که بر پایه سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵ نزدیک به ۱۶۵ نفر در قالب ۳۵ خانوار در آن سکونت دارند.
این دیار در دوران هشت سال جنگ تحمیلی به سبب هممرزی با خاک عراق، زیر تاختوتاز نیروهای بعثی رفت و بخشهای گستردهای از پهنه آن به میدانهای انبوه مین تبدیل شد.
با پایمردی و جانبازی رزمندگان میهن، روستای عرب زبان سمانه از چنگال دشمن رهایی یافت و در سالهای گذشته نیز با پاکسازی بیشتر این گستره از مینها و گلولههای برجامانده از جنگ، نبض زندگی بار دیگر در این گوشه از نوار مرزی تپیدن گرفت.
