حوزه / جایزه میلیاردی مجری وهابی برای یافتن یک تکروایت صحیح درباره شهادت حضرت زهرا (س)، ناشی از ناآگاهی یا تحریف در روششناسی علم تاریخ است؛ چراکه اعتبار وقایع بزرگ تاریخی بهویژه با وجود سانسور سیاسی نه با تکیه بر یک «تکسند رجالی»، بلکه از طریق «تجمیع قرائن و شواهد متقاطع» اثبات میشود.
خبرگزاری حوزه | اخیرا در ایام منسوب به شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها مجری یکی از شبکههای وهابی ادعا کرده است که اگر کسی بتواند تنها یک روایت با سند صحیح درباره شهادت آن بانوی بزرگ بیاورد، یک ماشین چند ده میلیاردی به او جایزه میدهد!
برای کسانی که با علم تاریخ بیگانه هستند، این پیشنهاد ممکن است یک چالش علمی و منصفانه به نظر برسد؛ اما برای پژوهشگران و آشنایان با «فلسفه تاریخ» و «روششناسی تاریخی»، این ادعا چیزی جز «مغالطه تکروایت» نیست. چرا؟
۱. تاریخ، علم «تجمیع قرائن» است، نه علم «تکگزارهها»
در روششناسی تاریخ، ما برای اثبات کلانوقایع (بهویژه وقایعی که قدرتهای سیاسی وقت در سانسور آن نقش داشتهاند) هرگز به دنبال یک تکروایت بینقص نمیگردیم. آر. جی. کالینگوود، فیلسوف نامدار تاریخ، در کتاب ایده تاریخ میگوید مورخ حرفهای مانند یک کارآگاه عمل میکند. کارآگاه برای اثبات یک واقعه، منتظر یک شاهد عینی بینقص نمیماند، بلکه از تجمیع دهها سرنخ خرد، به یک تبیین اطمینانآور میرسد. به همین ترتیب، مارک بلوخ، از بنیانگذاران مکتب تاریخنگاری آنال در کتاب پیشه مورخ تاکید میکند که اعتبار تاریخی از «تقاطع شواهد مستقل» (Convergence of independent testimonies) به دست میآید. وقتی راویان و نشانههای مختلف با انگیزههای متفاوت به یک واقعه اشاره دارند، آن واقعه ثابت میشود؛ حتی اگر تکتک آن نشانهها به تنهایی ضعفهایی داشته باشند.
۲. هشدار ابنخلدون درباره تقلیل تاریخ به سندشناسی صرف
در سنت اسلامی ابن خلدون در مقدمه از مورخانی که تاریخ را صرفاً به بررسی زنجیره راویان (سند روایات) تقلیل میدهند و از قرائن خارجی، شرایط اجتماعی و تحلیل شبکه وقایع غافل میشوند، انتقاد میکند. از نگاه او، سنجش وقایع تاریخی صرفاً با متر و معیار علم رجال، یک خطای روششناختی بزرگ است که باعث کجفهمی در تاریخ میشود.
۳. استنتاج بهترین تبیین (Inference to the Best Explanation)
سی. بهان مککالا در کتاب توجیه توصیفات تاریخی ثابت میکند که وقایع تاریخی بر اساس تئوری «مورد انباشتی» (Cumulative Case) تأیید میشوند. یعنی مجموعهای از روایات جزئی، شواهد جانبی، پیامدهای بعدی و شرایط سیاسی، وقتی کنار هم قرار میگیرند (تجمیع ظنون)، شبکهای از شواهد میسازند که انکار واقعه را نامعقول میکند. اگر قرار باشد تاریخ را با فیلتر «تکروایتهای صددرصد صحیح رجالی» بسنجیم، بخش اعظم تاریخ بشریت از اعتبار ساقط میشود.
مخلص کلام اینکه شهادت حضرت زهرا (س) و هجوم به خانه ایشان، متکی به یک تکروایت نیست که با تضعیف سند آن، کل واقعه هوا شود. این واقعه در لابهلای دهها نقل در کتب شیعه و اهل سنت، خطبههای بهجامانده، نامههای تاریخی، دفن شبانه، قبر مخفی، و فضای ملتهب سیاسی آن روز، چنان تواتر معنوی و تجمیع شواهدی ایجاد کرده است که با هیچ جایزه میلیاردی و مغالطه روششناختی نمیتوان آن را از حافظه تاریخ پاک کرد. کتاب مأساة الزهراء از سیدجعفر مرتضی عاملی را میتوان به عنوان نمونهای برای تبیین این واقعیت تاریخی با توجه به شواهد و قرائن معرفی کرد.
رضا پور اسماعیل
