تهران-ایرنا- هم‌زمان با تشدید دور تازه درگیری‌ها در یمن و ازسرگیری ادعاهای برخی پایتخت‌های عربی، واشنگتن و تل‌آویو درباره نقش تهران در هدایت عملیات انصارالله، دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران ضمن رد روایت‌سازی «جنگ نیابتی»، آمادگی خود را برای به‌کارگیری مساعی جمیله و میانجی‌گری سیاسی جهت پایان دادن به بحران و توقف درگیری میان دو کشور مسلمان اعلام کرد.

به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، تحولات میدانی شبه‌جزیره عربستان بار دیگر وارد مرحله‌ای پرشتاب و پرمخاطره شده‌است. بیش از یک دهه محاصره همه‌جانبه یمن از سوی ائتلاف تحت رهبری عربستان سعودی، با پاسخ‌های بازدارنده و متقابل نیروهای مسلح یمن روبه‌رو شده است. با این حال، سناریوی ساختگی همیشگی در قبال هرگونه تحول در صحنه نبرد یمن، بازتولید کلیدواژه تکراری «جنگ نیابتی» و انتساب مستقیم تصمیمات نظامی صنعا به جمهوری اسلامی ایران است؛ فرافکنی هدفمندی که به‌ویژه در بستر تجاوز نظامی ۸ ماهه آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران، در پی جابه‌جایی مقصر بحران و نادیده گرفتن ریشه‌های تاریخی و بومی منازعه یمن است.

تهران این اتهام‌ها را رد کرده و تأکید می‌کند که انصارالله و گروه‌های یمنی بازیگرانی مستقل‌اند که بر پایه منافع ملی و مشروعیت خود تصمیم می‌گیرند. در همین حال، تحلیل‌های مستقل نیز نشان می‌دهند که حوثی‌ها رهبری، منافع، ایدئولوژی و محاسبات میدانی مستقل دارند و ایران، حتی در صورت حمایت از آنان، لزوماً توان «خاموش و روشن کردن» این جنبش یا صدور فرمان عملیاتی به آن را ندارد.

نیروهای یمنی ماه گذشته اعلام کردند که سیاست محاصره در مقابل محاصره را در پیش گرفته‌اند و مادامی که محاصره بنادر شرق یمن از سوی ائتلاف تحت رهبری عربستان سعودی کاملا برطرف نشود، نیروهای یمنی نیز اجازه تجارت دریایی عربستان سعودی از طریق دریای سرخ را نخواهند داد. این نیروها در عین حال اعلام کردند که هرگونه حمله عربستان را با واکنش‌های متقابل پاسخ خواهند داد.

پس از اعلام سیاست محاصره در برابر محاصره، نیروهای انصارالله یمن در پیشروی برق‌آسا علاوه بر تکمیل محاصره شهر تعز و پیشروی در استان مارب به سمت غرب، توانستند در سواحل باب‌المندب پیشروی کنند و بندر استراتژیک مخا و جزیره پریم را فتح کنند.

بلافاصله بعد از پیشروی انصارالله، از هفته گذشته پادشاهی عربستان سعودی با همکاری شورای ریاستی یمن در ریاض اعلام کردند که عملیاتی مشترک به نام «سپیده‌دم یمن» برای شکست انصارالله و بازپسگیری یمن را آغاز کرده‌اند. این عملیات با بمباران گسترده شهرهای یمن پیگیری شد که باعث پاسخ‌های موشکی یمن به نقاط مختلف عربستان سعودی از جمله فرودگاه‌ها و تاسیسات نفتی شد.

آمادگی تهران برای تسهیل‌گری برای پایان جنگ یمن

در میانه تشدید درگیری‌ها، تهران بار دیگر بر مسیر سیاسی و گفت‌وگو تأکید کرده است. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در نشست هفتگی با خبرنگاران دوشنبه ۲۰ مهر اعلام کرد ایران «آماده کمک به حل‌وفصل بحران یمن از طریق گفت‌وگو» است و از «مساعی جمیله خود برای کمک به گفت‌وگو میان طرفین» استفاده خواهد کرد. او با ابراز نگرانی از تحولات شبه‌جزیره عربستان گفت تداوم و تشدید تنش «صرفاً موجب بهره‌برداری رژیم صهیونیستی در منطقه خواهد شد» و افزود: «اصلاً نمی‌پسندیم که میان دو کشور اسلامی، آتش و جنگ تداوم داشته باشد.»

بقائی همچنین به توافق و نقشه راه پیشین میان یمنی‌ها و عربستان اشاره کرد و گفت تهران «از اجرای هر آنچه طرفین با یکدیگر بر سر آن توافق کرده‌اند، حمایت می‌کند.» او یادآور شد که حمله به فرودگاه صنعا در ۲۲ تیرماه از دید تهران می‌توانست به تشدید اوضاع بینجامد و اکنون ایران خواستار حل‌وفصل وضعیت از طریق گفت‌وگو و تعامل است.

این موضع پیش‌تر نیز از سوی وزیر امور خارجه مطرح شده بود. سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در تماس تلفنی یک‌شنبه ۱۹ مهر با فیصل بن فرحان، وزیر خارجه عربستان سعودی، نگرانی خود را از تشدید تنش‌ها اعلام کرد و تأکید کرد که «اصرار بر رویکرد نظامی و بی‌توجهی به راه‌حل سیاسی، موجب پیچیده‌ترشدن وضعیت موجود خواهد شد.» به گزارش وزارت خارجه، عراقچی گفت بحران‌های منطقه «راه‌حل نظامی ندارد» و جمهوری اسلامی ایران «آماده هرگونه مساعدت برای کمک به شروع گفت‌وگو بین عربستان و یمن و مساعدت جهت دستیابی به راه‌حلی سیاسی» است.

این اعلام‌ها در شرایطی صورت می‌گیرد که برخی تحلیل‌گران می‌گویند تهران می‌تواند در کاهش تنش نقش تسهیل‌گر داشته باشد، اما توان دیکته‌کردن تصمیم یا توقف عملیات انصارالله را ندارد. دنی سیترینوویچ، پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات امنیتی دانشگاه تل‌آویو، در رشته‌توییت ۱۳ سپتامبر نوشت که رابطه ایران و حوثی‌ها «رابطه سنتی حامی و کارفرما نیست»، حوثی‌ها «اختیار قابل‌توجهی در تصمیم‌گیری مستقل» دارند و توان تهران برای «دیکته‌کردن تصمیم‌های حوثی‌ها محدود» است.

شکست چندین باره مذاکرات یمنی-یمنی

تهران همواره بر حل و فصل بحران یمن در چارچوب مذاکرات یمنی-یمنی با هدف دستیابی به صلح پایدار و تشکیل حکومت فراگیر و ملی، بدون دخالت قدرت‌های خارجی تاکید کرده‌است. با این حال این فرآیند در طول ۱۱ سال گذشته بدون موفقیت مانده‌است و چندین دور مذاکره با شکست مواجه شده‌است.

سازمان ملل و کشورهای منطقه‌ای بارها تلاش کردند میان انصارالله، شورای تحت حمایت عربستان در ریاض و گروه‌های جدایی‌طلب جنوبی تحت حمایت امارات توافقی برای آتش‌بس و تشکیل یک دولت فراگیر برقرار کنند، اما اختلاف بر سر کنترل صنعا، خلع سلاح، تقسیم قدرت و مداخله قدرت‌های خارجی مانع اصلی بوده است.

نخستین تلاش‌های جدی در همان سال‌های نخست تجاوز نظامی عربستان سعودی (۲۰۱۵ و ۲۰۱۶) در ژنو، مسقط، سوئیس و سپس کویت انجام شد؛ اما مذاکرات کویت که از آوریل تا اوت ۲۰۱۶ ادامه داشت، پس از ناکامی طرفین در توافق بر سر عقب‌نشینی انصارالله از صنعا شکست خورد. دولت عبدالربه منصور هادی عقب‌نشینی انصارالله از شهرهای کلیدی را پیش‌شرط می‌دانست، در حالی که انصارالله حفظ موقعیت نظامی و سیاسی خود را ضروری می‌شمردند.

مهم‌ترین توافق مذاکراتی، «توافق استکهلم» در دسامبر ۲۰۱۸ بود که شامل آتش‌بس در الحدیده، تبادل اسرا و سازوکار کاهش تنش در تعز می‌شد و از نبرد گسترده بر سر بندر حیاتی الحدیده جلوگیری کرد. با این حال، بخش عمده مفاد آن اجرا نشد و نشان داد توافق‌های مذاکراتی در یمن با چالش جدی اجرا روبه‌رو هستند.

در آوریل ۲۰۲۲ نخستین آتش‌بس سراسری پس از شش سال جنگ با میانجی‌گری سازمان ملل آغاز شد و چند بار تمدید گردید، اما در اکتبر همان سال منقضی شد. از آن زمان مذاکرات ریاض و عمان و گفت‌وگوهای سیاسی سازمان ملل در عدن ادامه یافته‌اند، ولی هنوز به توافق جامع، پایان جنگ یا تشکیل دولت فراگیر نرسیده‌اند. نهایتا از ماه گذشته آتش‌بس چهار ساله به طور کامل فروپاشید و جنگ در یمن بار دیگر با شدت از سرگرفته‌شد.

صنعا از تهران فرمان نمی‌گیرد

تحلیل‌گران و کارشناسان در طول سال‌های اخیر دائما تاکید کرده‌اند که اتحاد ایران و انصارالله به معنای کنترل کامل تهران بر این جنبش نیست. پژوهشگاه مطالعات جنگ (ISW) در گزارش ۲۷ شهریور نوشت که حوثی‌ها «شریک مستقل ایران» هستند و ممکن است در برابر فشار احتمالی تهران برای توقف کارزارهای نظامی‌شان مقاومت کنند. این پژوهشگاه افزود که حوثی‌ها از اسفند ۱۴۰۴ بارها نشان داده‌اند که در درجه نخست دنبال پیشبرد اهداف خود هستند؛ «حوثی‌ها نیابتی ایران نیستند، هرچند اهدافشان اغلب با منافع راهبردی ایران هم‌پوشانی دارد.»

دنی سیترینوویچ، پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS)، ۲۲ شهریور در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که تلاش حوثی‌ها برای شکستن محاصره عربستان را «نباید به‌طور خودکار عملیاتی هدایت‌شده از سوی ایران فهمید». به گفته او، رابطه تهران و انصارالله «رابطه سنتی حامی و کارفرما نیست» و حوثی‌ها «اختیار قابل‌توجهی در تصمیم‌گیری مستقل» دارند.

ندوا الدوسری، پژوهشگر ارشد اندیشکده مؤسسه خاورمیانه ۱۹ مهر در تحلیلی در نشریه لاوفر (Lawfare) با عنوان «واشنگتن درباره حوثی‌ها چه اشتباهی کرد و اکنون چه باید بکند» نوشت که انصارالله دیگر صرفاً یک «پره» در محور مقاومت ایران نیست، بلکه به یک «مرکز» با روابط منطقه‌ای و جاه‌طلبی‌های مستقل تبدیل شده است. این تحلیل تأکید کرد که ایران با تسلیحات، فناوری، آموزش و تخصص، توان نظامی حوثی‌ها را تقویت کرده، اما «نباید آن‌ها را صرفاً یک نیابتی ایران فهمید که تهدیدش را می‌توان از طریق مذاکره با تهران حل کرد.»

رادیو آزاد اروپا نیز در گزارش ۲۰ شهریور نوشت که هرچند حوثی‌ها به‌طور نزدیک با ایران همسو هستند و از تسلیحات، آموزش، اطلاعات و کمک فنی تهران بهره برده‌اند، این «لزوماً به معنای آن نیست که تهران فرمان حمله حوثی‌ها را داده است.» به گفته این رسانه، حوثی‌ها رهبری، منافع، ایدئولوژی و محاسبات مستقل دارند و بارها توانسته‌اند مستقل از تهران تصمیم بگیرند؛ حتی زمانی که آن تصمیم‌ها در نهایت به نفع منافع راهبردی ایران نیز تمام شود.

این نگاه صرفاً محصول تحولات ماه‌های اخیر نیست و پیش‌تر نیز در تحلیل‌های اندیشکده‌ای مطرح شده بود. مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS) در گزارش ۲۰۱۸ با عنوان «محور در حال ظهور: راهبرد منطقه‌ای در حال تحول ایران و شراکت‌های آن با بازیگران غیردولتی در خاورمیانه» نوشت که حوثی‌ها «متحد ایران‌اند، اما در تصمیم‌گیری مستقل‌تر و کمتر از حزب‌الله در عملیات منطقه‌ای ادغام‌شده‌اند.»

توماس ژونو، استاد دانشکده امور عمومی و بین‌الملل دانشگاه اتاوا، در تحلیلی برای War on the Rocks با عنوان «چگونه ایران به حوثی‌ها کمک کرد دامنه نفوذشان را گسترش دهند» نیز نوشت که رابطه ایران و انصارالله «پیچیده‌تر از یک رابطه حامی و نیابتی» است و «هیچ شواهدی وجود ندارد که حوثی‌ها از تهران دستور بگیرند.»

برت هولمگرن، مدیر وقت مرکز ملی مبارزه با تروریسم آمریکا، در نشست CSIS در نوامبر ۲۰۲۴ نیز با تمایزگذاری میان حزب‌الله و انصارالله گفت: «حوثی‌ها نوعی بازیگر مستقل‌اند؛ کار خودشان را می‌کنند.» این تحلیل‌های قدیمی‌تر نشان می‌دهند که ارزیابی کنونی درباره استقلال نسبی انصارالله، تداوم یک جمع‌بندی مستند در ادبیات تحلیلی است، نه واکنشی صرفاً مقطعی به تشدید اخیر جنگ یمن.

چرخه یازده ساله اتهام‌زنی به تهران

مارس ۲۰۱۵ پس از پیشروی نیروهای انصارالله یمن با همراهی ارتش وفادار به علی عبدالله صالح (رئیس جمهور پیشین) تا عدن و فرار عبدالربه منصور هادی، رئیس جمهور موقت وقت، به ریاض، عربستان سعودی در ۲۶ مارس ۲۰۱۵ عملیات «طوفان قاطع» را با حملات هوایی آغاز کرد. عدالربه منصور هادی در حالی یمن را ترک کرد که ۴ سال پس از خیزش مردمی در یمن نتوانسته‌بود تعهدات خودش را به عنوان رئیس جمهور انتقالی برای تشکیل یک دولت فراگیر عملی کند. ریاض مدعی بود هدف عملیات نظامی‌اش علیه یمن بازگرداندن دولت به رسمیت شناخته‌شده بین‌المللی و بیرون راندن انصارالله از شهرهای اصلی است.

این مداخله با تشکیل ائتلافی از کشورهای عربی (از جمله امارات، قطر، کویت و بحرین) و با حمایت تسلیحاتی، اطلاعاتی و لجستیکی قدرت‌های غربی همراه شد. از این نقطه، جنگ دیگر صرفاً منازعه داخلی یمن نبود که از سال ۲۰۱۱ با خیزش مردمی علیه حکومت وقت آغاز شد؛ بلکه جنگ به ترکیبی از مداخله خارجی، محاصره، حملات هوایی تبدیل شد.

از آغاز مداخله، عربستان تلاش کرد انصارالله را نه یک جنبش بومی با خاستگاه سیاسی داخلی که نیرویی کاملاً نیابتی و وابسته به ایران معرفی کند. این روایت در نامه مشترک کشورهای عضو ائتلاف به شورای امنیت در ۲۶ مارس ۲۰۱۵ نیز بازتاب یافت؛ جایی که مداخله با اشاره به «حمایت قدرت‌های منطقه‌ای» از انصارالله توجیه شد.

کارکرد این روایت روشن بود: با تبدیل مسئله یمن از «بحران داخلی و سرکوب یک خیزش سیاسی» به «دفاع در برابر نفوذ ایران»، ریاض می‌توانست حمایت اعراب، غرب و نهادهای بین‌المللی را برای یک جنگ پرهزینه و طولانی جلب کند. همین چارچوب، به عربستان امکان داد متحدان بیشتری به ائتلاف بیاورد و هزینه سیاسی مداخله‌اش را کاهش دهد.

در سال‌های بعد، هر بار که جنگ تشدید شد، عربستان تلاش کرد مسئولیت گسترش آن را به ایران منتسب کند. این روایت در دوره‌های اخیر نیز تکرار شده است: مقام‌های سعودی مدعی‌اند اگر ایران از حمایت انصارالله دست بکشد، راه‌حل سیاسی آسان‌تر می‌شود؛ در حالی که ایران در گذشته حضور مشورتی خود را تأیید کرده‌بود اما هرگونه اتهام در خصوص تسلیح‌کردن نیروهای یمنی یا مداخله در سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری را رد می‌کند.

روایت‌سازی‌های غربی و سعودی نمی‌تواند نقطه آغاز جنگ را پنهان کند: آتش‌افروزی نظامی و منطقه‌ای‌شدن بحران با تصمیم عربستان برای حمله هوایی در مارس ۲۰۱۵ آغاز شد، نه با ورود ایران به یمن. ایران هیچ نقشی در شکل‌گیری خیزش ۲۰۱۱، فروپاشی دولت صالح، بحران گذار یا تصرف صنعا در ۲۰۱۴ نداشت.

بازخوانی تحولات ۱۱ سال اخیر روشن می‌کند که فرمول تقلیل بحران یمن به «دستور کار تهران»، بیش از آنکه تفسیری واقعی از میدان باشد، تلاشی برای فرار از پیامدهای پرهزینه سیاست شکست‌خورده مداخله نظامی و گریز از واقعیت‌های صحنه است. انصارالله در طول سال‌های جنگ به بازیگری متکی‌به‌خود با قدرت تصمیم‌گیری، فرماندهی و تسلیحاتی بومی بدل شده که محاسبات راهبردی‌اش را مستقلاً در میدان تنظیم می‌کند.

در چنین چارچوبی، اصرار بر فرافکنی و مسدود کردن راه‌های دیپلماتیک تنها به فرسایش بیشتر امنیت منطقه می‌انجامد. همان‌طور که دستگاه دیپلماسی ایران تصریح کرده، مسیر پایان دادن به بحران یمن از متهم‌سازی تهران نمی‌گذرد، بلکه نیازمند پذیرش استقلال یمنی‌ها، تن دادن به واقعیت‌های میدانی و استقبال از ابتکارات سیاسی و مساعی جمیله کشورهای منطقه برای دستیابی به آتش‌بسی جامع و گفت‌وگوی واقعی میان صنعا و ریاض، و فرآیند سیاسی نتیجه محوری یمنی-یمنی است.