تتسو ناکامورا، پزشک ژاپنی، بیش از سه دهه برای نجات مردم افغانستان تلاش کرد. با زندگی مردی آشنا شوید که با ساخت کانال های آبیاری، بیابان ها را به زمین های حاصلخیز تبدیل کرد.
عصر ایران - داستان زندگی دکتر تتسو ناکامورا، پزشک ژاپنی، یکی از تاثیرگذارترین روایت های انسان دوستی در تاریخ معاصر افغانستان است؛ مردی که با هدف درمان بیماران و کمک به مردم محروم وارد منطقه شد، اما خیلی زود دریافت که برای نجات جان انسان ها، گاهی دارو و تجهیزات پزشکی کافی نیست. او فهمید مردمی که از کمبود آب، خشکسالی، گرسنگی و بیماری رنج می برند، پیش از هر چیز به آب سالم و امکان کشاورزی نیاز دارند.
ناکامورا به جای آنکه تنها به فعالیت پزشکی ادامه دهد، مسیر زندگی خود را تغییر داد و بخش بزرگی از عمرش را صرف ساخت کانال های آبیاری، احیای زمین های کشاورزی و تامین آب برای روستاهای افغانستان کرد. او پزشکی بود که ابزار اصلی نجات جان انسان ها را نه فقط در بیمارستان، بلکه در دل زمین های خشک و مسیر رودخانه ها جست و جو کرد.
این پزشک ژاپنی سرانجام در سال 2019 در یک حمله مسلحانه در افغانستان جان خود را از دست داد؛ اما پروژه ها و میراثی که از خود به جا گذاشت، همچنان نمادی از فداکاری، تعهد و انسان دوستی به شمار می روند.
تتسو ناکامورا (Tetsu Nakamura) در 15 سپتامبر 1946 در شهر فوکوئوکا ژاپن به دنیا آمد. او پس از تحصیل در رشته پزشکی، در سال 1973 از دانشکده پزشکی دانشگاه کیوشو فارغ التحصیل شد. ناکامورا در سال های نخست فعالیت حرفه ای خود به پزشکی بالینی و به ویژه درمان بیماری های عصبی علاقه داشت، اما مسیر زندگی اش خیلی زود به سوی فعالیت های بشردوستانه در خارج از ژاپن تغییر کرد.
در سال 1984، زمانی که 37 سال داشت، برای همکاری با یک سازمان پزشکی مسیحی ژاپنی راهی پیشاور پاکستان شد. در آن زمان، این شهر میزبان شمار زیادی از پناهجویان افغان بود که در پی جنگ و ناامنی از کشورشان گریخته بودند. ناکامورا فعالیت خود را با درمان بیماران مبتلا به جذام آغاز کرد و به تدریج خدمات پزشکی خود را به مناطق محروم و روستاهایی گسترش داد که دسترسی بسیار محدودی به پزشک و امکانات درمانی داشتند.
او در جریان این ماموریت ها با واقعیتی فراتر از مشکلات پزشکی رو به رو شد. بسیاری از بیماران به دلیل فقر، سوءتغذیه، کمبود آب آشامیدنی و شرایط نامناسب زندگی بیمار شده بودند. در چنین شرایطی، درمان یک بیماری بدون توجه به عواملی که باعث بروز آن می شدند، نمی توانست راه حل پایداری باشد.
ناکامورا به تدریج متوجه شد که سلامت مردم به شدت با وضعیت اقتصادی و محیط زندگی آن ها ارتباط دارد. همین درک، پایه تغییر بزرگی در فعالیت های او شد؛ تغییری که بعدها نامش را با پروژه های آبیاری و احیای زمین های خشک افغانستان گره زد.
یکی از مهم ترین نقاط عطف زندگی ناکامورا، خشکسالی شدید افغانستان در حوالی سال 2000 بود. این خشکسالی به ویژه در مناطق شرقی کشور، کشاورزی و معیشت هزاران خانواده را با بحران رو به رو کرد. بسیاری از زمین های کشاورزی از بین رفتند، منابع آب کاهش یافتند و خانواده هایی که زندگی شان به کشت و کار وابسته بود، با گرسنگی و آوارگی مواجه شدند.
ناکامورا در آن زمان به این نتیجه رسید که تنها افزایش تعداد درمانگاه ها نمی تواند مشکل اصلی مردم را حل کند. او در یکی از اظهارنظرهای مشهور خود، این دیدگاه را با این مفهوم بیان کرد که یک کانال آبیاری می تواند بیش از صد پزشک به مردم کمک کند.
این نگاه به معنای کنار گذاشتن پزشکی نبود؛ بلکه او به این نتیجه رسیده بود که پیشگیری از بیماری، تامین غذا و فراهم کردن شرایط زندگی سالم، گاهی از درمان بیماری پس از وقوع آن اهمیت بیشتری دارد.
او فعالیت های خود را از درمان بیماران فراتر برد و با کمک سازمان خیریه ژاپنی پشاور-کای (Peshawar-kai) و مجموعه خدمات پزشکی صلح ژاپن (Peace Japan Medical Services)، پروژه های حفر چاه و انتقال آب را در مناطق خشک افغانستان آغاز کرد.
هدف اصلی این برنامه ها، فراهم کردن دسترسی پایدار مردم به آب و بازگرداندن زمین های کشاورزی به چرخه تولید بود؛ کاری که می توانست به جای کمک های کوتاه مدت، استقلال اقتصادی جوامع محلی را تقویت کند.
مهم ترین میراث عملی تتسو ناکامورا را باید در پروژه های آبیاری او در شرق افغانستان جست و جو کرد. او از سال 2003 ساخت شبکه ای از کانال های آبیاری را با هدف انتقال آب رودخانه کنر به زمین های خشک اطراف آغاز کرد.
این پروژه از نظر فنی نیز اهمیت زیادی داشت. ناکامورا تلاش کرد روش های سنتی مهندسی رودخانه و مدیریت آب در ژاپن، به ویژه تجربه های قدیمی منطقه فوکوئوکا را با شرایط جغرافیایی افغانستان سازگار کند.
او به جای تکیه بر تجهیزات گران قیمت و فناوری های پیچیده، از راهکارهایی استفاده می کرد که هزینه کمتری داشتند و امکان نگهداری و تعمیر آن ها توسط نیروهای محلی وجود داشت. در این روش، مشارکت مردم منطقه اهمیت زیادی داشت؛ زیرا قرار نبود پروژه ها پس از پایان کمک های خارجی بدون پشتیبانی باقی بمانند.
یکی از شناخته شده ترین دستاوردهای این تلاش ها، کانال مروارید و شبکه های مرتبط با آن بود که آب را از رودخانه کنر به مناطق خشک استان ننگرهار منتقل می کردند.
این کانال ها به تدریج زمین هایی را که سال ها از خشکسالی آسیب دیده بودند، دوباره قابل کشت کردند. در مناطقی که پیش تر چشم اندازی خشک و بی حاصل داشتند، مزارع گندم، باغ های سبزیجات و پوشش گیاهی جدید شکل گرفت.
بر اساس گزارش دانشگاه کیوشو، یکی از کانال های اصلی این پروژه حدود 27 کیلومتر طول داشت و منطقه ای را که به «دره مرگ» شهرت یافته بود، به محدوده ای سرسبز و حاصلخیز تبدیل کرد.
برآوردهای منتشرشده درباره مجموع پروژه های آبیاری ناکامورا نیز قابل توجه اند. مقاله منتشرشده در نشریه The Asia-Pacific Journal از ساخت بیش از 24 کیلومتر کانال بین سال های 2003 تا 2010 و آبیاری نزدیک به 16 هزار هکتار زمین کشاورزی سخن می گوید. در برخی گزارش های دیگر، ارقام متفاوتی برای طول کانال ها و مساحت زمین های احیا شده ذکر شده است؛ بنابراین باید این آمارها را در ارتباط با پروژه ها و دوره های زمانی مختلف در نظر گرفت.
اهمیت این دستاوردها تنها به افزایش زمین های زیر کشت محدود نبود. دسترسی به آب به کشاورزان اجازه داد دوباره محصولات غذایی تولید کنند، درآمد داشته باشند و به جای وابستگی به کمک های غذایی، زندگی خود و خانواده شان را اداره کنند.
یکی از ویژگی های برجسته فعالیت های ناکامورا این بود که او کمک رسانی را تنها به انتقال پول، تجهیزات یا خدمات از کشورهای ثروتمند به مناطق محروم محدود نمی کرد.
از نظر او، هر پروژه باید با نیازهای واقعی مردم همان منطقه هماهنگ باشد و ساکنان محلی بتوانند پس از پایان فعالیت سازمان های خارجی نیز آن را مدیریت کنند.
او اعتقاد داشت راه حل های گران قیمت و وابسته به فناوری های پیچیده، اگر با توان اقتصادی و امکانات جوامع محلی سازگار نباشند، در بلندمدت نتیجه مطلوبی نخواهند داشت. به همین دلیل، در پروژه هایش از روش هایی استفاده می کرد که با نیروی انسانی و منابع موجود در منطقه قابل اجرا و نگهداری بودند.
احترام به فرهنگ و باورهای مردم افغانستان نیز بخش مهمی از رویکرد او بود. ناکامورا معتقد بود توسعه واقعی بدون توجه به هویت فرهنگی و کرامت انسانی مردم امکان پذیر نیست. به همین دلیل، فعالیت های مجموعه تحت مدیریت او تنها به درمانگاه ها و پروژه های آب محدود نمی شد و ساخت مسجد و مراکز آموزشی نیز در برنامه های آن قرار داشت.
او همچنین تلاش می کرد دانش فنی را به نیروهای افغان منتقل کند تا نسل های بعدی بتوانند پروژه های آبیاری را ادامه دهند. ایجاد مراکز آموزشی و تربیت نیروهای محلی برای مدیریت منابع آب، از جمله اقداماتی بود که در همین راستا انجام شد.
این شیوه فعالیت باعث شد ناکامورا در میان بسیاری از مردم افغانستان نه فقط به عنوان یک پزشک خارجی، بلکه به عنوان فردی شناخته شود که برای بهبود زندگی آن ها در کنارشان ایستاده است.
فعالیت های چند دهه ای تتسو ناکامورا در زمینه پزشکی و توسعه مناطق محروم، توجه نهادهای بین المللی و دولت های مختلف را به خود جلب کرد.
از مهم ترین افتخارات او می توان به موارد زیر اشاره کرد:
جایزه رامون مگسیسی در سال 2003: این جایزه که گاهی از آن با عنوان نوبل آسیایی یاد می شود، به پاس فعالیت های بشردوستانه و تلاش های او برای بهبود شرایط زندگی مردم به وی اهدا شد.
جایزه فوکوئوکا در سال 2013: این افتخار در زادگاهش ژاپن و در قدردانی از فعالیت های انسان دوستانه او به وی تعلق گرفت.
نشان طلوع خورشید ژاپن در سال 2016: یکی از افتخارات رسمی این کشور که به پاس خدمات برجسته به او اعطا شد.
شهروندی افتخاری افغانستان در سال 2019: اشرف غنی، رئیس جمهور وقت افغانستان، در اکتبر 2019 به پاس خدمات و تلاش های ناکامورا برای مقابله با بحران کم آبی و احیای زمین های کشاورزی، تابعیت افتخاری این کشور را به او اعطا کرد.
این اقدام دولت افغانستان نشان می داد که جایگاه ناکامورا در این کشور فراتر از یک امدادگر خارجی بود. او در طول سال ها توانسته بود اعتماد و احترام بخش بزرگی از جوامع محلی را به دست آورد.
ناکامورا همچنین از سال 2014 تا زمان مرگش به عنوان استاد دانشگاهی در موسسه مطالعات پیشرفته دانشگاه کیوشو فعالیت داشت و تجربیات خود را در زمینه پزشکی بین المللی، کشاورزی و پروژه های آبیاری در اختیار دیگران قرار می داد.
در این حمله، ناکامورا و پنج نفر دیگر، شامل راننده و محافظان افغان او، کشته شدند. او هنگام مرگ 73 سال داشت.
خبر کشته شدن این پزشک ژاپنی موجی از اندوه و خشم را در افغانستان و ژاپن به وجود آورد. بسیاری از مردم افغانستان که سال ها از فعالیت های او بهره مند شده بودند، مرگش را از دست دادن یکی از نزدیک ترین حامیان خود می دانستند.
رئیس جمهور وقت افغانستان، اشرف غنی، این حادثه را محکوم کرد و در مراسم بدرقه پیکر ناکامورا در فرودگاه کابل، شخصا در حمل تابوت او مشارکت داشت. این صحنه بازتاب گسترده ای در رسانه های بین المللی پیدا کرد.
نکته تلخ ماجرا این بود که ناکامورا در طول سال های فعالیت خود بارها در مناطق ناامن و در شرایط دشوار کار کرده بود، اما همواره تلاش می کرد از درگیری های سیاسی و نظامی فاصله بگیرد و تمرکز خود را بر کمک به مردم عادی حفظ کند.
با وجود تحقیقات انجام شده، مسئولیت این ترور به طور قطعی مشخص نشد و گروهی نیز مسئولیت آن را بر عهده نگرفت.
مرگ ناکامورا پایان ماموریتی نبود که بیش از سه دهه برای آن تلاش کرده بود. کانال ها، زمین های کشاورزی احیا شده، مراکز درمانی و نیروهای محلی آموزش دیده، بخشی از میراثی هستند که او در افغانستان به جا گذاشت.
دانشگاه کیوشو پس از مرگ او برنامه هایی را برای معرفی و انتقال تجربیاتش به نسل های بعدی آغاز کرد. یکی از این اقدامات، برگزاری مجموعه سخنرانی های یادبود تتسو ناکامورا و تلاش برای حفظ روش های مهندسی آب و توسعه محلی او بود.
در سال 2020 نیز هند نشان پادما شری را به او اعطا کرد؛ یکی از مهم ترین جوایز غیرنظامی این کشور که به پاس خدمات برجسته به افراد اهدا می شود.
داستان زندگی ناکامورا یادآور این واقعیت است که کمک به انسان ها همیشه به معنای درمان بیماری یا تامین نیازهای فوری نیست. گاهی ساخت یک کانال، رساندن آب به یک روستا و بازگرداندن زمین کشاورزی به چرخه تولید می تواند زندگی هزاران نفر را برای سال های طولانی تغییر دهد.

تنظیم و ترجمه: محمدمهدی حیدرپور
