اقتصادنیوز: علی جنتی گفت: اکنون نتانیاهو بهدنبال ایجاد شرایطی است که انتخابات داخلی اسرائیل را به تعویق بیاندازد و همچنان در قدرت باقی بماند، از اینرو، به احتمال زیاد اسرائیل بهدنبال یک حمله غافلگیرانه است تا لایه دیگری از مسئولان، مقامات و شخصیتهای رده اول یا حتی رده دوم کشور را ترور کند و چون پاسخ ایران کوبنده خواهد بود به خاطر شرایط جنگی انتخابات پیش رو لغو خواهد شد.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، علی جنتی، وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی و عضو حزب اعتدال و توسعه در گفت و گویی به بیان نکات مهم درباره حمله احتمالی آمریکا و اسرائیل به ایران و وقوع جنگ سوم، حملات احتمالی به کوه کلنگ و مذاکرات میان تهران و واشنگتن پرداخته است. مشروح این گفت و گو را در ادامه می خوانید؛
* آقای جنتی، با توجه به اظهارات دونالد ترامپ در روزهای گذشته، احتمال حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، حتی پیش از برگزاری انتخابات میاندورهای آمریکا، بیش از گذشته مطرح شده است. بهویژه آنکه برخی گمانهزنیها از احتمال اعزام نیروی زمینی به ایران نیز حکایت دارد. پیشبینی شما از تحولات پیشرو چیست؟ آیا احتمال وقوع یک جنگ تمامعیار وجود دارد یا آمریکا صرفاً بهدنبال حمله به کوه کلنگ است؟ اساساً موقعیت جغرافیایی این کوه اجازه چنین حملهای را به آمریکا میدهد یا انجام آن به مقدمات و اقدامات دیگری نیاز دارد؟
تحرکات نظامی آمریکا و اسرائیل همگی نشاندهنده نوعی آمادگی نظامی از سوی آنان است. اسرائیل طی هفتههای گذشته در آسمان عراق مانورهایی انجام داده و حتی هواپیماهای سوخت رسان جنگندهها را همراهی میکردند. معنای این اقدام آن است که اسرائیل در صورت تصمیم برای حمله به عمق ایران، از این سوخترسانها استفاده کند. در واقع، این تحرکات نوعی مانور برای جنگی است که مورد نظر صهیونیستها است. آمریکا و اسرائیل هر دو، به دلیل انتخابات پیشرو، بهدنبال نوعی ماجراجویی هستند. آمریکا از یک طرف میخواهد از این ماجراجویی دستاوردی داشته باشد تا بتواند از آن در صحنه انتخابات استفاده کند و در انتخابات میاندورهای برگ برندهای دراختیار داشته باشد. از طرف دیگر، نمیداند که اگر دست به حمله بزند، پاسخ ایران چه خواهد بود و احتمال دارد درگیر یک جنگ طولانیمدت شود؛ در حالی که آمریکا معمولا از وارد شدن به یک جنگ طولانیمدت و فرسایشی پرهیز میکند.
به نظر میرسد آمریکا پیش از انتخابات میاندورهای کنگره تمایلی به ورود به یک جنگ گسترده ندارد؛ اما احتمال ماجراجویی و ضربات سریع برای دستیابی به یک دستاورد انتخاباتی دور از انتظار نیست. اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر اینکه بهزودی از «مادر همه بمبها» علیه ایران استفاده خواهد کرد، یکی از تهدیدهایی است که ممکن است آمریکا آن را عملی کند. البته این بمب که در اختیار آمریکا قرار دارد، بمب هستهای نیست اما قدرت تخریبی بسیار بالایی دارد و وزن آن حدود ۱۰ تن است. تا جایی که اطلاع دارم، این بمب در سال ۲۰۰۲ ساخته شده و یکبار در افغانستان استفاده شده که تخریب زیادی بر جای گذاشت و افراد زیادی کشته شدند.
بعید است که اسرائیل به تنهایی پیش از انتخابات آن کشور وارد جنگی تمامعیار شود
احتمال دارد آمریکا پیش از انتخابات از این بمب در محدوده کوه کلنگ استفاده کند. البته آمریکاییها میدانند تأسیسات زیرزمینی که در این منطقه قرار دارد، در عمق بسیار زیادی واقع شده و با بمبهای سنگرشکن نیز نمیتوانند آن را از بین ببرند. لذا ممکن است از بمبی با قدرت تخریب فوق العاده استفاده کنند که در نتیجه یک منطقه وسیع و دهانههایی که به تأسیسات منتهی میشود، آسیب جدی ببینند. احتمال بمبارانهای لحظهای پیش از انتخابات وجود دارد؛ اما پس از انتخابات میاندورهای آمریکا، با توجه به تنگناهایی که این کشور با آنها مواجه شده است، ممکن است شرایط تغییر کند. افزایش قیمت نفت، بالا رفتن قیمت کالاها و افزایش تورم در امریکا و اروپا، ممکن است آمریکا را مجبور نماید که با شکل دادن به ائتلافی با برخی کشورهای اروپایی یا کشورهای منطقه دست به یک حمله گسترده بزند. به نظر میرسد در انتخابات آینده چه جمهوریخواهان پیروز شوند و یا شکست بخورند، احتمال آغاز جنگی فراگیر برای باز کردن تنگه هرمز و حل و فصل مشکلات کشورهای عربی خلیج فارس وجود دارد؛ زیرا در حال حاضر، مسیرهای صادرات و واردات این کشورها مسدود شده است. لذا این احتمال وجود دارد که آمریکا با همکاری برخی کشورهای اروپایی و کشورهای منطقه، جنگی را برای باز کردن تنگه هرمز آغاز کند.
در مورد اسرائیل نیز همواره احتمال حمله غافلگیرانه مطرح است؛ زیرا اسرائیل همواره از بدو تاسیس با ترور و کشتار به اشغال سرزمین فلسطین پرداخته و در طول سالهای گذشته نیز ترور مخالفان و شخصیتها یکی از روشهای معمول آن است، با اینحال، نکته مهم این است که اسرائیل بهتنهایی نمیتواند وارد جنگی تمامعیار با ایران شود و حتماً به دخالت و پشتیبانی آمریکا نیاز دارد. در شرایط فعلی، آمریکا تمایل ندارد در یک جنگ گسترده با اسرائیل همراهی کند. بنابراین، بعید است که اسرائیل به تنهایی پیش از انتخابات آن کشور وارد جنگی تمامعیار شود.
اکنون نتانیاهو بهدنبال ایجاد شرایطی است که انتخابات داخلی اسرائیل را به تعویق بیاندازد و همچنان در قدرت باقی بماند، از اینرو، به احتمال زیاد اسرائیل بهدنبال یک حمله غافلگیرانه است تا لایه دیگری از مسئولان، مقامات و شخصیتهای رده اول یا حتی رده دوم کشور را ترور کند و چون پاسخ ایران کوبنده خواهد بود به خاطر شرایط جنگی انتخابات پیش رو لغو خواهد شد. اگر آمریکا پس از انتخابات میان دورهای وارد جنگ با ایران شود، اسرائیل از جمله کشورهایی خواهد بود که در حمله به ایران با آمریکا مشارکت میکند. البته این پیشبینیها قطعیت ندارد؛ اما حوادث جاری که در صحنه شاهد آن هستیم، نشانگر آن است که این اتفاقات رخ خواهد داد.
ایران بدون پاسخ از کنار حمله آمریکا عبور نخواهد کرد
* اگر آمریکا به کوه کلنگ حمله کند یا پس از انتخابات، حمله گسترده ای به ایران انجام دهد و یا از بمب های مورد نظر استفاده کند، پاسخ ایران چه خواهد بود؟
آنچه این روزها در اظهارات مقامات و فرماندهان نظامی کشور میشنویم، این است که ایران سلاحهای جدیدی در اختیار دارد که تاکنون از آنها استفاده نکرده است و اگر حملهای از سوی آمریکاییها صورت بگیرد، از این سلاحها استفاده خواهد کرد. برداشت شخصی من از اظهارات فرماندهان نظامی این است که احتمالاً آنها موشک بالستیک جدیدی را آماده کردهاند که میتواند نهتنها اهداف ثابت، بلکه اهداف متحرک را نیز در دریا مورد اصابت قرار دهد. این نوع موشک تست شده و گفته میشود که با موفقیت همراه بوده است.
اگر ماجراجویی از سوی آمریکا علیه کوه کلنگ شکل بگیرد، پاسخ ایران احتمالاً حمله به ناوهای هواپیمابر و سایر ناوهای آمریکایی در منطقه خواهد بود. ناوهایی که اکنون نیز در فاصله دوری مستقر شدهاند، اگر مورد هدف قرار بگیرند مجبور خواهند شد منطقه را ترک کنند و تا ۵۰۰ کیلومتر از خاک ایران دور شوند. همچنین پایگاههای آمریکا و محل تجمع نیروهای آمریکایی در منطقه نیز احتمالاً مورد اصابت قرار بگیرند. در نهایت، ایران بدون پاسخ از کنار حمله آمریکا عبور نخواهد کرد و قطعاً پاسخ سنگینی به ماجراجویی آمریکا خواهد داد.
آمریکاییها کلیات طرح 7 بندی را پذیرفتهاند؛ اما درمورد ترتیب اجرای بندهای پیشنهادی با ایران اختلاف نظر جدی دارند
* این روزها بسیار شنیده میشود که دیپلماسی متوقف شده یا به بنبست رسیده است. آیا اساساً میتوان گفت دیپلماسی شکست خورده است؟ آیا همچنان امکان میانجیگری جدید میان ایران و آمریکا برای جلوگیری از آغاز جنگی دیگر وجود دارد؟ میتوان طرح جدیدی مطرح کرد تا از وقوع چنین اتفاقاتی جلوگیری شود؟
من اعتقاد ندارم که دیپلماسی شکستخورده است؛ زیرا همواره، حتی در سختترین شرایط، امکان مذاکره وجود دارد. با اینحال، در طول یک ماه گذشته قطریها پیشنهادهای ایران را به آمریکاییها منتقل کردهاند، پاسخ آنها را نیز گرفته و به ایران رساندهاند. دلیل به نتیجه نرسیدن مذاکرات این است که ایران هفت بند را بهعنوان مبنای مذاکره پیشنهاد کرده و آمریکاییها کلیات، این طرح را پذیرفتهاند؛ اما درمورد ترتیب اجرای بندهای پیشنهادی با ایران اختلاف نظر جدی دارند. آمریکا به دنبال آن است که قبل از هر چیز در مذاکرات به مسئله هستهای پرداخته شود در حالی که ایران موضوع هستهای را به عنوان آخرین مساله قابل مذاکره مطرح کرده است.
ایران همچنین معتقد است ابتدا باید درباره موضوعاتی از جمله آزادسازی داراییهای کشور، آزاد شدن فروش نفت و برداشته شدن تحریمها مذاکره و تعیین تکلیف شود، درحالی که طرف آمریکایی میخواهد از همان روز نخست، مسئله باز شدن تنگه هرمز را در دستور کار قرار گیرد. به نظر میرسد در مذاکراتی که تاکنون از طریق قطریها انجام شده، دو طرف همچنان بر مواضع خود پافشاری دارند و لذا نتیجه ای حاصل نشده است مگر اینکه یکی از طرفین از مواضع خود عقبنشینی کند و نرمش نشان دهد، و گرنه احتمال ازسرگیری جنگ وجود دارد.
