پس از اعلام نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره امریکا و شکست جمهوری‌خواهان چند خوانش رقیب قابل‌مشاهده است: برخی این انتخابات را پیروزی ایران می‌دانند و در مقابل، برخی دیگر آن را نه پیروزی ایران، بلکه صرفاً شکست ترامپ تلقی می‌کنند. هم‌زمان، گروهی که در ایران نسبت به جناح دموکرات امریکا خوش‌بین‌اند، تصور می‌کنند بازگشت دموکرات‌ها به قدرت در امریکا می‌تواند فرصتی برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند. 
بااین‌حال، تجربه ما از شناخت دولت امریکا به‌عنوان دولتی تثبیت‌شده و ساختارمند نشان می‌دهد بخشی از سیاست‌های کلان حاکم بر رفتار دولت امریکا در سیاست خارجی، سیاست‌هایی دوحزبی یا فراحزبی است. به این معنا که این سیاست‌ها صرفاً به یک رئیس‌جمهور، یک دولت یا یک حزب از دو حزب اصلی امریکا وابسته نیست و در واقع بیانگر یک ساختار منسجم در سیاست خارجی است. البته تفاوت‌هایی در سلیقه‌ها و اتخاذ تاکتیک‌ها میان این دو جناح، دولت‌ها، کابینه‌ها و رؤسای جمهور مختلف امریکا وجود داشته است. در موضوع ایران نیز تجربه ۴۷ساله مبارزه امریکا با جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد که هر دولت از هر دو حزب اصلی امریکا و رؤسای جمهور مختلفی که از این دو حزب بر سر کار آمده‌اند، در دشمنی با ایران هیچ‌کدام از دیگری سهل‌گیرتر نبوده‌اند؛ بنابراین اگر بخواهیم واقع‌بینانه و به‌دور از احساسات به صحنه امریکا نگاه کنیم، تغییر نتیجه انتخابات (حتی اگر دو سال آینده به شکست کلی جمهوری‌خواهان در قوه مجریه بینجامد و قدرت در اختیار دموکرات‌ها قرار گیرد) به‌معنای کاهش دشمنی امریکا با ایران نیست. این تصور، تصوری خام است. نمونه‌های بسیاری در طول تاریخ جمهوری اسلامی از دشمنی‌های بزرگ به‌ویژه در جنگ ترکیبی و جنگ اقتصادی در زمان دولت‌های دموکرات با ایران وجود دارد. تحریم‌های بزرگی چه در دوره اوباما و چه در دوره کلینتون علیه ملت ایران تحمیل شد که آثار مخرب آن کمتر از جنگ نبود. 
واقعیت دیگری نیز وجود دارد و آن اینکه نتیجه انتخابات فرصت‌هایی برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد کرده است. این فرصت نه به دلیل روی کار آمدن دموکرات‌ها یا خوش‌باوری و خوش‌بینی نسبت به آنهاست، بلکه به این دلیل است که در حال حاضر قدرت در اختیار ترامپ است و سبک مدیریتی او سبکی کاملاً یکجانبه، دیکتاتورمآبانه و متکی به منافع و نظرات شخصی اوست. طبیعی است وجود کنگره‌ای که چه در مجلس نمایندگان و چه در سنا نظر متفاوتی نسبت به ترامپ دارد و برخی از نمایندگان آن در مسائل مختلف با او اختلاف دارند، مسیر تصمیم‌گیری ترامپ را با چالش مواجه کند. آنچه برای ما فرصت است، شکاف مدیریتی و حزبی در واشینگتن است. این شکاف هرچند چیز جدیدی نیست و در ادوار مختلف به اشکال مختلف میان کنگره امریکا و کاخ‌سفید وجود داشته و کنگره در اختیار حزب مخالف کاخ‌سفید بوده است، اما در دوره ترامپ معنای مشخصی پیدا می‌کند؛ به‌ویژه اینکه ما در زمان جنگ هستیم و ترامپ نیاز به اختیارات ویژه‌ای به‌خصوص در بحث بودجه دارد و کنگره‌ای که با او همسو نیست کار او را سخت می‌کند. 
طبیعتاً شاید انتظار زیادی باشد که تصور کنیم مجلس نمایندگان یا مجلس سنا بتوانند ترامپ را با توجه به شخصیت او به‌طورکلی مهار کنند، اما به دلیل اختلافاتی که در موضوعات مختلف با او دارند، کار برای او سخت می‌شود. نمی‌توان به‌طورقطع گفت پرونده جنگ ایران بسته می‌شود و چه‌بسا نیات خصمانه‌ای در ذهن ترامپ تشدید شده باشد، اما این گسل سیاسی می‌تواند به شکافی گسترده در حکمرانی و به شکافی اجتماعی تبدیل شود. طبیعی است که امریکا در دو سال آینده مشغول چالش‌های داخلی خود خواهد شد و این فرصتی برای جمهوری اسلامی ایران است. 
این واقعیت را هم باید در نظر داشت که در واقع دموکرات‌ها پیروز نشدند. دموکرات‌ها در خلأ رقیب جمهوری‌خواه بازی را برد‌ند، زیرا جمهوری‌خواهان رقیب دیگری جز آنها نداشتند. مردم امریکا در واقع به ترامپ و سیاست‌های جنگ‌طلبانه او «نه» گفتند و، چون گزینه دیگری جز دموکرات‌ها نداشتند، به آنها رأی دادند. اما جمهوری اسلامی ایران در این انتخابات موفق شد از طریق ایستادگی بر موضع خود و به‌ویژه پافشاری بر اهرم انرژی که ناشی از مدیریت تنگه هرمز بود، عملاً در سیاست داخلی امریکا اثر بگذارد و ترامپ را به شکست بکشاند. 
طبیعی است شکافی که در دو سال آینده به‌طور ویژه میان کاخ‌سفید و کنگره - و چه‌بسا در داخل خود کاخ‌سفید- وجود خواهد داشت، مسیر تخاصم دشمن را سخت‌تر خواهد کرد. با دشوارتر شدن این مسیر، خصومت دشمن کاهش پیدا نخواهد کرد، اما با مسیر سخت‌تری مواجه خواهد شد و این، فرصتی راهبردی برای جمهوری اسلامی ایران است.