جوان آنلاین: «ببخشید، یه سؤال؛ اگه همین الان می‌تونستید فقط یک جمله به پدرومادرتون بگید و مطمئن باشید که نه عصبانی می‌شن، نه نصیحتتون می‌کنن و نه وسط حرفتون می‌پرن، چی می‌گفتید؟»
سؤال را که می‌پرسم، چند ثانیه سکوت می‌شود. یکی از نوجوان‌ها لبخند می‌زند و به دوستش نگاه می‌کند. دیگری گوشی‌اش را پایین می‌آورد. پسری که تا چند لحظه قبل مشغول حرف‌زدن با دوستانش بود، می‌گوید: «یعنی هرچی دلمون بخواد بگیم؟» می‌گویم: «آره، هرچی که فکر می‌کنید دوست دارید پدرومادرتون بیشتر درباره شما بدونن.» این بار جواب‌ها زودتر از چیزی که فکر می‌کردم از راه می‌رسند. یکی می‌گوید: «کاش انقدر ما رو با بقیه مقایسه نمی‌کردن.» دیگری می‌گوید: «کاش به ما اعتماد می‌کردن.» و یک نفر هم، انگار که مدت‌ها منتظر چنین سؤالی بوده، می‌گوید: «کاش قبل از اینکه بگن گوشی رو بذار کنار، یه بار می‌پرسیدن توی این گوشی چی می‌بینی!» همین جمله آخر، سؤال اصلی گزارش را پیش رویم می‌گذارد که آیا بزرگ‌تر‌ها واقعاً می‌دانند در دنیای نوجوان‌ها چه می‌گذرد و اگر نمی‌دانند، چقدر برای شناختن آن وقت می‌گذارند؟

در پارک، چند نوجوان دور هم نشسته‌اند. یکی فیلمی را به دوستش نشان می‌دهد، دیگری از اتفاقی در مدرسه تعریف می‌کند و آن یکی هم هر چند دقیقه یک‌بار صفحه گوشی‌اش را روشن می‌کند. برای بسیاری از بزرگ‌ترها، همین تصویر کافی است تا نتیجه بگیرند نوجوان‌ها بیش از اندازه در گوشی‌هایشان غرق شده‌اند؛ اما وقتی از خودشان می‌پرسی در این فضا چه می‌کنند، جواب‌ها یکسان نیست. یکی از بازی‌های آنلاین می‌گوید، دیگری از دنبال‌کردن مسابقات ورزشی و یک نفر از ویدئو‌های آموزشی حرف می‌زند. بعضی‌ها هم می‌گویند بیشتر وقت‌شان صرف صحبت با دوستان‌شان می‌شود. یکی از نوجوان‌ها می‌گوید: «بعضی وقت‌ها مامانم میگه تو که از صبح مدرسه بودی، دیگه با کی حرف داری؟ ولی خب، حرف‌زدن با دوستام فقط به مدرسه محدود نمی‌شه.» برای او و بسیاری از هم‌نسلانش، ارتباط با دوستان بعد از تعطیل‌شدن مدرسه تمام نمی‌شود. فضای مجازی بخشی از همان ارتباط را ادامه می‌دهد؛ هرچند این ارتباط همیشه مفید نیست و گاهی می‌تواند وقت زیادی بگیرد یا جای فعالیت‌های دیگر را تنگ کند. نوجوان دیگری می‌گوید: «من قبول دارم گاهی زیادی گوشی دستم می‌مونه، ولی وقتی از صبح تا شب فقط می‌شنوم که گوشیت رو بذار کنار، دیگه حوصله ندارم توضیح بدم دارم چی کار می‌کنم.»
شاید همین‌جا اختلاف شروع می‌شود؛ جایی که والدین رفتار فرزندشان را می‌بینند، اما همیشه از دلیل آن خبر ندارند. نوجوان هم احساس می‌کند پیش از آنکه حرفش شنیده شود، درباره‌اش تصمیم گرفته‌اند. از نوجوان‌ها می‌پرسم آیا پیش آمده چیزی را که در فضای مجازی دیده‌اند برای پدرومادرشان تعریف کنند و از واکنش آنها پشیمان شوند؟ یکی از آنها می‌گوید: «آره، بعضی وقت‌ها یه چیزی برام جالبه و می‌خوام تعریف کنم، ولی هنوز حرفم تموم نشده می‌گن اینا همش الکیه، وقتت رو تلف نکن! خب، شاید واقعاً بعضی چیز‌ها الکی باشه، ولی بذار اول حرفم رو بزنم.»
این جمله ساده، نکته مهمی دارد. نوجوان لزوماً از والدینش انتظار ندارد همه آدم‌هایی را که دنبال می‌کند دوست داشته باشند یا با هر محتوایی موافقت کنند. گاهی فقط می‌خواهد فرصت داشته باشد توضیح بدهد چه چیزی برایش جذاب است. البته فضای مجازی فقط محل سرگرمی و ارتباط نیست. نوجوان‌ها ممکن است در آن با اطلاعات نادرست، تبلیغات گمراه‌کننده، افراد ناشناس یا تصاویر و روایت‌هایی روبه‌رو شوند که بر نگاهشان به زندگی تأثیر می‌گذارند.
نوجوان به امنیتی نیاز دارد که بتواند در آن از تجربه‌هایش حرف بزند؛ حتی وقتی تجربه‌اش اشتباه بوده یا با مشکل روبه‌رو شده است. صحبت به اینفلوئنسر‌ها و آدم‌هایی می‌رسد که نوجوان‌ها در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنند. از یکی از آنها می‌پرسم آیا تا‌به‌حال شده با دیدن زندگی یک فرد در فضای مجازی، آرزو کند زندگی خودش هم شبیه او باشد؟ کمی فکر می‌کند و می‌گوید: «آره، مخصوصاً وقتی یکی هم‌سن خودته و می‌بینی کلی موفق شده. با خودت می‌گی پس چرا من هنوز به چیزی نرسیدم؟» نوجوان دیگری معتقد است نباید همه چیز‌هایی را که در فضای مجازی می‌بیند جدی بگیرد. می‌گوید: «معلومه که آدم‌ها همه زندگی‌شون رو نشون نمی‌دن. ولی خب، وقتی مدام یه مدل زندگی رو می‌بینی، ممکنه فکر کنی همه همین‌طوری زندگی می‌کنن.»
برای نوجوانی که هنوز در حال شناختن خودش و ساختن تصویری از آینده است، تشخیص فاصله میان آنچه دیده می‌شود و آنچه در زندگی واقعی در جریان است، اهمیت زیادی دارد. بااین‌حال، نمی‌توان گفت همه نوجوان‌ها به یک اندازه از این تصاویر تأثیر می‌گیرند. بعضی از آنها با نگاهی انتقادی محتوا‌ها را دنبال می‌کنند و بعضی دیگر ممکن است بیشتر خودشان را با آنچه می‌بینند؛ مقایسه کنند. برای فهمیدن سوی دیگر ماجرا، سراغ والدین می‌روم. سؤال ساده است. وقتی می‌بینید فرزندتان ساعت زیادی با گوشی کار می‌کند، بیشتر از چه چیزی نگران می‌شوید؟ یکی از والدین می‌گوید: «نگرانم که هم درسش عقب بیفته، هم چیز‌هایی ببینه که مناسب سنش نیست. از طرفی نمی‌تونم همیشه کنارش باشم که ببینم چی کار می‌کنه.» والد دیگری از اختلاف بر سر ساعت خواب و استفاده از گوشی می‌گوید: «هر بار که می‌گم گوشی رو کنار بذار، بحث شروع می‌شه. من می‌خوام مراقبش باشم، ولی آخرش احساس می‌کنم اصلاً حرفم رو قبول نداره.»
این نگرانی‌ها واقعی‌اند. والدین باید بتوانند درباره زمان استفاده از گوشی، امنیت آنلاین، حریم خصوصی و محتوای نامناسب با فرزندشان صحبت کنند. قرار نیست برای جلوگیری از اختلاف، همه محدودیت‌ها کنار گذاشته شوند، اما اگر هر گفت‌وگویی درباره فضای مجازی با سرزنش شروع شود، احتمال دارد نوجوان کمتر درباره تجربه‌هایش حرف بزند. در چنین شرایطی، والدین شاید کمتر از گذشته بدانند فرزندشان چه می‌بیند و با چه مسئله‌ای روبه‌روست؛ درست برخلاف هدفی که از ابتدا داشته‌اند. برمی‌گردم به همان سؤال اول اگر قرار بود فقط یک جمله به پدرومادرتان بگویید، چه می‌گفتید؟ یکی از نوجوان‌ها می‌گوید: «کاش بیشتر بهمون اعتماد کنن.» دیگری می‌گوید: «کاش وقتی از چیزی خوشمون میاد، مسخره‌مون نکنن.» و شاید مهم‌ترین پاسخ، جمله‌ای باشد که یکی از آنها پس از کمی مکث می‌گوید: «ما هم می‌دونیم همیشه درست رفتار نمی‌کنیم. فقط کاش قبل از اینکه دعوامون کنن، یه بار هم حرفمون رو بشنون.»
شاید اگر بزرگ‌تر‌ها یک بار بیشتر گوش بدهند و نوجوان‌ها یک بار بیشتر توضیح بدهند، گوشی دیگر تنها چیزی نباشد که میان آنها قرار گرفته است. گاهی فاصله دو نسل، با یک گفت‌وگوی ساده کمتر می‌شود؛ گفت‌وگویی که با یک سؤال شروع می‌شود «برام تعریف کن؛ توی دنیای تو چه خبره؟»