همچنان که کشور با پیامدهای جنگ، تحریم و محدودیتهای دریایی و هوایی دستوپنجه نرم میکند، نشانههای تازهای از تنگتر شدن حلقه محاصره اقتصادی پیرامون ایران دیده میشود. اول پاکستان و حالا هم عراق؛ زنجیره از بستن مرزها که نگرانی درباره وخیمتر شدن وضعیت معیشت مردم را افزایش میدهد.
رویداد۲۴| سایه جنگ و تنگناهای معیشتی کم بود، محاصره اقتصادی هم باری بر دوش مردم شد. در ماههای اخیر شاهد محدودیتهای دریایی و هوایی بودیم و حالا انگار کار به محاصره زمینی رسیده است. وضعیتی که گمانه ورود کشور به مرحلهای تازه از انزوای ژئوپلیتیک را تقویت میکند.
آخرین حلقه این زنجیره از عراق آغاز شده است. منابع دولتی عراقی که خبر آنها در رسانههایی مانند الجزیره بازتاب یافته، از دستور نخستوزیر عراق برای تعطیلی گذرگاه الشیب (چذابه) و بستهشدن تدریجی سایر گذرگاههای مرزی با ایران خبر دادهاند. هنوز بغداد توضیح رسمی روشنی درباره علت این تصمیم ارائه نکرده، اما گزارشها نشان میدهد اجرای این تصمیم از امروز آغاز شده و شامل تردد مسافر و کالا خواهد شد.
این تحول در شرایطی رخ میدهد که در شرق کشور نیز وضعیت چندان متفاوت نیست. با وجود اعلام مقامهای پاکستانی – از جمله عاصم منیر که همین دیروز در تهران بود - درباره حل مشکلات مرزی، گزارشهای منتشرشده در رسانههای ایرانی و پاکستانی نشان میدهد گذرگاههای مهم مرزی همچنان با محدودیت مواجهاند و جریان تجارت به صورت عادی از سر گرفته نشده است. حتی رسانههای پاکستانی نیز از توقف تجارت در گذرگاههای تفتان و گبد-ریمدان و سرگردانی هزاران کامیون در دو سوی مرز خبر دادهاند.
همسایهها محتاطتر شدهاند
واقعیت این است که بستهشدن مرزها را نمیتوان جدا از تحولات جنگ اخیر و آرایش جدید قدرت در منطقه تحلیل کرد. پس از جنگ، بسیاری از کشورهای همسایه تلاش کردهاند هزینه مواجهه با تحریمهای ثانویه آمریکا یا قرار گرفتن در مسیر تنشهای منطقهای را کاهش دهند. در چنین فضایی، روابط اقتصادی با ایران بیش از گذشته تحت تأثیر ملاحظات امنیتی و سیاسی قرار گرفته است.
اگر این تحولات به صورت جداگانه دیده شوند، شاید بتوان آنها را تصمیماتی موقتی یا ناشی از مسائل فنی و امنیتی تلقی کرد. اما معنای واقعی آنها زمانی روشن میشود که در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
ایران در ماههای اخیر با محدودیتهای کمسابقه در حوزه حملونقل دریایی روبهرو بوده است. بسیاری از تحلیلگران بینالمللی معتقدند فشار بر مسیرهای دریایی ایران، بهویژه در جنوب کشور، باعث شده اهمیت مرزهای زمینی برای تجارت خارجی افزایش یابد. حتی برخی گزارشها تصریح میکنند که پس از محدودیتهای دریایی، مسیرهای زمینی عراق و پاکستان به یکی از راههای اصلی حفظ جریان بازرگانی ایران تبدیل شده بودند.
اکنون بستهشدن همین مسیرهای جایگزین، وزن مسئله را چند برابر میکند. اقتصاد ایران شاید بتواند برای مدتی کوتاه با استفاده از مسیرهای دیگر بخشی از فشار را جبران کند، اما استمرار این روند به معنای افزایش هزینه واردات، کاهش توان صادراتی و دشوارتر شدن دسترسی به بازارهای منطقهای خواهد بود.
نکته مهم آن است که عراق و پاکستان صرفاً دو همسایه معمولی ایران نیستند. عراق یکی از بزرگترین مقاصد صادراتی کالاهای ایرانی و پاکستان یکی از مسیرهای مهم ترانزیتی شرق کشور به شمار میرود. اختلال همزمان در این دو مسیر، تبعاتی فراتر از یک موضوع مرزی خواهد داشت.
پس از دریا و آسمان، نوبت خشکی است؟
در کنار مرزهای زمینی، مسئله محدودیتهای هوایی و دریایی نیز همچنان باقی است. جنگ اخیر نشان داد که آسیبپذیری اقتصاد ایران فقط به تحریمهای مالی محدود نیست. محدودیت پروازها، افزایش ریسک کشتیرانی، دشواری دسترسی به بنادر و فشار بر مسیرهای ترانزیتی، عملاً جغرافیای اقتصادی ایران را نیز به یکی از میدانهای اصلی منازعه تبدیل کرده است.
بسیاری از شرکتهای حملونقل بینالمللی در ماههای گذشته فعالیت خود را در ارتباط با ایران کاهش دادهاند و هزینه بیمه، حمل بار و جابهجایی کالا به شکل محسوسی افزایش یافته است. گزارشهای تحلیلی منتشرشده در مراکز مطالعاتی و رسانههای بینالمللی نیز نشان میدهد که فشار بر مسیرهای دریایی، همچنان یکی از ابزارهای اصلی مهار اقتصادی ایران تلقی میشود.
در چنین شرایطی، بستهشدن گذرگاههای زمینی معنایی فراتر از یک تصمیم اداری پیدا میکند. اگر راههای زمینی، دریایی و هوایی همزمان با محدودیت روبهرو شوند، کشور با وضعیتی مواجه خواهد شد که برخی کارشناسان آن را «محاصره چندلایه» توصیف میکنند؛ وضعیتی که الزاماً به معنای انسداد کامل نیست، اما هزینه ارتباط با جهان را تا حدی افزایش میدهد که اثر اقتصادی آن با یک محاصره واقعی فاصله چندانی ندارد.
این فقط یک مشکل مرزی نیست
شاید مهمترین خطر پیش رو، نه بستهشدن یک مرز یا توقف چند روزه تبادل کالا، بلکه عادیشدن این روند باشد. تجربه تحریمهای گذشته نشان داده اقتصاد ایران توان تطبیق با بسیاری از محدودیتها را دارد، اما انباشت فشارها در نهایت خود را در رشد اقتصادی، تورم، سرمایهگذاری و معیشت شهروندان نشان میدهد.
از سوی دیگر، تداوم این وضعیت میتواند پیامدهای سیاسی نیز داشته باشد. وقتی همسایگان نزدیک ایران به سمت محدودسازی ارتباطات مرزی حرکت میکنند، این پیام به بازارها و بازیگران اقتصادی منطقه مخابره میشود که ریسک همکاری با ایران در حال افزایش است. چنین برداشتی، حتی بیش از خود محدودیتهای فیزیکی، میتواند به تجارت خارجی کشور آسیب بزند.
پایان این مسیر کجاست؟
در حال حاضر هنوز نمیتوان با قطعیت گفت که تصمیم عراق و پاکستان به یک سیاست پایدار تبدیل خواهد شد. برخی مقامهای پاکستانی از موقتی بودن محدودیتها سخن گفتهاند و بغداد نیز هنوز توضیح رسمی جامعی ارائه نکرده است.
این تصمیم در خلأ رخ نداده است. از زمان تشدید تنشهای منطقهای و جنگ ماههای اخیر، دولت آمریکا آشکارا از سیاست افزایش فشار اقتصادی و محدودسازی مسیرهای تجاری ایران سخن گفته است. هرچند هنوز ارتباط مستقیم تصمیم بغداد با این فشارها به طور رسمی تأیید نشده، اما همزمانی این تحولات با تلاش واشنگتن برای سختگیری بیشتر علیه شبکههای تجاری و ترانزیتی ایران، گمانهزنیها درباره وجود یک فشار سیاسی فراتر از ملاحظات مرزی را افزایش داده است.
با این حال، مجموعه تحولات اخیر را نمیتوان صرفاً یک اتفاق مقطعی دانست. همزمانی محدودیتهای زمینی با فشارهای دریایی و هوایی، نشانه ورود بحران به مرحلهای تازه است؛ مرحلهای که در آن مسئله اصلی دیگر فقط تحریم نیست، بلکه دسترسی ایران به شبکههای منطقهای تجارت و ترانزیت است.
اگر در هفتهها و ماههای آینده گشایشی در روابط خارجی و مناسبات منطقهای ایجاد نشود، بستهشدن مرزها ممکن است از یک خبر روزانه به نشانهای از تغییر موازنه ژئوپلیتیک پیرامون ایران تبدیل شود؛ تغییری که آثار آن بیش از هر چیز در سفره مردم و توان اقتصاد ملی قابل مشاهده خواهد بود.
