لحظه شلیک در مه جنگ شناختی

پرسش اصلی این روزها این است  «بالاخره جنگ می‌شود یا نه؟»
پاسخ کوتاه و دقیق: بله؛ ارزیابی ما وقوع درگیری نظامی را اجتناب‌ناپذیر می‌داند. ایران همه ظرفیت‌ها را برای پرهیز از جنگ به کار گرفت، اما مجموعه شواهد نشان می‌دهد اراده دشمن و کارفرمایان جنگ بر درگیری است؛ شاید بیش از یک درگیری. با این حال سناریو ثابت نیست؛ متغیرها دائماً تغییر می‌کنند و جمع‌بندی قاطع آن است که ظرف هفته‌ها تا ماه‌های آینده با درگیری مواجهیم.

 زمان‌بندی
زمان جنگ به دو پارامتر بسته است: دسترسی دشمن به اهداف، و توان به دست گرفتن ابتکار و کنترل دامنه جنگ. جنگ در لحظه‌ای شروع می‌شود که اهداف در دسترس باشند؛ ممکن است امشب، یک هفته یا یک ماه دیگر. احتمال درگیری همین هفته بالا است و هرچه به پایان هفته نزدیک‌تر شویم بیشتر می‌شود. بین دو انتخابات ریسک فوق‌العاده بالاست و تا سه ماه آینده باید وضعیت را عملیاتی ارزیابی کرد. آمریکا، رژیم صهیونیستی و بازیگران پشت پرده به توافق کلی رسیده‌اند که گزینه نظامی را یک بار دیگر تست کنند. زمان‌بندی به انتخابات نتانیاهو هم گره خورده است.

 شکل جنگ
دشمن به کمپین کوتاه‌مدت زیر یک هفته فکر می‌کند؛ شبیه جنگ ۱۲ روزه، اما این بار احتمالاً آمریکا و رژیم صهیونیستی مشترکاً عمل می‌کنند. اصابت به زیرساخت‌ها بیشتر نمادین و برای هیجان اجتماعی و صفر کردن تاب‌آوری جامعه است. اما اصابت گسترده به زیرساخت ایران ممکن نیست؛ پیش از آن، زیرساخت آمریکا، کابل‌های اینترنت، فرودگاه‌ها، چاه‌های نفت، کاخ‌های سران و بافت‌های شهری منطقه و متحدان آمریکا ویران می‌شود. کشیده شدن جنگ به بافت مسکونی را جدی نمی‌دانم؛ ظرفیت عملیاتی دشمن محدود است. اهداف: ترور سران، برنامه موشکی و هسته‌ای، برنامه نظامی و عملیات در جنوب برای تسلط بر تنگه هرمز؛ پیش‌بینی ما عدم موفقیت در همه است. ادبیات هراس‌آفرین درباره ویرانی کامل ایران دقیق نیست.

سلاح اتمی
دشمن خط قرمز ندارد، اما حمله اتمی را عملیاتی نمی‌دانم. یک یا دو سلاح اتمی مشکل کشوری به بزرگی ایران را حل نمی‌کند؛ خط قرمز نانوشته جهانی را می‌شکند؛ آلودگی کل منطقه و متحدان آمریکا را می‌گیرد؛ و مهم‌تر اینکه ایران به سرعت سلاح اتمی می‌سازد و رژیم صهیونیستی سرزمینی به اندازه استان گلستان دارد. این گزینه برای آمریکا دستاوردی جز شکست بین‌المللی ندارد. بحث اتمی بیشتر ترساندن جامعه و اثرگذاری بر تاب‌آوری ذهنی ماست.

 نتیجه جنگ
این بار با پیروزی واضح و کوتاه‌مدت از جنگ خارج می‌شویم؛ دشمن توان جنگ بلندمدت و سناریوی جدید ندارد. این بار همه کارهایی را خواهیم کرد که در جنگ‌های قبلی نکردیم. برنامه‌ریزی وسیع انجام شده و نیروهای مسلح آماده‌ترند. نکته کلیدی: شکست دشمن باید به نتیجه پایدار تبدیل شود؛ در دو جنگ قبلی دشمن شکست خورد اما برگشت. این بار باید ماشین جنگی و محاسبات دشمن منهدم شود.

 میدان و جنگ شناختی
وضعیت میدانی کاملاً جنگی است: آزمایش‌های موشکی، تنگه هرمز محکم‌تر، قیمت نفت مماس با ۱۲۰ دلار، هدف قرار گرفتن نفتکش‌ها. ضربات محدود آمریکا نیشگون است. امکان خروج نفت از هرمز به شکل گذشته نیست. استراتژی ایران: تنبیه بسیار قدرتمند و عملیاتی شگفت‌انگیز در ساعات اول؛ نه انتظار برای شکل جنگ ۱۲ یا ۴۰ روزه.

بخش مهمی از این جنگ، جنگ شناختی است. ترامپ، نتانیاهو و کاتس با ادبیات رادیکال می‌خواهند با «پرایمینگ» ذهن جامعه را پیشاپیش بترسانند تا ضربات معمولی ده‌چندان تفسیر شود. دشمن یک واحد عمل می‌کند و ده واحد حرف می‌زند؛ ما نباید ده واحد مصرف کنیم. وظیفه رسانه‌ها آماده‌سازی درست جامعه است، نه هراس‌آفرینی و نه بازتولید ادبیات دشمن.

در پایان:
بخش‌هایی از جامعه اطلاعاتی آمریکا و رژیم درباره نتیجه این جنگ تردید دارند؛ وضعیت جمهوری‌خواهان خراب و محبوبیت ترامپ پایین است. روایت «نتانیاهو ترامپ را به جنگ می‌کشاند» با اطلاعات عینی سازگار نیست. وظیفه ما دعا برای رزمندگان، شفافیت ذهن، وحدت و برادری و آمادگی کامل است. زمین و آسمان و دریا ممکن است در اختیار دشمن باشد، اما پیروزی از آنِ کسی است که خدا با اوست.