جان ال. اسپوزیتو، اسلام‌شناس آمریکایی و بنیان‌گذار مرکز تفاهم اسلامی‌ـ‌مسیحی دانشگاه جورج‌تاون، در ۸۶سالگی درگذشت. او که در جوانی برای کشیش‌شدن آموزش می‌دید، بیش از پنجاه سال از عمر علمی‌اش را صرف مطالعه‌ی اسلام و جوامع مسلمان کرد و در برابر تصویر یکپارچه و هراس‌آلودی ایستاد که در بخش‌هایی از غرب از این دین ساخته شده بود.

سرویس بین‌الملل خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ جان اسپوزیتو ده سال از جوانی‌اش را در صومعه‌ای متعلق به راهبان کاپوچین گذراند؛ جایی که زندگی روزانه با سکوت، نماز و آمادگی برای کشیش‌شدن نظم می‌گرفت. او در ۲۴سالگی صومعه را ترک کرد و هرگز کشیش نشد، اما مسیر زندگی‌اش همچنان با پرسش‌های دینی پیوند داشت. آشنایی اتفاقی با اسلام در دانشگاه، او را به یکی از چهره‌های اثرگذار مطالعات اسلامی در آمریکا تبدیل کرد؛ پژوهشگری که می‌خواست نشان دهد شناخت مسلمانان بدون توجه به متن‌های دینی، تاریخ و زندگی واقعی جوامع آنان ممکن نیست.

اسپوزیتو چهارشنبه، ۱۵ ژوئیه‌ی ۲۰۲۶، در فیلادلفیا درگذشت. بنا بر بیانیه‌ی مرکز تفاهم اسلامی‌ـ‌مسیحی دانشگاه جورج‌تاون، عوارض ناشی از جراحی قلب علت مرگ او بود. این مرکز را خود او بنیان گذاشته بود و نامش در سه دهه‌ی فعالیت مرکز با آن پیوند داشت.

دانشگاه جورج‌تاون در بیانیه‌ی درگذشت او، سهمش در شکل‌گیری مطالعات معاصر اسلام و جوامع مسلمان را بسیار مهم دانست. اسپوزیتو در جهان اسلام نیز به‌عنوان پژوهشگری شناخته می‌شد که برای توضیح اسلام به مخاطبان غربی تلاش می‌کرد؛ در آمریکا، اما منتقدانی داشت که او را به دفاع از دینی متهم می‌کردند که دین خودش نبود. او معمولاً با لبخند به این انتقادها پاسخ می‌داد. حتی وقتی کسی او را مسلمانی پنهان می‌خواند، به‌جای درگیرشدن با اتهام، به کار و نوشتن ادامه می‌داد.

ده سال زندگی در صومعه

جان لوئیس اسپوزیتو در سال ۱۹۴۰ در خانواده‌ای کاتولیک با ریشه‌های ایتالیایی به دنیا آمد. پدرش در صنعت ساخت دوربین برای برنامه‌ی فضایی آمریکا کار می‌کرد و مادرش خیاطی ماهر و زنی عمیقاً مذهبی بود. او از مادر ایمان دینی و از پدر دغدغه‌ی عدالت و کمک به دیگران را به ارث برده بود.

اسپوزیتو و برادرش لو از نوجوانان فعال کلیسا بودند و به‌دلیل مشارکت در مراسم مذهبی جوایزی دریافت کرده بودند. او از کلاس پنجم تصمیم گرفته بود وارد مسیر کشیشی شود. روایت زندگی‌اش در مستند «میراث جان اسپوزیتو» که مرکز تفاهم اسلامی‌ـ‌مسیحی در سال ۲۰۲۴ تولید کرد، جزئیات این دوره را بازگو می‌کند. همسرش، جین، نیز در این فیلم روایت زندگی او را بر عهده داشت.

زندگی در صومعه مقررات سختی داشت. دیدارهای خانوادگی محدود بود و خروج از صومعه تنها در شرایطی استثنایی، از جمله مرگ یکی از بستگان درجه‌یک، امکان داشت. اسپوزیتو ردایی قهوه‌ای و زبر می‌پوشید، پیش از ساعت پنج صبح بیدار می‌شد، روزی پنج بار به نماز و سرودهای مذهبی می‌پرداخت و در سکوت غذا می‌خورد. رادیو، تلویزیون و روزنامه نیز از او دریغ شده بود، چون سرگرمی‌هایی غیرضروری به شمار می‌رفتند.

تنها راه ارتباط او با جهان بیرون، مجوز فعالیت رادیویی آماتوری بود که امکان گفت‌وگو با افرادی در نقاط دوردست جهان را فراهم می‌کرد. پس از ده سال، تصمیم گرفت زندگی رهبانی را ترک کند؛ آن هم تنها دو سال پیش از موعدی که قرار بود به مقام کشیشی برسد.

او به آپارتمان والدینش در جرزی‌سیتی رفت و در کلیسای بانوی پیروزی، جایی که داوطلبانه گروهی جوانان را هدایت می‌کرد، با جین آشنا شد. جین دانشجوی دانشگاه بود و عصرها در بخش پذیرش اقامتگاه کشیشان کار می‌کرد. آن دو سال بعد ازدواج کردند. جین با تدریس زبان انگلیسی در دبیرستان‌ها به تأمین هزینه‌های تحصیلات تکمیلی همسرش کمک کرد.

دوستان و همکاران اسپوزیتو از شوخ‌طبعی او یاد کرده‌اند. او در روایت‌های شخصی‌اش نیز معمولاً خودش را دست می‌انداخت و می‌گفت در میان سه برادر، از همه کم‌هوش‌تر است. حتی اعتراف می‌کرد که تا پیش از گرفتن مدرک دکترا علاقه‌ی چندانی به کتاب‌خواندن نداشته است. مادرش نیز وقتی بعدها می‌دید پسرش در برابر جمعیت سخنرانی می‌کند، با سادگی می‌گفت: «خدا را شکر که بالاخره شغلی پیدا کرد.»

جان اسپوزیتو و مسئله‌ی فهم اسلام در غرب

آشنایی اتفاقی با اسلام

مسیر علمی اسپوزیتو با اصرار یکی از استادانش تغییر کرد. پس از خروج از صومعه، الهیات خوانده بود و در مدرسه لاتین و تعلیمات دینی تدریس می‌کرد. رئیس گروه آموزشی‌اش بارها او را به گذراندن درسی درباره‌ی اسلام تشویق کرد. اسپوزیتو ابتدا مخالفت کرد، اما سرانجام با اکراه پذیرفت.

این درس، چنان‌که او در گفت‌وگویی با الجزیره در سال ۲۰۲۳ شرح داده بود، به نقطه‌ی عطف زندگی‌اش تبدیل شد. دانشجوی کاتولیک با دینی روبه‌رو شد که وحی را می‌پذیرفت، به پیامبران عهد عتیق باور داشت، برای عیسی جایگاه پیامبری قائل بود و مریم را گرامی می‌داشت؛ تا آنجا که سوره‌ای کامل در قرآن به نام اوست.

این نزدیکی‌های اعتقادی کنجکاوی اسپوزیتو را برانگیخت و علاقه‌ای را شکل داد که حدود شصت سال ادامه یافت. او به دانشگاه تمپل در فیلادلفیا رفت و در سال ۱۹۷۴ زیر نظر اسماعیل راجی فاروقی، فیلسوف فلسطینی‌آمریکایی و از چهره‌های مهم اندیشه‌ی اسلامی در غرب، دکترا گرفت. فاروقی که برنامه‌ی مطالعات اسلامی دانشگاه تمپل را بنیان گذاشته بود، نخستین دانشجوی دکترای تحت راهنمایی‌اش را با این حوزه آشنا کرد. او در سال ۱۹۸۶ به همراه همسرش، لمیا، در خانه‌شان به قتل رسید.

اسپوزیتو در سال‌های بعد بارها از استادش یاد کرد و گفت فاروقی دری را به روی او گشود که در دانشگاه‌های آمریکا کمتر کسی در آن زمان به آن توجه داشت. مطالعات اسلامی در آن دوره رشته‌ای حاشیه‌ای بود؛ تخصصی که به‌گمان بسیاری از همکارانش آینده‌ی شغلی روشنی نداشت. برخی از همکاران او در حوزه‌ی الهیات، انتخابش را اتلاف فرصت‌های حرفه‌ای می‌دانستند. بااین‌حال، اسپوزیتو بیش از نیم‌قرن در این حوزه فعالیت کرد.

شناخت اسلام در متن زندگی مسلمانان

بسیاری از هم‌کلاسی‌های اسپوزیتو در دوره‌ی فاروقی، دانشجویان مسلمانی بودند که از مصر، پاکستان، مالزی و اندونزی برای تحصیل به آمریکا آمده بودند. او زبان عربی را در مرکز مطالعات عربی خاورمیانه در شملان لبنان آموخت؛ مرکزی که دیپلمات‌های بریتانیایی را نیز آموزش می‌داد. سپس با استادان خصوصی در بیروت به یادگیری ادامه داد، در حالی که جین در کالج بین‌المللی این شهر تدریس می‌کرد.

پس از دو سال، هنگام بازگشت به آمریکا، همان هشدارهای قدیمی تکرار شد: برای متخصص اسلام شغل چندانی وجود ندارد. حتی فاروقی هم با شوخی به او پیشنهاد کرده بود در لیبی دوران قذافی یا آفریقای جنوبیِ دوران آپارتاید تدریس کند. اسپوزیتو و همسرش صد درخواست استخدام فرستادند تا سرانجام کالج هولی کراس در ماساچوست او را پذیرفت. او در آنجا نخستین رئیس گروه آموزشی غیر یسوعی در تاریخ این کالج شد و بیش از بیست سال تدریس کرد.

در دهه‌ی ۱۹۷۰ به مصر، سودان، اردن، کویت، پاکستان، مالزی و اندونزی سفر کرد؛ با استادان، روحانیون و رهبران جنبش‌های اسلامی دیدار داشت و در نشست‌های گوناگون سخنرانی کرد. در هند نیز سخنران اصلی همایشی متعلق به جماعت اسلامی بود که حدود دویست هزار نفر در آن حضور داشتند.

این سفرها بر روش پژوهشی او اثر گذاشت. اسپوزیتو معتقد بود برای شناخت آنچه مردم باور دارند و در زندگی روزانه انجام می‌دهند، باید هم متن‌های دینی را خواند و هم به زمینه‌ی اجتماعی توجه کرد. او به این علاقه داشت که ببیند ایمان مسلمانان چگونه در زندگی واقعی، در کشورهای مختلف و در تجربه‌های فردی و جمعی آنان نمود پیدا می‌کند. به همین دلیل، بر ضرورت تمایز میان باورهای عموم مسلمانان و تفسیرها و رفتارهای گروه‌های محدود تأکید می‌کرد.

انقلاب ایران و شکل‌گیری تصویر تازه‌ای از اسلام

انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ معادله‌ی مطالعات اسلامی را در آمریکا تغییر داد. جامعه‌ی آمریکا ناگهان به دینی توجه نشان داد که انقلابش شاه را سرنگون کرده بود، سفارت آمریکا را به محاصره کشیده بود و گروگان‌هایی را در اختیار داشت. اسپوزیتو که پیش‌تر در حوزه‌ی الهیات کاتولیکی آموزش دیده بود، به چهره‌ای پرتقاضا برای رسانه‌ها، نشست‌های عمومی و جلسات استماع تبدیل شد.

او بعدها در گفت‌وگویی با الجزیره توضیح داد که انقلاب ایران به شکل‌گیری چارچوبی برای نگاه غرب به مسلمانان کمک کرد؛ چارچوبی که بر ترس و بدگمانی استوار بود و به‌تدریج همه‌ی مسلمانان را در یک تصویر واحد قرار می‌داد. اسپوزیتو با شوخی می‌گفت: «مسیر حرفه‌ای‌ام را مدیون آیت‌الله خمینی و انقلاب ایران هستم.»

او تلاش کرد با این نگاه یکپارچه مقابله کند. کتاب «تهدید اسلامی؛ افسانه یا واقعیت؟» که در سال ۱۹۹۲ منتشر شد، از آثار شناخته‌شده‌ی او در همین زمینه است. کتاب در دوره‌ای منتشر شد که پس از فروپاشی اتحاد شوروی، در بخشی از گفتمان غربی اسلام به‌عنوان تهدید تازه‌ای معرفی می‌شد. اسپوزیتو در برابر این برداشت استدلال می‌کرد که اسلام و جوامع مسلمان را نمی‌توان نیرویی یکدست و ذاتاً خصمانه دانست.

نهادی برای گفت‌وگوی اسلام و مسیحیت

اسپوزیتو در سال ۱۹۹۳ از کالج هولی کراس به دانشگاه جورج‌تاون در واشنگتن رفت و مرکز تفاهم اسلامی‌ـ‌مسیحی را تأسیس کرد. این مرکز به بستری برای پژوهش و گفت‌وگو درباره‌ی رابطه‌ی دو سنت دینی تبدیل شد.

بر اساس بیانیه‌ی دانشگاه، او شخصاً بیش از سی میلیون دلار برای جورج‌تاون کمک مالی جذب کرد. در سال ۲۰۰۵ نیز شاهزاده‌ی سعودی، ولید بن طلال، بیست میلیون دلار به این مرکز کمک کرد؛ مبلغی که در آن زمان دومین کمک مالی بزرگ در تاریخ دانشگاه به شمار می‌رفت.

جایگاه علمی اسپوزیتو نیز در طول سال‌ها گسترش یافت. او تنها پژوهشگری بود که ریاست انجمن مطالعات خاورمیانه در آمریکای شمالی و آکادمی آمریکایی دین را در کارنامه داشت؛ دو نهاد علمی مهم در حوزه‌های تخصصی خود.

او در طول دوران فعالیتش بیش از پنجاه کتاب نوشت یا ویراستاری کرد و آثارش به ۳۵ زبان ترجمه شدند. همچنین در تهیه و ویراستاری دانشنامه‌های مهم آکسفورد درباره‌ی اسلام مشارکت داشت؛ از جمله «دانشنامه‌ی آکسفورد درباره‌ی جهان اسلام معاصر»، «تاریخ آکسفورد درباره‌ی اسلام» و «فرهنگ‌نامه‌ی آکسفورد درباره‌ی اسلام». کتاب درسی او با عنوان «اسلام؛ راه راست» که در سال ۱۹۸۸ منتشر شد، به یکی از منابع رایج دانشجویان دانشگاه‌های غربی برای آشنایی با اسلام تبدیل شد.

فعالیت او به دانشگاه و کتاب محدود نماند. اسپوزیتو مشاور مستند «محمد؛ میراث یک پیامبر» بود که شبکه‌ی آمریکایی پی‌بی‌اس در سال ۲۰۰۲ پخش کرد. دولت‌ها، سازمان‌ها و رسانه‌های بزرگ نیز هنگام وقوع رویدادهای مهم در جهان اسلام از دیدگاه او استفاده می‌کردند. به این ترتیب، نامش هم در محیط دانشگاهی شناخته‌شده بود و هم در رسانه‌های عمومی حضور داشت.

میراث پژوهشگری میان دو سنت دینی

زندگی جان اسپوزیتو با پرسشی همراه بود که در دوره‌های مختلف شکل‌های تازه‌ای پیدا کرد: چگونه می‌توان دینی را شناخت که در فضای عمومی غرب بارها از دریچه‌ی منازعه‌های سیاسی و امنیتی معرفی شده است؟ پاسخ او در پژوهش، آموزش و گفت‌وگو شکل گرفت. او بر خواندن متن‌های دینی در کنار بررسی زمینه‌های تاریخی و اجتماعی تأکید داشت و می‌کوشید میان تجربه‌ی واقعی مسلمانان و برداشت‌های کلیشه‌ای از آنان تمایز بگذارد.

اسپوزیتو در آمریکا با اتهام جانبداری روبه‌رو بود و در جهان اسلام به‌دلیل تلاش برای توضیح اسلام به مخاطبان غربی احترام می‌دید. بااین‌حال، مسیر حرفه‌ای‌اش را بر پایه‌ی تعلق به یک اردوگاه سیاسی یا دینی تعریف نکرد. او از تجربه‌ی کاتولیکی خود به مطالعات اسلامی رسید و در ادامه‌ی عمر کوشید فهم میان دو سنت دینی را گسترش دهد.

میراث او را باید در ده‌ها کتاب، دانشنامه‌ها و نهادی جست‌وجو کرد که برای گفت‌وگوی اسلام و مسیحیت تأسیس کرد؛ اما شاید مهم‌ترین بخش این میراث، اصرارش بر یک اصل روش‌شناختی باشد: برای شناخت باورهای مردم، باید هم به متون و هم به زندگی آنان رجوع کرد. این اصل در برابر هر تصویری که میلیون‌ها انسان را به یک تعریف واحد فروبکاهد، همچنان اهمیت دارد.