عملکرد رشته‌های رزمی ایران در بازی‌های آسیایی ناگویا، در کنار مدال‌های ارزشمند و نقش مؤثر آنها در موفقیت کاروان کشور، با انتقادهایی درباره نتایج و ادعاهایی درباره داوری همراه بود؛ موضوعی که ضرورت تفکیک اشتباهات احتمالی داوران از ضعف‌های فنی و مدیریتی را بیش از گذشته برجسته می‌کند.

رشته‌های رزمی همواره یکی از ستون‌های اصلی ورزش ایران در بازی‌های آسیایی و رقابت‌های بین‌المللی بوده‌اند، رشته‌هایی که در دوره‌های مختلف بار اصلی مدال‌آوری کاروان ایران را بر دوش کشیده‌اند و به همین دلیل، انتظار از آنها همیشه بالا بوده است. با این حال، در بررسی عملکرد رشته‌های رزمی ایران در بازی‌های آسیایی ناگویا، باید مراقب یک مسئله جدی باشیم، اینکه «ناداوری» به کلیدواژه‌ای برای توضیح نتایج ضعیف و پوشاندن نقاط ضعف فنی تبدیل نشود.

البته یک استثنای جدی وجود دارد! فینال کومیته انفرادی بانوان در کاراته، جایی که فاطمه زهرا سعیدآبادی با نمایشی که از نظر بسیاری از کارشناسان و اهالی کاراته شایسته کسب مدال طلا بود، در نهایت با تصمیم داوری از رسیدن به طلای مسابقات بازماند و مدال نقره گرفت. درباره این مسابقه می‌توان با جدیت بیشتری از تصمیم بحث‌برانگیز داوری سخن گفت و نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت.

اما اگر این مورد را کنار بگذاریم، آیا واقعا می‌توان عملکرد رشته‌های رزمی ایران در ناگویا را با کلیدواژه «ناداوری» توضیح داد؟

در بوکس، تکواندو و کاراته به جز اتفاق مربوط به سعیدآبادی، نمی‌توان ناداوری را به‌عنوان عامل اصلی ناکامی دختران و پسران ایران مطرح کرد. ممکن است در برخی مبارزات تصمیم‌هایی محل بحث بوده باشند، اما تفاوت بزرگی میان «تصمیم قابل بحث» و «ناداوری» وجود دارد. اگر قرار باشد هر شکست نزدیک یا هر تصمیم داور را ناداوری تلقی کنیم، عملا امکان ارزیابی فنی عملکرد ورزشکار، مربی و فدراسیون از بین خواهد رفت.

*ووشو؛ مدال‌ها را با بهانه کم‌ارزش نکنیم

در ووشو نیز وضعیت روشن‌تر از آن چیزی است که بعضی روایت‌ها نشان می‌دهد. در بخش ساندا، اساسا نمی‌توان از موج گسترده‌ای از ناداوری سخن گفت. مدال‌هایی که به دست آمدند، ارزشمند بودند و حتی مدال‌های نقره‌ای که در این بخش به دست آمد، نباید با طرح مداوم ادعای ناداوری کم‌ارزش جلوه داده شود.

البته این واقعیت را نیز نباید پنهان کرد که از ووشوی ایران انتظار بیشتری وجود داشت. انتظار کسب بیش از یک مدال طلا، با توجه به سابقه و ظرفیت این رشته، انتظاری منطقی بود، اما پذیرفتن این انتظار به معنای پیدا کردن مقصر در میان داوران نیست.

واقعیت تلخ‌تر این است که سانداکاران ایران نتوانستند از سد سانداکاران قدرتمند چین عبور کنند. این یک واقعیت فنی است و باید پذیرفته شود. اگر ورزشکار ایرانی در مبارزه با رقیب چینی شکست خورده است، اولین سوال باید این باشد که چرا از نظر فنی نتوانستیم حریف را شکست دهیم، نه اینکه چگونه می‌توانیم شکست را به ناداوری نسبت دهیم.

ارزش مدال‌های ووشو دقیقا زمانی بیشتر می‌شود که ضعف‌ها نیز صادقانه دیده شوند.

*تفاوت ناداوری و سلیقه‌ای بودن داوری

در مورد زهرا کیانی و رقابت‌های تالو نیز بحث مشابهی شکل گرفت. اینکه داوری در تالو تا حدی جنبه سلیقه‌ای دارد، موضوعی قابل قبول و قابل بحث است. ماهیت این رشته به‌گونه‌ای است که ارزیابی کیفیت اجرای حرکات، ظرافت‌ها و برخی معیار‌های هنری می‌تواند زمینه اختلاف نظر را ایجاد کند.

اما پذیرفتن این موضوع به این معنا نیست که می‌توان گفت کیانی حتما شایسته مدال طلا یا حتی نقره بوده است.

حتی اگر بخواهیم جانب ورزشکار ایرانی را بگیریم، شاید بتوان گفت در بهترین حالت، شانس کسب مدال برنز برای او وجود داشت. اگر بر سر برنز هم بحثی باشد، بهتر است آن را ناشی از سلیقه‌ای بودن بخشی از داوری بدانیم، نه لزوماً ناداوری.

این تفکیک اهمیت زیادی دارد چراکه «سلیقه‌ای بودن» بخشی از ماهیت یک رشته با «حق‌کشی داور» یکی نیست.

وقتی «ناداوری» جای آسیب‌شناسی فنی را می‌گیرد؛ زنگ خطر برای رشته‌های رزمی

*جودو؛ بازگشت پس از هشت سال، بدون توقع غیرواقعی

در جودو نیز آرش میراسماعیلی رئیس فدراسیون معتقد بود در یکی از مسابقات حق ورزشکار ایران تضییع شده و در صورت رقم خوردن نتیجه‌ای متفاوت، امکان دستیابی به یک مدال برنز وجود داشت. این ادعا قابل بررسی است و طبیعی است که درباره آن موافق و مخالف وجود داشته باشد، اما حتی با پذیرفتن این بحث، نباید واقعیت بزرگ‌تر را فراموش کرد. جودوی ایران پس از هشت سال دوری از بازی‌های آسیایی به این رقابت‌ها بازگشته بود.

در چنین شرایطی، انتظار اینکه جودو بلافاصله به یک مدال قطعی برسد، انتظاری منطقی نیست. همین حضور دوباره در بازی‌های آسیایی و تصمیم آرش میراسماعیلی برای اعزام تیمی نسبتا پرشمار بدون ترس از نتیجه، خود اقدامی قابل تقدیر است. هرچند که طبعا نتیجه جودو در ناگویا قابل دفاع نبئود.

*جوجیتسو و MMA؛ جایی برای پناه بردن به ناداوری وجود ندارد

اما شاید بهترین شاهد برای اینکه «ناداوری» نباید تبدیل به کلیدواژه ناکامی ورزش ایران شود، رشته‌هایی مانند جوجیتسو و MMA باشند.

در این رشته‌ها نمی‌توان شکست‌ها را به شکل گسترده به ناداوری نسبت داد. ورزشکاران ایران نتوانستند به مدال برسند و باید این واقعیت را پذیرفت. پذیرش شکست، نقطه مقابل ناامیدی نیست اتفاقا نخستین قدم برای پیشرفت است.

اگر هر بار که نتیجه مطلوب به دست نمی‌آید، یک علت بیرونی مانند ناداوری پیدا کنیم، دیگر فرصتی برای پیدا کردن مشکلات واقعی باقی نمی‌ماند. مشکلات فنی، ضعف در آماده‌سازی، کیفیت اردوها، انتخاب ورزشکار، مربیگری، برنامه‌ریزی مسابقات، پشتوانه‌سازی و حتی فاصله علمی ورزش ایران با رقبای آسیایی.

وقتی «ناداوری» جای آسیب‌شناسی فنی را می‌گیرد؛ زنگ خطر برای رشته‌های رزمی

*بوکس و تکواندو با کمترین بهانه

در بوکس و تکواندو کمترین بهانه جویی در داوری وجود داشت و این یک نکته مثبت است. تنها مورد قابل بحث، شکست علی حبیبی نژاد در نخستین مبارزه اش بود که یک جدال بسیار نزدیک بود و تفاوت دو بوکسور در و مشت مشخص شد که آن هم نمیتوان به ناداوری نسبت داد. در تکواندو هم که هیچ مشکلی وجود نداشت.

*ناداوری نباید به سپر دفاعی تبدیل شود

رشته‌های رزمی ایران سال‌ها گل سرسبد کاروان‌های ورزشی کشور بوده‌اند. ورزشکاران رزمی بار‌ها پرچم ایران را بالا برده‌اند و مدال‌های ارزشمندی برای کشور به دست آورده‌اند. به همین دلیل هم انتقاد از آنها نباید به معنای نادیده گرفتن افتخارات گذشته باشد، اما دقیقا به دلیل همین سابقه درخشان، باید از آنها انتظار بیشتری داشت.

اگر «ناداوری» به پاسخ آماده برای هر ناکامی تبدیل شود، به‌تدریج تبدیل به یک سپر دفاعی می‌شود؛ سپری که اجازه نمی‌دهد نقاط ضعف واقعی دیده شوند.

ناداوری ممکن است اتفاق بیفتد. داور ممکن است اشتباه کند. حتی ممکن است در یک مسابقه، تصمیمی گرفته شود که سرنوشت یک مدال را تغییر دهد، اما مسئله اینجاست که نباید یک استثنا را تبدیل به قاعده کرد.

ورزشکار حرفه‌ای، مربی حرفه‌ای و مدیر حرفه‌ای باید بتواند شکست را بپذیرد و سپس از دل آن، دلیل شکست را پیدا کند.

اگر ورزشکار بهتر بوده، باید برای تکرار پیروزی تلاش کرد. اگر حریف از نظر فنی بهتر بوده، باید سطح فنی را ارتقا داد. اگر آمادگی جسمانی مشکل داشته، باید برنامه آماده‌سازی اصلاح شود. اگر تاکتیک جواب نداده، باید تاکتیک تغییر کند. اگر پشتوانه‌سازی ضعیف بوده، باید نسل بعدی ساخته شود.

اما اگر همه این مسائل زیر سایه یک واژه قرار بگیرند، دیگر چیزی برای اصلاح باقی نمی‌ماند.

شاید یکی از نشانه‌های واقعی پیشرفت ورزش ایران این باشد که روزی کلمه «ناداوری» از پاسخ‌های تکراری روسای فدراسیون‌ها، مربیان و حتی ورزشکاران حذف شود. نه به این دلیل که داوران دیگر اشتباه نمی‌کنند، بلکه به این دلیل که ورزش ایران آن‌قدر قدرتمند، آماده و حرفه‌ای شده باشد که شکست‌هایش را پیش از هر چیز با نگاهی صادقانه و فنی تحلیل کند.

مدال طلا مهم است. از دست رفتن مدال طلا نیز دردناک است، اما مهم‌تر از رنگ مدال، صداقت در تحلیل عملکرد است.

اگر قرار است رشته‌های رزمی ایران دوباره به جایگاه واقعی خود در آسیا بازگردند، باید هم مدال‌ها را قدر بدانیم، هم شکست‌ها را بپذیریم و هم به جای جست‌وجوی مقصر بیرونی، نقاط ضعف خودمان را پیدا کنیم.

در نهایت طبعاً کاراته می‌توانست حداقل یک طلا، ووشو یک طلا و تکواندو هم یک طلا بیش از آنچه بدست آوردند را در بازی‌های آسیایی کسب کنند. MMA باید حداقل یک طلا کسب می‌کرد و جودو و بوکس هم می‌توانستند نتایج بهتری کسب کنند، اما با تمام اینها، رشته‌های رزمی، خامه روی کیک کاروان ایران در بازی‌های آسیایی بودند و نقش به‌سزایی در نتایج خوب این کاروان داشتند.