اقتصادنیوز: یک کارشناس بازار سرمایه در پاسخ به این پرسش که کدام صنایع بورسی بیشترین آسیبپذیری را داشته و کدام گروهها از تابآوری بیشتری در برابر این شرایط برخوردارند، اظهار داشت: شرکتهای فعال در زنجیره صنعتی، معدنی و فلزات اساسی_نه لزوماً همه آنها، بلکه بخشهایی از آنها_بیشتر دچار رونق میشوند.
به گزارش اقتصادنیوز، در اقتصادی که تورم به سطوح بالا رسیده و محدودیتهای ارزی، تجاری و انرژی بر فعالیت بنگاهها سایه انداخته است، رشد درآمدهای ریالی شرکتها لزوماً نشانه بهبود وضعیت اقتصادی آنها نیست. برخی بنگاهها ممکن است از افزایش قیمت محصولات و محدودیت عرضه در بازار منتفع شوند، در حالی که گروهی دیگر، با وجود رشد سودهای ثبتشده در صورتهای مالی، به دلیل دشواری تأمین مواد اولیه و تبدیل فروش به وجه نقد، با تنگنای نقدینگی مواجه باشند.
در حاشیه سمپوزیوم فولاد اصفهان که با ابتکار گروه رسانهای دنیای اقتصاد برگزار شد، فعالان صنعت فولاد و کارشناسان اقتصادی به بررسی موانع سرمایهگذاری، افزایش هزینههای تولید، محدودیتهای تأمین مالی و ضرورت اصلاح سیاستهای حمایتی پرداختند.
این دوگانگی، ارزیابی صنایع بورسی را پیچیدهتر کرده و اهمیت تفکیک رشد اسمی سود از توان واقعی تولید و سودآوری را افزایش داده است. اما در این میان، کدام صنایع از ظرفیت بیشتری برای عبور از شرایط فعلی برخوردارند و مداخلات دولت تا چه اندازه میتواند چشمانداز آنها را تغییر دهد؟
امیر سیدی، کارشناس بازار سرمایه، در گفتوگو با اقتصادنیوز در پاسخ به پرسشی پیرامون چشمانداز صنایع بورسی در شرایط جدید اقتصاد ایران_با توجه به تورم نزدیک به ۸۰ درصدی، محدودیتهای صادراتی، تنگناهای حوزه انرژی، کاهش درآمدهای ارزی دولت و محدود شدن واردات مواد اولیه برای بسیاری از صنایع_اظهار داشت: وجود چنین شرایطی، خودبهخود برای هر شرکت و هر صنعتی در بورس در حقیقت معنا و پیامد متفاوتی ایجاد میکند.

وی افزود: گزارشهای منتشرشده از سوی برخی شرکتها نشان میدهد که به دلیل همین شرایط تورمی، کمبود کالا و برخورداری آنها از امکان تولید، فروش و سودآوری آنها_البته به ریال_با افزایش بسیار زیادی همراه بوده است. در مقابل، شرکتهایی نیز وجود دارند که اگرچه سود دفتری آنها افزایش یافته است، اما جریان وجوه نقد آنها منفی است؛ چرا که مواد اولیه مورد نیاز آنها وارداتی است. بنابراین با چنین نگرشی نمیتوان برای کل سهام و صنایع، حکمی واحد و ثابت صادر کرد که همگی خود را با تورم و شرایط کمبود وفق میدهند.
این کارشناس بازار سرمایه خاطرنشان کرد: با این حال، چند فاکتور اساسی وجود دارد که اگر هر فردی این سوالات را درباره هر شرکتی از خود بپرسد، خودبهخود میتواند به پاسخ برسد. نخستین پرسش این است که آیا شرکت مدنظر امکان تأمین مواد اولیه خود را دارد و آیا این مواد اولیه به منابع داخلی وابسته است یا خیر. پرسش دوم این است که آیا در حوزه انرژی، امکان تهیه انرژی مورد نیاز خود را اعم از برق یا گاز_در صورتی که به آنها وابسته است_دارد یا خیر.
سیدی در ادامه به سومین پرسش اشاره کرد و گفت: باید بررسی شود کالایی که شرکت تولید میکند، آیا کالایی است که اکنون در اقتصاد با کمبود مواجه است یا برعکس، به دلیل چالشدار شدن بخشهایی از اقتصاد، در زنجیره تأمین آن مازاد عرضه به وجود آمده است. چهارمین سوال این است که آیا تولیدات این شرکت امکان صادرات و مبادله زمینی را دارد یا خیر.
چهار سوال منجر به شناسایی صنایعی میشود که در این فضا قابلیت رشد دارند
وی یادآور شد: پاسخ ساده به این پرسشها در حقیقت ناظر بر موادی جامد با ارزش افزوده بالا است که فلزات را شامل میشود؛ لذا پاسخ به این چهار سوال خودبهخود منجر به شناسایی صنایعی میشود که در این فضا قابلیت رشد دارند.
سیدی در ادامه این گفتگو، در پاسخ به این پرسش که کدام صنایع بورسی بیشترین آسیبپذیری را داشته و کدام گروهها از تابآوری بیشتری در برابر این شرایط برخوردارند، اظهار داشت: به نظر بنده، شرکتهای فعال در زنجیره صنعتی، معدنی و فلزات اساسی_نه لزوماً همه آنها، بلکه بخشهایی از آنها_بیشتر دچار رونق میشوند.
وی در تشریح دلایل آن افزود: فلزات اساسی هم دارای مصرف داخلی هستند و هم اینکه ممکن است تولید آنها به دلیل محدودیتهای انرژی یا واردات برخی مواد اولیه محدود از خارج از کشور، در تنگنا قرار گیرد؛ ضمن اینکه این محصولات در شرایط فعلی از قابلیت صادرات زمینی نیز بهرهمند هستند و مجموع این عوامل، آن را به صنعتی مناسب تبدیل میکند.
سیدی درباره صنایعی که آسیب میبینند یا شرایط متوسطی دارند، صنعت دارو را مثال زد و تصریح کرد: شاید در نگاه اول به نظر برسد که در صنعت دارو آزادسازی صورت گرفته و قیمت محصولات دارویی افزایش یافته است، اما مشخص نیست که این واحدها در زمینه تأمین ارز برای واردات مواد اولیه خود با چه چالشهایی مواجه هستند. مسئله دیگر این است که فروش آنها با چه چرخهای به وجه نقد تبدیل میشود؛ بهویژه آنکه مطالبات آنها وابسته به شرکتهای بیمه است و بیمهها نیز در چنین فضایی احتمالاً دچار چالش هستند.
کدام صنایع بورسی در شرایط بحران اقتصادی سود میسازند؟
این کارشناس بازار سرمایه تأکید کرد: بر این اساس، صنعت اول از منظر جذابیت، صنعت فلزات است.
وی ادامه داد: در صنعت زراعت و صنایع غذایی نیز به عقیده بنده آن دسته از شرکتهایی که میتوانند در داخل تولید کنند، به این دلیل که فشار تورم در این بخش بسیار بالاتر از سایر حوزههاست، برای خود جذابیت دارند.
وی همچنین خاطرنشان کرد: در حوزه صنعت انرژی و بهویژه صنعت برق و انرژی نیز با توجه به کمبودهای موجود، تقاضای ایجادشده میتواند عاملی برای تجربه رشد در این بخش باشد.
سیدی در بخش دیگری از این گفتوگو، در پاسخ به پرسشی درباره احتمال افزایش مداخلات دولت در حوزه قیمتگذاری، نرخ خوراک، عوارض صادراتی و تأمین مالی کسری بودجه از بازار سرمایه و اثرات آن بر ارزشگذاری سهام، با اشاره به وضعیت صنعت پالایشگاهی اظهار داشت: بنده به صنعت پالایشگاه اشاره نکردم، زیرا با اتفاقات رخداده در قیمتهای بازار جهانی نفت و مدل فرمولی که دولت برای پالایشگاهها تعیین کرده است، اگرچه دولت نفت این شرکتها را تأمین و محصولاتشان را بر اساس قواعدی خریداری میکند، اما از سوی دیگر محصولاتی چون بنزین و گازوئیل تولیدی را در داخل تقریباً به صورت رایگان عرضه میکند.
او افزود: از این رو کاملاً نامشخص است که دولت مابهالتفاوت و سود پالایشگاهها را چگونه میخواهد به این شرکتها پرداخت کند؛ کمااینکه در گذشته شاهد وقوع رویدادهایی بودیم که خودبهخود منجر به منفی شدن کل بازار شد.
سیدی با تأکید بر اینکه حوزههای دیگری نیز مشمول این فضا هستند، گفت: به نظر من در بخشهایی که به گونهای با نرخ خوراک، نرخ برق و انرژی و نرخ حقوق مالکانه معادن مواجه هستند، تمام این موارد به عنوان ریسک تلقی میشوند، چرا که این شرکتها در چنین فضایی تنفس میکنند.
او در پایان خاطرنشان کرد: هر اندازه صنایع به سمتی حرکت کنند که مصرف و بهای نهادههای آنها آزاد باشد و فروش آنها نیز آزاد صورت گیرد، خودبهخود از این فضای پرریسک فاصله خواهند گرفت.
