طرح گزارش‌ها درباره احتمال استفاده آمریکا از بمب فوق‌سنگین MOAB (مادر همه بمب‌ها) علیه ایران، بار دیگر محدودیت‌های گزینه نظامی واشنگتن در برابر زیرساخت‌های هسته‌ای مستحکم ایران را برجسته کرده است.

اندیشکده نظامی «دیفنس سکیوریتی آسیا» در گزارشی تحلیلی به بررسی ادعاهای تازه در آمریکا درباره استفاده از بمب MOAB یا همان «مادر همه بمب‌ها» علیه ایران پرداخته است که مهم‌ترین محورهای آن را در ادامه می‌خوانید:

محدودیت‌های عملیاتی آمریکا

  • گزارش‌های منتشرشده درباره بررسی گزینه استفاده آمریکا از بمب عظیم انفجاری GBU-۴۳/B معروف به «مادر همه بمب‌ها» علیه ایران، پرسش‌های مهمی درباره توانایی واشنگتن برای انهدام تأسیسات هسته‌ای عمیقاً مدفون‌شده و پیامدهای نظامی چنین حمله‌ای مطرح کرده‌است.
  • براساس این گزارش‌ها، سناریوهای احتمالی شامل حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران و برخی مراکز مرتبط با برنامه هسته‌ای، از جمله تأسیسات زیرزمینی کوه کلنگ (Pickaxe Mountain) در نزدیکی نطنز، است.
  • با این حال، اطلاعات ارائه‌شده، صدور مجوز قطعی از سوی دونالد ترامپ، تعیین زمان اجرای عملیات یا شواهد مستقلی مبنی بر قریب‌الوقوع بودن استفاده از این بمب را تأیید نمی‌کند.
  • بنابراین، باید میان بررسی یک گزینه نظامی و تصمیم قطعی برای اجرای آن تفاوت قائل شد.
  • انتخاب یک بمب با قدرت انفجاری بسیار بالا، لزوماً به معنای توانایی انهدام تأسیسات زیرزمینی مستحکم نیست.
  • مساله اصلی، تفاوت میان ایجاد تخریب گسترده در سطح زمین و نابودی واقعی زیرساخت‌های حفاظت‌شده در اعماق زمین است.
  • این تفاوت می‌تواند بر میزان موفقیت نظامی حمله و دستیابی آمریکا به اهداف سیاسی آن تأثیر تعیین‌کننده‌ای بگذارد.

قدرت انفجاری بالا در برابر محدودیت نفوذ به زمین

  • بمب GBU-۴۳/B از بزرگ‌ترین بمب‌های متعارف آمریکا ازنظر قدرت انفجاری است که سازوکار اصلی تخریب آن بر ایجاد موج انفجار و فشار شدید متمرکز است، نه نفوذ عمیق به لایه‌های زمین.
  • وزن این بمب حدود ۲۱ هزار و ۶۰۰ پوند و وزن مواد منفجره آن تقریباً ۱۸ هزار و ۷۰۰ پوند است.
  • این ابعاد، قدرت تخریب گسترده آن را نشان می‌دهد، اما به‌تنهایی مشخص نمی‌کند انرژی انفجاری آن تا چه اندازه می‌تواند از لایه‌های ضخیم سنگ و سازه‌های تقویت‌شده عبور کند.
  • این بمب با استفاده از سامانه هدایت ماهواره‌ای و سامانه ناوبری اینرسی، امکان هدایت نسبتاً دقیق به سوی هدف را دارد.
  • با این حال، دقت اصابت با توانایی نابودی هدف زیرزمینی یکسان نیست؛ حتی اگر بمب با دقت بالا در محل موردنظر منفجر شود، ممکن است بخش‌هایی از تأسیسات زیرزمینی همچنان سالم بماند.
  • باید میان MOAB و بمب نفوذگر سنگین GBU-۵۷ تفاوت قائل شد.
  • بمب GBU-۵۷ با وزن تقریبی ۳۰هزار پوند، برای نفوذ به اهداف مستحکم و زیرزمینی طراحی شده و با بمب‌افکن پنهانکار B-۲ به‌کار گرفته می‌شود.
  • تفاوت این دو سلاح نشان می‌دهد قدرت انفجار به‌تنهایی معیار مناسبی برای ارزیابی توانایی انهدام تأسیسات زیرزمینی نیست.
  • ازسوی دیگر، تخریب ورودی تونل‌ها یا تأسیسات سطحی لزوماً به معنای نابودی تجهیزات داخل مجموعه نیست.

چالش اطلاعاتی و عملیاتی برای حمله به زیرساخت‌های هسته‌ای

  • تأسیسات زیرزمینی کوه کلنگ، واقع در جنوب مجموعه هسته‌ای نطنز، از محورهای اصلی گزارش‌های مربوط به سناریوی احتمالی حمله آمریکا است.
  • موقعیت این مجموعه در نزدیکی زیرساخت‌های هسته‌ای ایران، توجه تحلیلگران را به نقش احتمالی آن در حفظ ظرفیت‌های فنی و صنعتی کشور جلب کرده است.
  • اطلاعات موجود به‌تنهایی مشخص نمی‌کند این مجموعه اکنون دقیقاً چه تجهیزات و فعالیت‌هایی را در خود جای داده یا چه نقشی در ظرفیت هسته‌ای ایران ایفا می‌کند.
  • برخی برآوردها، عمق بخش‌هایی از این تأسیسات را دست‌کم ۱۰۰ متر زیر کوه تخمین می‌زنند.
  • گزارش‌ها همچنین به وجود ورودی‌های تونلی، سازه‌های تقویت‌شده و محدوده امنیتی گسترده‌تر اشاره دارند.
  • حتی اگر یک تأسیسات از نظر نظامی هدفی مهم تلقی شود، نبود اطلاعات کافی درباره تجهیزات مستقر در آن، می‌تواند میزان اطمینان به نتیجه حمله را کاهش دهد.

حمل بمب و پیچیدگی‌های اجرای عملیات

  • استفاده از «مادر همه بمب‌ها» تنها به قدرت انفجاری آن وابسته نیست، بلکه نحوه انتقال و رهاسازی آن نیز محدودیت‌های عملیاتی خاصی دارد.
  • این بمب از هواپیمای ترابری MC-۱۳۰ و از طریق سازوکاری ویژه شامل خروج از رمپ عقب هواپیما و استفاده از سامانه چتر و سکوی رهاسازی به‌کار گرفته می‌شود.
  • این شیوه با رهاسازی مهمات متعارف از جنگنده‌ها یا بمب‌افکن‌های راهبردی تفاوت دارد.
  • از آنجا که MC-۱۳۰ هواپیمایی نسبتاً کند و فاقد فناوری پنهانکاری در سطح بمب‌افکن‌های رادارگریز است، شرایط پدافند هوایی منطقه می‌تواند بر امکان اجرای مأموریت تأثیر بگذارد.
  • اجرای چنین مأموریتی همچنین به پشتیبانی لجستیکی، تأمین سوخت، نگهداری هواپیما، تجهیزات تخصصی و نیروی انسانی نیاز دارد.

تنگه هرمز و پیامدهای منطقه‌ای و اقتصادی

  • پیامدهای احتمالی حمله به ایران به اهداف نظامی محدود نمی‌شود و می‌تواند با وضعیت امنیت دریایی و انتقال انرژی در منطقه نیز ارتباط پیدا کند.
  • هرگونه تشدید تنش در تنگه هرمز می‌تواند بر امنیت کشتیرانی، جریان صادرات انرژی و محاسبات امنیتی کشورهای حاشیه خلیج فارس تأثیر بگذارد.
  • حمله احتمالی به زیرساخت‌های انرژی ایران نیز ممکن است هزینه‌های اقتصادی قابل‌توجهی ایجاد کند؛ اما افزایش فشار اقتصادی الزاماً به تغییر تصمیمات هسته‌ای ایران منجر نمی‌شود.
  • به همین ترتیب، تخریب تأسیسات سطحی نمی‌تواند به‌تنهایی اثبات کند که ذخایر اورانیوم غنی‌شده یا تجهیزات حفاظت‌شده نابود شده‌اند.
  • تجربه استفاده از MOAB علیه یک شبکه تونلی در افغانستان در سال ۲۰۱۷، به‌تنهایی نمی‌تواند مبنایی برای پیش‌بینی نتیجه استفاده از آن علیه تأسیسات هسته‌ای مستحکم ایران باشد، زیرا شرایط زمین‌شناسی، عمق اهداف و ماهیت تأسیسات تفاوت دارند.