جهانبخش ایزدی در گفتگو با خبرآنلاین تاکید کرد: ترامپ آدم عجولی است. حوصله اینکه پشت میز مذاکرات طولانی بنشیند و بعد زمان را از دست بدهد و آن را به فرد بعدی بسپارد، اصلاً ندارد.
خبرآنلاین - جهانبخش ایزدی، استاد روابط بینالملل، در گفتوگو با خبرگزاری خبرآنلاین اظهار داشت: « اگر ترامپ احساس کند که پیش از انتخابات میتواند ضرباتی وارد کند که آن دستاوردها را برایش به همراه داشته باشد و مثلاً با اعلام یک پیروزی، برنده انتخابات شود، ممکن است این کار را انجام دهد. از این جهت میخواهم بگویم، به قول هربرت مارکوزه، تاریخ شرکت بیمه نیست؛ یا به تعبیر رابرت جرویس، معمولاً جنگها معلول سوءمحاسبهاند تا محاسبه.»
در ادامه بخشی از گفتگو جهانبخش ایزدی با خبرآنلاین را میخوانید؛
ترامپ آدم عجولی است و حوصله مذاکرات طولانی را ندارد/ ترامپ مسئله ایران را یک مسئله کاملاً شخصی میداند
ببینید، جنگ و بهطور کلی هر نوع کنشگری، تابع متغیرهای هزینه و فایده است. خودتان مستحضرید که در تفکر سیاسی آمریکا و اسرائیل، هزینهها معمولاً باید کمتر از فواید باشد و سنجشهای قابل توجهی صورت میگیرد تا بتوانند پیش از اقدام به یک عمل، فواید آن را ارزیابی کنند؛ حالا اسم آن جنگ باشد، یک تهاجم مقطعی، یک ضربه یا هر اقدام دیگری. اگر بتوانند با کمترین هزینه، بیشترین دستاورد را داشته باشند، اقدام میکنند.
منتهای مراتب، محاسبات پیش و پس از انتخابات متفاوت است. ابتدا از آمریکا بگویم. ببینید، ترامپ مسئله ایران را یک مسئله کاملاً شخصی میداند؛ یعنی نسبت به پدیدهای به نام جمهوری اسلامی، نوعی حساسیت و هیجان شدید دارد و این مسئله را در حوزه اختیارات و اعتبار خودش لحاظ کرده است. او میخواهد این سوژه را به هر شکلی تمام کند؛ چه از طریق توافق و چه از طریق تهاجم نظامی، تا بتواند این مسئله را به رقبای خود، مردم آمریکا و مخالفان و متحدانش بفروشد.
این یک ویژگی ترامپ است. ویژگی دوم این است که ترامپ آدم عجولی است. حوصله اینکه پشت میز مذاکرات طولانی بنشیند و بعد زمان را از دست بدهد و آن را به فرد بعدی بسپارد، اصلاً ندارد. در حالی که طرف مقابل، یعنی جمهوری اسلامی، معمولاً با زمان بازی میکند؛ اگر نگوییم زمان میخرد، اگر نگوییم در حال تدوین و طراحی است، یا اگر نگوییم عمدی در کار است، به هر حال در هرگونه امتیاز دادن یا تعامل با طرف مقابل، بسیار با وسواس عمل میکند.
مسئله دیگر این است که نه آمریکا و نه جمهوری اسلامی هیچ اعتمادی به یکدیگر ندارند. این بیاعتمادی حاصل تجربه و تاریخ است؛ چراکه معمولاً در ورای هر مذاکرهای، به نوعی ناکامی حاصل شده یا در میانه مذاکرات، به شکلی جنگ آغاز شده است. بنابراین، دیوار بیاعتمادی میان هر دو طرف فوقالعاده بالاست.
نکته دیگر این است که هر دو طرف در واقع ذهنیتی درباره یکدیگر دارند و احساس میکنند نمیتوانند مشکلاتشان را بهصورت مرحلهای حل کنند. هر دو در این مقام هستند که به هر حال بتوانند این وضعیت را خاتمه دهند. این ذهنیت وجود دارد.
بنابراین، اگر ترامپ احساس کند که پیش از انتخابات میتواند ضرباتی وارد کند که آن دستاوردها را برایش به همراه داشته باشد و مثلاً با اعلام یک پیروزی، برنده انتخابات شود، ممکن است این کار را انجام دهد. از این جهت میخواهم بگویم، به قول هربرت مارکوزه، تاریخ شرکت بیمه نیست؛ یا به تعبیر رابرت جرویس، معمولاً جنگها معلول سوءمحاسبهاند تا محاسبه.
بنابراین، اگر چنین شرایطی فراهم نباشد، ممکن است ترامپ اجازه دهد فعلاً فضا کمی تلطیف و آرام شود، تهدید کند و اعمال فشار را ادامه دهد. چون جنگی که الان وجود دارد، فقط بُعد نظامی ندارد؛ بُعد روانی، شناختی، هیبریدی، اقتصادی و رسانهای هم دارد. همه این ابعاد، یک کشور را در وضعیت خاصی قرار میدهند و ممکن است این اقدامات تا زمان برگزاری انتخابات ادامه پیدا کند.
نتیجه انتخابات هرچه باشد، باز هم لزوماً تفاوت خاصی در ماهیت موضوع ایجاد نمیکند.
