تحریریه آوش/ افزایش محدود نرخ سیمان، بازار را در وضعیتی دوگانه قرار داده است؛ تابلوهای قیمت آراماند، اما فشار هزینههای انرژی، حملونقل و تولید همچنان زنجیره ساختمان را تحت فشار نگه داشته است.
در انبار مصالح ساختمانی، سیمان معمولا کالای پرحجم و کمسروصدایی است. برخلاف تیرآهن که با نوسان قیمتش سرخط خبرها میشود یا میلگرد که در گفتوگوهای بازار مسکن جایگاه پررنگی دارد، سیمان بیشتر در پسزمینه دیده میشود؛ در کیسههای سنگین، کامیونهای باری و انبارهایی که بوی خاک و گچ میدهند. اما همین کالای کمادعا، یکی از اصلیترین ستونهای هر ساختمان است. بدون سیمان، نه فونداسیونی بسته میشود، نه اسکلتی بالا میرود و نه دیواری میتواند بار خود را تحمل کند.
در ۲۰ مهر ۱۴۰۵، هر پاکت سیمان تهران در بازار عمده با نرخ ۲۶۰هزار تومان معامله شده است. سیمان صوفیان در محدوده ۲۹۳هزار تومان، سیمان ساوه ۲۵۷هزار تومان و سیمان آبیک ۲۵۵هزار تومان قیمت خورده است. این اعداد در مقایسه با ۲۱ تیر، تصویر بازار را روشنتر میکنند: سیمان تهران از ۲۵۳ هزار تومان به ۲۶۰ هزار تومان رسیده، صوفیان از ۲۸۴ هزار تومان به ۲۹۳ هزار تومان افزایش یافته، اما ساوه و آبیک تقریبا در همان نقطه قبلی ماندهاند. این حرکت ناموزون، خودش یک پیام است. بازار سیمان در وضعیتی نیست که همه برندها همزمان و با شدت یکسان گران شوند؛ بلکه در مرحلهای قرار دارد که برخی تولیدکنندگان هزینههای جدید را در قیمت منعکس کردهاند و برخی دیگر هنوز در حال حفظ سهم بازار یا مدیریت موجودی هستند. در چنین فضایی، ثبات قیمت لزوما به معنای آرامش نیست، گاهی صرفا فاصله میان دو موج افزایش است.
عددی که پشتش یک پروژه است
برای درک اهمیت این تغییرات، باید از سطح پاکت سیمان به سطح پروژه ساختمانی رفت. در برآوردهای رایج صنعت ساختمان، بهطور میانگین برای هر متر مربع ساختمان حدود سه تا چهار پاکت سیمان مصرف میشود. این یعنی افزایش هفت هزار تومانی در قیمت سیمان تهران، بهطور مستقیم حدود ۲۱ تا ۲۸هزار تومان به هزینه سیمان هر متر مربع اضافه میکند؛ عددی که در نگاه اول کوچک به نظر میرسد، اما در پروژهای چند هزار متری به رقم قابل توجهی تبدیل میشود. البته سیمان تنها بخشی از هزینه ساخت است. مدیرعامل شرکت صنایع سیمان زابل گفته حتی اگر قیمت سیمان دو برابر شود، سهم آن در هزینه کلی ساخت مسکن کمتر از یک درصد است. این جمله مهم است، چون از یک سو مانع بزرگنمایی نقش سیمان در گرانی مسکن میشود و از سوی دیگر نشان میدهد مسئله اصلی نه فقط قیمت سیمان، بلکه مجموع هزینههایی است که با آن همزمان بالا میرود: فولاد، بتن، شن و ماسه، نیروی کار، حملونقل و تجهیزات.
با این حال، سیمان شاخص خوبی برای سنجش فشار هزینه است، چون در همه فازهای ساخت حضور دارد. وقتی قیمت سیمان بالا میرود، معمولا نشانهای است از اینکه زنجیره تامین انرژی، حمل و تولید زیر فشار است؛ وقتی این فشار ادامه پیدا کند، اثر آن نه فقط در قیمت سیمان، بلکه در سرعت اجرای پروژهها و تصمیم سازندگان برای شروع یا توقف کار دیده میشود.
تابستان گران، پاییز پرتنش
تابستان بازار سیمان در تیر ۱۴۰۵ با قیمتهایی نسبتا آرام آغاز کرد. سیمان تهران ۲۵۳هزار تومان، صوفیان ۲۸۴ هزار تومان، ساوه ۲۵۷ هزار تومان و آبیک ۲۵۵ هزار تومان بود؛ اما پشت این آرامش، دو مشکل جدی محدودیت برق و گاز در حال شکلگیری بود. دبیر انجمن سیمان در تیرماه هشدار داده بود که اعمال محدودیت ۸۵درصدی برق برای صنعت سیمان، حجم تولید را بهشدت کاهش میدهد و بازار را با اختلال جدی روبهرو میکند. این هشدار مهم بود، چون سیمان صنعتی انرژیبر است و هرگونه محدودیت در برق یا گاز، مستقیما بر ظرفیت تولید اثر میگذارد.
وضعیت در ماههای بعد پیچیدهتر شد. گزارشهای مهرماه نشان میدهند که کارخانههای سیمان حتی در فصل گرم نیز ناچار به مصرف مازوت بودهاند، چون گاز کافی در اختیارشان نبوده است. دبیر انجمن سیمان گفته هزینه حمل مازوت، هزینه تولید سیمان را تا دو برابر افزایش داده است. این یعنی مسئله فقط کمبود سوخت نیست، بلکه هزینهای است که برای جایگزینی سوخت و انتقال آن به کارخانه پرداخت میشود. در چنین شرایطی، تعجبآور نیست که قیمت برخی برندها افزایش یافته باشد. سیمان تهران و صوفیان بیش از دیگران حرکت کردهاند و این میتواند بازتاب تفاوت در ساختار سوخت، هزینه حمل و توان تولید هر کارخانه باشد. برخی واحدها امکان استفاده از مازوت دارند، اما برخی دیگر به دلیل ممنوعیت زیستمحیطی یا تاثیر مازوت بر کیفیت محصول، ناگزیرند به گاز وابسته بمانند.
چرا همه برندها یکسان گران نمیشوند؟
بازار سیمان بازار یکدستی نیست. چهار برند تهران، صوفیان، ساوه و آبیک ممکن است محصول مشابهی عرضه کنند، اما مسیر قیمتشان یکسان نیست. این تفاوت از چند عامل شکل میگیرد:
عامل اول موقعیت جغرافیایی و هزینه حمل است. سیمان کالایی حجیم است و انتقال آن هزینهبر. برندی که به بازار مصرف تهران نزدیکتر است، معمولا هزینه حمل کمتری دارد و میتواند قیمت رقابتیتری ارائه دهد. در مقابل، برندی که فاصله بیشتری با بازار هدف دارد، ناگزیر بخشی از هزینه حمل را در قیمت نهایی لحاظ میکند.
دومین عامل ساختار سوخت و انرژی هر کارخانه است. کارخانهای که به گاز دسترسی دارد، هزینه تولید کمتری تحمل میکند. کارخانهای که ناچار به مصرف مازوت است با هزینه بالاتری روبهروست. این تفاوت، مستقیما در قیمت پاکت سیمان دیده میشود
عامل سوم ظرفیت تولید و مدیریت موجودی است. کارخانهای که تولید منظمتری دارد، میتواند بازار را با عرضه پایدارتر پوشش دهد و فشار کمتری برای افزایش قیمت داشته باشد. در مقابل، کارخانهای که با محدودیت تولید روبهروست، ممکن است ناگزیر شود قیمت را اصلاح کند
چهارمین عامل نیز ساختار توزیع و واسطهگری است. قیمت بورس کالا و قیمت بازار عمده معمولا یکی نیستند. خریدار نهایی علاوه بر قیمت پایه، هزینه حمل، انبارداری، توزیع و حاشیه سود واسطهها را نیز میپردازد. به همین دلیل، دو برند با کیفیت مشابه میتوانند در بازار با فاصله قیمت قابل توجهی معامله شوند.
بورس کالا، بازار آزاد و فاصلهای که معنا دارد
یکی از نکات مهم در بررسی بازار سیمان، تفکیک میان قیمت رسمی و قیمت بازار است. شاید بورس کالا مکانیزم شفافتری برای کشف قیمت باشد، اما بسیاری از خریداران خرد و پیمانکاران دسترسی مستقیمی به این کانال ندارند. آنها معمولا از بازار عمده یا فروشندگان محلی تامین میکنند و در نتیجه با قیمت بالاتری روبهرو میشوند.
این فاصله فقط یک عدد حسابداری نیست. بازتابی است از ساختار توزیع و قدرت خرید. خریدار بزرگ که حجم بالایی سفارش میدهد، میتواند مستقیمتر و ارزانتر تامین کند. خریدار خرد که به چند ده پاکت سیمان نیاز دارد، ناگزیر از بازار آزاد خرید میکند و هزینه بیشتری میپردازد. در چنین ساختاری، افزایش قیمت سیمان اثر نامتقارنی دارد. سازنده بزرگ میتواند بخشی از افزایش را با مذاکره، خرید حجمی یا برنامهریزی بهتر جذب کند. اما پیمانکار کوچک یا فردی که قصد ساخت یک واحد مسکونی دارد، کمتر امکان چانهزنی دارد و بیشتر در معرض قیمت بازار قرار میگیرد.
ساختمانی که کندتر بالا میرود
افزایش قیمت سیمان، در کوتاهمدت ممکن است در تابلوهای قیمت چندان چشمگیر نباشد، اما در بلندمدت اثر خود را در سرعت اجرای پروژهها نشان میدهد. وقتی هزینه مصالح بالا میرود، سازنده یا پیمانکار یکی از این سه راه را انتخاب میکند: افزایش قیمت فروش، کاهش حاشیه سود یا کند کردن اجرا.
در بازاری که مسکن سالهاست با رکود معاملات و فاصله میان درآمد و قیمت روبهروست، افزایش قیمت فروش همیشه ممکن نیست. خریدار توان پرداخت محدودی دارد و بازار رقابتی است؛ بنابراین بخشی از فشار بر حاشیه سود سازنده میافتد و بخشی دیگر به کندی اجرا منجر میشود.
گزارشهای بازار نشان میدهند که شاخص نهادههای ساختمانی در بهار ۱۴۰۵ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۰۶.۸درصد رشد کرده و گروه سیمان، بتن، شن و ماسه تورم فصلی ۳۶.۳درصد و تورم سالانه ۴۲.۹درصد داشته است. این ارقام نشان میدهند کهمسئله فقط سیمان نیست، بلکه کل زنجیره مصالح در حال گرانشدن است و سیمان یکی از حلقههای این زنجیره است. در چنین فضایی، پروژههای چندماهه یا چندساله با ریسک بیشتری روبهرو میشوند. برآورد اولیه هزینه دیگر قابل اعتماد نیست و سازنده ناگزیر است تا حاشیه امنیت بیشتری در نظر بگیرد. این موضوع سرمایه مورد نیاز برای شروع و تکمیل پروژه را بالا میبرد و فشار بیشتری بر نقدینگی سازندگان وارد میکند.
مسکن، قربانی خاموش
بازار مسکن ایران سالهاست با کاهش قدرت خرید، رکود معاملات و فاصله میان قیمت مسکن و درآمد خانوار روبهروست. در چنین فضایی هرگونه افزایش در هزینه ساختوساز میتواند انگیزه تولید مسکن را کاهش دهد. اگر توسعهدهنده نتواند هزینه افزایشیافته را به قیمت فروش نهایی منتقل کند، پروژه جدید برای او جذابیت کمتری پیدا میکند. اگر هم هزینه را به خریدار منتقل کند، قیمت تمامشده مسکن بالاتر میرود و عرضه مسکن با قیمت مناسب کاهش مییابد. به این ترتیب، گرانی سیمان حتی در حد چند درصد، میتواند در زنجیره مسکن اثر تشدیدکننده داشته باشد.
البته باید واقعبین بود. سیمان متهم اصلی گرانی مسکن نیست. سهم آن در هزینه ساخت محدود است و عوامل دیگری همچون زمین، فولاد، نیروی کار، مجوزها و تامین مالی نقش بزرگتری دارند. اما سیمان شاخص مهمی است، چون فراگیر بودن آن در همه فازهای ساخت، آن را به سنجهای برای سنجش فشار هزینه تبدیل میکند.
سناریوهای پیشروی بازار سیمان
بازار سیمان در ماههای آینده با سه سناریو روبهروست:
سناریوی اول تثبیت ادامهدار است. اگر عرضه منظم بماند، تقاضای ساختمان ضعیف بماند و فشار انرژی تشدید نشود، قیمتها در محدوده فعلی باقی خواهند ماند. در این حالت، سیمان تهران احتمالا حول ۲۶۰هزار تومان و صوفیان نزدیک ۲۹۳هزار تومان معامله خواهد شد.
دومین سناریو، افزایش تدریجی قیمت است. اگر هزینه برق، گاز و حملونقل افزایش یابد یا محدودیتهای تولید ادامه پیدا کند، تولیدکنندگان بهتدریج بخشی از هزینه را به بازار منتقل میکنند. در این حالت، ابتدا برندهایی که قیمت پایینتری دارند، مانند آبیک و ساوه، ممکن است با افزایش مواجه شوند.
سناریوی سوم هم کاهش یا اصلاح محدود قیمت است. اگر تقاضای ساختمان بیش از پیش ضعیف شود، موجودی انبارها افزایش یابد و رقابت میان توزیعکنندگان شدت بگیرد، برخی برندها ممکن است برای حفظ گردش مالی، تخفیف یا عرضه با نرخ پایینتر انجام دهند. با این حال، با توجه به فشار هزینههای تولید، کاهش پایدار قیمت چندان محتمل به نظر نمیرسد.
سکوتی که نباید ساده گرفته شود
خلاصه که بازار سیمان در مهر ۱۴۰۵ در وضعیتی قرار دارد که میتوان آن را سکوت پرتنش نامید. قیمتها در ظاهر آراماند، اما هزینههای تولید، محدودیت انرژی و فشار حملونقل همچنان زنجیره تامین را تحت فشار نگه داشتهاند. پیام این وضعیت برای صنعت ساختمان این است که هزینه مصالح پایه در حال حفظ فشار خود است، حتی اگر در تابلوی قیمتها بهصورت آرام دیده شود. اگر این فشار ادامه یابد، اثر آن بهتدریج در هزینه پروژهها، حاشیه سود پیمانکاران، قیمت مسکن و سرعت اجرای طرحهای عمرانی نمایان خواهد شد. در کوتاهمدت، بازار سیمان احتمالا در محدوده فعلی باقی میماند. اما در میانمدت، جهت حرکت قیمتها بیش از هر چیز به سیاست انرژی، وضعیت تقاضای ساختمان و توان تولیدکنندگان در مدیریت هزینه بستگی دارد. آنچه اکنون در انبارها و پروژهها دیده میشود، شاید تنها آغاز یک دوره جدید باشد که در آن سیمان دیگر فقط یک مصالح ساختمانی نیست، بلکه بخشی از معادله پیچیدهتر مسکن، انرژی و اقتصاد خانوار است.
