در فرهنگ شهرنشینی و منظومه معرفتی ایران، آب هرگز مادهای صرف برای فرونشاندن تشنگی زیستی نبوده است؛ بلکه نمادی بنیادین از تطهیر، احیای روان و پل ارتباطی میان جهان ناسوت و ملکوت به شمار میرود. سقاخانهها در مقام یکی از اصیلترین تجلیگاه همین دگردیسی معناییاند؛ جایی که در آن، نوشیدن یک جرعه آب از یک رفتار روزمره به یک آیین آگاهانه و پیوند ایمانی تعبیر میشود. سقاخانه حاصل پیوند اعتقادات مردم در ساختار آیینهای باستانی و اسلامی و نیز به منظور حفظ مقام و جایگاه آب و حادثه کربلا و شهادت امام حسین(ع) و یارانش در محاصره و شرایط بیآبی و تشنگی است. این بستر اعتقادی در سایه موقوفات و نذورات، به سازهای میرسد که ریشههای کهن آن فراتر از مرزهای جغرافیایی و تاریخی، در سنتهای باستانی و ادیان توحیدی و باورهای شیعی و حادثه کربلا امتداد دارد. کما اینکه این امر در باورهای عرفانی ما نیز ریشه دارد و عرفای بسیاری از تشنگی و عطش صحبت کردند که جز با رسیدن به خدای متعال و فنای در او میسر نمیشود. به قول بایزید بسطامی، شیعیان پس از امام حسین(ع) از آبی نوشیدند که هرگز از تشنگی آن سیراب نشدند: «کاسهای بیاشامیدم که هرگز تا ابد/ از تشنگی او سیراب نشدم».
کهنالگوی آب در سنتهای کهن
تقدس و پاککنندگی آب پیشینهای همپای تاریخ باورهای بشری دارد. در ایران پیش از اسلام، آیین مهر بر مقدس بودن آب پافشاری میکرد و در باورهای کهنتر، نیایشگاههای وابسته به آب و آناهیتا بستری برای پاکی روح و تولد دوباره انسان در نظر گرفته میشدند. در دیگر سنتهای مذهبی نیز آب عنصری حیاتبخش و گذرگاهی به ساحت معناست؛ چنانکه در اساطیر نیلوفر آبی نماد خاستگاه آفرینش است و در یونان کهن، پهنههای آبی را بستری از پیدایش هستی میدانستند. در آیینهای هندی نیز حوضچههای مقدس در مدخل معابد برپا میشوند تا زائر پیش از گام نهادن در حریم معبود، آلودگیهای دنیوی را از تن و روان بزداید. کما اینکه میدانیم در ادیان ابراهیمی و بهخصوص دین اسلام غسل کردن با آب برای طهارت تنها کارکرد پاکیزگی جسم ندارد و به عنوان پاکی جان هم گاهی واجب است. این اشتراک کهنالگویی نشان میدهد باورمندان در همه ادوار، آب را واسطه عبور از آلودگی به پاکی و از میرایی به جاودانگی میشناختهاند.
قرآن، روایات و شالوده معرفتی آب در اسلام
با ظهور اسلام، آب جایگاهی بیبدیل در هندسه آفرینش یافت؛ کلامالله مجید در آیه ۳۰ سوره مبارکه انبیا با صراحت میفرماید: «و هر چیز زندهای را از آب پدید آوردیم». بر پایه روایات معصومین(ع)، آب نخستین پدیده آفریده شده است؛ چنانکه محمد بن سنان روایت کرده است: «از امام صادق(ع) از نخستین چیزی که خداوند آفرید سؤال کردم. فرمودند: اول چیزی که خداوند عزوجل خلق کرد چیزی است که همه اشیا را از او آفرید. عرض کردم فدایت شوم آن چیست؟ فرمودند: آب». (کافی، ج۸) همچنین رسول اکرم(ص) فرمودند: «بهدرستی که عرش خدا بر آب بود و چیزی پیش از آب آفریده نشده بود». و امام صادق(ع) ارزش گوهرین آن را چنین بیان کردند: «مزه آب حیات است و طعم نان قوت». (کافی، ج۶) این بنیانهای معرفتی نشان میدهند به غیر از کارکردهای اجتماعی و عرفی برای آب که در کتابهای فقهی فصل مجزایی در مورد انواع آب داریم؛ آب نزد مسلمانان، خود زندگی و بالاترین نعمت پروردگار است.
تجلی وقف در سقاخانههای ایرانی
در جغرافیای تمدن اسلامی، سنت آبرسانی وقفی در قالب «سبیل» یا «سبیلخانهها» در شهرهایی چون قاهره، دمشق و بیتالمقدس گسترش یافت که ریشه در آیه شریفه «وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا» (انسان/۲۱) داشت. در ایران اما این سنت با نبوغ معماری و الهیات شیعی درآمیخت و با نام «سقاخانه» شکل کالبدی مستقلی یافت. سقاخانهها اتاقکهایی ساخته شده از سنگ، آجر، کاشیهای لاجوردی و پنجرههای مشبک فلزی بودند که سنگابهای تراشیده شده را در میان میگرفتند. این بناها هم در گذر بازارهای پرتردد شهری (مانند سقاخانههای نوروزخان، شیخ هادی و آینه در تهران قدیم) و هم در مجاورت بلافصل مساجد و بقاع متبرکه استقرار مییافتند تا آب گوارا را به رایگان در دسترس عامه مردم و زائران اماکن مقدس قرار دهند.
بازتولید حماسه نینوا و سقایت اهلبیت(ع)
آنچه سقاخانه ایرانی را از نمونههای مشابه در دیگر سرزمینها متفاوت میکند، پیوند عمیق آن با واقعه عاشورا و مقام سقایت حضرت ابوالفضل العباس(ع) است. سقاخانه در ضمیر ناخودآگاه شیعه، مظهر وفاداری، ایثار و شهادت لبتشنگان کربلاست. ذکر «لبیک یاحسین(ع)» و سلام بر شهدای عطشان نینوا هنگام نوشیدن آب، عملی فیزیولوژیک را به میثاقی مستمر و عاشورایی پیوند میدهد. حضور نمادهایی چون پنجههای برنجی (مظهر دستهای بریده قمر بنیهاشم(ع))، علمها، قفلها، شمعهای افروخته در شامگاه پنجشنبه و اشعار کتیبهنگاریشده چون سروده حسان (حبیبالله چایچیان): «بر لب آبم و از داغ لبت میمیرم / هر دم از غصه جانسوز تو، آتش گیرم»، سقاخانه را معنابخشی کرده است.
معماری و نمادهای سقاخانه
سقاخانهها را میتوان در سه شکل دید: سقاخانههای مستقلی که از چهار طرف نما داشتند، سقاخانههایی که شبیه دکان در دل بازار بودند و سقاخانههای کوچکی که در طاقچههای دیوار مساجد و خانهها فرو رفته بودند. (بنیادلو، ۹۰-۹۱)
تزئینات این بناها ساده اما پُر از معنا بود. «پنجه» که نماد دست بریده حضرت عباس(ع) است، روی درها و دیوارها نصب میشد. رنگ «سبز» که نماد سادات و اهل بیت(ع) است، رنگ اصلی تزئینات بود. قفلها و پارچههای گرهخورده به پنجرههای مشبک، نشان از دلهای پُرامیدی داشت که برای حاجتروایی به این مکانها دخیل میبستند. روشن کردن شمع در شبهای جمعه و یا نذر کردن برای بختگشایی جوانان، از باورهای ریشهداری بود که سقاخانه را به ملجأیی برای درددلهای مردم تبدیل کرده بود. (دادمهر، ۶۱، ۶۸)
حتی داستانهای شنیدنی از شفا گرفتن بیماران در کنار این سقاخانهها در حافظه تاریخی مردم ثبت شده است؛ داستانهایی که باور به کرامات سقاخانهها را در میان اهالی بازار و کوچه محکمتر میکرد. (شهری، ۵/۱۱۲) هرچند امروز با آمدن لولهکشی آب، سقاخانهها کارکرد اولیه خود را از دست دادهاند، اما همچنان نمادهایی از میهماننوازی ایرانی و ارادت به ساحت شهدای کربلا هستند.
