چهل و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران در حالی میزبان آثار راه‌یافته به بخش مسابقه مستند است که بررسی موانع تولید و اکران، ابعاد تازه‌ای از چالش‌های فیلم‌سازان غیرپایتخت‌نشین را نمایان می‌سازد. در همین راستا، سینا ولدبیگی، کارگردان مستند کوتاه دژ نو که با روایتی تکان‌دهنده از فاجعه شیمیایی نودشه در این رویداد حضور یافته است، به ریشه‌یابی مهجوریت آثار شهرستانی پرداخت.

سینا ولدبیگی، کارگردان فیلم کوتاه مستند «دژ نو» که در جشنواره فیلم کوتاه تهران به نمایش در آمد با اشاره به ایده شکل‌گیری این اثر در گفت و گو با میزان گفت: این فیلم روایت‌گر شهری است که در سایه سنگین فاجعه شیمیایی حلبچه، به محاق فراموشی سپرده شده است. ساخت مستند در این حوزه با چالش‌های پیچیده‌ای همراه است؛ چراکه نود درصد اثر بر پایه بازسازی استوار بود و تلاش کردیم تا جای ممکن به واقعیت عینی اتفاقات وفادار بمانیم. در این مسیر، علاوه بر بهره‌گیری از اسناد آرشیوی و روایت شاهدان عینی، سختی‌های بازسازی میدانی را به جان خریدیم تا زوایای پنهان این فاجعه بازگو شود.

وی افزود: روند پژوهش و تحقیق اثر سه سال به طول انجامید و پس از آن، تولید کار با یک هفته فیلم‌برداری فشرده در فصل زمستان و با حضور بیش از پنجاه بازیگر محلی انجام شد. تأمین بودجه تولید بیش از یک سال زمان برد و در این مسیر، اگر حمایت‌های بنیاد فرهنگی روایت فتح، بنیاد شهید و به‌ویژه دسته‌جمعی پنج شهرداری محلی منطقه نبود، ساخت این اثر امکان‌پذیر نمی‌شد؛ حمایتی که نشان‌دهنده دغدغه مشترک برای جلوگیری از فراموشی کامل این ترومای تاریخی است.

اشتباه محاسباتی در شناخت فجایع شیمیایی و مهجوریت سوژه

این فیلم‌ساز درباره موانع پیش‌روی معرفی سوژه تصریح کرد: یکی از چالش‌های اصلی ما در مرحله ارائه طرح و جذب بودجه این بود که مسئولان و نهادها، فاجعه شیمیایی این منطقه را با رویدادهایی نظیر حلبچه یا سردشت اشتباه می‌گرفتند و آن را تکراری می‌پندارند؛ در حالی که اسناد تاریخی نشان می‌دهد این فاجعه در روزهای پایانی جنگ رخ داده و حتی مردم شهرهای هم‌جوار پس از گذشت ده دقیقه فاصله مکانی، آن را از یاد برده‌اند. حتی در اسناد رسمی اختلاف نظر وجود دارد؛ در حالی که تاریخ رسمی، بیست و هفتم را روز وقوع فاجعه ثبت کرده، شاهدان عینی بر تاریخ بیست و ششم اصرار دارند و این فراموشی جمعی، خود یک تراژدی بزرگ است.

ولدبیگی با اشاره به بازخوردهای اکران فیلم تصریح کرد: نمایش اثر در اکران‌های شهرستانی با بازخوردهای احساسی و عمیق مخاطبان مواجه شد و بیش از هشتاد درصد تماشاگران به شدت تحت تأثیر فضای عاطفی کار قرار گرفتند. مخاطب هدف ما علاوه بر داوران و عموم علاقه‌مندان، نسل‌هایی است که یا این درد را شنیده‌اند یا اصلاً از آن مطلع نیستند. همچنین اثر رایزنی‌هایی برای حضور در جشنواره‌های خارجی داشته است که اخبار تکمیلی آن اعلام خواهد شد.

انتقاد از حاشیه‌نشینی فیلم‌سازان شهرستانی به دلیل نداشتن لابی در پایتخت

این کارگردان جوان در بخش پایانی صحبت‌های خود با انتقاد از چالش‌های ساختاری جشنواره‌ها برای هنرمندان غیرپایتخت‌نشین بیان کرد: اگرچه بخش مستند در کنار آثار داستانی جایگاه ویژه‌ای دارد، اما گاهی احساس می‌شود آثار مستند یا انیمیشن در مقایسه با فیلم‌های داستانی در حاشیه قرار می‌گیرند. چالش بزرگ‌تر برای فیلم‌سازان شهرستانی این است که به دلیل نداشتن ارتباطات و پشتوانه‌های قوی در مرکز و پایتخت، ناخواسته به حاشیه رانده می‌شوند.

وی افزود: این نقیصه ربطی به عوامل برگزاری جشنواره ندارد، بلکه ناشی از نبود تهیه‌کنندگان قدرتمند و پشتوانه‌های کلان مالی در شهرستان‌ها است؛ مسئله‌ای که باعث می‌شود آثار هنرمندان شهرستانی با وجود ارزش بالا، در جریان دیده شدن با موانع جدی مواجه شوند.