مراقبت از سالمندان فقط به دارو و درمان محدود نمی‌شود؛ آنها بیش از هر چیز به محبت، شنیده‌شدن و احساس ارزشمندی نیاز دارند.

باشگاه خبرنگاران جوان - بسیاری از ما گمان می‌کنیم مراقبت از پدر و مادر‌های سالخورده فقط در چکاپ‌های منظم پزشکی، اندازه گرفتن فشارخون و مصرف سرِ وقت دارو‌ها خلاصه می‌شود. اما در پسِ این دوندگی‌ها و مراقبت‌های جسمی، گاهی ناخواسته پیام تلخی به روان سالمند مخابره می‌کنیم: پیام ناتوانی، بی‌کفایتی و دردسرساز بودن.

معصومه حاتمی، روان‌شناس سلامت، در این گزارش با تکیه بر اصول روان‌شناختی و مهارت‌های ارتباطی، به تشریح راهکار‌هایی می‌پردازد که می‌تواند طعم ارزشمندی و کارآمدی را بار دیگر به روزگار کهنسالی والدین بازگرداند.

گاهی فرزندان با وجود تمام دلسوزی‌ها و فداکاری‌ها، رفتار‌هایی در پیش می‌گیرند که دل‌شکستگی خاموش سالمند را رقم می‌زند.

او برای شکستن این حس ناخوشایند، نقطه آغاز را در شیوه کلام و کلمات ما جست‌و‌جو می‌کند:

«یکی از موضوعات بسیار مهم، نوع گفت‌وگوی ما با سالمندان است. باید از خودمان بپرسیم آیا مدل گفت‌وگوی من با سالمندی که در خانه‌مان زندگی می‌کند، سالمندی که در کوچه ماست، سالمندی که در ساختمان ماست یا سالمندی که در فامیل داریم، به‌گونه‌ای هست که به او احساس ارزشمندی بدهد؟ آیا جملات من به او این پیام را منتقل می‌کنند که شما ارزشمند هستید و اتفاقاً من چقدر نیاز دارم از راهکار‌ها و تجربه‌های ارزشمند شما برای بهتر کردن زندگی‌ام کمک بگیرم؟»

یکی از مهارت‌های کلیدی برای بالا بردن عزت‌نفس کهنسالان، شریک کردن آنها در تصمیمات ریز و درشت زندگی خانوادگی است؛ موضوعی که پژوهش‌های علمی نیز کارآمدی آن را تأیید کرده‌اند:

«خیلی جالب است که در ایالت فلوریدا تحقیقی انجام داده‌اند و به موضوع سالمندانی پرداخته‌اند که در تصمیم‌گیری‌های فرزندانشان مشارکت دارند. مثلاً وقتی می‌خواهیم به مسافرت برویم، از پدر و مادر عزیزمان بپرسیم: به نظرتان مشهد برویم یا قم؟ شمال برویم یا کیش؟ به جای اینکه خودمان برای همه‌چیز تصمیم بگیریم، به ایشان هم فرصت اظهارنظر بدهیم. مثلاً بگوییم: پدر جان، ممنون می‌شویم نظر ارزشمندتان را بفرمایید. مادر عزیز، شما تجربیات بسیار بیشتری دارید؛ منِ حقیر ۴۰ سال دارم و شما ۷۰ سال با افتخار زندگی کرده‌اید؛ طبیعتاً نگاه و تجربه بسیار عمیق‌تری دارید.»

این روان‌شناس سلامت تأکید می‌کند که نیازی به پیچیده کردن امور نیست؛ از کار‌های روزمره سفر هم می‌توان پلی برای ارتباط ساخت:

«حتی درباره مسائل ساده هم می‌توانیم نظرشان را بپرسیم. مثلاً بگوییم: مادر جان، من این فهرست وسایل سفر را می‌خوانم، لطفاً بفرمایید چیزی از قلم نیفتاده باشد؟ خودم به یاد دارم که مادرم در چنین مواقعی پیشنهاد‌های بسیار خوبی می‌دادند؛ مثلاً می‌فرودند: عرق نعنا هم برای دل‌درد در سفر همراه داشته باشید! این برخورد یعنی من دارم از تجربه‌های ناب شما استفاده می‌کنم و حضور شما برای ما مایه خیر و فایده است. همین موضوع به‌تنهایی احساس ارزشمندی فراوانی به سالمند عزیز می‌دهد.»

تغییرات دوران پیری، از بازنشستگی تا افت قوا، هجمه سنگینی به هویت فرد وارد می‌کند. دکتر حاتمی درباره ریشه روانی این ماجرا می‌گوید:

«چرا این موضوع اهمیت دارد؟ در دوران سالمندی، بسیاری از افراد با اتفاقاتی مواجه می‌شوند که باعث کاهش انرژی و احساس توانمندی آنها می‌شود. مثلاً بازنشسته می‌شوند و نقش شغلی خود را از دست می‌دهند، دچار ضعف عضلانی می‌شوند یا با بیماری دست‌وپنجه نرم می‌کنند. حالا تصور کنید در چنین شرایطی، سالمند ببیند اعضای خانواده، دختر و پسرش، دیگر حوصله هم‌صحبتی با او را ندارند و فقط او را به‌عنوان فردی نیازمند کمک در نظر می‌گیرند.»

او با اشاره به مرز میان وظایف یک پرستار خانگی و ارتباط اصیل فرزندی خاطرنشان می‌کند:

یکی از راهکار‌های جذاب و کاربردی برای نزدیکی نسل‌ها و حفظ سلامت روانی افراد سالخورده، شنیدن فعال قصه‌های زندگی آنهاست:

«یکی از پیشنهاد‌های من، اختصاص دادن روزی به نام روز خاطره‌هاست. در چنین روزی، سالمندمان، پدر یا مادر عزیزمان، در صدر مجلس بنشیند و نوه‌ها دور ایشان جمع شوند و با احترام از او بخواهند خاطراتش را تعریف کند. مثلاً بپرسند:

مادربزرگ عزیز، لطفاً یک خاطره خوب از پنج‌سالگی‌تان برای ما تعریف کنید.

یک خاطره شیرین از ده‌سالگی‌تان بفرمایید.

از پانزده‌سالگی‌تان چه چیز زیبایی به یاد دارید؟

تاریک‌ترین روز زندگی‌تان چه روزی بود؟

قشنگ‌ترین و بهترین روز زندگی‌تان را به خاطر می‌آورید؟

یادآوری خاطرات و مرور دهه‌های مختلف زندگی برای سالمندان بسیار مفید است و می‌تواند به بازسازی و تقویت ذهن و آرامش درون آنها کمک شایانی کند.»

منبع: فارس