علینقی بهروزی، معلم پیشگام و پژوهشگری که با سلامت نفس و تلاشی بیوقفه، گنجینههای کهن فارس را از زوال و فراموشی نجات داد.
سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، سیودومین مجلد از مجموعه «مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران» به قلم علی صادقزاده وایقان، به زندگی و اقدامات فرهنگی، علینقی بهروزی، اختصاص دارد. این مجموعه را خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر کرده است.
در نیمروزهای سوزان بوشهر، وقتی زنگ پایان مدرسه به صدا درمیآمد و شاگردان راهی خانه میشدند، تکاپوی مردی آغاز میشد که گویی آتش تشنگی در جانش خاموششدنی نبود. میرزا علینقی بهروزی، مدیر جوان دبستان، کوچههای خاکگرفته را پی کتابی تازه گز میکرد؛ مثل مسافری سرگردان در بیابان که پی قطرهای آب بدود. او از همان سالهای نوجوانی دریافته بود که قلم، یگانه سنگر نجات هویتی رو به فراموشی است. برای او، تدریس شغلی برای گذران روزگار و دریافت چند تومان حقوق دولتی نبود؛ عهدی اخلاقی با تاریخ بود.
اگر کتاب درسی پاسخ پرسشی را نداشت، تا دل مراجع دستاول میرفت و حاصل تفحص را به روزنامهها میسپرد تا مبادا دانشی از قلم بیفتد. حتی در سالهای کهنسالی که تن نحیفش تاب بار سنگین ایام را نداشت، دست از کنکاش نکشید. از دیوان حافظ تا تاریخچه چاپخانهها و مطبوعات فارس، نام او بر پیشانی میراث مکتوب این دیار حک شد تا گواهی باشد بر زیست مردی که دانش را نه در کنج عافیت، بلکه در کوران رنج و تعهد جستوجو کرد.
آقامیرزا علینقی بهروزی معلّم، ایرانشناس، روزنامهنگار، کتابدار، فهرستنگار، شاعر و پژوهشگر حوزه علوم انسانی و اسلامی، اوّل مهر ۱۲۸۱ش. در محله بالای شهر کازرون در یک خانواده کشاورز دیده به جهان گشود و چون در همان ایام جدش «کربلائی علینقی» وفات یافته بود، وی را بهنام او «علینقی» نامیدند. علینقی اوّلین فرزند خانواده بود.
خانواده بهروزی، چه پدری و چه مادری، همه اهل سواد بوده و چون در آن دوره اشخاص باسواد خیلی کم بودند، آنها بهواسطه داشتن سواد، در کازرون محترم بودهاند. علینقی بهروزی از ۱۲۹۵ الی مهر ۱۳۰۹ در بوشهر و بحرین زندگی کرده است. علینقی بهروزی از ۱۲۹۵ الی مهر ۱۳۰۹ در بوشهر و بحرین زندگی کرده است. برادرش محمّدجواد بهروزی در مورد علت سکنی در بوشهر مینویسد:
«براساس قرارداد ۱۹۱۵ و ۱۹۱۹م. دو کشور انگلستان و روسیه تزاری، ایران را به دو منطقۀ نفوذ تقسیم کردند و دولت انگلستان با تشکیل لشکری در جنوب ایران به نام «پلیس جنوب ایران» یا بهطور خلاصه (SPR) شروع به پیشروی به سمت شیراز کرد و این در ۱۳۳۴ق. [۱۲۹۴؟ش.] بود. در جنوب فارس و مخصوصاً کازرون و اطراف آن محل زد و خورد سپاهیان انگلیسی با مبارزان و چریکهای کازرون و دشتستان اتّفاق افتاد. در پی ناامنی ... پدرم همراه مادر و دو برادر و خواهرانم راهی بوشهر شد.»
تحصیلات: بهروزی در سالهای ۱۳۰۰ الی ۱۳۰۳ علاوه بر اینکه تحصیلات ابتدایی را مطابق پروگرام شش ساله وزارت معارف به اتمام رساند، متوسطه را نیز در مدرسه سعادت بوشهر که به اهتمام فیلسوف دایر شده بود، تا درجه هفتم با نمره اول طی نمود.
در شهریور ۱۳۱۰ دوره اول متوسطه (سیکل) و در شهریور ۱۳۱۵ با شرکت در دوره دوم متوسطه، موفق به گرفتن دیپلم ادبی شد. بهروزی مدت یکسال و نیم در دارالمعلمین مدرسه سعادت بوشهر حساب برهانی، جبر و مقابله متوسطه، هندسه برهانی، فیزیک و شیمی متوسط، هیئت برهانی، تاریخ طبیعی متوسط، نقاشی و نقشهکشی، فیزیولوژی تحصیل نموده و در امتحانات رتبه اول بوده است.
زبانهای عربی و انگلیسی را بهطور کامل آموخته بود و در زبان انگلیسی دارای گواهینامه از دانشگاه کمبریج بود. وی همچنین در دوره کلاس نوغان شرکت نموده و در امتحانات علمی و عملی آن در بین ۶۳ نفر، شاگرد دوم بوده است.
فعالیت آموزشی و معلمی
بهعلت فوت پدر و بهمنظور تامین معاش خانواده تحصیلات را رها کرد و معلمی را از اردیبهشت ۱۳۰۳ در کلاسهای پنجم و ششم ابتدایی مدرسه متوسطه سعادت بوشهر با ماهی پانزده تومان حقوق شروع کرد. بهروزی بهپاس حقوق سالیان مرحوم حاج سیّدمحمّدرضا از مدرسه سعادت استعفاء کرد و در ماه ذیقعده ۱۳۴۲ (خرداد ۱۳۰۳) در تجارتخانه او مشغول به کار شد.
در این موقع مدرسه اتحادیه ایرانیان بحرین که از طرف ایرانیهای مقیم بحرین تأسیس شده بود، از اداره معارف بنادر جنوب مدیر و معلمی خواستند و مرحوم شیخ محمّدحسین سعادت که رئیس معارف بود بهروزی را معرفی کرد.
در پنجم شهریور۱۳۰۴ش. با ماهی ۳۵ تومان به مدیری و آموزگاری مدرسه اتحادیه ایرانیان انتخاب و عازم بحرین شد و سه ماه بعد خانوادهاش به او پیوستند.
دو سال در بحرین بود ولی بهواسطه بدی آب و هوا، در اول مهر ۱۳۰۶ استعفاء داد و به بوشهر مراجعت کرد. پس از ورود به بوشهر از روز هفتم آبان ۱۳۰۶ به سمت نظامت، آموزگاری و مدیری و معلمی مدرسه فردوسی بوشهر با ماهی ۲۰ تومان منصوب شد.
مدرسه فردوسی از اول مهر ۱۳۰۷ با شماره ۱۵ دولتی گردید و بهروزی نیز با ماهی ۳۰ تومان از اول آذر ۱۳۰۷ به سمت مدیری و معلم مدرسه فردوسی بوشهر منصوب شد. این اولین شغل دولتی علینقی بهروزی بهعنوان آموزگار پیمانی بود که تا آخر شهریور ۱۳۰۹ ادامه داشت. وی از نظر معلومات و رتبهبندی در بین معلمین مدارس دولتی بوشهر، حائز رتبۀ اول بود.
بهروزی بعد از ۸ سال خدمت صادقانه و ماندگار به فرهنگ ایران در هوای گرم بوشهر در تابستان ۱۳۰۹ به شیراز آمد و با تشویق مرحوم فیلسوف و موافقت اداره معارف و اوقاف فارس و بنادر جنوب به شیراز منتقل و از اول مهر ۱۳۰۹ به معلمی کلاس پنجم و ششم مدرسه دولتی کمالیه از قرار ماهی ۲۵ تومان حقوق منصوب گردید.
در ۱۶ شهریور ۱۳۱۲ مرحوم اعتمادالتولیه روحی مدیر مدرسه کمالیه به رحمت ایزدی پیوست و بهروزی به کفالت مدرسه مزبور منصوب گردید.
از چهارم آذر ۱۳۱۸ با حقوق ناظمی دبیرستان حیات به نظامت و دفترداری دانشسرای مقدماتی پسران منصوب گردید که از ۱۶ شهریور ۱۳۲۰ رسمیت یافت. همچنین در دانشسرا و دبیرستان فرصت تدریس دروس پیشاهنگی و بهداشت را به عهده داشت.
بهروزی در هفتم مهر ۱۳۲۴ با استعفا از نظامت دبیرستان شاپور، از هشتم مهر الی چهارده مهر ۱۳۳۱ دبیر دبیرستانهای شاهپور و حیات بود. در دوم آذر۱۳۳۷ با سیسال خدمت با رتبه ۸ دبیری غیرلیسانس از خدمت دولتی بازنشسته شد ولی تدریس خود را در دبیرستان ملی ابنسینا تا ۱۳۵۰ ادامه داد.
در دوم آذر ۱۳۳۷ با سی سال خدمت با رتبه ۸ دبیری غیرلیسانس از خدمت دولتی بازنشسته شد ولی تدریس خود را در دبیرستان ملی ابن سینا تا ۱۳۵۰ ادامه داد. بهروزی در طول مسئولیت در مدارس و دانشسرا، تدریس در زمان غیبت دبیران را بهعهده میگرفت.
علینقی بهروزی در آستانه بازنشستگی مجوز «یکباب دبستان کامل پسرانه بهنام قاآنی» از وزارت فرهنگ به مدیریت خودش، را اخذ نموده بود، اما اقدامی نکرد.
به تحقیق و مطالعه دل بست و آثار ماندگاری تدوین و منتشر نمود. در ۱۳۵۰ به سرپرستی کتابخانه حافظیه منصوب گردید که تا سال ۱۳۵۸ ادامه داشت. از تیر ۱۳۵۸ به سرپرستی کتابخانه حضرت احمد بن موسی شاهچراغ (ع) منصوب شد.
ویژگیهای اخلاقی و علمی
ـ عقایدش را تحمیل نمیکرد. فرزندش سیمین مینویسد: «ما را با کتابخانهاش آشنا میکرد و در عین حال میکوشید خود انتخابکننده روش ذهنیمان باشیم. هیچگاه عقیدهاش را به تحمیل نمیکرد، اما آنچه را احساس میکرد باید فراگیریم، به ما میآموخت و نیکو آموخت».
ـ عشقی والا به ایران و ایرانی داشت. حس وطنپرستی بهروزی در دفاع از ایران ستودنی بود. ایشان مدت دو سال که در بحرین مدرسه ایرانیان را مدیریت میکرد علیرغم سیاست انگلیس پرچم ایرانیان در مدرسه به اهتزاز درمیآورد.
اسدالله بوستانی مینویسد: «مرحوم بهروزی در زنده نگهداشتن نام و یاد بزرگان خطه فارس و شناساندن شاعران قدر اول شیراز کوششی ارزنده داشت و ما که امروز در این یاد نامه، یادش و نامش را گرامی میداریم بدان سبب است که وی خود در بزرگداشت ادیبان و شاعران اهتمام می ورزید و نام نیک رفتگان را هرگز ضایع نمیکرد و آنچه به ایران و ایرانی مربوط بود عشقی والا ابراز میداشت و ادبیات این مرز و بوم کهن را مایه فخر و مباهات می دانست و بارها میگفت:
تداوم استقلال و عظمت ایران نه بدان جهت است که در این دیار امیران و پادشاهان مقتدر و کشورگشا و اکثراً متجاوز به مرز و بوم و حقوق دیگران به قدرت رسیده و چند صباحی حکومت کردهاند، بلکه دوام و اقتدار و شکوه قوم ایرانی به واسطه وجود دانشمندان و فیلسوفان و ادیبان و محققان بزرگی است که در طول تاریخ ما پا به عرصه حیات نهاده و از خود آثاری گران قدر به جای نهاده اند. آثاری که باید در حفظ آنها تا پای جان کوشید و از زوال و تطاول زمان حراستشان کرد، و خود در این مهم تا آخرین روزهای حیات کوشید و خوب کوشید.»
لیاقت و کفایت مخصوصی در مدیریت داشت. در تصدیقنامه دبستان فردوسی بوشهر آمده است: «جناب مستطاب آقای آقامیرزا علینقی بهروزی که متجاوز از یکسال به سمت نظامت و معلمی در دبستان ملی فردوسی منصوب بودهاند در طرز اداره کردن مدرسه لیاقت و کفایت مخصوصی را از خود بروز داده اند به قسمی که مدرسه در این مدت از هر حیث منظم و مرتب و ترقیات محسوسی در قسمت تعلیم و تربیت محصلین آن مدرسه به منصۀ بروز و شهود رسیده که بسی قابل تمجید و تقدیر است.»
حوصله و دقت کمنظیر در تعلیم و تربیت داشت. مشکلات مربوط به پرداخت کامل حقوق و مزایای و قرض برای امرار معاش، نتوانست اندکی از تلاش بهروزی برای خدمت به عرصه تعلیم و تربیت بکاهد. برادرش محمّدجواد مینویسد: «مرحوم بهروزی در طول شصت سال خدمات فرهنگی و ادبی خود همواره در کارها دقیق و مؤمن بوده و از روی کمال صداقت و دلسوزی وظائف خود را انجام میداد.
حسن امداد مینویسد: «بهروزی از سلامت نفس و اخلاق نیک برخوردار و همیشه قانع و بیکینه و مهربان بود و کار تعلیم و تربیت را با حوصله و دقت بسیار انجام میداد و هر کاری را که بهعهده میگرفت با علاقه و نظم در حد وسواس به انجام میرسانید. بهروزی زمانی که معلم بود تنها به متن کتاب درسی اکتفا نمیکرد بلکه برای تکمیل مطالب درسی و اطمینان از صحت آنها به متنهای اصلی و کتابهای متعدد و مربوط به درس مراجعه میکرد و تا آنجا که لازم بود در کلاس توأم با درس بازگو میکرد و اگر مطالب از حوصله و وقت کلاس خارج بود نتیجه مطالب خود را در روزنامههای محلی انتشار میداد تا دانش آموزان بتوانند حداکثر استفاده را از آن مطالب دقیق پیرامون درسشان بنمایند.»
منتقدی عفیف بود. حسن امداد مینویسد: «نوشتههای انتقادی او با عفت قلم توأم بود و همگی جنبه ارشادی داشت و بهروزی میخواست از این راه هم واقعاً معلم اجتماع باشد.»
منظم و وظیفهشناس بود. پیوسته نظم دقیق و وظیفهشناسی را مراعات مینمود و هیچوقت از انجام وظیفه طفره نمیرفت و تعارض نمینمود. حتی در موارد متعددی علیرغم کسالت و بیماری (تب و ...) سرکلاس میرفت و انجام وظیفه میکرد. به جرأت میتوان گفت در تمام مدت خدمت غیبت و یا حتی تأخیر (مگر در مواقع اضطرار) نداشت.
حیات کتابشناسانه
علینقی بهروزی از همان زمانی که به تحصیل اشتغال داشت به نویسندگی علاقهمند بود. از اینرو تقریباً از سن ۲۰ سالگی شروع به نوشتن مقالات کرد. از آن تاریخ مقالاتی برای جرائد و مجلات و سالنامههای شیراز و تهران نوشت که تعداد آنها از شماره خارج است. بهروزی دوستدار کتاب و تشنه مطالعه بود. علیمحمّد حکمتبوشهری مینویسد: «سال ۱۳۰۸ که مدیر «دبستان» بود هر روزه پس از تعطیل «مدرسه» مانند تشنهای که در صحرای سوزان به جستجوی «آب» برخیزد در تکاپوی آن بود که از جائی کتابی تازه برای مطالعه بدست آورد.»
در ۱۳۱۶ که «اداره مردمشناسی» در تهران بنیان شد، وزارت فرهنگ بهوسیله ادارات فرهنگ کشور از کلیه آموزگاران و دبیران تقاضا کرد که در جمعآوری آثار محلی منطقهای که در آن انجام وظیفه میکنند و جنبه فولکلوریک دارد اهتمام نمایند تا پیش از اینکه در اثر رسوخ تمدّن جدید از بین برود گردآوری و ضبط شود.
بهروزی، از زمان کودکی به شعر نیز علاقه خاصی داشت. در روزهای جوانی که شور و حالی داشت و فراغتی میسر بود و هم چنین در سالهای بعد به سبب وقوع حوادثی، از روی تفنن، بدون اینکه ادعای شاعر بودن داشته باشد، اشعاری سروده است که هرکدام یادگار دورانهای مختلف عمر او و مولود حادثه یا احساساتی است. مثلا غزلی به مناسبت شهریور ۱۳۲۰ و اشغال ایران از طرف نظامیان خارجی سروده است، امّا هیچگاه ادعای شاعری نکرد.
بهروزی، به خاطر فعالیتهای برجسته فرهنگی و آثار پژوهشی از بنیانگذاران کانون دانش پارس بود. این کانون یک انجمن فرهنگی و پژوهشی و ادبی بود که در آغاز دی ۱۳۳۱ توسط چند تن از دانشوران و دانشپژوهان شیراز تشکیل گردید و در هر دو هفته یکبار پسینهای چهارشنبه به دور هم گرد آمده، ساعاتی را به بحث و فحص و پژوهشهای تاریخی و ادبی و خواندن اشعار و نوشتهها میگذراندند.
تسلط بهروزی به تحقیق و نگارش سبب شد تا از مهر ۱۳۳۳ سمت «رابط و وابسته اداره کل نگارش وزارت فرهنگ» در اداره فرهنگ استان هفتم از سوی وزیر فرهنگ به ایشان واگذار گردید. بهروزی در اثر قلمفرسایی، تتبع و تحقیق به مثابه دانشنامه ناطق و جامع در مورد تاریخ و ادبیات فارس و جنوب کشور بود. به همین دلیل در ۱۳۳۷ به عضویت شورای نویسندگان رادیو شیراز منصوب و عضو فعال و صاحبنظر آن بود. بهروزی علاوه بر کنترل، نظارت و تهیه برنامه متعدد فرهنگی (بزم سخنسرایان بزرگ ایران، سعدی، حافظ، قاآنی، معرفی آثار تاریخی فارس)، در غیاب رئیس اداره انتشارات فارس و رادیو شیراز، جانشین بود.
بهروزی بعد از آنکه در سال ۱۳۵۰ به سرپرستی کتابخانه حافظیه منصوب گردید. برای سر و سامان دادن به این کتابخانه در سال ۱۳۵۱ در پنحمین دوره آموزش اصول کتابداری کتابخانههای عمومی کشور شرکت کرده بود.
از طرفی استاد بهروزی در بسیاری از انجمنهای ادبی و علمی و غیره عضویت داشت که مهمترین آنها: ۱) انجمن ادبی شیراز، ۲) انجمن روزنامهنگاران فارس (دبیر)، ۳) کانون فرهنگیان فارس، ۴) کانون دانش پارس، ۵) انجمن بینالمللی قلم، ۶) شورای حفاظت آثار باستانی، ۷) انجمن مردمشناسی و ۸) هیئت مشورتی روزنامه اطلاعات بودند.
بهروزی که عضو شورای حفاظت آثار باستانی شیراز بود، با تالیف آثار متعددی درباره آثار باستانی و تاریخی جلگه شیراز، نقش مهمی در تبیین و معرفی اهمیت هنری و معماری این آثار به عوام و خواص داشته و از این طریق در صیانت از آثار تاریخی و باستانی نقش ماندگاری ایفا نمود.
به همین دلیل با هوشیاری دریافته بود که فرهنگ ایرانی و مخصوصاً آنچه به زبان فارسی نوشته شده است. روزگاران دراز در شبه قاره با زندگی مردم پیوستگی ژرف داشته است و او بهترین راه را برای شناختن و شناساندن، نسخههایی دانست که به زبان فارسی در شهرها و روستاهای دور دست آن سرزمین متروک مانده بود.
پس از کتابشناسی
بهروزی عاشق «تحقیق» و «کتاب» بود و تا لحظه مرگ «کتاب» و «قلم» بر زمین نگذاشت. عشق و علاقه او نسبت به «کتاب» تا سر حد جنون پیش رفته بود.» هیچوقت از مطالعه نماند و پیوسته میکوشید با مطالعه کتاب و مجلات بر میزان معلومات خود بیفزاید و آنچه را میخواند، دقت میکرد تا مطالب مفید را درک کند.
فرزندش سیمین مینویسد: «حتی بیماری و ضعف ناگهانی نیز نتوانست این شور و شوق را تضعیف کند. تا آخرین روزها، چه در خانه و چه در بیمارستان، کتاب را رها نمیکرد و ضمن مطالعه، با دستهای لرزان یادداشت بر میداشت». به همین بهروزی دانشمندی توانا و محققی دانا و پُرکار بود که بدون اغراق مایه افتخار همه اهل فارس و شیراز به شمار میرفت.
فرزندش سیمین مینویسد: «حتی بیماری و ضعف ناگهانی نیز نتوانست این شور و شوق را تضعیف کند. تا آخرین روزها، چه در خانه و چه در بیمارستان، کتاب را رها نمیکرد و ضمن مطالعه، با دستهای لرزان یادداشت بر میداشت». به همین بهروزی دانشمندی توانا و محققی دانا و پرکار بود که بدون اغراق مایه افتخار همه اهل فارس و شیراز به شمار میرفت.
تقدیرها و بزرگداشتها: نیم قرن خدمات آموزشی، فرهنگی و علمی بهروزی جولانگاه صداقت، صمیمیت، کوشش و دلسوزی بود. به همین هرچند بعضی از مسئولان نسبت به حقوق و تلاش صادقانه ایشان بیتوجه بودند، اما مدیران آگاه و نکتهسنجی نیز بودند که خدماتش را پاس داشته و تقدیرنامههای زیادی اهدا نمودند.
تقدیرنامههای: ۱) اداره کل فرهنگ و هنر فارس به جهت پیشبرد و گسترش فرهنگ و هنر در چندین نوبت ۲) اداره کل فرهنگ استان هفتم به خاطر انجام شایسته وظایف محوله و خدمات صادقانه سی ساله ، ۳) دبستان فردوسی به جهت کفایت و لیاقت مخصوص، ۴) مدرسۀ مبارکه اتحادیه ایرانیان بحرین به جهت پیشرفت و ترقیات مدرسه، ۵) وزارت فرهنگ به پیشنهاد اداره فرهنگ فارس تعدادی از آنها است.
همچنین مفتخر به دریافت «نشان پیشاهنگی» به خاطر خدماتش در پیشاهنگی بوشهر در مهر ۱۳۰۹ش. و مدالهای «علمی درجه ۲»، «علمی درجه ۱»، «فرهنگ و هنر»، و «پهلوی» شده بود.
آثار
۱. کتابها
۱-۲. فهرستها
۱. فهرست کتب خطّی کتابخانه ملّی فارس (جلد اوّل: از شماره ۱ تا ۴۰۰)/ [با] محمّدصادق فقیری. شیراز: انجمن کتابخانههای عمومی شیراز، ۱۳۵۱. [۸]، ۴۱۶ ص.
۲. فهرست کتب خطّی کتابخانه ملّی فارس (جلد دوم: از شماره ۴۰۱ تا ۷۸۰)/ [با] محمّدصادق فقیری. شیراز: انجمن کتابخانههای عمومی شیراز، ۱۳۵۱. [۶]، ۴۰۰ ص.
۳. فهرست کتب خطی [کتابخانه آستان حضرت احمدبنموسی شاهچراغ(ع)]: جلد اول: قرآنها و تفسیرها. شیراز: کتابخانه آستان حضرت احمدبنموسی شاهچراغ(ع)، ۱۳۶۰. [۸]، ۳۳۷ ص.
۴. فهرست کتب خطی [کتابخانه آستان حضرت احمدبنموسی شاهچراغ(ع)]: جلد دوم: قرآنها و تفسیرها. شیراز: کتابخانه آستان حضرت احمدبنموسی شاهچراغ (ع)، ۱۳۶۰. ۴۶۸ ص.
۱-۲. تالیفات
۱. افتخارات ایران/ نگارش علینقی بهروزی. تهران: اقبال، ۱۳۵۵. ۱۱۵ ص.
۲. بناهای تاریخی و آثار هنری جلگه شیراز از دوره هخامنشیان تا عصر پهلوی. شیراز: اداره کل فرهنگ و هنر استان فارس، ۱۳۴۹. [۶]، ۳۰۱ ص.: مصور، عکس.
۳. تاریخچه ساختمان و شرح آثار تاریخی و هنری مسجدجامع عتیق شیراز = تاریخچه مسجد جامع عتیق شیراز. شیراز: اداره کل فرهنگ و هنر فارس، ١٣۴٩. ۶۸ ص.
۴. تاریخچه شهر شیراز و اماکن تاریخی و بناهای باستانی در شهر شیراز. تهران: اداره کل موزهها و حفظ بناهای تاریخی، ۱۳۴۷. ۳۴ ص.: مصور، نقشه.
۵. تاریخچه کتابخانهها و مطبوعات و چاپخانههای فارس. شیراز: انجمن کتابخانههای عمومی شیراز (فرهنگ و هنر)، ۱۳۵۶. ۲۰۷ ص.
۶. تاریخچه و شرح آثار معماری و هنری مسجد جامع سلطانی وکیل. شیراز: اداره کل فرهنگ و هنر استان فارس، ١٣۵۰. ۵۹ ص.: مصور، عکس.
۷. جامع عتیق شیراز یا قدیمترین مسجد فارس. شیراز: کانون دانش پارس (نشریه شماره ۱۴)، ۱۳۴۰. ح، ۹۲ ص.: مصور، عکس.
تصحیح متون
۱. دیوان حافظ شیرازی/ از روی صحیحترین نسخه موجود. تهران: کانون معرفت، ١٣٣۶. ل، ۳۱۵ ص.: مصور (رنگی).
۲. دیوان شاعر غزلسرای معروف قرن اخیر شیراز مرحوم مظفر شیرازی [دیوان مظفر شیرازی]. شیراز: کانون دانش پارس، ۱۳۳۷. ز، ۱۸۶ ص.
