باشگاه خبرنگاران جوان - خیلی از کارکنان، به خاطر ارتقای شغلی، روی کار خود تمرکز میکنند و به آن متعهدند. آنها چشم به عبور از نقاط عطف مسیر میدوزند تا به خط پایان بعدی برسند و بتوانند نفسی تازه کنند و ثمره تلاشهایشان را ببینند. پس چرا برخی کارکنان پیشنهاد ارتقای شغلی را رد میکنند و ترجیح میدهند گام به مرحله بعدی حرفه خود نگذارند؟
عناوین شغلی ارشد که به اختصار بیان میشوند و نیازی به توضیح و تفصیل ندارند، قطعا خوشآهنگ و جذاب به نظر میرسند؛ چه کسی از این ایده که رئیس خودش باشد و قوانین کاریاش را خودش تعیین کند، استقبال نمیکند؟
متاسفانه، بیشتر کارکنان نمیدانند برای انتظاراتی که از آنها وجود دارد، چگونه حد و مرزی تعیین کنند. بسیاری از کارکنان با آگاهی از اینکه در صورت اقتضای شغلی، خود را برای برآورده کردن آن انتظارات تحت فشار قرار خواهند داد، با رد داوطلبانه ارتقای شغلی، قید پذیرش نقشهایی را که مستلزم تلاش و فشار کاری بیشتری است میزنند.
برخی این کار را «رها کردن شغل» مینامند و عدهای هم که ملاحظهکاری کمتری دارند، آن را «ترسو بودن» میخوانند. اما واقعیت این است که اگر ارتقا تنها به معنای تحمیل حجم کار بیش از حد فشار کاری باشد، بسیاری از افراد شاغل، آن را نمیخواهند.
در یک نظرسنجی جدید، که توسط سایت رزومهسازی آنلاین «کیکرزومه» (Kickresume) انجام گرفت، از ۱۰۲۸ کارمند درباره دیدگاهشان نسبت به وضعیت فعلی مدیریت سلامت روان در محیط کار و نحوه تاثیرگذاری آن بر تصمیمگیریهایشان در خصوص شغلی که دارند، سوال شد. حدود ۳۹ درصد کارکنان اظهار کردند که به خاطر سلامت روان خود از شغلشان استعفا دادهاند، درحالیکه ۳۳ درصد دیگر به طور جدی به انجام این کار فکر کرده بودند.
اما نکته شگفتانگیز آن بود که ۸۰ درصد افراد گزارش دادند شغلشان تاثیری منفی بر سلامت روان آنها داشته است. پس جای تعجب ندارد که هنگام ارزیابی چشمانداز مرحله بعدی مسیر شغلی، مساله سلامت روان را در نظر بگیرند. نتایج این نظرسنجی نشان داد ۷۰ درصد شرکتکنندگان بهجای اینکه شغلی با حقوق اندکی بالاتر بپذیرند که با وجود ارتقای شغلی، هیچگونه حمایت یا مزایای مرتبط با سلامت روان ارائه نمیدهد، ترجیح میدهند شغلی با مزایای بهتر برای سلامت روان داشته باشند، حتی اگر حقوق آن کمی کمتر باشد.
پیش از آنکه عجله به خرج دهید نسل زد را متهم کنید که در مورد مسائل سلامت روان از کاه کوه میسازند، باید گفت آنها تنها کسانی نیستند که دیگر با ارتقاهای شغلی ساده، تحت تاثیر قرار نمیگیرند. بسیاری از آنها حتی فرصت ورود به بازار کار را پیدا نمیکنند؛ چه برسد به اینکه ارتقای شغلی برایشان چشماندازی دستیافتنی باشد.
بسیاری از شاغلان چه از نسل زد باشند و چه نباشند، به دلیل ارزیابیشان از ماهیت آن نقش و آنچه در ازای آن دریافت میکنند، پیشنهاد ارتقای شغلی را رد میکنند. اکثر آنها متوجه هستند که اگرچه افزایش حقوق معمولا ناچیز است، اما حجم کاری بهشدت افزایش مییابد و آنها ناچار میشوند برای توجیه ارتقای خود، سختتر از گذشته کار کنند.
در نظرسنجی اپلیکیشن «هینت» (Hint App) که با مشارکت بیش از ۱۳ هزار نیروی کار در ایالات متحده، بریتانیا، کانادا، استرالیا و اروپا انجام شد، دلایل رد پیشنهاد ارتقای شغلی از سوی کارکنان مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد ۵۸ درصد از این افراد، حتی در صورت گرفتن موقعیت شغلی جدید با حقوقی بهتر - اگر آن جایگاه مستلزم پاسخگویی به پیامها و کار کردن در ساعات غیر کاری باشد - پیشنهاد ارتقا را رد میکردند. همچنین ۶۱ درصد گفتند این احساس که کارشان هرگز به طور کامل تمام نخواهد شد، بزرگترین عیب ارتقای شغلی بوده است. حدود ۶۴ درصد نیز اظهار کردند که به جای بهبود تعادل کار و زندگی، ارتقای شغلی با «انتظارات ناگفته» همراه بوده که در شرح شغل آنها گنجانده نشده است، اما با این وجود آنها را به سمت نقششان سوق میدهد. برخی از این نگرانیها ناشی از تجربیات گذشته و برخی دیگر ناشی از مشاهده است. بیش از نیمی از پاسخدهندگان افزودند که شاهد نارضایتی همکارانشان و از دست دادن بخشی از شور و شوقشان پس از تصدی یک نقش مدیریتی بودهاند.
برخی کارکنانی که پیشنهاد ارتقای شغلی را رد میکنند، واقعا تمایلی به کارهای مدیریتی یا تغییر وظایف همراه با ارتقا ندارند. این عدم تمایل اغلب نشانه خوبی است که به آنها اجازه دهیم در نقش فعلی خود که در آن بهترین عملکرد را دارند، به صورت افقی رشد کنند. در مورد کارکنانی که به دلیل فقدان تعادل میان کار و زندگی یا الزام به کار در ساعات غیراداری از ارتقای شغلی صرفنظر میکنند، فرصت قابلتوجهی برای بهبود شرایط کاری وجود دارد تا بتوانید از برترین استعدادهای خود برای هدایت رشد سازمان بهره بگیرید.
ارتقای شغلی درونسازمانی اغلب بهترین راهکار برای به جریان انداختن دانش و تخصص در سازمان و تصدی پستهای ارشد است. اما اگر این نقشها، صرفنظر از مزایایی که دارند، برای کارکنان جذابیت چندانی نداشته باشند، ممکن است کارکنان مستعد شما هرگز حاضر به پذیرش این چالش نشوند. حفظ استانداردهای مطلوب در زمینه تعادل میان کار و زندگی و همچنین ایجاد فرهنگی سالم و به دور از تنشهای مخرب، به دلایل متعددی حائز اهمیت است. با اعمال اندکی ساماندهی و انجام اقداماتی در راستای اولویتبخشی به رفاه و شفافیت، احتمالا کارکنان از رویه ترک مکرر شغل دست برداشته و با جدیت بیشتری به فکر ساختن آینده شغلی خود در سازمان شما خواهند افتاد.
منبع: روزنامه دنیای اقتصاد
