مجسمه «هیچ» پرویز تناولی در حراج تهران ۲۸۰ میلیارد تومان فروخته شد؛ اما اهمیت این اثر چیست و چه ارتباطی با فلسفه، عرفان ایرانی و هویت هنر معاصر ایران دارد؟
فرارو- یکی از شش مجسمه هیچ اثر پرویز تناولی در بیستوششمین حراج تهران به قیمت ۲۸۰ میلیارد تومان فروخته شد. بنابراین این اثر به یکی از گرانترین اثار فروختهشده در تاریخ این حراج تبدیل شد. فیلم لحظه فروش اثر نیز در شبکههای اجتماعی بازنشر شد و پرسشهای متفاوتی را درباره ارزش هنری این مجسمه، جایگاه تناولی و فاصله میان قیمت آثار هنری و تجربه اقتصادی روزمره مردم مطرح کرد. اما چرا یک واژه فارسی که معنای ظاهری آن نبودن و نیستی است، به چنین جایگاهی در هنر معاصر ایران رسیده است؟
به گزارش فرارو، برای فهم اهمیت این اتفاق باید از رقم فروش فاصله گرفت و به مسیری نگاه کرد که پرویز تناولی طی چند دهه در هنر ایران پیموده است. تناولی در این مسیر مجسمهسازی مدرن را با خوشنویسی، شعر، فرهنگ عامه و نمادهای سنتی ایرانی پیوند داد.
لحظه فروش مجسمه «هیچ» پرویز تناولی به ارزش 280 میلیارد تومان
پرویز تناولی کیست؟
پرویز تناولی، متولد ۱۳۱۶ در تهران، مجسمهساز، نقاش و پژوهشگر هنر است که از چهرههای تاثیرگذار هنر مدرن ایران به شمار میرود. او پس از تحصیل در آکادمی هنرهای زیبای بررا در میلان و بازگشت به ایران، به تدریس مجسمهسازی پرداخت و سالها در دانشگاه تهران فعالیت کرد. تناولی از چهرههای اصلی مکتب سقاخانه بود. این همان جریانی است که در دهه ۱۳۴۰ تلاش کرد زبان هنر مدرن را با عناصر بصری و فرهنگی ایران پیوند بزند.
اثری از مکتب سقاخانه
موزه هنر مدرن نیویورک در معرفی اثر «پیامبر» تناولی، او را از پیشگامان مجسمهسازی مدرن ایران معرفی میکند و توضیح میدهد که استفاده از قفل، شبکههای فلزی، اشکال لولهمانند و عناصر برگرفته از اشیای مذهبی و فرهنگ عامه، از ویژگیهای آثار او و هنرمندان مرتبط با مکتب سقاخانه بوده است. در این رویکرد، عناصر آشنا و گاه روزمره از کاربرد معمول خود جدا میشوند و در قالبی تازه، معنایی هنری پیدا میکنند.
آثار تناولی در مجموعه موزههای مهمی از جمله موزه هنر مدرن نیویورک، موزه بریتانیا، تیت مدرن و موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری میشوند. حضور آثار او در این مجموعهها نشان میدهد اهمیتش به بازار داخلی هنر محدود نیست و در تاریخنگاری هنر مدرن ایران نیز جایگاهی تثبیتشده دارد.
هیچ چگونه به یک اثر هنری تبدیل شد؟
مجموعه «هیچ» از شناختهشدهترین مجموعههای تناولی است. او واژه «هیچ» را که در زبان روزمره به نبودن، تهیبودن یا بیاهمیتی اشاره میکند، با الهام از فرمهای خط فارسی، به حجمی سهبعدی تبدیل کرده است. در این آثار، واژه فراتر از آوایی برای خواندن و برقراری ارتباط میرود. درواقع شکل حروف، انحناها، پیوندها و فضای خالی میان آنها به عناصر اصلی مجسمه تبدیل شدهاند. به عنوان مثال اگر بتوان از نظر فرمی آثار هنری مور، مجسمه ساز انگلیسی را با آثار پرویز تناولی مقایسه کرد، در آثار این هنرمند ایرانی رگههای از ایرانی بودن در مجسمه تجسم یافته، اما در آثار مور حجمها انتزاعی هستند.
درواقع اهمیت این کار در آن است که تناولی به جای استفاده مستقیم از یک پیکره انسانی یا بازنمایی طبیعت، از خود زبان و نوشتار بهعنوان ماده اولیه هنر بهره میگیرد. «هیچ» همزمان واژهای قابل تشخیص و حجمی مستقل است. مخاطب آن را میخواند، اما در عین حال با یک شیء و فرم بصری روبهرو میشود.
نتایج پژوهشها نشان میدهد تناولی تحتتأثیر تحولات جامعه، سیاستهای فرهنگی حکومت و اندیشۀ روشنفکران، ارتباط با نهادها و اشخاص مختلف از مضامین و موضوعات ایرانی مانند هیچ، قفل، قفس، شاعر، فرهاد، پرنده، دیوارهای ایران و غیره برای بیان هویتی ایرانی و اسلامی بهره میگیرد و هماهنگ با جریانهای هنری جهانی، آثارش را با فرمهای مدرن ارائه میدهد.
بر اساس یکی از پژوهشهای انجام شده با نام «بازنمود بصری "هویت ایرانی" در مجسمههای پرویز تناولی (دهه 30 تا 50 شمسی)» این عناصر بهعنوان کدهایی هستند که تناولی با آنها به آثارش معنا و هویت میبخشد و درنهایت آنها نیز به تناولی در عرصه هنر هویت میدهند. تناولی با انتخاب مضامینی از سه مؤلفۀ هویتی یعنی بیان گذشتۀ تاریخی ایران، عناصری برگرفته از ادبیات، فلسفه و شعر و مضامینی از فرهنگ عامه و مراسم آئینی شیعی مردم ایران اگرچه در بعضی موارد بهصورت ضمنی، اما بخشی از هویت ملی ایرانی را عرضه میکند که دربردارنده هویتی ایرانی و اسلامی است و در ارائه و فرم آثار، بیشتر در راستای هنر مدرن و هویت جهانی گام برمیدارد.
اثری از پرویز تناولی در موزه هنرهای اسلامی برلین
در کتاب «تاریخ مدرن ایران» نیز به آثار «هیچ» تناولی در چارچوب فاصلهگرفتن او از الگوهای متعارف و جستوجوی زبان شخصی در هنر اشاره شده است. از سویی مجسمه «هیچ» پرویز تناولی فراتر از بازنمایی یک واژه، به مفاهیم فلسفی هستی و نیستی پیوند میخورد. به روایت موزه هنر اسلامی برلین، این اثر با عرفان ایرانی و شعر مولانا ارتباط دارد. بنابراین «هیچ» لزوما نشانه پوچی و فقدان نیست، بلکه میتواند به معنای رهایی از خود و رسیدن به نوعی آگاهی و معنای عمیقتر باشد. تناولی با تبدیل این واژه فارسی به حجمی سهبعدی، مفهوم انتزاعی نیستی را به تجربهای بصری تبدیل میکند.
چرا فروش ۲۸۰ میلیارد تومانی خبرساز شد؟
در بیستوششمین حراج تهران، قیمت پایه این مجسمه ۱۹۵ میلیارد تومان اعلام شده بود و اثر در نهایت با قیمت ۲۸۰ میلیارد تومان به فروش رسید. این حراج با فروش مجموع یک هزار و ۱۹۶ میلیارد و ۹۱۰ میلیون تومان برای ۱۰۰ اثر از ۹۳ هنرمند به پایان رسید. فروش «هیچ» رکورد گرانترین اثر فروختهشده در تاریخ این رویداد را شکست.
با این حال، باید میان اهمیت هنری یک اثر و قیمت معاملهشده آن تفاوت گذاشت. قیمت نهایی در حراج، حاصل رقابت خریداران در یک بازار مشخص است و بهتنهایی معیار قطعی برای سنجش کیفیت هنری یا اهمیت تاریخی یک اثر محسوب نمیشود. شهرت هنرمند، سابقه نمایش و فروش آثار، کمیابی اثر، مجموعهداری و انتظار خریداران از ارزش آینده آن نیز میتوانند در قیمتگذاری نقش داشته باشند.
از این منظر، فروش اخیر هم نشانهای از جایگاه تثبیتشده تناولی در بازار هنر است و هم فرصتی برای پرسش درباره سازوکار تعیین قیمت در بازار هنر ایران. برای داوری دقیقتر درباره این معامله، اطلاعاتی مانند مشخصات کامل اثر، سابقه مالکیت، ابعاد و ویژگیهای نسخه فروختهشده نیز اهمیت دارند.
تصویری از پرویز تناولی در کنار نمونهای دیگر از مجسمه هیچ
واکنشها؛ از ارزش هنری تا پرسش درباره نابرابری
بازنشر فیلم مزایده، واکنشهای انتقادی و پرسشهای مختلفی را در میان کاربران برانگیخت. در بخش نظرات منتشرشده در برخی سایتها، برخی کاربران با اشاره به عنوان اثر، از فروش ۲۸۰ میلیارد تومانی «هیچ» تعجب کردند و درباره ارزش هنری آن پرسیدند. گروهی دیگر این رقم را در نسبت با مشکلات معیشتی جامعه قرار دادند.
