آیتالله اراکی با تأکید بر ضرورت ورود جدی تر حوزههای علمیه به عرصه تبیین قوانین و سنتهای الهی حاکم بر تحولات اجتماعی، گفت: جنگ ما با آمریکا مواجهه با یک نظام تمدنی و مجموعهای از مبانی فکری، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی است. ما آغازگر این رویارویی نبودهایم، بلکه این تقابل از سوی جبهه مقابل شکل گرفته و ریشه در اختلاف بنیادین دو نظام فکری و تمدنی دارد.
به گزارش خبرگزاری حوزه، آیت الله محسن اراکی عضو شورای عالی حوزههای علمیه در گردهمایی سالانه اساتید حوزه علمیه معصومیه قم که امروز در سالن همایش این مدرسه برگزار شد، با اشاره به مسئولیتهای بنیادین حوزههای علمیه در جامعه اسلامی اظهار داشت: مسئولیت اصلی حوزههای علمیه، مدیریت جامعه است و علوم حوزوی و فقه اسلامی نیز در حقیقت دانش اداره جامعه به شمار میروند؛ ازاینرو حوزهها باید مدیران اصلی جامعه را تربیت کنند.
عضو شورای عالی حوزههای علمیه با بیان اینکه جهان امروز در شرایط اجتماعی ویژهای قرار گرفته و نیاز به مدیریت دینی جامعه بشری بیش از گذشته احساس میشود، افزود: یکی از ضرورتهای اساسی دوران کنونی، شناخت تحولات اجتماعی بر اساس مبانی اسلامی و تبیین قوانین و سنتهای الهی حاکم بر تاریخ و جامعه است.
ضرورت شکلگیری جامعهشناسی اسلامی بر اساس سنتهای الهی
عضو هیئترئیسه مجلس خبرگان رهبری با تأکید بر ضرورت تدوین و توسعه جامعهشناسی اسلامی تصریح کرد: ما همواره بر این مسئله تأکید داشتهایم که باید جامعهشناسی اسلامی داشته باشیم؛ چراکه تحولات اجتماعی و تاریخی در نگاه قرآن کریم بر اساس سنتهای الهی شکل میگیرند و این تحولات تابع قوانین و ضوابط مشخصی هستند.
آیتالله اراکی با اشاره به اینکه در نظام فکری اسلام، تحولات تاریخی دارای جهت و مقصد مشخصی هستند، بیان کرد: بر اساس سنتهای قطعی الهی، حرکت تاریخ به سمت برقراری حکومت فراگیر الهی در سراسر جهان پیش میرود و سرانجام جامعه بشری به سوی تحقق حاکمیت عدل و تقوا حرکت خواهد کرد.
وی ادامه داد: هنگامی که در آموزههای دینی از ظهور امامی از اهلبیت(ع) سخن میگوییم که جهان را سرشار از عدالت و تقوا خواهد کرد، در حقیقت به یکی از حقایق بنیادین درباره آینده تاریخ بشر اشاره میکنیم. این مسئله صرفاً یک موضوع اعتقادی نیست، بلکه از منظر فلسفه تاریخ و شناخت قوانین حاکم بر جوامع نیز قابل بررسی است.
دو اصل مهم در تحلیل تحولات اجتماعی
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به دو اصل مهم در تحلیل تحولات اجتماعی اظهار داشت: نخست اینکه بر جامعه و تاریخ، سنتها و قوانین قطعی الهی حاکم است و دوم اینکه انسان در مواجهه با این سنتها دارای اختیار است و میتواند چگونگی موضعگیری و بهرهبرداری خود را در برابر آنها انتخاب کند.
وی خاطرنشان کرد: حتمی بودن سنتهای الهی به معنای سلب اختیار از انسان نیست. همانگونه که فردی که در قطار نشسته است، میتواند در داخل قطار حرکت کند و برای خود انتخابهایی داشته باشد، اما مسیر کلی حرکت قطار در اختیار او نیست، انسان نیز در بستر تحولات تاریخی اختیار دارد، ولی نمیتواند قوانین قطعی حاکم بر تاریخ را از میان ببرد.
روند کلی تحولات اجتماعی بر اساس سنتهای الهی به سمت هدف معین حرکت میکند
آیتالله اراکی افزود: بنابراین، ما از جبر تاریخی به معنای سلب اختیار انسان سخن نمیگوییم، بلکه معتقدیم روند کلی تحولات اجتماعی بر اساس سنتهای الهی به سمت هدفی معین حرکت میکند. انسانها در این مسیر میتوانند همراهی کنند یا در برابر آن قرار بگیرند، اما مخالفت با سنتهای قطعی الهی، در نهایت به شکست و نابودی جریان مخالف منتهی خواهد شد.
حاکمیت نهایی حق، از سنتهای قطعی الهی است
عضو هیئترئیسه مجلس خبرگان رهبری با اشاره به اینکه همه حوادث تاریخی در چارچوب یک نظام حکیمانه و طراحیشده الهی قرار دارند، گفت: جهان و تاریخ بشر مجموعهای پراکنده و بدون هدف نیستند، بلکه تمام اجزای آن در یک نظام منسجم و مهندسیشده قرار گرفتهاند. حوادث گذشته، تحولات امروز و رخدادهای آینده نیز در همین مسیر معنا پیدا میکنند.
وی با اشاره به فرازهایی از معارف اهلبیت(ع) درباره حاکمیت نهایی حق اظهار داشت: اصل اینکه سرانجام حق به جایگاه واقعی خود برسد و مدیریت جامعه بشری به دست صاحبان حقیقی آن واگذار شود، امری قطعی است؛ اما اینکه این اتفاق در چه زمانی و با چه هزینهای تحقق پیدا کند، به عملکرد و انتخاب انسانها بستگی دارد.
آیتالله اراکی با اشاره به روایتی از امیرالمؤمنین علی(ع) درباره واگذاری حق حکومت به اهلبیت(ع) بیان کرد: مضمون این فرمایش آن است که اگر مردم حق را به صاحبان آن واگذار کنند و همراهی لازم را داشته باشند، این امر بهخوبی و در زمان مناسب تحقق مییابد؛ اما اگر چنین نکنند، حرکت تاریخ متوقف نخواهد شد و حق سرانجام مسیر خود را طی خواهد کرد.
وی ادامه داد: در این بیان، از تعبیری درباره حرکت کاروان شتر و بخش پایانی مسیر آن استفاده شده است؛ به این معنا که اگر مردم حق را به صاحبان آن ندهند، آنان در پایان مسیر تاریخ به حق خود خواهند رسید. بنابراین، واگذاری حاکمیت به صاحبان حقیقی آن، بخشی از حرکت تکوینی تاریخ است، هرچند زمان و چگونگی تحقق آن به رفتار و انتخاب انسانها وابسته است.
این عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به تعبیر رهبر شهید درباره جایگاه انسان در تحولات تاریخی خاطرنشان کرد: انسان باید انتخاب کند که در کدام سوی تاریخ قرار بگیرد؛ آیا در مسیر حق و سنتهای الهی حرکت میکند یا در جبهه مخالف آن قرار میگیرد؟ این انتخاب، مسئولیتی مهم و سرنوشتساز برای افراد و جوامع به همراه دارد.
حوزههای علمیه قوانین اجتماعی و سنتهای الهی را تبیین کنند
آیتالله اراکی با تأکید بر ضرورت ورود جدی تر حوزههای علمیه به عرصه تبیین مسائل اجتماعی گفت: ما در حوزهها باید وارد میدان شویم و قوانین اجتماعی و سنتهای الهی حاکم بر جامعه را برای مردم تبیین کنیم. نباید اجازه دهیم تفکرات الحادی بر اندیشه جامعه اسلامی و بهویژه محیطهای علمی و دانشگاهی حاکم شود.
انتقاد از برخی رویکردهای فکری حاکم بر فضای علمی کشور
وی با انتقاد از برخی رویکردهای فکری حاکم بر فضای علمی کشور اظهار کرد: امروز در بخشی از فضای فکری جامعه و دانشگاههای ما، نظامی از اندیشه وجود دارد که در آن جایگاه خداوند و نقش اراده الهی در اداره جهان و جامعه نادیده گرفته میشود.
عضو هیئترئیسه مجلس خبرگان رهبری افزود: گاهی سخنان برخی مسئولان را میشنویم و مشاهده میکنیم که در ادبیات و تحلیلهای آنان، خداوند، شریعت و حقایق الهی جایگاهی ندارد. باید پرسید خداوند در این نظام فکری کجاست؟ شریعت الهی چه جایگاهی دارد و حقایق دینی در کدام بخش از تحلیلهای علمی و اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است؟
دیدگاههای اسلامی از پشتوانه علمی برخوردارند
عضو شورای عالی حوزههای علمیه با تأکید بر اینکه دیدگاههای اسلامی از پشتوانه علمی برخوردارند، تصریح کرد: ما در مباحث خود هم برهان داریم و هم تجربه تاریخی و اجتماعی. نمیتوان جامعه را صرفاً بر اساس خواستهها و نظریههای ذهنی خود اداره کرد، بدون آنکه قوانین واقعی حاکم بر آن را بشناسیم.
آیتالله اراکی خاطرنشان کرد: مسئله این است که چه بخواهیم و چه نخواهیم، قوانین و سنتهایی بر جامعه حاکم هستند و آثار خود را در تحولات اجتماعی نشان خواهند داد. وظیفه ما این است که این قوانین را کشف کنیم و بر اساس آنها برای اداره جامعه برنامهریزی داشته باشیم.
افول تمدن آمریکا بر اساس سنتهای الهی قابل پیشبینی است
این استاد حوزه علمیه با اشاره به تحولات تمدنهای معاصر اظهار داشت: ما معتقدیم جامعه آمریکا و تمدن آمریکایی سرانجام دچار فروپاشی و افول خواهند شد و این سخن را بر اساس قوانین و سنتهای اجتماعی الهی مطرح میکنیم، نه صرفاً بر مبنای تحلیلهای سیاسی و مقطعی.
وی با اشاره به آیه شریفه «وَإِنْ مِنْ قَرْیَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِکُوهَا قَبْلَ یَوْمِ الْقِیَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِیدًا» از سوره اسراء، به تبیین دو سرنوشت پیشروی جوامع بشری پرداخت و گفت: بر اساس این سنت الهی، جوامع بشری در برابر دو مسیر قرار میگیرند؛ یا در اثر سختیها، مشکلات، آزمونها و تحولات اجتماعی دچار بیداری و دگرگونی میشوند و به سمت حقایق الهی حرکت میکنند، یا در صورت استمرار انحراف و نپذیرفتن حق، گرفتار عذاب و نابودی خواهند شد.
آیتالله اراکی ادامه داد: خداوند در مسیر اداره جوامع، گاهی سختیها و مشکلاتی را پیش روی آنها قرار میدهد تا از این طریق زمینه تحول و بازگشت به مسیر حق فراهم شود. اگر جامعهای از این آزمونها درس بگیرد و در مسیر اصلاح حرکت کند، میتواند از آن شرایط عبور کرده و به سمت ارزشهای الهی حرکت کند.
عضو شورای عالی حوزههای علمیه افزود: اگر جامعهای با وجود تحمل سختیها، فراز و نشیبها و آزمونهای متعدد همچنان بر مسیر انحراف باقی بماند و حاضر به اصلاح خود نشود، بر اساس سنتهای الهی ممکن است به سرنوشت جوامع نابودشده گذشته دچار شود.
عضو هیئترئیسه مجلس خبرگان رهبری با اشاره به سرنوشت اقوام گذشته خاطرنشان کرد: نابودی جوامع گذشته اتفاقی و بدون ضابطه نبوده است، بلکه بر اساس قوانین الهی و در نتیجه عملکرد خود آن جوامع رخ داده است.
وضعیت تمدن غرب
وی با اشاره به وضعیت تمدن غرب و بهویژه آمریکا گفت: جامعه آمریکایی باید منتظر تحقق یکی از این دو وضعیت باشد؛ یا با تحمل مشکلات و تحولات سخت اجتماعی، به سمت دگرگونی ارزشها و اصلاح مسیر حرکت کند و از ارزشهایی که جهان را به سوی آلودگی، ظلم و ستم سوق دادهاند، دست بردارد، یا در صورت استمرار این وضعیت، با پیامدهای سنگین سنتهای الهی مواجه شود.
آیتالله اراکی تأکید کرد: آنچه در تحولات و واقعیتهای روی زمین مشاهده میکنیم، میتواند مؤید این قاعده و سنت الهی باشد. اصل این جریان و جایگزینی جوامع و تمدنها، بر اساس سنتهای قطعی الهی تحقق پیدا میکند.
علمای اسلام در هر دوره به چالشهای فکری زمان خود پاسخ دادهاند
عضو هیئترئیسه مجلس خبرگان رهبری در ادامه با اشاره به مسئولیت تاریخی حوزههای علمیه در مواجهه با اندیشههای رقیب اظهار داشت: علمای بزرگ و اندیشمندان اسلامی در هر دوره متناسب با شرایط زمان خود به وظایف علمی و دینیشان عمل کردهاند و در برابر تنشها، شبهات و چالشهای فکری و اعتقادی، پاسخهای متناسب ارائه دادهاند.
وی با اشاره به نمونههایی از مواجهه عالمان اسلامی با نظریه تکامل داروین بیان کرد: در دورهای که نظریه تکامل داروین در محافل علمی و فرهنگی مطرح شده بود و در بسیاری از مراکز آموزشی و کتابها مورد توجه قرار میگرفت، برخی از نویسندگان و اندیشمندان تلاش کردند این نظریه را با آموزههای قرآنی تطبیق دهند و برای آن توجیهاتی ارائه کنند.
آیتالله اراکی با اشاره به تلاشهای علمی علامه مصباح یزدی در نقد این دیدگاه گفت: از جمله شخصیتهایی که در آن دوران به نقد علمی این نظریه پرداختند، آیتالله علامه مصباح یزدی بودند که در نقد مطالب مطرحشده درباره نظریه داروین، سخنرانیها و مباحثی ارائه کردند.
عضو شورای عالی حوزههای علمیه همچنین به تلاشهای برخی اندیشمندان مسلمان در نقد نظریه تکامل اشاره کرد و افزود: در این زمینه، شخصیتهایی در جهان اسلام به میدان آمدند و با استدلالهای علمی و فلسفی، مبانی این نظریه را مورد بررسی و نقد قرار دادند.
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به کتاب «نقد و فلسفه داروین» و مباحث مطرحشده در آن خاطرنشان کرد: در میان متفکران اسلامی، افرادی بودند که نقدهای عمیق و مستندی بر مبانی فلسفی و علمی نظریه داروین ارائه کردند. برخی از این آثار از نظر ادبی و علمی نیز در سطح بالایی قرار داشتند و حتی در زبان عربی با قلمی بسیار روان و استوار نگاشته شده بودند.
وی با اشاره به اینکه این تلاشها در دورههای مختلف ادامه داشته است، اظهار داشت: حوزههای علمیه در برابر جریانهای فکری و فلسفی معاصر نیز ساکت نبودهاند و اندیشمندان بزرگی همچون علامه طباطبایی و شهید مطهری با تدوین آثاری ارزشمند، به نقد مبانی تفکر مادی و مارکسیستی پرداختند.
«اصول فلسفه و روش رئالیسم»؛ نمونهای از مواجهه علمی با تفکر مادی
آیتالله اراکی با اشاره به جایگاه آثار فلسفی علامه طباطبایی و شهید مطهری تصریح کرد: کتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم» از جمله آثار برجستهای است که با تلاش علامه طباطبایی و شرح و توضیحات شهید مطهری تدوین شد و یکی از مهمترین نمونههای مواجهه فلسفی با تفکرات مادی و مارکسیستی به شمار میرود.
عضو شورای عالی حوزههای علمیه افزود: این اثر در دورهای نگاشته شد که اندیشههای مارکسیستی در بخشهایی از فضای فکری جهان و بهویژه محافل علمی و دانشگاهی نفوذ پیدا کرده بود. عالمان اسلامی با شناخت دقیق مبانی این تفکر، به نقد علمی آن پرداختند و نشان دادند که حوزههای علمیه از ظرفیتهای عمیق فلسفی و استدلالی برای پاسخگویی به چنین چالشهایی برخوردارند.
عضو هیئترئیسه مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: این تجربه تاریخی نشان میدهد که عالمان دینی در هر دوره، متناسب با نیازهای فکری جامعه، توانستهاند آثار علمی و ماندگاری تولید کنند. امروز نیز باید همین آمادگی و توان علمی برای مواجهه با چالشهای جدید وجود داشته باشد.
امروز درگیر جنگ و چالش تمدنی میان اسلام و غرب هستیم
آیتالله اراکی با اشاره به تعبیر رهبر شهید درباره ورود جهان به دوره جنگ تمدنها بیان کرد: همانگونه که رهبر شهید ما فرمودند، امروز دوران جنگ تمدنها و چالش تمدنی میان تمدن اسلامی و تمدن غرب است. این سخن، مسئلهای بسیار اساسی و فراتر از یک اختلاف سیاسی یا نظامی مقطعی است.
وی تصریح کرد: جنگ ما با آمریکا، صرفاً جنگ با یک کشور نیست، بلکه مواجهه با یک نظام تمدنی و مجموعهای از مبانی فکری، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی است. ما آغازگر این رویارویی نبودهایم، بلکه این تقابل از سوی جبهه مقابل شکل گرفته و ریشه در اختلاف بنیادین دو نظام فکری و تمدنی دارد.
این استاد حوزه علمیه با انتقاد از برخی رویکردها در مدیریت کشور اظهار داشت: متأسفانه گاهی برخی از دستاندرکاران مدیریت کشور تمایلی ندارند که اسلام با چهره کامل تمدنی خود معرفی شود و تصور میکنند میتوان اقتصاد جامعه را بدون توجه به مبانی اسلامی اداره کرد، به فرهنگ و سیاست جامعه کاری نداشت و صرفاً به بخشی از مسائل فردی دین پرداخت.
وی افزود: این رویکرد در حقیقت خالی کردن میدان برای دشمن است، زیرا هنگامی که ما از معرفی و اجرای اسلام در عرصههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی عقبنشینی کنیم، جبهه مقابل فرصت پیدا میکند تا الگوی تمدنی خود را بر جامعه تحمیل کند.
استعمار تمدنی
آیتالله اراکی هشدار داد: اگر دچار استعمار تمدنی شویم، هویت حقیقی ملتها و جوامع اسلامی در معرض تهدید قرار میگیرد و ممکن است استقلال فکری و فرهنگی خود را از دست بدهیم. ازاینرو، نباید اجازه دهیم اسلام از عرصه مدیریت جامعه و تمدنسازی کنار گذاشته شود.
فقه اسلامی پیش از آنکه فقه فردی باشد، فقه اجتماعی و فقه نظام است
عضو هیئترئیسه مجلس خبرگان رهبری با تأکید بر ضرورت بازنگری در نگاه به گستره فقه اسلامی گفت: فقه ما پیش از آنکه فقه فردی باشد، فقه اجتماعی و فقه نظام است. فقه فردی و احکام مربوط به عبادات نیز در جایگاه خود اهمیت دارند، اما این بخشها باید در منظومه بزرگتر فقه اسلامی و در مسیر تحقق نظام اجتماعی مبتنی بر احکام الهی مورد توجه قرار گیرند.
وی افزود: احکام نماز، روزه، حج و جهاد، هرکدام بخشی از منظومه فقه اسلامی هستند و نباید نگاه ما به فقه در همین احکام فردی و عبادی محدود بماند؛ چراکه این احکام در چارچوب یک نظام جامع دینی معنا پیدا میکنند.
آیتالله اراکی تصریح کرد: هدف اصلی آن است که بتوانیم نظام اجتماعی مبتنی بر حکم خدا را در جامعه تحقق ببخشیم. فقه باید پاسخگوی نیازهای جامعه در عرصههای مختلف باشد و برای اداره نظام سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، راهکارهای مبتنی بر شریعت ارائه کند.
انتقاد از غیبت ادبیات دینی در برخی اظهارات مسئولان
وی با انتقاد از غیبت ادبیات دینی در برخی اظهارات مسئولان خاطرنشان کرد: گاهی سخنان برخی دولتمردان را میشنویم، اما در ادبیات آنان حتی نامی از حکم خدا و شریعت الهی دیده نمیشود. چرا برخی از بیان اینکه حجاب حکم خداست یا برخی رفتارها از نظر شرعی حرام هستند، پرهیز میکنند؟ چرا در بیان مسائل اجتماعی، از ارزشها و ناهنجاریها سخن گفته میشود، اما نسبت آنها با احکام الهی روشن نمیشود؟
عضو هیئترئیسه مجلس خبرگان رهبری افزود: مسئله این است که نباید از بیان صریح احکام خدا و مبانی دینی در مدیریت جامعه واهمه داشته باشیم. اگر قرار است جامعه اسلامی بر اساس ارزشهای اسلامی اداره شود، باید این ارزشها در ادبیات رسمی، برنامهریزیها و سیاستگذاریهای کشور نیز حضور داشته باشند.
مقاومت، مفهومی فعال و پیشبرنده برای رسیدن به قلههای پیشرفت است
آیتالله اراکی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ضرورت توجه به ادبیات و مفاهیم تمدنی در جامعه اسلامی اظهار داشت: حتی نوع واژگانی که در جامعه به کار میبریم، اهمیت دارد؛ زیرا ادبیات هر جامعه نشاندهنده نوع نگاه و تفکر حاکم بر آن جامعه است.
وی با اشاره به تفاوت مفهوم مقاومت و تحمل بیان کرد: گاهی به جای ترویج فرهنگ مقاومت، از واژههایی مانند تابآوری و تحمل استفاده میشود؛ درحالیکه مقاومت با تحمل صرف تفاوت اساسی دارد. تحمل ممکن است به معنای پذیرفتن شرایط موجود و صرفاً دوام آوردن در برابر مشکلات باشد، اما مقاومت مفهومی فعال، هدفمند و پیشبرنده است.
مقاومت به معنای ایستادگی برای پیشرفت و حرکت به سمت مراحل بالاتر است
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم افزود: مقاومت به معنای ایستادگی برای پیشرفت و حرکت به سمت مراحل بالاتر است. ما مقاومت میکنیم تا پیش برویم و پس از عبور از هر مرحله، برای رسیدن به مرحله بعدی آماده شویم. در هر دوره و هر گام، باید متناسب با شرایط، مقاومت لازم را داشته باشیم.
آیتالله اراکی با اشاره به مفهوم صبر در قرآن کریم خاطرنشان کرد: صبری که در قرآن کریم مورد تأکید قرار گرفته، صبر مثبت و مقاومتی است، نه صبری که به معنای تسلیم شدن و تحمل منفعلانه ظلم و فشار باشد. صبر قرآنی به معنای ایستادگی، پایداری و حرکت در مسیر هدف است.
عضو شورای عالی حوزههای علمیه تصریح کرد: آنچه ما به دنبال آن هستیم، شکلگیری جامعهای مقاوم و پیشرو است که همواره برای رسیدن به قلههای بلندتر تلاش کند. جامعه اسلامی نباید صرفاً به زنده ماندن و عبور از مشکلات اکتفا کند، بلکه باید به دنبال پیشرفت، اقتدار و دستیابی به جایگاه برتر در جهان باشد.
عضو هیئترئیسه مجلس خبرگان رهبری با اشاره به بیانات رهبر شهید درباره جایگاه قدرت و اقتدار جمهوری اسلامی گفت: هدف ما این نیست که صرفاً بتوانیم در برابر فشارها دوام بیاوریم، بلکه باید به جایگاهی برسیم که از قدرت و اقتدار برتر در جهان برخوردار باشیم. مقاومت، قدرتی درونی برای حرکت رو به جلو ایجاد میکند و جامعه را از یک مرحله به مرحله بالاتر میرساند.
دشمن با هدف جلوگیری از شکلگیری تمدن اسلامی، زیرساختهای کشور را هدف قرار میدهد
آیتالله اراکی با تأکید بر اینکه تقابل کنونی با جبهه استکبار ماهیتی تمدنی دارد، اظهار داشت: اگر امروز کشور ما بمباران میشود، رهبر ما به شهادت میرسد، فرماندهان ما هدف قرار میگیرند، مدرسه میناب مورد حمله قرار میگیرد و خانهها، دانشگاهها، درمانگاهها و بیمارستانهای ما تخریب میشوند، باید این اقدامات را در چارچوب تقابل تمدنی تحلیل کنیم.
عضو شورای عالی حوزههای علمیه افزود: دشمن تنها به دنبال مقابله با یک ساختار سیاسی یا نظامی نیست، بلکه با تمدنی مواجه است که حرف تازهای برای ارائه به جهان دارد و میخواهد الگوی خود را در عرصههای مختلف زندگی بشر پیاده کند.
عضو هیئترئیسه مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: ما در عرصه اقتصاد نیز حرف تازهای برای گفتن داریم و معتقدیم با بهرهگیری از مبانی اقتصاد اسلامی میتوان بسیاری از مشکلات اقتصادی کشور را حل کرد. اما متأسفانه گاهی اجازه داده نمیشود این دیدگاهها در فضای علمی و دانشگاهی کشور بهدرستی مطرح و بررسی شوند.
اقتصاد اسلامی باید فرصت حضور در دانشگاهها و مراکز علمی را پیدا کند
این استاد حوزه علمیه با انتقاد از انحصارگرایی برخی جریانهای فکری در عرصه اقتصاد گفت: اگر ادعا میشود که اقتصاد باید بر اساس علم اداره شود، ما نیز معتقدیم اقتصاد باید علمی باشد؛ اما پرسش این است که کدام علم و با کدام مبانی؟ چرا حاضر نیستید نظریههای اقتصادی مبتنی بر اسلام را نیز بهعنوان دیدگاههای علمی مورد بررسی قرار دهید؟
وی با اشاره به عملکرد نظریههای اقتصادی رایج اظهار داشت: طی ۴۷ سال گذشته، نظریهها و الگوهای اقتصادی مختلفی در کشور اجرا شده است؛ اما همچنان با مشکلاتی مانند تورم مواجه هستیم. اگر قرار است مشکلات اقتصادی با علم حل شوند، باید مشخص شود کدام نظریه و کدام الگو توانسته است این مشکلات را بهصورت پایدار برطرف کند.
آیتالله اراکی افزود: نمیتوان صرفاً به دلیل اینکه یک نظریه بر مبانی اقتصاد لیبرالیستی یا سرمایهداری است، آن را علمی دانست و در مقابل، نظریهای را که بر مبانی اسلامی استوار است، از دایره علم خارج کرد.
عضو شورای عالی حوزههای علمیه تأکید کرد: اقتصاد اسلامی نیز دارای پشتوانههای برهانی و تجربی است و باید فرصت پیدا کند تا در دانشگاهها و مراکز علمی مورد بحث، نقد و بررسی قرار گیرد. حوزههای علمیه ظرفیت علمی قابل توجهی برای تولید نظریه در این عرصه دارند و نباید این ظرفیت نادیده گرفته شود.
تجربه گفتوگو با اندیشمندان غربی از ظرفیت علمی اقتصاد اسلامی حکایت دارد
عضو هیئترئیسه مجلس خبرگان رهبری با اشاره به یکی از تجربههای علمی خود در عرصه بینالمللی اظهار داشت: حدود ۳۰ سال پیش در یکی از مراکز مطالعات شرقی ژنو سخنرانی داشتم و در آنجا کلیات و مبانی اقتصاد اسلامی را مطرح کردم.
وی ادامه داد: پس از پایان سخنرانی، یکی از مسئولان آن مرکز که از متخصصان برجسته اقتصاد در فرانسه بود، نسبت به مباحث مطرحشده واکنش مثبتی نشان داد و تأکید کرد که این مطالب، از جمله دیدگاههایی است که دانشمندان منصف و حقیقتجو در جهان غرب نیز میتوانند آنها را مورد توجه قرار دهند.
آیتالله اراکی خاطرنشان کرد: این تجربه نشان میدهد که اگر مبانی و نظریههای اسلامی بهدرستی تبیین شوند، اندیشمندان منصف در سراسر جهان آمادگی شنیدن و بررسی آنها را دارند. ما معتقدیم در نهایت، دانشمندان حقیقتجوی غرب نیز به ارزش و ظرفیت علمی این دیدگاهها پی خواهند برد.
انحصار تعریف علم در مکاتب مارکسیستی و لیبرالیستی، مانع رشد اندیشههای دیگر است
آیتالله اراکی با اشاره به تجربه تاریخی حاکمیت مکاتب فکری در جهان اظهار داشت: در دوران حاکمیت کمونیسم جهانی، هر نظریهای که با اصول مارکسیسم سازگار بود، علمی تلقی میشد و هر دیدگاهی که با آن مبانی هماهنگ نبود، از دایره علم خارج میشد.
عضو شورای عالی حوزههای علمیه افزود: در دوره دیگری نیز تفکر لیبرالیستی و سرمایهداری چنین جایگاهی پیدا کرد؛ بهگونهای که نظریههای سازگار با مبانی سرمایهداری، علمی معرفی شدند و دیدگاههایی که بر اساس مبانی دیگری، از جمله اسلام، شکل گرفته بودند، غیرعلمی قلمداد شدند.
عضو هیئترئیسه مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: این در حالی است که نمیتوان علم را در چارچوب یک مکتب فکری خاص محدود کرد. علم باید بر اساس برهان، استدلال و تجربه مورد ارزیابی قرار گیرد و نظریههای اسلامی نیز باید با همین معیارها سنجیده شوند.
