هوش مصنوعی را نه «حباب» بدانیم و نه «معجزه». AI اکنون موتور سرمایهگذاری جهان است؛ اما هنوز مشخص نیست که آیا به همان اندازه موتور بهرهوری نیز خواهد شد و شاید سرنوشت اقتصاد جهانی در سالهای آینده دقیقاً به پاسخ همین سؤال وابسته باشد.
هوش مصنوعی را نه «حباب» بدانیم و نه «معجزه». AI اکنون موتور سرمایهگذاری جهان است؛ اما هنوز مشخص نیست که آیا به همان اندازه موتور بهرهوری نیز خواهد شد و شاید سرنوشت اقتصاد جهانی در سالهای آینده دقیقاً به پاسخ همین سؤال وابسته باشد.
اقتصاد جهان در شرایطی عجیب به سر میبرد. از یک طرف، جنگ و افزایش قیمت انرژی هزینه تولید را بالا برده و تورم را دوباره تحت فشار قرار داده است. از طرف دیگر، یک موج سرمایهگذاری عظیم در هوش مصنوعی به رشد تجارت، سرمایهگذاری و بازارهای مالی کمک کرده است. IMF در تازهترین چشمانداز خود دقیقاً همین دو نیروی متضاد را برجسته کرده است: شوک منفی انرژی و کالاها از یک سو و رونق فناوری، بهویژه هوش مصنوعی، از سوی دیگر. صندوق اکنون رشد اقتصاد جهان در ۲۰۲۶ را ۳.۱ درصد و برای ۲۰۲۷ را ۳.۴ درصد پیشبینی میکند. پس مسئله دیگر این نیست که «هوش مصنوعی اقتصاد را تغییر میدهد یا نه». تقریباً قطعی است که تغییر خواهد داد. مسئله این است:
آیا ارزش اقتصادی ایجادشده توسط AI با ارزش سرمایهگذاری انجامشده تناسب دارد؟ در سالهای اخیر شرکتهای فناوری، تولیدکنندگان تراشه، مراکز داده، شرکتهای انرژی و اپراتورهای زیرساختی سرمایهگذاریهای عظیمی برای توسعه ظرفیت AI انجام دادهاند. این سرمایهگذاری از یک سو باعث افزایش تقاضا برای تراشه، برق، مراکز داده، تجهیزات شبکه و نیروی متخصص شده است. چین نیز نمونهای جالب از این روند است؛ صادرات این کشور در سپتامبر ۲۰۲۶ بیش از ۳۶ درصد رشد کرد و تقاضای جهانی برای نیمهرساناها و محصولات فناوری پیشرفته یکی از عوامل اصلی قدرت صادراتی آن بود. اما سوی دیگر داستان، بازار سرمایه است. ارزشگذاری بسیاری از شرکتهای مرتبط با AI بر این فرض استوار است که درآمد و بهرهوری آینده آنها بهسرعت رشد خواهد کرد. اگر این رشد اتفاق نیفتد، بازار میتواند با یک اصلاح جدی مواجه شود. IMF در تازهترین گزارش ثبات مالی خود دقیقاً درباره همین خطر هشدار داده است: اصلاح ارزش سهام مرتبط با AI، افزایش بازده اوراق دولتی و بدهی بالای دولتها میتواند به تشدید شرایط مالی و بیثباتی بازار منجر شود. BIS نیز هشدار مشابهی دارد. این نهاد میگوید ارزشگذاری بالای داراییهای مرتبط با AI، همراه با افزایش اهرم مالی و کاهش جریان نقدی آزاد برخی شرکتهای بزرگ، میتواند در صورت کند شدن سرمایهگذاری یا درآمدها به بازقیمتگذاری شدید داراییها منجر شود. اما آیا این به معنی حباب بودن کل AI است؟
لزوماً نه. این تفاوت بسیار مهم است. اینترنت در اواخر دهه ۱۹۹۰ نمونه مناسبی است. حباب داتکام ترکید، اما اینترنت از بین نرفت. برعکس، بخش بزرگی از اقتصاد امروز بر زیرساختهایی بنا شده که در همان دوره شکل گرفتند. ممکن است درباره AI نیز اتفاق مشابهی رخ دهد: بخشی از ارزشگذاریها بیش از حد باشد، برخی شرکتها شکست بخورند و بخشی از سرمایهگذاریها بازده مورد انتظار را نداشته باشند؛ اما خود فناوری همچنان اقتصاد را متحول کند. مسئله اصلی در واقع بهرهوری است. اگر هوش مصنوعی بتواند هزینه تولید، خدمات مالی، برنامهنویسی، حملونقل، پزشکی، آموزش و مدیریت را کاهش دهد، سرمایهگذاریهای امروز در آینده میتوانند توجیه اقتصادی پیدا کنند. اما اگر شرکتها میلیاردها دلار برای مراکز داده و تراشه هزینه کنند، بدون آنکه درآمد و بهرهوری متناسبی ایجاد شود، شکاف میان ارزش بازار و ارزش واقعی اقتصاد بزرگتر خواهد شد. از همین جا یک تناقض مهم شکل میگیرد. AI همزمان میتواند تورمزا و ضدتورمی باشد. ساخت مراکز داده، مصرف برق و تقاضا برای نیروی متخصص میتواند هزینهها را بالا ببرد. اما در بلندمدت، اتوماسیون و افزایش بهرهوری میتواند هزینه تولید را پایین بیاورد. به همین دلیل، اقتصاد جهان در برابر AI با یک شرطبندی تاریخی روبهروست:
آیا افزایش بهرهوری آینده میتواند هزینه سرمایهگذاری امروز را توجیه کند؟ اگر پاسخ مثبت باشد، AI ممکن است همان نقشی را بازی کند که موتور بخار، برق و اینترنت در دورههای قبلی ایفا کردند. اگر پاسخ منفی باشد، اقتصاد جهان با یکی از بزرگترین اصلاحات سرمایهای دهههای اخیر مواجه خواهد شد. بنابراین بهتر است هوش مصنوعی را نه «حباب» بدانیم و نه «معجزه». AI اکنون موتور سرمایهگذاری جهان است؛ اما هنوز مشخص نیست که آیا به همان اندازه موتور بهرهوری نیز خواهد شد و شاید سرنوشت اقتصاد جهانی در سالهای آینده دقیقاً به پاسخ همین سؤال وابسته باشد.
