دکتر رضا ابوتراب

جایزه ‌نوبل پزشکی ۲۰۲۶به سه نفر یا در واقع به پروتئین جلبک لزجی رسید که گرچه شعبده بازی اش را میتوان در چند خط خلاصه کرد ولی ممکنست موفق شود صفحات علم اعصاب را چندفصل جلو ببرد.

برندگان نوبل امسال اول در یک جلبک پروتئینی یه نام channelrhodopsin پیدا کردند که وقتی نور به آن میخورد یک کانال یونی را در غشا سلول جلبک باز میکرد کانالی که پتانسیل‌های غشا سلول را تغیبر میداد و جلبک را به سمت نور هدایت میکرد. آنهاسپس ژن این پروتئین را از ژنهای جلبک استخراج کرده و آن را داخل هسته سلولهای عصبی جاسازی کردند و در نتیجه نورونهایی ساختند که روی سطحشان پوشیده از این پروتئین جلبکی بود،پروتئینی که می تواند در واکنش به نور، کانال یونی نورون را باز و با تغییر پتانسیل غشا سلول عصبی آن را روشن کند.

با کمک این ابزار که اپتوژنتیک نامیده می‌شود می توان هر بخش از نورون های مغز را نشانه گذاری و با تابندن نور تحریک کرد و شاید نه تنها بتوان با آن نابینا را شفا داد بلکه ممکن است بتوان با کمک‌آن هرجایی از مغز را دستکاری و خاموش و روشن کرد.

تا قبل از اوپتوژنتیک وقتی می خواستیم مثلا درباره ترس تحقیق کنیم باید موشی را در دستگاه *fmri قرار می‌دادیم و او را می‌ ترساندیم و بعد به عکس مغزش نگاه می کردیم و روشن شدن آمیگدالش را تماشا می کردیم ولی حالا با اوپتوژنتیک میتوانیم دستمان را داخل مغز موش کنیم و هر قسمت از آمیگدالش را با یک کلید پروتیینی _ نوری روشن کنیم و بعد ببینیم چه اتفاقی برای موش می افتد آیا بدون اینکه بترسانیمش با روشن کردن کلید فلان قسمت آمیگدال میترسد یا نه؟

اگر fmri فقط نشان میداد در ترس یا عشق یا به یادآوردن فلان خاطره کجای مغز روشن می شود( همبستگی) حالا اوپتوژنتیک نشان میدهد با تحریک کدام نورن ها می ترسیم، عاشق می شویم یا به یاد می آوریم(علت و معلول)در واقع اوپتوژنتیک چند قدم جلوتر از fmri می‌رود و به ما می گوید دستکاری فلان جای مغز چه تغییری در تجربه و رفتار ما ایجاد کند و این یعنی حالا ما به جای تماشاچی مغز ، کلیددار مدارهای مغز هستیم و البته پیامدهای این ابزار خیلی فراتر از علم پزشکی‌ست و همانطور که fmri باعث جنب و جوش در فلسفه ذهن شد احتمالا اوپتوژنتیک هم بحث های زیادی را در این مقوله به پا خواهد کرد.

اخیرا کتاب "ایدئالیسم تحلیلی کاستروپ" را با ترجمه عالی دکتر نورالهی از نشر کرگدن تمام کردم کتابی که گرچه نتوانست قانعم کند ولی ذهنم را قلقلک داد کتابی که این پروتئین جلبکی می تواند استدلال هایش را به چالش بکشد.

کاستروپ می‌گوید آنچه به عنوان جهان می بینیم همان چیزی نیست که در واقعیت وجود دارد و نه تنها خود ما حتی کل جهان تنها از جنس ذهن است نه ماده.

از نظر او ادراکات ما از جهان خارج نشانه هایی است رمزگذاری شده که تنها به کار بقای ما می آیند نه ادراک واقعیت هستی.

از نظر نویسنده درک ما از دنیا مانند درک کسی از رنگ قرمزست بدون اینکه درکی از نور واقعی و طیف های آن داشته باشد.

از نظر او ما درجهان چون خلبانانی هستیم که در کابین هواپیمایی بدون پنجره به دنیا آمده اند بدون اینکه به جز داشبورد هواپیما که ارتفاع و سرعت و بنزین را نشان میدهد درکی از بیرون هواپیما و دنیای واقعی خارج از کابین داشته باشند.

او معتقدست درک ما از عالم مثل کسی ست که می خواهد فقط با دیدن نقشه کره زمین، زمین واقعی را بفهمد یا کسی که در خواب است ولی مطمئن است که هرچه می بیند و می‌شنود عین واقعیت است.

به نظر او عالم نه فقط تنها در ذهن ماست بلکه خودش هم از جنس ذهن است.

کاستروپ می گوید مغز ما نه خود ذهن ما بلکه فقط داشبورد کابین ذهن ماست.

او برای توجیه دنیای ذهنی که البته به نظر من چفت و بست محکمی ندارد مجبورست چیزهایی که در fmri دیده می‌شود را هم توضیح دهد و البته به درستی و البته با زرنگی دست روی نقطه ضعف این ابزار می گذارد و می گوید همبستگی یی که در fmri بین مغز و ذهن می بینیم نمی تواند ثابت کند مغز علت ذهن است.

ولی حالا که پروتئین این جلبک ناچیز توانسته عقربه های داشبورد کابین مغز مارا نه فقط قابل مشاهده بلکه روشن و خاموش کند احتمالا کار کاستروپ برای توجیه ایدئالیسم تحلیلی اش مشکل تر خواهد شد.

و چه کسی باور می کرد یک جلبک پا در کفش ایدئالیسم تحلیلی کند؟

آیا می‌شود با این ابزار جادویی، مغزها را عاشق ، مهربان یا خشمگین کرد؟ آیا میشود خاطرات را روشن و خاموش کرد؟ آیا ممکن است کسی بخواهد با کمک این ابزار جدید ذهن ما را کنترل کند؟

نمی‌خواهم از این ابزار برای خیال پردازی استفاده کنم مثل همان کاری که گلدبرگ خبرنگار یهودی با fmri و احمدی نژاد کرد و بعد از اینکه هسته vs مغزش در fmri بعد از دیدن عکس احمدی نژاد روشن شد نتیجه گرفت مغز یهودی از دیدن احمدی نژاد لذت می‌برد؛ همان احمدی نژادی که سال ها پیش گفته بود از "خس و خاشاک" کاری بر نمی آید ولی حالا یک جلبک خلافش را ثابت کرده است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*fMRI مخفف ام آر آی فانکشنال یا ام آر آی عملکردی (Functional magnetic resonance imaging)، نوعی فناوری پیشرفته تصویربرداری غیرتهاجمی از مغز است که فعالیت مغز را با اندازه‌گیری تغییرات در جریان خون تشخیص می‌دهد.

منبع: کانال نلگرامی نویسنده