۵۰ فیلم برتر ژانر تاریخی
تعریف یک اثر بهعنوان فیلم تاریخی به معیارهایی فراتر از ظاهر و فضای بازسازیشدهی گذشته وابسته است. حضور لباسها، معماری، اشیا و دیگر نشانههای متعلق به یک دورهی مشخص، بهتنهایی برای تاریخی دانستن یک فیلم کفایت نمیکند. تاریخ باید در شکلگیری هستهی روایی اثر نقش داشته باشد؛ چه از طریق بازتاب دقیق ویژگیهای بصری و فرهنگی آن دوره و چه با تاثیرگذاری بر منطق رخدادها و پیوند میان علتها و معلولها و مسیر تحول شخصیتها. در حقیقت، گذشته نباید صرفا پسزمینهای برای وقوع داستان باشد، بلکه باید یکی از عوامل تعیینکنندهی شکلگیری و پیشرفت آن به شمار بیاید. در انتخاب فیلمهای تاریخی اساس این است که اگر بستر تاریخی و شرایط ویژهی آن دوران را از روایت کنار بگذاریم، داستان دیگر نتواند هویت، انسجام و معنای اولیهی خود را حفظ کند.
زمانی طولانی صرف کردیم تا کاملترین فهرست ممکن از بهترین فیلمهای ژانر تاریخی را برایتان گردآوری و سپس تک تک معرفی کنیم. نهایتا فهرستی ۵۰ تایی از بهترین فیلمهای تاریخی را انتخاب و سپس به ترتیب تاثیرگذاری در تاریخ سینما و صد البته ساخت خود فیلم، آنها را رتبهبندی کردیم. با تمام این اوصاف در نظر داشته باشید که مثل همیشه سلیقه هم در چنین لیستهایی دخیل است.
در ادامه میتوانید فهرست کامل بهترین فیلمهای ژانر تاریخی را ببینید. اگر احساس میکنید فیلمی از قلم افتاده است، حتما آن را در بخش نظرات برای ما معرفی کنید.
50. گتیسبرگ (Gettisburg)
سال اکران: ۱۹۹۳
کارگردان: رانلد اف ماکسول
بازیگران: تام برنگر، جف دانلیلز، مارتین شین
فیلم «گتیسبرگ» ساختهی رانلد اف ماکسول، تلاشی عظیم و قدرتمند برای بازآفرینی یکی از سرنوشتسازترین و خونینترین نبردهای جنگ داخلی آمریکا است. دقت بینظیر تاریخی فیلم در بازسازی استراتژیهای نظامی، ادوات جنگی، یونیفرمها و حتی آرایشهای نظامی تاکتیکی در فیلم شگفتانگیز است و فیلمنامهی آن هم بر اساس رمان برندهی جایزه پولیتزر «فرشتگان قاتل» نوشتهی مایکل شار نگارش شده و تلاش میکند به جای نگاهی سطحی، به اعماق ذهن و روان فرماندهانی چون ژنرال لی (با بازی مارتین شین) و سرهنگ چمبرلین (با بازی جف دانیلز) نفوذ کند. فیلم توانسته تعادلی میان نبردهای وسیع میدانی و لحظات احساسی ایجاد و از نقطه قوت اثر امتناع از ارائهی یک روایت یکطرفه است؛ طوری که فیلم به سربازان و فرماندهان هر دو جبهه (شمال و جنوب) شخصیتی انسانی میبخشد و انگیزههای ایدئولوژیک و اخلاقی آنان را کالبدشکافی میکند. «گتیسبرگ» به عنوان گامی استوار در سینمای تاریخی، به دلیل وفاداری به واقعیتهای سندیتیافتهی تاریخ، اثری ارزشمند و قابل احترام است.
49. Amadeus (آمادئوس)
سال اکران: ۱۹۸۴
کارگردان: میلوش فورمن
بازیگران: اف موری آبراهام، تام هولس، الیزابت بریج
شاهکار میلوش فورمن، «آمادئوس»، تاریخ موسیقی قرن هجدهم اتریش و دربار وین را به بستری برای کاوش در رنجهای روحی و انسانی تبدیل میکند. تقابل شگفتانگیز میان نبوغ بیمهار و خدادادی وولفگانگ آمادئوس موتزارت و حسادت ورزیدن ویرانگر آنتونیو سالیری در فیلم به بهترین شکل اجرا شده است. فیلمنامهی پیتر شافر به شکلی استادانه تاریخ را بهعنوان صحنهی تراژدی انسانی بازتعریف میکند. بازی اف موری آبراهام در نقش سالیری و تام هولس در نقش موتزارت، اجرایی تاریخی است که منتقدان طی سالها بارها قدرت دراماتیک آن را تحسین کردهاند. فورمن با وسواسی چشمگیر در طراحی صحنه، لباس و فضاسازی، شکوه دربار هاپسبورگ را بازآفرینی کرده و همزمان با استفادهی اندیشمندانه از موسیقی خود موتزارت، فرم و محتوا را به پیوندی یگانه میرساند. ارزش تاریخی آمادئوس در این است که واقعیتهای بیوگرافیک را به نفع یک حقیقت روانشناختی عمیقتر یعنی تضاد میان حقارت بشری و عظمت هنر مصادره میکند. فیلم با وجود برخی انحرافات آگاهانه از سندیت مطلق تاریخی توانسته است روح عصر روشنگری و پیچیدگیهای حیات هنری آن دوران را زنده کند و «آمادئوس» نمایشی درخشان از قدرت سینما در بدل ساختن پرترههای تاریخی به درامهای ملموس و جاودانه است.
48. هاراکیری (Harakiri)
سال اکران: ۱۹۶۲
کارگردان: ماساکی کوبایاشی
بازیگران: تاتسویا ناکادای، رنتارو میکونی، شیما ایواشیتا
ماساکی کوبایاشی در «هاراکیری» یکی از تاثیرگذارترین نقدهای تاریخنگارانه را علیه ساختارهای توتالیتر و ادعاهای دروغین افتخار در سنت سامورایی ارائه میدهد. فیلم که در دوران شوگونی توکوگاوا روایت میشود، داستان سامورایی یک بیارباب یا همان رونین با بازی خیرهکنندهی تاتسویا ناکادای را دنبال میکند که برای انجام خودکشی آیینی وارد قصر یک ارباب فئودال میشود. استفاده از زوایای دوربین حسابشده و تدوین دقیق کوبایاشی الگویی از سینمای سامورایی دههی شصت ژاپن تثبیت و فیلم به جای رمانتیکسازی دوران ساموراییها، ریاکاری و بیرحمی سیستم طبقاتی را عریان میکند؛ سیستمی که شرافت را به پوسته و آیینی توخالی بدل کرده تا قدرت خود را حفظ کند. کشمکشهای لفظی و فلشبکهای لایهلایه، توهمات تاریخی پیرامون بوشیدو را فرو میریزد. کوبایاشی با کنترلی بینظیر بر میزانسن و ایجاد تعلیقی مداوم، فیلمی ساخته است که همزمان که یک درام تاریخی دقیق درباره ژاپن قرن هفدهم است، نقدی افشاگرانه و فراتاریخی بر هژمونی قدرت محسوب میشود. ارزش «هاراکیری» در این است که تاریخ را به عنوان ابزاری برای بیداری اخلاقی و افشای ظلمهای ساختارمند به کار میگیرد و جایگاهی بالا در تاریخ سینمای ژاپن دارد.
47. تاریکترین ساعت (Darkest Hour)
سال اکران: ۲۰۱۷
کارگردان: جو رایت
بازیگران: گری اولدمن، کریستین اسکات توماس، لیلی جیمز
فیلم «تاریکترین ساعت» به کارگردانی جو رایت، روزهای حساس و سرنوشتساز ماه مه ۱۹۴۰ را تصویر میکند؛ زمانی که بریتانیا در برابر ماشین جنگی آلمان نازی تنها مانده و وینستون چرچیل تازه به مقام نخستوزیری رسیده بود. فیلم بهخاطر قدرت درامپردازی در فضاهای بسته و تبدیل مذاکرات سیاسی به یک تریلر نفسگیر بسیار خاص است. مشخصا نقطهی درخشش بیچونوچرای فیلم بازی حیرتانگیز گری اولدمن در قالب چرچیل است که با گریم سنگین اما بدون گم کردن عواطف ژرف انسانی، تردیدها، قاطعیت این شخصیت تاریخی را مجسم میکند. جو رایت با استفاده از دوربین پویا، نورپردازی با کنتر بالا و قاببندی خاص، سایهی شوم فاشیسم و استرس خفهکنندهی کابینهی جنگ را بازآفرینی کرده است. ارزش تاریخی فیلم در این نکته نهفته است که رهبری سیاسی را بهعنوان نبردی روانشناختی میان تسلیم و مقاومت نشان میدهد. تاریکترین ساعت بهزیبایی تحلیل میکند که چگونه کلمات و قدرت بیان میتوانند به ابزار دفاعی یک ملت بدل شوند. موفقیت فیلم در منتقل کردن مسئولیت سنگین تاریخی بر دوش یک فرد، آن را به اثری ماندگار تبدیل کرده است.
46. جوخه (Platoon)
سال اکران: ۱۹۸۶
کارگردان: الیور استون
بازیگران: تام برنگر، ویلم دفو، چارلی شین
الیور استون در شاهکار افشاگرانهاش «جوخه»، تجربهی تلخ خود از جنگ ویتنام را به یک روایت عریان از هرگونه تقدسگرایی تبدیل میکند. «جوخه» نقطه عطفی در سینمای جنگی و تاریخی است که برخلاف آثار تبلیغاتی دهه پنجاه آمریکا، حقیقت کثیف و بیهدف و ویرانگر جنگ را از زاویهی دید یک سرباز پیادهنظام (با بازی چارلی شین) تصویر میکند. فیلم به جای متمرکز شدن بر دشمن بیرونی، نبرد اصلی را به درون خود نیروهای آمریکایی میبرد؛ نبردی نمادین میان دو سرجوخه (تام برنگر در نقش منفی و ویلم دفو در نقش مثبت قصه) که روح سربازان جوان را تسخیر کردهاند. استون با استفاده از دوربین روی دست، صداگذاری پرحجم و فضاسازی خفهکننده، مخاطب را مستقیم به میان وحشت جنگلهای ویتنام میبرد. «جوخه» اسطوره بیعیبونقص آمریکایی را واسازی میکند و نشان میدهد که چگونه جنگ، مرزهای اخلاقی را نابود ساخته و انسانها را به جان هم میاندازد. «جوخه» با صداقت بیرحمانه، اجرای تکنیکی قدرتمند و تاثیر عمیق روانشناختی، از برترین آثار تاریخی در حوزه آسیبشناسی جنگ است.
45. دکتر ژیواگو (Doctor Zhivago)
سال اکران: ۱۹۶۵
کارگردان: دیوید لین
بازیگران: عمر شریف، جولی کریستی، راد استایگر، الک گینس
حماسهی جاودان دیوید لین، «دکتر ژیواگو»، بر اساس رمان برندهی جایزه نوبل «بوریس پاسترناک»، انقلاب اکتبر و جنگ داخلی روسیه را به تصویر میکشد. ساختار بصری فاخر، فیلمبرداری حماسی «فردی یانگ» و موسیقی جاودان «موریس ژار» در دکتر ژیواگو دهههاست که ستوده میشود. دیوید لین با مهارتی بینظیر، سرمای روسیه و عظمت تغییرات سیاسی را بهنمایش میگذارد. دکتر ژیواگو در بهتصویر کشیدن این حقیقت تلخ که چگونه طوفانهای ایدئولوژیک و انقلابها، زندگی افراد بیطرف، هنرمندان و عاشقان را در چرخدندههای خود خرد میکنند، دیدگاهی تازه در فیلمهای تاریخی ارایه داده بود. فیلم با وجود زمان طولانیاش، به لطف تدوین دقیق و فضاسازی خیرهکننده، هویت شاعرانهی رمان اصلی را حفظ کرده است. لین نشان میدهد که شاعر و پزشک در برابر خشکاندیشی بلشویکها و خشونت تزاری، چگونه در پی حفظ روح انسانی خود است. «دکتر ژیواگو» یک حماسه تاریخی شکوهمند است که قدرت سینمای کلاسیک را در پیوند دادن سیاست، هنر و عواطف بشری به رخ میکشد.
44. آندری روبلف (Andrei Rublov)
سال اکران: ۱۹۶۶
کارگردان: آندری تارکوفسکی
بازیگران: آناتولی سولونیتسین، ایوان لاپیکوف، نیکولای گرینکو، نیکولای بورلیایف
شاهکار فلسفی آندری تارکوفسکی، «آندری روبلف»، روایتی عمیق و لایهلایه از زندگی نقاش بزرگ آیکونهای مذهبی در قرن پانزدهم روسیه است؛ دورانی که کشور زیر سایه حمله تاتارها، خشونتهای خانخانی و فقر سیاه قرار داشت. آندری روبلف یکی از والاترین دستاوردهای هنر سینما در درک تاریخ است. تارکوفسکی تاریخ را نه با وقایعنگاری پادشاهان وبلکه از خلال رنج و ایمان و سکوت و بحرانهای روحی یک هنرمند به تصویر میکشد. فیلم با قاببندی خیرهکنند و سکانسهای طولانی و تاثیرگذار، تجربهی زیستن در قرون وسطی را احیا میکند. ارزش تاریخی و تحلیلی آنری روبلف در طرح این پرسش بنیادین است که در دنیایی که از خشونت، هنر و ایمان چه معنایی دارند. تارکوفسکی پاسخ را در عبور از تاریکی مییابد؛ امری که در سکانس پایانی فیلم با ظهور ناگهانی رنگ در نمایش نقاشیهای روبلف به اوجی خیرهکننده میرسد. «آندری روبلف» اثری شگرف است که سینمای تاریخی را از داستانگویی محض به مرتبهای بالاتر و تفکر فلسفی ارتقا میدهد.
43. روز شغال (The Day of the Jackal)
سال اکران: ۱۹۷۳
کارگردان: فرد زینهمان
بازیگران: ادوارد فاکس، مایکل لانزدیل، فیلیپ لئوتار
فرد زینهمان در «روز شغال»، فیلمی بر اساس رمان فردریک فورسایت، یک شاهکار بینظیر در ژانر جاسوسی سیاسی و تاریخی خلق کرده که ماجرای واقعی-تخیلی تلاش سازمان منافقین فرانسه برای ترور ژنرال شارل دوگل در سال ۱۹۶۲ را روایت میکند. ساختار مینیمالیستی و مستندگونهی فیلم مختص بهخود است و «روز شغال» بدون متوسل شدن به موسیقی متن هیجانانگیز یا حواشی عاطفی، با دقتی هوشمندانه فرآیند برنامهریزی قاتلی حرفهای (با اجرای ادوارد فاکس) و در مقابل، تلاش صبورانهی پلیس فرانسه به رهبری کارآگاه بوشار (با بازی مایکل لانزدیل) را به تصویر میکشد. نگاه واقعگرایانه و عاری از زوائد به سازمانهای امنیتی، سیاستهای دولتی و ماهیت تروریسم سیاسی در فیلم بسیار خاص است و ساختار تدوین موازی فیلم، تعلیقی باورنکردنی در جریان آن ایجاد میکند، حتی با وجود اینکه مخاطب از پیش میداند دوگل ترور نشد. از طرف دیگر خونسردی اجرای بازیگران و دقت زینهمان در جزئیات فنی «روز شغال» را به الگویی کلاسیک و فوقالعاده ارزشمند در زمینه ساخت فیلمهای تاریخی سیاسی بدل کرده است.
42. مصائب ژان دارک (The Passion of Joan of Arc)
سال اکران: ۱۹۲۸
کارگردان: کارل تئودور درایر
بازیگران: رنی ژان فالکونتی، آندری برلی، آنتونن آرتو
فیلم «مصائب ژان دارک» ساختهی کارگردان دانمارکی، کارل تئودور درایر، یکی از اصلیترین پایههای سینمای تاریخیاست. فیلم با تمرکز بر دادگاه محاکمه و اعدام ژان دارک در سال ۱۴۳۱ تاریخ را با شهادت و رنج روایت میکند. استفادهی انقلابی درایر از نمای کلوزآپها روی چهرهی درماندهی رنی ژان فالکونتی نقطهی عطفی در زبان بصری سینماست. دوربین درایر بدون هیچگونه ترحمی زوایای صورت قضات فاسد متعصب و سیمای معصوم اما استوار ژان دارک را مقابل مخاطب میگذارد. ارزش فیلم در امتناع از ساخت صحنههای نبرد پرهزینه و متمرکز شدن بر دادگاه اخلاقی و روحی هستهی آن است؛ جایی که قدرت مطلقا فئودالی و کلیسایی در برابر باور فردی شکست میخورد. دکورهای هندسی و اکسپرسیونیستی، عدم استفاده از گریم زیاد بر چهره بازیگران که در سینمای دههی ۲۰ روال بود و تدوین ریتمیک، حس واقعی بودن و خفقان قرون وسطی را احیا میکنند. «مصائب ژان دارک» یک سند تاریخی از دادگاهی ظالمانه و پرترهای جاودانه از سرکوب است.
41. خشم (Fury)
سال اکران: ۲۰۱۴
کارگردان: دیوید آیر
بازیگران: برد پیت، جیسون ایساکس، مایکل پنیا، جان برنثال
دیوید آیر در «خشم»، روایتی فوقالعاده خشن، کثیف و عاری از هرگونه افتخار دروغین را از روزهای پایانی جنگ جهانی دوم در آوریل ۱۹۴۵ در عمق خاک آلمان ارائه میدهد. فیلم ماجرای خدمهی یک تانک مستعمل به فرماندهی سرجوخه وارددی (برد پیت) را دنبال میکند و بیشتر از هر چیز بهخاطر واقعیگرایی مفرط در بازسازی تکنیکی، از جمله صدای واقعی تانکهای تایگر و شرمن، طراحی لباسهای گلآلود و بازنمایی اضطراب سربازان معروف است. «خشم» برخلاف فیلمهای کلاسیک جنگی، به فروپاشی اخلاقی سربازانی میپردازد که پس از سالها جنگیدن، نسانییت خود را از دست دادهاند و تنها برای بقا میجنگند. دیوید آیر توانسته است فضای بسته و خفقانآور داخل تانک را به استعارهای از جهنم تبدیل کند. بازیهای یکدست برد پیت، جان برنثال و شیا لابوف، فشارهای روانی ناشی از جنگ مستمر را با دقتی روانشناختی به تصویر میکشد. «خشم» در نشان دادن واقعیت جنگ و اینکه حتی در نبردی عادلانه بر علیه فاشیسم، بهای پیروزی، آلوده شدن دست و روح انسانها به خشونت بیرحمانه است بسیار تاثیرگذار و قدرتمند عمل میکند.
40. آخرین سامورایی (The Last Samurai)
سال اکران: ۲۰۰۳
کارگردان: ادوارد زوئیک
بازیگران: تام کروز، کن واتانابه، هیرویوکی سانادا
«آخرین سامورایی» به کارگردانی ادوارد زوئیک، حماسهای چشمگیر و بهشدت تأثیرگذار است. داستان فیلم که اصلاحات میجی در قرن نوزدهم ژاپن را ثبت میکند، دورانی که کشور در حال گذار شتابان از سنت فئودالی به مدرنیزاسیون غربی هستند، هستهی فیلم را تشکیل میدهد. موفقیت «آخرین سامورایی» در تعادل میان صحنههای عظیم رزمی و تعمق بر فلسفهی زیست ساموراییها مختص خود است. افسر آمریکایی فروپاشیدهای (تام کروز) که به اسارت ساموراییهای شورشی به رهبری کاتسوموتو (کن واتانابه) درمیآید، بستری برای مواجههی دو فرهنگ و بازیابی هویت انسانی میشود. بازی کن واتانابه با وقار و قدرتی خیرهکنندو خود تام کروز از بهیادماندنیترین بخشهای فیلم هستند. موسیقی حماسی هانس زیمر، طراحی لباسهای سنتی، و فیلمبرداری شکوهمند از مناظر طبیعی ژاپن، در بالاترین سطح سینمایی قرار دارد. «آخرین سامورایی» در بررسی پیامدهای فرهنگی مدرنیزاسیون سریع و نابودی سنتهای اصیل در چرخدندههای صنعت و سیاست با احترامی عمیق به فرهنگ شرق، فیلمی است که رخلاف بسیاری از آثار هالیوودی، به جوهرهی فرهنگ بومی احترام میگذارد.
39. پیانیست (The Pianist)
سال اکران: ۲۰۰۲
کارگردان: رومن پولانسکی
بازیگران: آدرین برودی، توماس کرچمان، فرنک فینالی، مورین لیپمن
شاهکار برنده نخل طلای رومن پولانسکی، «پیانیست»، روایتی تکاندهنده و مستندگونه از فاجعهی هولوکاست و ویرانی گتوی ورشو است. فیلم بر اساس خاطرات واقعی «ولادیسلاو اشپیلمان»، پیانیست برجستهی لهستانی-یهودی ساخته شده است. قدرت استثنایی فیلم در امتناع پولانسکی از دراماتیک کردن افراطی و قهرمانپروریهای کاذب آن را از دیگر فیلمهای تاریخی جدا کرده است. اشپیلمان (با بازی خیرهکننده و برندهی اسکار آدرین برودی) یک انسانی معمولی است که تنها به کمک شانس و شجاعت دیگران و البته هنر موزیک خود از چنگال مرگ میگریزد. پولانسکی با استفاده از رنگهای سرد و بازسازی تدریجی ویرانی شهر ورشو، سقوط یک تمدن را به تصویر میکشد. سکانس نواختن پیانو توسط اشپیلمان در برابر افسر آلمانی (توماس کرچمان)، یکی از زیباترین سکانسهای تاریخ سینماست.«پیانیست» در ثبت زیبای استبداد و تنهایی مفرط انسان در بستر جنگ و در این میان قدرت نجاتبخش هنر، تصویری تازه از تاریخ ارایه میدهد.
38. دشمن پشت دروازهها (Enemy at the Gates)
سال اکران: ۲۰۰۱
کارگردان: ژان ژاک آنو
بازیگران: جود لاو، اد هریس، جوزف فینز، باب هاسکینز، ریچل وایس
فیلم «دشمن پشت دروازهها» ساختهی ژان ژاک آنو، یکی از حساسترین و سرنوشتسازترین نبردهای جنگ جهانی دوم یعنی نبرد استالینگراد را از طریق دوئل نفسیگیر دو تکتیرانداز به تصویر میکشد و حتی میتوان گفت سکانس افتتاحیهی فیلم و عبور نیروهای شوروی از رودخانهی ولگا زیر آتش سنگین آلمانیها از نظر بازسازی تکنیکی و ایجاد حس وحشت، همپای سکانس افتتاحیهی «نجات سرباز رایان» است. «دشمن پشت دروازهها» داستان واسیلی زایتسف (جود لاو)، یک روستایی که به قهرمان ملی شوروی بدل میشود، و سرگرد کونیگ (اد هریس)، تکتیرانداز زبدهی آلمانی را روایت میکند که مقابل هم قرار میگیرند. کالبدشکافی نقش ماشین پروپاگاندای شوروی به رهبری دانیکوف (جوزف فینز) و اینکه چگونه نظامهای توتالیتر برای حفظ روحیه، نیازمند اسطورهسازی از افراد هستند در فیلم عالی از آب درآمده است. تعلیق ناشی از کمینهای تکتیراندازان در میان خرابهی شهدای استالینگراد، ریتمی فوقالعاده به فیلم بخشیده است و آنو با تلفیق درام شخصی، سیاست کلان و واقعیتهای تلخ جنگی، اثری حماسی، باارزش و بسیار جذاب خلق کرده که زوایای کمتر دیدهشدهی نبرد شرقی را آشکار میکند.
37. دانکرک (Dunkirk)
سال اکران: ۲۰۱۷
کارگردان: کریستوفر نولان
بازیگران: فیون وایتهد، تام گلین کارنی، جک لودن، هری استایلز، جیمز دارسی، کنث برانا
کریستوفر نولان در شاهکار تکنیکی و فرمال خود، «دانکرک»، عملیات نجات تاریخی بیش از سیصد هزار سرباز متفقین از محاصرهی آلمان نازی در ساحل دانکرک در سال ۱۹۴۰ را به یک تجربهی سینمایی محض تبدیل میکند. ساختار زمانی دانرک (یک هفته در ساحل، یک روز در دریا، یک ساعت در هوا) نقطهی عطفی در تدوین و روایت فیلمهای تاریخی است. فیلم با پرهیز از دیالوگهای طولانی و شخصیتپردازیهای سنتی، تمرکز خود را بر بقا، ترس و همبستگی ملی قرار میدهد و نولان شکست عملیاتی را به یک پیروزی بزرگ اخلاقی و انسانی تبدیل میکند. تدوین چشمگیر و موسیقی تپندهی هانس زیمر با صدای تیکتاک ساعت تعلیقی بیوقفه ایجاد میکنند که مخاطب را در مرکز حادثه قرار میدهد. «دانکرک» نشان میدهد که سینمای تاریخی برای تاثیرگذاری نیازی به بازسازیهای سادهانگارانه ندارد و از طریق معماری فرم، زمان و صدا میتواند روح یک رویداد بزرگ تاریخی را احیا کند.
36. دوازده سال بردگی (12Years a Slave)
سال اکران: ۲۰۱۳
کارگردان: استیو مککویین
بازیگران: چیویتل اجیوفور، مایکل فاسبندر، بندکیت کامبربچ، پل دینو
فیلم «دوازده سال بردگی» به کارگردانی استیو مککویین، بر اساس داستان واقعی «سولومون نورثاپ»، روایتی هولناک و بدون تحریف از نهاد بردگی در جنوب آمریکا را تعریف میکند که در آن سولومون (با بازی بینقص چیویتل اجیوفور)، مردی سیاهپوست و آزاد در نیویورک است که ربوده شده و به بردگی فروخته میشود. «دوازده سال بردگی» به دلیل شجاعت در نمایش خشونت سیستماتیک، ساختاری و روانی بردگی تحسینبرانگیز است. مککویین با استفاده از نماهای طولانی و ثابت (از جمله سکانس تکاندهندهی آویزان ماندن سولومون از درخت در حالی که زندگی روزمره در پسزمینه در جریان است)، ستم عادیشدهی آن دوران را به رخ میکشد. بازی مایکل فاسبندر در نقش ارباب نژادپرست و مختلالحواس، یکی از ماندگارترین پرترههای شرارت در سینماست. ارزش تاریخی فیلم در افشای این واقعیت تلخ است که چگونه قانون و اقتصاد میتوانند ستم را توجیه و انسانیت را سلب کنند. «دوازده سال بردگی» اثری پرقدرت، تلخ و فوقالعاده در سینمای تاریخی است که یکی از تاریکترین صفحات تاریخ بشریت را با وفاداری کامل اخلاقی و هنری بازسازی میکند.
35. ارتش سایهها (Army of Shadows)
سال اکران: ۱۹۶۹
کارگردان: ژان پیر ملویل
بازیگران: لینو ونتورا، سیمون سینیوره، پل موریس
ژان پیر ملویل با «ارتش سایهها»، روایتی سرد، واقعگرایانه و عاری از رمانتیسیسم از مبارزات جنبش مقاومت فرانسه در برابر اشغالگری نازیها در جنگ جهانی دوم ساخته است. فیلم یکی از منصفانهترین و صادقانهترین پرترههای سینمایی از نهضت مقاومت است و ملویل که خود از اعضای مقاومت بوده، این مبارزه را با پارانویا، تنهایی، خیانت، و تصمیمات دردناک اخلاقی بهتصویر میکشد و بازی لینو ونتورا و سیمون سینیوره در نقش مبارزانی که در سایهها زندگی میکنند و هر لحظه با خطر اعدام یا شکنجه روبرو هستند، فوقالعاده است. رنگبندی سرد، سکوتهای سنگین و میزانسن دقیق ملویل، فیلم را بهشدت جدی و واقعی کرده است و «ارتش سایهها» در نشان دادن بهای سنگین روانشناختی که مبارزان راه آزادی میپردازند عالی عمل میکند.
34. بازمانده روز (The Remains of the Day)
سال اکران: ۱۹۹۳
کارگردان: جیمز آیوری
بازیگران: اما تامسون، آنتونی هاپکینز، جیمز فاکس، کریستوفر ریو، هیو گرانت
فیلم «بازمانده روز» به کارگردانی جیمز آیوری بر اساس رمان شاهکار «کازوئو ایشیگورو»، کالبدشکافی ظریف و دردناکی از جامعهی اشرافی بریتانیا در سالهای پیش از جنگ جهانی دوم است. فیلم داستان استیونز (با بازی فوقالعاده و تحسینبرانگیز آنتونی هاپکینز)، پیشخدمت باوفای کاخ دارلینگتون را روایت میکند که چنان در مفهوم وفاداری و وظیفهشناسی غرق شده که چشم بر تمایلات نازیخواهانهی اربابش و نیز عشق سرکوبشدهاش به سرپرست خانهداری (اما تامسون) میبندد. ظرافت روانشناختی، دیالوگنویسی عمیق و کارگردانی عالی آیوری فیلم را چه از نظر ساخت و چه از نظر نویسندگی ماندگار کرده است. «بازمانده روز» در پیوند دادن درگیریهای اخلاقی شخصی با فاجعهی سیاسی کلان جریانی خاص بین تمام فیلمهای تاریخی از خود مطرح میکند؛ فیلم نشان میدهد که چگونه طبقهی بورژوآ با ظاهر آراسته، ناآگاهانه مسیر را برای صلحطلبی منفعلانه در برابر فاشیسم هموار کردند. بازی هاپکینز در نمایش احساسات سرکوبشده خیرهکننده است. «بازمانده روز» اثری هوشمندانه و باارزش در حوزه تحلیل جامعهشناسی تاریخی و روانشناسی قدرت است.
33. اسپارتاکوس (Spartacus)
سال اکران: ۱۹۶۰
کارگردان: استنلی کوبریک
بازیگران: کرک داگلاس، لارنس الیویه، پیتر یوستینیف، جان گوین، جین سیمونز
حماسهی ماندگار استنلی کوبریک، «اسپارتاکوس»، داستان قیام تاریخی بردگان علیه امپراتوری مقتدر روم باستان به رهبری اسپارتاکوس (با بازی کرک داگلاس) را روایت میکند. فیلم نقطهی عطفی در سینمای حماسی و تاریخی است که توانست عظمت بصری را با مفاهیم عمیق سیاسی و اجتماعی پیوند بزند. فیلمنامهی معروف دالتون ترامبو، نویسندهی لیستسیاه شدهی هالیوود، نبرد با استبداد را در قالبی تاریخی تزریق کرده است و در آن تقابل میان آرمانهای انسانی اسپارتاکوس و سیاستهای مکارانهی سنای روم به رهبری کراسوس (لارنس الیویه) و گراکوس (پیتر یوستینف) را نشان و ابعادی اندیشمندانه به فیلم داده است. نبردهای عظیم، بازسازی دقیق معابد و میدانهای روم و سکانس تاریخی و نمادین «من اسپارتاکوس هستم» در تاریخ سینما ماندگار شدهاند. فیلم «اسپارتاکوس» در ارائه تصویری الهامبخش از کرامت انسانی و ایستادگی در برابر ظلم پروژهای بسیار متفاوت برای کوبریک است که طی آن او با کنترلی خیرهکننده بر صحنههای پرجمعیت اثری باشکوه بهیادگار گذاشته است.
32. پرل هاربر (Pearl Harbor)
سال اکران: ۲۰۰۱
کارگردان: مایکل بی
بازیگران: بن افلک، جاش هارتنت، کیت بکینسیل
فیلم «پرل هاربر» به کارگردانی مایکل بی، به بازآفرینی یکی از دراماتیکترین و سرنوشتسازترین رویدادهای تاریخ معاصر آمریکا یعنی حملهی غافلگیرانهی ارتش ژاپن به پایگاه دریایی پرل هاربر در دسامبر ۱۹۴۱ میپردازد. سکانس ۴۰ دقیقهای حمله به پایگاه در «پرل هاربر» یکی از عظیمترین و پیچیدهترین دستاوردهای جلوههای ویژه و فیلمبرداری میدانی در تاریخ سینماست و حتی از یک طرف دیگر مایکل بی با تلفیق درام عاشقانه میان دو خلبان (بن افلک و جاش هارتنت) و یک پرستار (کیت بکینسیل)، تلاش کرده است ابعاد انسانی این فاجعهی ملی را ملموس کند. اگرچه فیلمنامه گاه به سمت کلیشههای دراماتیک متمایل میشود اما «پرل هاربر» در بازسازی مقیاس فاجعه، بازسازی ادوات نظامی، ناوها و هواپیماهای جنگی دوره، دقتی خیرهکننده دارد. فیلم لحظهی ورود ناگهانی آمریکا به جنگ جهانی دوم و تغییر معادلهی قدرت جهانی را به تصویر میکشد و «پرل هاربر» در توانایی برای انتقال حس عظمت (و البته کمی غرور ملی آمریکایی) قدرتی چشمگیر در جلب مخاطب دارد.
31. پل جاسوسان (Bridge of Spies)
سال اکران: ۲۰۱۵
کارگردان: استیون اسپیلبرگ
بازیگران: تام هنکس، ایمی رایان، آلن الدا، مارک رایلنس
استیون اسپیلبرگ در «پل جاسوسان»، روایتی اخلاقی از جنگ سرد و مذاکرات پنهانی میان آمریکا و شوروی برای تبادل جاسوسان در اوایل دهه ۱۹۶۰ ارائه میدهد. فیلم داستان جیمز دونوان (تام هنکس)، وکیل بیمهای را دنبال میکند که مامور دفاع از یک جاسوس شوروی به نام رودولف آبل (مارک رایلنس) و سپس مذاکره برای آزادی خلبان آمریکایی میشود. فیلمنامهی نوشته شده توسط برادران کوئن و مت چارمن به دلیل هوشمندی در دیالوگها و پرداخت دقیق شخصیتها بسیار تحسین شده است و بازی مارک رایلنس (که به خاطر اجرای خود برندهی جایزه اسکار هم شد) در نقش آبل، در اجرای این فیلمنامه نقشی بسیار مهم داشته است. اسپیلبرگ با فضاسازی عالی از برلین دو تکه شده و سایهی خفقان که به نام امنیت ملی افتاده است، ارزشهای اساسی حاکمیت قانون و متممهای قانون اساسی را نقد میکند. ارزش تاریخی «پل جاسوسان» در نشان دادن این اصل است که حاکمیت قانون حتی در برابر دشمنان متخاصم نیز نباید زیر پا گذاشته شود و فیلم یکی از بهترین آثار تاریخی در نقد سیاستهای دورهی جنگ سرد است.
30. بلفاست (Belfast)
سال اکران: ۲۰۲۱
کارگردان: کنث برانا
بازیگران: کترینا بلف، جودی دنچ، جیمی درنان، کیران هایندز
کنث برانا در فیلم زندگینامهای «بلفاست» با نگاهی نهچندان دراماتیک و عظیم، آغاز درگیریهای فرقهای و ناآرامیهای ایرلند شمالی در سال ۱۹۶۹ را از زاویهی دید یک پسربچهی نه ساله روایت میکند. توانایی کنث برانا در پیوند زدن معصومیت کودکانه با خشونت فرعی و سیاسی روی داده در خیابانهای بلفاست عالی است و فیلمبرداری سیاه و سفید از دکورهای شهری دقیق و بازیهای عالی کترینا بلف، جیمی درنان، جودی دنچ و کیران هایندز، فضایی ملموس از یک جامعهی در حال فروپاشی ایجاد کرده است. «بلفاست» به جای پرداختن محض به سیاستمداران و رهبران گروهها، سراغ رنج خانوادههای معمولی میرود که مجبور به انتخاب میان ترک وطن یا ماندن در میان آتش خشونت بودند.
29. تمام مردان رییس جمهور (All the President’s Men)
سال اکران: ۱۹۷۶
کارگردان: آلن جی پاکولا
بازیگران: رابرت ردفورد، داستین هافمن، جک واردن، مارتین بالسام
شاهکار بیبدیل آلن جی پاکولا، «تمام مردان رئیسجمهور»، یکی از مهمترین فیلمهای تاریخ سینما دربارهی روزنامهنگاری و افشای رسوایی واترگیت است. فیلم ماجرای واقعی دو خبرنگار واشنگتن پست، باب وودوارد (با بازی رابرت ردفورد) و کارل برنستین (با داستین هافمن) را دنبال میکند که با پیگیری یک سرقت ساده، فساد ریشهای در بالاترین سطح قدرت سیاسی آمریکا یعنی ریاست جمهوری نیکسون را برملا کردند. تدوین دقیق و فیلمبرداری بینقص فیلم با استفاده از نورپردازیهای پرکنتراست و ریتم بدون افت فیلم کاری میکند که نتوانید از پای آن بلند شوید. «تمام مردان رییس جمهور» نشان میدهد حقیقت چگونه از دل یادداشتبرداریهای دو خبرنگار و تماسهای تلفنی بیشمار و بررسی مدارک بیرون میآید. فیلم بدون متوسل شدن به تعقیب و گریزهای ساختگی یا دراماتیک کردن بیهودهی قضایا، تعلیقی واقعی از نبرد اطلاعات و قدرت خلق میکند. «تمام مردان رئیسجمهور» فیلمی فوقالعاده تحسینبرانگیز در ستایش آزادی مطبوعات و دموکراسی در تاریخ است.
28. تروی (Troy)
سال اکران: ۲۰۰۴
کارگردان: ولفگانگ پترسن
بازیگران: برد پیت، اریک بانا، اورلاندو بلوم، دیان کروگر، برایان کاکس
«تروی» به کارگردانی ولفگانگ پترسن، بازآفرینی حماسی و با عظمت یکی از کهنترین افسانهها و نبردهای تاریخ بر اساس ایلیاد هومر است. توانایی پترسن در تبدیل یک داستان اساطیری به یک درام تاریخی ملموس و واقعی سالهاست که تحسین شده است؛ خدایان المپ کنار میروند و اراده، جاهطلبی و خطاهای انسانی جای آنها را میگیرند. جلوههای ویژهی خیرهکننده و بازسازی کشتیهای یونانی و دیوارهای تسخیرناپذیر تروی و طراحی صحنههای نبرد تنبهتن (بهویژه دوئل نهایی و ماندگار میان آشیل با بازی برد پیت و هکتور با بازی اریک بانا) در بالاترین استاندارد سینمای حماسی و تاریخی قرار دارد. «تروی» در بهتصویر کشیدن تراژدی جنگ بیهمتاست؛ جایی که هیچ برنده واقعی وجود ندارد و قهرمانان در جاهطلبی پادشاهان خرد میشوند و فیلم حتی با اینکه پای خود را از وقایع تاریخی فراتر میگذارد، به همین خاطر از بهترین آثار تاریخی سینماست.
27. سخنرانی پادشاه (The King’s Speech)
سال اکران: ۲۰۱۰
کارگردان: تام هوپر
بازیگران: کالین فرث، جفری راش، هلنا بونهام کارتر، گای پیرس، تیموتی اسپال
فیلم «سخنرانی پادشاه» ساختهی تام هوپر، روایتی دقیق از مقطعی بحرانی در تاریخ بریتانیا پیش از آغاز جنگ جهانی دوم است. فیلم داستان پادشاه جرج ششم (با بازی کالین فرث) را روایت میکند که پس از کنارهگیری برادرش از سلطنت، باید با مشکل لکنت زبان شدید خود غلبه کند تا بتواند از طریق رادیو، ملت را در برابر تهدید نازیها متحد سازد. تعامل درخشان و بازیهای استثنایی کالین فرث و جفری راش (در نقش گفتاردرمانگر غیرسنتی، لیونل لوگ) قلب تپندهی فیلم است. تام هوپر با استفاده از زوایای خاص دوربین و لنزهای عریض، احساس خفقان و فشار روحی پادشاه را مجسم میکند. «سخنرانی پادشاه» نشان میدهد رهبری واقعی در غلبه بر ضعفهای شخصی و برپایی پیوند صادقانه با مردم است. سکانس سخنرانی نهایی پادشاه همزمان با پخش سمفونی هفتم بتهوون اوجی از احساس در مخاطب ایجاد میکند که همرده با صحنههای اکشن بزرگ دیگر فیلمهای تاریخی است.
26. گاندی (Gandhi)
سال اکران: ۱۹۸۲
کارگردان: ریچارد اتنبرا
بازیگران: بن کینگزلی، دنیل دی لوییس، مارتین شین
حماسهی زندگینامهای ریچارد اتنبرا، «گاندی»، روایتی الهامبخش از زندگی ماهاتما گاندی و مبارزات غیرخشونتآمیز او برای استقلال هند از استعمار بریتانیا است. بازی بن کینگزلی در نقش گاندی هنوز هم بینقصترین اجرای کارنامهی کاری اوست؛ اجرایی که قاطعیت و سادگی و هوشمندی سیاسی گاندی را به کاملترین شکل مجسم میسازد. ریچارد اتنبرا با وسواسی چشمگیر بیش از پنج دهه از تاریخ هند را بازسازی کرده است؛ از سکانسهای عظیم راهپیمایی نمک تا سکانس تشییع جنازه با حضور صدها هزار سیاهیلشکر واقعی. فیلم «گاندی» در تبیین ایدئولوژی «ساتیاگراها» نشان میدهد که چگونه نیروی اخلاق و حقیقت میتواند یک امپراتوری قدرتمند نظامی را به زانو درآورد. فیلم با تعادل میان ابعاد حماسی و لحظات فردی گاندی تصویری فوقالعاده از این شخصیت به نمایش میگذارد که کاملا هم اساسی تاریخی دارد.
25. اسپنسر (Spencer)
سال اکران: ۲۰۲۱
کارگردان: پابلو لارایین
بازیگران: کریستن استوارت، تیموتی اسپال، جک فاردینگ
پابلو لارایین در فیلم «اسپنسر» با رویکردی ضد کلیشههای همیشگی و جریانی روانشناختی، سه روز از زندگی پرنسس دایانا (با بازی کریستن استوارت) را در طول تعطیلات کریسمس در عمارت سندرینگهام در اوایل دههی ۱۹۹۰ بهتصویر میکشد. «اسپنسر» بهجای اینکه یک بیوگرافی سنتی باشد یک کابوس تاریخی و حسی دربارهی سرکوب هویت فردی است که در آن کریستن استوارت در نقش دایانا، اجرایی پر از ظرافت، رنج و فروپاشی و در عین حال تلاش برای رهایی از خود ارایه میدهد. لارایین با همکاری فیلمبرداری خیرهکننده کلر ماتون و موسیقی متفاوت و دلهرهآور جانی گرینوود، فضایی خفقانآور خلق کرده که در آن معماری فاخر کاخ تبدیل به یک زندان مجلل میشود. «اسپنسر» فیلمی فوقالعاده مدرن و ستودنی در سینمای تاریخی معاصر است.
24. تورا تورا تورا (Tora Tora Tora)
سال اکران: ۱۹۷۰
کارگردان: ریچارد فلایشر، کینجی فوکاساکو، ماسودا توشیئو، آکیرا کوروساوا
بازیگران: جوزف کاتن، جیسون روباردز، جیمز ویتمور، نورمن آلدمن
فیلم «تورا تورا تورا» محصول مشترک آمریکا و ژاپن به کارگردانی ریچارد فلایشر، کینجی فوکاساکو و توشیو ماسودا، یکی از بیطرفانهترین و در عین حال باشکوهترین فیلمهای مستندگونه دربارهی حمله به پرل هاربر است. ساختار دوگانهی فیلم که رویدادها را بهطور همزمان از هر دو دیدگاه فرماندهان آمریکایی و ژاپنی روایت میکند، نقطهی اوجی در امانتداری تاریخی بین فیلمهایی است که داستان مشابه این اتفاق را روایت میکنند و حتی آکیرا کوروساوا نیز در مراحل اولیهی آمادهسازی بخش ژاپنی نقش داشت. «تورا تورا تورا» بدون جانبداری یا دشمنتراشی، خطاهای اطلاعاتی و بیتدبیریهای طرف آمریکایی و دقیق بودن اما ریسک بزرگ طرف ژاپنی را کالبدشکافی میکند. صحنههای نبرد هوایی و انفجار ناوها که بدون جلوههای کامپیوتری و با ماکتها و هواپیماهای واقعی ساخته شدهاند، هنوز هم تماشاگر را خیره میکنند. «تورا تورا تورا» هم از نظر تکنیکی و هم از نظر وفاداری تاریخی، از بهترین فیلمهای تاریخی دربارهی جنگ جهانی دوم است.
23. تایتانیک (Titanic)
سال اکران: ۱۹۹۷
کارگردان: جیمز کامرون
بازیگران: لئوناردو دیکاپریو، کیت وینسلت، بیلی زین، کتی بیتس
حماسهی تاریخی جیمز کامرون، «تایتانیک»، غرق شدن کشتی مجلل تایتانیک در سال ۱۹۱۲ را به بستری برای یک درام عاشقانه تبدیل میکند. دقت بینظیر کامرون در بازسازی تمام جزئیات کشتی، از راهپلههای مجلل درجه یک تا موتورخانههای عظیم کاری کرده است تا صحنه به صحنهی فیلم ملموس باشد. کامرون با تلفیق پیوند عاطفی جک (با بازی لئوناردو دیکاپریو) و رز (با بازی کیت وینسلت) در ساختار طبقاتی اوایل قرن بیستم نشان میدهد که چگونه اختلافات طبقاتی حتی در آستانهی مرگ نیز خودنمایی میکنند. جلوههای ویژه انقلابی، موسیقی خاطرهانگیز و تاثیرگذار جیمز هورنر و تدوین بینقص، «تایتانیک» را به یک تجربهی حسی کامل تبدیل کردهاند. فیلم در بازآفرینی لحظهبهلحظهی یکی از بزرگترین فاجعههای انسانی قرن، بهعنوان شاهکاری عظیم و فوقالعاده تاثیرگذار و در تاریخ سینما ماندگار شده است.
22. تولد یک ملت (The Birth of a Nation)
سال اکران: ۱۹۱۵
کارگردان: دی دبلیو گریفیث
بازیگران: لیلین گیش، می مارش، میریام کوپر، هنری بی والتهال
فیلم صامت «تولد یک ملت» ساختهی دی دبلیو گریفیث، با وجود اینکه امروزه حتی بهخاطر محتوای نژادپرستانه تحت نقدر قرار میگیرد، از نظر تاریخ سینما شاید مهمترین و پایهایترین فیلم در شکلگیری زبان سینمای حماسی و روایی است. گریفیث با این اثر خود تکنیکهای بنیادینی چون تدوین موازی، نمای درشت، حرکت دوربین، قاببندیهای حماسی و ساختار سهپردهای را برای اولین بار در مقیاسی عظیم تثبیت کرد. فیلم به بازسازی دوران جنگ داخلی آمریکا و دورهی بازسازی میپردازد و اوایل تاریخ سینما نشان داد این هنر چقدر میتواند ابزار قدرتمندی برای شکلدهی افکار عمومی و بهتصوی کشیدن روایتهای کلان تاریخی باشد. «تولد یک ملت» از نظر ساختار فرمال نقطهی عطف حضور تازهی تکنیکهای سینمایی و تثبیت همهی آنهاست.
21. لینکلن (Lincoln)
سال اکران: ۲۰۱۲
کارگردان: استیون اسپیلبرگ
بازیگران: دنیل دی لوییس، سالی فیلد، دوید استراتهایم، جوزف گوردون لویت
استیون اسپیلبرگ در «لینکلن»، که اقتباسی مستقیم از کتاب «دوریس کیرنز گودوین» است، به جای ساخت یک زندگینامهی بلند و بالا، تمرکز خود را بر چهار ماه پایانی زندگی شانزدهمین رئیسجمهور آمریکا و نبرد سیاسی مهارنشدنی او برای تصویب متمم سیزدهم قانون اساسی یعنی لغو بردگی قرار میدهد. فیلمنامهی بینظیر تونی کوشنر و بازی اعجابانگیز دنیل دیلوییس در نقش لینکلن دو هستهی اصلی فیلم هستند. دیلوییس با صدایی آرام، قامتی خمیده و رفتاری هوشمندانه، لینکلن را به معنای واقعی کلمه زنده میکند؛ سیاستمداری مکار و در عین حال آرمانگرا که از نقطههای مهم تاریخ آمریکاست. فیلم در نمایش این حقیقت که آرمانهای بزرگ اخلاقی گاه نیازمند چانهزنیهای کثیف سیاسی، معاملههای زیرکانه و تاکتیکهای حقوقی هستند، عالی عمل میکند و اسپیلبرگ با فضاسازی تیرهوتار و استفاده از اتاقهای پر از دود پارلمان، درام سیاسی را به اوج میرساند.
20. قهرمان (Hero)
سال اکران: ۲۰۰۲
کارگردان: ژانگ ییمو
بازیگران: جت لی، تونی لیانگ، مگی ژانگ
شاهکار بصری و فلسفی ژانگ ییمو، «قهرمان»، تاریخ چین باستان و تلاش برای ترور پادشاه ژین (نخستین امپراتور چین متحد) را به یک حماسهی شاعرانه تبدیل میکند. ساختار روایی فیلم که یادآور «راشومون» است، روایت یک حادثه از زوایای دید مختلف با پالتهای رنگی متفاوت، نقطهی اوجی در زیباشناسی سینماست و از طرفی هم بازی جت لی، تونی لیانگ و مگی ژانگ در کنار طراحی صحنههای رزمی بالهگونه، فیلم را از یک اکشن معمولی فراتر برده است. اینکه چگونه قهرمانان برای تحقق صلح پایدار و اتحاد ملی، از انتقام شخصی و حیات خویش میگذرند از نظر تماتیک فیلم را جذاب کرده و از نظر فنی هم تصویربرداری کریستوفر دویل و موسیقی ماندگار تان دون، شاهکاری بصری و شنیداری خلق کرده است.
19. بن هور (Ben-Hur)
سال اکران: ۱۹۵۹
کارگردان: ویلیام وایلر
بازیگران: چارلتون هستون، جک هاوکینز، هایا هاراریت، استیون بوید
حماسهی عظیم و برندهی ۱۱ جایزه اسکار ویلیام وایلر، «بن هور»، روایتی عظیم از تقابل اشرافزادهای بهنام جودا بن هور (با بازی چارلتون هستون) با دوست دوران کودکیاش مسالا (با بازی استیون بوید) در بستر امپراتوری روم و ظهور مسیحیت است. این فیلم را معمولا اوج سینمای کلاسیک هالیوود و همچنین فیلمسازی بزرگ و حماسی مینامند. سکانس ماندگار مسابقه ارابهرانی در صحرای بازسازیشده، آن هم بدون جلوههای کامپیوتری، هنوز هم یکی از هیجانانگیزترین و شگفتآورترین صحنههای تاریخ سینماست. از نظر تاریخی، فیلم بن هور در بازآفرینی قدرت مطلق و بیرحم امپراتوری روم و در مقابل، شکلگیری نطفههای یک تحول عقیدتی در جهان باستان بهدرستی عمل میکند. «بن هور» اثری شکوهمند، پرقدرت و بهشدت باارزش است که استانداردهایی تازه برای فیلمهای ژانر تاریخی تعریف کرد.
18. لورنس عربستان (Lawrence of Arabia)
سال اکران: ۱۹۶۲
کارگردان: دیوید لین
بازیگران: پیتر اوتول، الک گینس، آنتونی کویین، جک هاوکینز
شاهکار تکرارنشدنی دیوید لین، «لورنس عربستان»، داستان واقعی توماس ادوارد لورنس (با بازی پیتر اوتول)، افسر بریتانیایی را روایت میکند که قبایل پراکنده عرب را در طول جنگ جهانی اول علیه امپراتوری عثمانی متحد کرد. «لورنس عربستان» از بزرگترین حماسههای بصری تاریخ سینماست؛ فیلمبرداری ۷۰ میلیمتری فرپدی یانگ از کویرهای لایتنهای، تدوین فوقالعادهی فیلم و موسیقی جاودان موریس ژار، سینما را در لورنس عربستان به اوج شکوه خود رساند. در این میان باید از بررسی روانشناختی شخصیت لورنس هم صحبت کرد؛ مردی که میان هویت بریتانیایی، عشق به صحرا، خودبزرگبینی و احساس گناه ناشی از بازیهای استعماری بریتانیا و فرانسه گیر کرده است و نهایتا هم قربانی چرخدندههای سیاست کلان میشود. «لورنس عربستان» از مهمترین و بهترین فیلمهای تاریخی سینماست.
17. ناپلئون (Napoleon)
سال اکران: ۱۹۲۷
کارگردان: ابل گانس
بازیگران: آلبر دیودونه، ژان تیسیه، آنتونن آرتو، ادموند فن دائل
فیلم صامت و حماسی ابل گانس، «ناپلئون»، یکی از انقلابیترین و شگفتآورترین دستاوردهای تاریخ سینما در روایت زندگی ناپلئون بناپارت از دوران کودکی تا نبرد ایتالیاست. ابداعات تکنیکی گانس، از سیستم سه دوربینهی پالیویژن برای نمایش تصاویر عریض سهتکه گرفته تا حرکت دادن دوربین بر روی اسبها و تدوین بسیار سریع، دههها جلوتر از زمان خود بودند. گانس تاریخ را برخلاف دیگر فیلمهای همدورهی خود اکسپرسیونیستی مجسم میکند که در آن هر فریم پر از انرژی و حرکت است. پرترهسازی صحیح از ناپلئون بهعنوان مظهر روح انقلاب فرانسه و نیروی تغییردهندهی جهان در فیلم «ناپلئون» با وجود گذشت یک قرن، قدرت بصری و جرات هنری درگیرکنندهای دارد که تازگی خود را هنوز هم از دست نداده است. «ناپلئون» مرزهای فنی و هنری در سینمای تاریخی را گسترش داد و جایگاهی جاودان در این صنعت دارد.
16. مردی برای تمام فصول (A Man for All Seasons)
سال اکران: ۱۹۶۶
کارگردان: فرد زینمان
بازیگران: پل اسکوفیلد، وندی هیلر، لئو مککرن، اورسن ولز
فیلم برندهی اسکار فرد زینهمان، «مردی برای تمام فصول»، بر اساس نمایشنامهی معروف رابرت بولت، شاهکاری بینظیر دربارهی ایستادگی اخلاقی سر توماس مور (با بازی پل اسکوفیلد) در برابر پادشاه هنری هشتم است و طی داستان خود به ممانعت توماس مور از تایید طلاق پادشاه و جدایی از کلیسای کاتولیک میپردازد. فیلمنامه بهشدت هوشمندانه و دیالوگهای فاخر و بازی خیرهکنندهی پل اسکوفیلد فیلم را بسیار ماندگار کردهاند؛ طوری که «مردی برای تمام فصول» بدون تکیه بر صحنههای نبرد، تعلیقی روانشناختی و فلسفی ایجاد میکند. فیلم نبردی میان وجدان فردی، حاکمیت قانون و وسوسههای قدرت سیاسی را به تصویر میکشد و بازی اورسن ولز در نقش کاردینال وولسی و لئو مککرن در نقش کرامول، از بهترین اجراهای تاریخ سینما در نقش شخصیتهای سیاسی هستند.
15. واترلو (Waterloo)
سال اکران: ۱۹۷۰
کارگردان: سرگئی باندارچوک
بازیگران: راد استایگر، کریستوفر پلامر، اورسن ولز، جک هاوکینز، ویرجینیا مکنا
فیلم «واترلو» ساختهی کارگردان بزرگ شوروی، سرگئی بندارچوک، یکی از بزرگترین و مستندترین بازسازیهای نبرد تاریخی و نهایی ناپلئون بناپارت در سال ۱۸۱۵ است. استفاده از بیش از ۲۰ هزار سرباز واقعی ارتش شوروی بهعنوان سیاهیلشکر در صحنههای نبرد در «واترلو» دستاوردی تکرارنشدنی در تاریخ سینماست که بدون هیچگونه جلوههای کامپیوتری، مقیاس واقعی یک نبرد قرن نوزدهمی را دقیقا بازآفرینی کرده است. تقابل میان ناپلئون (با بازی درخشان راد استایگر) و دوک ولینگتون (با بازی کریستوفر پلامر) ابعادی استراتژیک و انسانی هم به فیلم بخشیده است. ارزش تاریخی فیلم واترلو در نمایش دقیق تاکتیکهای نظامی، حملهی سوارکاران، پیادهنظام و نقش کلیدی عوامل محیطی مثل باران و گل در نبر، در تعیین سرنوشت امپراتوریها بهزیبایی نشان داده میشود. «واترلو» از بهترین فیلمهای تاریخی سینماست که استانداردی تازه به بازسازی نبردهای تاریخی معرفی کرد.
14. دعوت به جنگ (Defiance)
سال اکران: ۲۰۰۸
کارگردان: ادوارک زوئیک
بازیگران: دنیل کریگ، لیو شریبر، جیمی بل، جرج مکای
فیلم «دعوت به جنگ» به کارگردانی ادوارد زوئیک، ماجرای واقعی و شگفتانگیز برادران بیلسکی (با بازی دنیل کریگ و لیو شریبر) را روایت میکند که در طول جنگ جهانی دوم و اشغال بلاروس توسط نازیها، گروهی از پارتیزانهای یهودی را در دل جنگلهای عمیق سازماندهی کرده و جان بیش از ۱۲۰۰ انسان را نجات دادند. فیلم بهخاطر ارایه تصویری متفاوت و شجاعانه و فعالانه از قربانیان بسیار تحسین شده است. زوئیک با فضاسازی خشن و زمستانی و خفقانآور، چالشهای اخلاقی رهبری، کمبود غذا، بیماری و تضادهای درونی میان برادران را به زیبایی بهتصویر میکشد. مقاومت مسلحانه و حفظ ارزشهای انسانی در بهنمایش گذاشتن این واقعهی تاریخی، «دعوت به جنگ» را به اثری پرقدرت و تاثیرگذار بین فیلمهای ژانر تاریخی تبدیل کرده است.
13. هفت سامورایی (Seven Samurai)
سال اکران: ۱۹۵۶
کارگردان: آکیرا کوروساوا
بازیگران: توشیرو میفونه، تاکاشی شیمورا، تاتسویا ناکدای، کیکو سوشیما، ایسائو کیمورا، دایسوکه ساتو
شاهکار ابدی آکیرا کوروساوا، «هفت سامورایی»، داستان دهقانی در ژاپن قرن شانزدهم را روایت میکند که برای دفاع از روستای خود در برابر راهزنان، هفت سامورایی بیارباب را استخدام میکنند. «هفت سامورایی» یکی از کاملترین، تأثیرگذارترین و بزرگترین آثار تاریخ هنر است که الگوی بسیاری از فیلمهای حماسی و اکشن مدرن روی آن سوار شده است. تدوین ریتمیک، استفاده از چند دوربین برای ضبط صحنههای نبرد در زیر باران و شخصیتپردازی فوقالعادهی تکتک ساموراییها (بهویژه توشیرو میفونه و تاکاشی شیمورا)، کلاس درس کامل فیلمسازی است. بررسی دقیق شکافهای طبقاتی میان دهقانان و ساموراییها و بررسی مفهوم شرافت و فداکاری در دورهای پر از آشوب ارزش تاریخی «هفت سامورایی» را هم بسیار بالا برده است. کوروساوا با این فیلم نشان میدهد که قربانیان واقعی جنگ همواره مردم عادی هستند.
12. ایوان مخوف (Ivan the Terrible)
سال اکران: ۱۹۴۵
کارگردان: سرگئی آیزنشتاین
بازیگران: نیکولای چرکاسوف، لیودیمیلا سلیکفوفساکیا، سرافیما بیرمان
فیلم فرمالیستی و تاریخی سرگئی آیزنشتاین، «ایوان مخوف»، روایتی اپرایی و معنادار از زندگی نخستین تزار روسیه، ایوان چهارم در قرن شانزدهم است. فیلم «ایوان مخوف» نقطهی اوج استفاده از تدوین مدرن، نورپردازی اکسپرسیونیستی، دکورهای معماری هندسی و بازیهای تئاتری غلوشده است که همگی در کنار هم سینما را به یک فرم هنری متفاوت تبدیل میکند. موسیقی جاودان سرگئی پروکوفیف با تصاویر آیزنشتاین پیوندی ساختاری دارد و از یک طرف دیگر هم ارزش تاریخی فیلم در کالبدشکافی روانشناختی قدرت مطلق، تنهایی تزار، توطئههای بویارها و بهای سنگینی که برای اتحاد یک کشور پرداخته میشود، همگی کنار هم میآیند تا ایوان مخوف را به یکی از بهترین فیلمهای ژانر تاریخی تبدیل کنند.
11. شجاعدل (Braveheart)
سال اکران: ۱۹۹۵
کارگردان: مل گیبسون
بازیگران: مل گیبسون، پاتریک مکگوئن، برندن گلیسون، سوفی مارسو
حماسهی عظیم، شورانگیز و برندهی اسکار مل گیبسون، «شجاعدل»، داستان حماسی شورش ویلیام والاس (با بازی مل گیبسون)، قهرمان ملی اسکاتلند در قرن سیزدهم علیه سلطهی بیرحمانهی ادوارد اول، پادشاه انگلستان را روایت میکند. قدرت فیلم در ایجاد انرژی دراماتیک، صحنههای نبرد خشن و در عین حال بار عاطفی سنگین، «شجاعدل» را به بستهی کاملی در تاریخ سینما تبدیل کردهاند. مل گیبسون با کارگردانی مسلط خود، روح آزادیخواهی و مبارزه با ستم را در قالبی حماسی تزریق کرده است و موسیقی افسانهای جیمز هورنر و فیلمبرداری شکوهمند جان تول، فضای وحشی و در عین حال زیبای اسکاتلند را بهنمایش میگذارد. ارزش فیلم «شجاعدل» در خلق یک الگوی ماندگار سینمایی برای مفهوم آزادی و فداکاری، آن را بین فیلمهای تاریخی متمایز کرده است؛ طوری که فیلم که بر نسلهای مختلف تأثیری شگرف گذاشته است. «شجاعدل» ضمن اینکه فیلمی حماسی و بزرگ است، بازهای مشخص از تاریخ را بهزیبایی ممکن بهتصویر میکشد، حتی اگر از همه نظر هم درست نباشد.
10. آپولو ۱۳ (Apollo 13)
سال اکران: ۱۹۹۵
کارگردان: ران هاوارد
بازیگران: تام هنکس، کوین بیکن، بیل پکستون، گری سینایس، اد هریس
فیلم «آپولو ۱۳» ساختهی ران هاوارد، بازآفرینی نفسگیر و کاملا مستندگونه از ماموریت فضایی شکستخوردهی سال ۱۹۷۰ آمریکا است؛ زمانی که انفجار کپسول اکسیژن، جان سه فضانورد (با بازی تام هنکس، کوین بیکن و بیل پکستون) را در راه ماه به خطر انداخت. توانایی هاوارد در ایجاد تعلیقی فوقالعاده در فیلم ستودنی است؛ آن هم در حالی که مخاطب از پیش پایان واقعیت تاریخی را میداند. «آپولو ۱۳» تاریخ را از زاویهی دید مهندسی و کار تیمی مرکز کنترل ناسا (با بازی اد هریس) روایت میکند و با اینکه خبری از جنگهای بزرگ نیست، بهبهترین شکل این اتفاق را به تصویر میکشد. بازسازی دقیق شرایط بیوزنی و ادوات فنی ناسا و فشار روانی اتاق کنترل، فوقالعاده بینقص در فیلم انجام شده و «آپولو ۱۳» را به فیلمی الهامبخش تبدیل کرده است.
9. آخرالزمان حالا (Apocalypse Now)
سال اکران: ۱۹۷۹
کارگردان: فرانسیس فورد کوپولا
بازیگران: مارتین شین، فردریک فورست، رابرت دووال، لارنس فیشبرن، دنیس هاپر، مارلون براندو
شاهکار جاودان و کابوسوار فرانسیس فورد کوپولا، «آخرالزمان حالا»، بر اساس رمان «دل تاریکی» جوزف کنراد، جنگ ویتنام را به سفری سوررئالیستی، فلسفی و هولناک تبدیل میکند. داستان سروان ویلارد (با بازی مارتین شین) که مأموریت دارد سرهنگ کوردتز دیوانه (با بازی مارلون براندو) را در عمق جنگلهای کامبوج نابود کند، بستری برای واسازی مفهوم تمدن و جنگ میشود. فضاسازی بینظیر، فیلمبرداری شاهکار ویتوریو استورارو و صداگذاری ساختارشکنانهی «آخرالزمان حالا» ارزش تاریخی فیلم را در به نمایش کشیدن سیاهیهای جنگ ویتنام به نمایش گذاشتهاند؛ اینکه چگونه جنگهای مدرن و استعماری، انسانها را از جنون، پوچی و بیاخلاقی لبریز میکنند. سکانس معروف حملهی هلیکوپترها با موسیقی واگنر، سکانسی ماندگار در تاریخ سینماست و بهراحتی میتوان گفت که «آخرالزمان حالا» از مهمترین فیلمهای ژانر تاریخی است.
8. بری لیندون (Barry Lyndon)
سال اکران: ۱۹۷۵
کارگردان: استنلی کوبریک
بازیگران: رایان اونیل، ماریسا برنسون، پاتریک مگی، هاردی کروگر
کمالگرایایی استنلی کوبریک بیش از هر چیز در «بری لیندون» خود را نشان میدهد؛ فیلمی بر اساس رمان ویلیام تکری، که روایتی زیبا و فوقالعاده وفادار از صعود و سقوط یک ماجراجوی ایرلندی (با بازی رایان اونیل) در جامعهی طبقاتی قرن هجدهم اروپاست. «بری لیندون» از نظر بصری در تاریخ سینما بیش از هر چیز ماندگار شده است. کوبریک با استفاده از لنزهای ویژهای که حتی برای فیلمسازی نبودند و استفاده از چیزهایی مثل نور شمع، قابهایی خلق کرده که شبیه به نقاشیهای کلاسیک آن عصر هستند. از نظر تاریخی هم فیلم از رمانتیکسازی اجتناب میکند؛ کوبریک با لحنی راویانه و سرد، ریاکاری، بیرحمی و پوچی روابط اجتماعی طبقهی اشراف را بیان میکند. «برن لیندون» نشان میدهد که چگونه افراد در طمع و ساختارهای خشک طبقاتی خرد میشوند و فیلم بدون شک شاهکاری بیبدیل و ارزشمند نه فقط در ژانر تاریخی و بلکه در کل تاریخ سینماست.
7. کشتی (Das Boot)
سال اکران: ۱۹۸۱
کارگردان: ولفگانگ پترسن
بازیگران: یورگن پراختو، هربرت گرونمیر، کلاوس ونمان، اسکای دو مون
اثر خفقانآور ولفگانگ پترسن، «کشتی»، روایتی عاری از هرگونه پروپاگاندا و حرفهای شعاری از زندگی خدمهی یک زیردریایی آلمانی در طول جنگ جهانی دوم در اقیانوس اطلس است. توانایی پترسن در بازآفرینی حس ترس از فضای بسته و فشار و انتظاری کشنده که در انتظار همه است، بیش از هر چیز در فیلم نمود میکند؛ طوری که «کشتی» به نقطه اوجی در سینمای جنگی و تاریخی تبدیل میشود. فیلم با امتناع از شعارهای سیاسی، تمرکز خود را روی انسانهایی قرار میدهد که در تصمیات ماشین جنگی نازیها گرفتار شدهان.د طراحی صدا، دوربین متفاوت در راهروهای تنگ زیردریایی و بازی درخشان یورگن پراختو، حس حضور در صحنه را برای مخاطب تداعی میکنند.
6. رقصنده با گرگها (Dances with Wolves)
سال اکران: ۱۹۹۰
کارگردان: کوین کاستنر
بازیگران: کوین کاستنر، مری مکدانل، گراهام گرین
حماسهی تاریخساز و برندهی ۷ جایزه اسکار کوین کاستنر، «رقصنده با گرگها»، داستان سروان جان دانبار (با بازی خود کوین کاستنر) را روایت میکند که پس از جنگ داخلی آمریکا به پاسگاهی دورافتاده در مرزهای غربی فرستاده میشود و در آنجا با فرهنگ و مردم قبیله بومی لاکوتا پیوندی عمیق برقرار میکند. «رقصنده با گرگها» اوایل دههی نود در چگونگی بهتصویر کشیدن نژادپرستانه بومیها در سینما بازنگری میکن و کلیشههای سینمای کلاسیک هالیوود که از سرخپوستان وجود داشت را از بین میبرد و داستانی واقعیتر به مخاطب تحویل میدهد. کاستنر با احترام کامل به زبان، آیینها و کرامت انسانی بومیان آمریکا، حماسهای عمیق خلق کرده است. فیلمبرداری عالی «رقصنده با گرگها» از دشتهای پهناور و موسیقی جادویی جان بری، حسی جاودانه به فیلم بخشیدهاند و در کنار ارزش تاریخی فیلم، زیباییشناسی را هم به نحو احسن اجرا کردهاند.
5. نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan)
سال اکران: ۱۹۹۸
کارگردان: استیون اسپیلبرگ
بازیگران: تام هنکس، ادوارد برنز، مت دیمون، تام سایزمور
استیون اسپیلبرگ با «نجات سرباز رایان»، با آن سکانس افتتاحیهی ۲۷ دقیقهای و تکاندهندهاش از پیادهسازی نیروهای متفقین در ساحل اوماها، استانداردهای ساخت فیلمهای جنگی و تاریخی را برای همیشه تغییر داد. واقعگرایی محض، تدوین صدا، فیلمبرداری بینظیر یانوش کامینسکی و اساسا همه چیز در «نجات سرباز رایان» در خدمت ارایهی تصویری واقعی و تاریخی از این واقعهی مهم جنگ جهانی دوم هستند. فیلم مخاطب را مستقیم به میان جهنم جنگ میبرد و داستان جوخهای به فرماندهی کاپیتان میلر (با بازی تام هنکس) که مأمور یافتن آخرین برادر زنده مانده از یک خانواده (با بازی مت دیمون) را تعریف میکند. این داستان نهایتا به بستری برای طرح یک پرسش عمیق اخلاقی تبدیل میشود: آیا ارزش دارد جان چند سرباز برای نجات یک نفر فدا شود؟
4. گلادیاتور (Gladiator)
سال اکران: ۲۰۰۰
کارگردان: ریدلی اسکات
بازیگران: راسل کرو، یوکین فینیکس، کانی نیلسن، الیور رید
«گلادیاتور»، حماسهی جاودان و باشکوه ریدلی اسکات، با زنده کردن ژانر حماسی روم باستان، داستان جنرال ماکسیموس دسیموس مریدیوس (با بازی خیرهکننده و ماندگار راسل کرو) را روایت میکند که پس از خیانت کومودوس، امپراتور فاسد و خودشیفته (با اجرای خواکین فینیکس)، به بردگی فروخته شده و به عنوان گلادیاتور برای انتقام و بازگرداندن روحیهی جمهوری به روم قیام میکند. قدرت روایی، جلوههای ویژهی انقلابی در بازسازی کولوسیوم، صحنههای نبرد حماسی و موسیقی بینظیر هانس زیمر و لیزا جرارد از نظر فنی فیلم را بینقص کردهاند. بازی راسل کرو در گلادیاتور به بهترین نحو قدرت و رنج انسان را در ریشهایترین حالت خود بهنمایش میگذارد و فیلم در عین حال هم ارزش تاریخی بزرگ در تصویر کشیدن زوال اخلاقی امپراتوریها و نبرد استبداد فردی و آرمانهای جمعی دارد. «گلادیاتور» فیلمی تاثیرگذار و در عین حال بسیار عمیق در ژانر تاریخی و همچنین کل تاریخ سینماست.
3. تاریخ جهان، قسمت یک (History of the World Part I)
سال اکران: ۱۹۸۱
کارگردان: مل بروکس
بازیگران: مل بروکس، دام دیلوییس، هاروی کورمن، کلوریس لیچمن
وقتی صحبت از بهتصویر کشیدن تاریخ در سینما میشود، نمیتوان از فیلم ساختارشکن مل بروکس، «تاریخ جهان، قسمت یک» یاد نکرد که عینا خود تاریخ، اما با لنزی کمدی است. روایت کمدی، هجوآمیز و هوشمندانه از دورههای مختلف تاریخ بشر، از عصر حجر گرفته تا روم باستان و تفتیش عقاید تا انقلاب فرانسه، هستهی «تاریخ جهان قسمت یک» است. شاید در نگاه اول حضور یک کمدی در رتبهی سوم این فهرست غیرمنتظره باشد، اما قدرت فیلم در استفاده از طنز برای واسازی و ریشخند کردن روایتهای رسمی، تکبر پادشاهان، فساد کلیسا و خودشیفتگی قدرتمندان بهقدری زیاد است که بهراحتی میتوان فیلم را یک اثر تاریخی محض دانست. مل بروکس با نویسندگی، کارگردانی و بازی در چند نقش، تاریخ را از حالت خشک و مقدسگونه خارج کرده و نشان میدهد که چگونه جنایات و ادعاهای بزرگ تاریخی در عمق خود بر پایهی طمع و نادانی بشر استوار بودهاند.
2. فهرست شیندلر (Schindler’s List)
سال اکران: ۱۹۹۳
کارگردان: استیون اسپیلبرگ
بازیگران: لیام نیسون، بن کینگزلی، ریف فاینز، کارولین گودال
اثر تکاندهنده و بلامنازع استیون اسپیلبرگ، «فهرست شیندلر»، روایتی واقعی از اسکار شیندلر (با بازی لیام نیسون)، صنعتگر آلمانی و عضو حزب نازی است که جان بیش از ۱۱۰۰ یهودی را در طول هولوکاست نجات میدهد. اینکه فیلم از نظر واقعی چقدر سندیت دارد و پروپاگاندای صاحبان یهودی هالیوود محسوب میشود بحثی برای جای دیگری است، چون «فهرست شیندلر» نمایشی بسیار تاریخی در جنبههای سینمایی خود دارد. فیلمبرداری بینقص یانوش کامینسکی، بازی رعبآور ریف فاینز در نقش آمون گوت و موسیقی تکرار نشدنی جان ویلیامز، همگی کنار هم اثری خلق کردهاند که تماشای آن یک تجربهی روحی عمیق است. در عین حال هم ثبت تاریکی و ابعاد جنایت سازمانیافتهی نازیها با تاریخی فیلم را سنگینتر کرده است. «فهرست شیندلر» نهفقط یکی از بهترین فیلمهای تاریخی، بلکه از بهترین فیلمهای کل تاریخ سینماست.
1. آخرین موهیکان (The Last of the Mohicans)
سال اکران: ۱۹۹۲
کارگردان: مایکل مان
بازیگران: دنیل دیلوییس، استیون ودینگتون، مدلین استو
«آخرین موهیکان» را شاید بتوان بهترین فیلم تاریخی تمام ادوار خطاب کرد. این اثر تکرارنشدنی مایکل مان، که بر اساس رمان جیمز فنیمور کوپر ساخته شده، در بستر جنگهای فرانسه و هند در سال ۱۷۵۷ در آمریکای شمالی روایت میشود و داستان هاوکآی یا ناتانیل (با بازی شگفتانگیز و جاودان دنیل دیلوییس) را روایت میکند؛ مردی سفیدپوست که توسط بومیان موهیکان بزرگ شده و پایش به نبرد میان امپراتوریهای بریتانیا و فرانسه باز میشود.
فیلم کمال مطلق در تلفیق واقعگرایی تاریخی، درام عاشقانهی نفسگیر، زیباییشناسی بصری و موسیقی حماسی است. مایکل مان با وسواسی مخصوص بهخود، تمام جزئیات آن دوره را از نحوهی بارگذاری تفنگهای سرپر گرفته تا تعاملات قبایل سرخپوست و تاکتیکهای جنگی جنگل را با دقتی بینظیر بازآفرینی کرده است. فیلمبرداری شاهکار فیلم از جنگلهای وحشی و موسیقی ارکسترال و حماسی ترور جونز و رندی ادلمن، حسوحالی و مسحورکننده خلق کردهاند که در تاریخ سینما نظیر ندارد.
ارزش والای تاریخی فیلم در این است که تاریخ را بهزیباترین شکل خود و بهعنوان یک تراژدی بر انقراض فرهنگهای اصیل بومی و برخورد اجتنابناپذیر تمدنهای مدرن با طبیعت دست نخورده نشان میدهد. بازی دنیل دیلوییس در نقش هاوکآی میتواند بهترین اجرای حرفهای او باشد و رابطه عاشقانهی او با کورا (با بازی مدلین استو) یکی از صادقانهترین و زیباترین عشقهای تاریخ سینماست. سکانسهای نهایی فیلم در صحنهی صخرهها و تعقیب و گریزی بیکلام، اوج کمال فرمال، تعلیق و احساس در سینماست. فیلم «آخرین موهیکان» را میتوان بهترین اثر سینمای تاریخی عنوان کرد و بهراحتی آن را در مقام نخست این فهرست قرار داد.
