باشگاه خبرنگاران جوان - روایتی از شادی و غم، جشن و سوگ و جنایتی که چشم جهان را خیره کرده، این شبها در خیابانهای پایتخت پیش چشم شهروندان تهرانی جان گرفته است. شهر پر شده از تابلوهایی که روی آنها نوشته شده: «ندیدن این صحنه جرم است». اما ماجرای کمپین پرسروصدایی که سازمان زیباسازی شهر تهران این شبها به خیابانها آورده چیست؟
از ۲ هفته پیش، برگزاری جشن عروسی پشت تریلی و تابلوهای شهری با جمله «ندیدن این صحنه جرم است» توجه شهروندان را بهخود جلب کرده، اما هیچ توضیح بیشتری درباره این جمله عنوان نشده و همین ابهام، کنجکاوی مردم را برانگیخته است. همه دوست داشتند بدانند منظور از صحنه جرم چیست؟
این ابهام با مشاهده یک تریلی عجیبوغریب در خیابانهای شهر پیچیدهتر شد. روی تریلی که از معابر اصلی شهر رد میشد، یک جشن عروسی برپا بود، صدای موسیقی شاد جنوبی با سنج و دمام در خیابانها پیچید و مهمانان و عروس و داماد تریلیسوار، برای شهروندان دست تکان دادند. تهرانیها هم که در طول تاریخ، شادی و غم را شانهبهشانه همشهریانشان تجربه کردهاند، از تماشای خوشحالی این عروس و داماد شاد و در جشن آنها شریک شدند، غافل از اینکه این جشن متفاوت، بخشی از یک کمپین بوده و قرار است پیامی خاص را منتقل کند.
تا اینکه دوشنبه شب همهچیز ناگهان رنگ عوض کرد و جای خنده و شادی را اشک و غم گرفت. کارناوال عروسی با چرخشی ناگهانی به تریلی عزا تبدیل شد؛ تصویری استعاری از عروسی خونین جزیره سیریک که با بمباران آمریکا به سوگ ملی تبدیل شد. شهروندان این بار عروس تنها و غمگینی را دیدند که در سوگ عزیزانش اشک میریخت و جشن عروسیاش به عزا تبدیل شده بود.
این تغییر، فاصله میان شادی و فاجعه و پیامدهای انسانی جنگ را در قالبی نمادین به شهروندان نشان میداد. اما در این میان میدان تجریش، ایستگاه پایانی و نقطه عطف این کمپین بود. مخاطبان تصاویر و رویدادهای ۱۵ روز گذشته را در کنار یکدیگر دیدند و به درک کاملتری از پیام کمپین رسیدند.
تابلوهای شهری هم این بار پر شد از تصاویر صحنههای جرم و جنایت دشمن علیه مردم بیگناه، از فاجعه ناو دنا گرفته تا حمله به مدرسه میناب و جشن عروسی در جزیره سیریک. پیام این کمپین، یادآوری تجربه جمعی شادی، سوگ و مطالبه عدالت از سوی مردمی بود که در یک سال گذشته شانهبهشانه هم، با همدلی و وطندوستی در برابر جنایات دشمن ایستادند و مفهوم ایستادگی را به تصویر کشیدند.
روایتهای فرهنگی در شکلدهی به گفتوگوی عمومی نقش مهمی دارند. شهر بستری برای شکلگیری تجربههای مشترک، انتقال معنا و گفتوگوی اجتماعی است. رویدادهای فرهنگی و روایتهای شهری میتوانند مسائل مهم اجتماعی و سیاسی را از سطح خبر فراتر ببرند و به تجربهای ملموس برای شهروندان تبدیل کنند. تبلیغات محیطی زمانی از اطلاعرسانی صرف فراتر میرود که با زبان تصویر، نماد و روایت، مخاطب را به دیدن، پرسیدن و فکرکردن دعوت کند.
در این رویکرد، شهروند با کنار هم گذاشتن نشانهها و دنبالکردن روایت، در کشف معنا مشارکت میکند. روایتهای شهری میتوانند مسائل مهم جامعه را از سطح خبر فراتر ببرند و با زبان تصویر و نماد، به تجربهای ملموس برای شهروندان تبدیل کنند.
عابران از میدان تجریش، توجهشان به نمایشی جلب میشود که پرده آخر کمپین است، نمایش نمادین زندانیشدن دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا. جنایتکار میناب و سیریک پشت میلههای زندان، در انتظار اجرای عدالت است و مردم با نگاهی سرشار از خشم و انتقامجویی، به این صحنه چشم میدوزند. عروس عزادار پشت تریلی، پای تابوتهای شهدای سیریک در میدان تجریش، پرچم ایران را بر شانه انداخته است و مردم با همدردی با خانوادههای شهدا، بر ضرورت پاسخگویی و پیگیری جنایتهای منتسب به آمریکا تاکید میکنند.
منبع: روزنامه همشهری
