محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در تازهترین اظهارات خود از تغییر لحن واشنگتن در نامه جیدی ونس، ادامه تبادل پیامها و شروط هفتگانه ایران برای بازگشت به میز مذاکره خبر داده؛ با این حال، تاکید او بر بسته ماندن تنگه هرمز و ضرورت تنبیه آمریکا نشان میدهد فاصله میان دو طرف برای رسیدن به توافق همچنان قابل توجه است.
رویداد۲۴| محسن رضایی شب گذشته در گفتوگوی تلویزیونی خود جزئیات تازهای از روند تبادل پیامها با آمریکا ارائه کرد؛ اظهاراتی که در کنار تحولات دیپلماتیک روزهای گذشته، تصویری روشنتر از وضعیت مذاکرات غیرمستقیم و موانع پیش روی آن ترسیم میکند.
یکی از مهمترین بخشهای گفتوگوی اخیر محسن رضایی، توضیحات او درباره نامه جیدی ونس بود؛ نامهای که در روزهای گذشته به یکی از محورهای اصلی اخبار مربوط به احتمال ازسرگیری مذاکرات ایران و آمریکا تبدیل شده است.
رضایی گفت هنوز پاسخی به این نامه نداده، اما لحن آن با مکاتبات قبلی آمریکا تفاوت دارد. او همچنین تاکید کرد که این نامه با نامهای که دونالد ترامپ پیشتر برای رهبر جمهوری اسلامی فرستاده بود، متفاوت است.
اهمیت این مکاتبه تنها به محتوای آن محدود نمیشود. انتخاب محسن رضایی بهعنوان مخاطب نامه معاون رئیسجمهور آمریکا نیز حامل پیام سیاسی مهمی است. واشنگتن ظاهرا به این جمعبندی رسیده که برای رسیدن به توافقی پایدار، باید با فردی وارد ارتباط شود که علاوه بر جایگاه امنیتی، در ساختار سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی نیز نفوذ و سابقه قابل توجهی دارد.
روزنامه واشنگتنپست پیشتر در گزارشی به قلم دیوید ایگنیشس نوشته بود که ونس در نامه خود پیشنهاد دیدار مستقیم با رضایی را مطرح کرده است. بر اساس این گزارش، معاون ترامپ بر منافع مشترک دو کشور و امکان دستیابی به توافقی برای پایان جنگ تاکید کرده بود.
عباس عراقچی وزیر خارجه کشورمان نیز در نشست دوحه، نامه «ونس» را گامی مثبت خواند، اما گفت تا زمانی که واشنگتن با شروط ایران موافقت نکند، دیدار مستقیم لازم نیست.
با این حال، هنوز متن کامل نامه منتشر نشده و نمیتوان درباره میزان امتیازهایی که آمریکا حاضر است به تهران بدهد، قضاوت دقیقی داشت. نکته مهم در سخنان رضایی این بود که او از سه مرحله تبادل پیشنهاد میان دو طرف خبر داد. به گفته وی، پاسخ نخست آمریکا قانعکننده نبوده، پیشنهاد دوم نسبت به مرحله قبل مناسبتر، اما همچنان مشکوک بوده و پاسخ سوم نیز با وجود پیشرفتهایی، ابهاماتی داشته است.
او گفت ایران آخرین پاسخ آمریکا را دریافت کرده و بررسیها درباره آن ادامه دارد. این توضیحات نشان میدهد ارتباط میان دو طرف قطع نشده، اما هنوز بر سر چارچوب و تضمینهای یک توافق احتمالی اختلاف وجود دارد.
هفت شرط ایران؛ مانع اصلی بازگشت به میز مذاکره چیست؟
محور اصلی مواضع رضایی، شروط هفتگانهای است که تهران آنها را پیششرط هرگونه مذاکره و بازگشایی تنگه هرمز معرفی میکند. دبیر شورای عالی امنیت ملی تاکید کرد ایران قصد ندارد به الگوی قبلی مذاکرات بازگردد و ابتدا باید تغییر رفتار آمریکا را در عمل مشاهده کند. او همچنین گفت در هر یک از این هفت شرط، دو تا سه زیرشرط وجود دارد و ایران در تدوین شروط جدید تلاش کرده ابهاماتی را که در تفاهم اسلامآباد وجود داشت، برطرف کند.
یکی از مهمترین اختلافات مربوط به مدیریت تنگه هرمز است. به گفته رضایی، در تفاهم پیشین به رعایت حقوق بینالملل در اداره تنگه اشاره شده بود؛ موضوعی که از نگاه تهران میتوانست زمینهساز محدودیتهایی برای اعمال مدیریت ایران باشد. به گفته او در شروط جدید، این ابهامات برطرف شده و موضوع مدیریت تنگه بدون ابهام در اختیار ایران قرار خواهد گرفت.
رضایی همچنین از ابتکاراتی برای دریافت وجوه عبور کشتیها خبر داد و تاکید کرد این پرداختها نباید به وعدههای نسیه تبدیل شود.
این موضع در حالی مطرح میشود که تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انتقال انرژی در جهان است و ادامه محدودیت کشتیرانی در آن، علاوه بر اقتصاد کشورهای منطقه، بازار جهانی نفت و تجارت بینالمللی را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
نکته قابل توجه آن است که رضایی بازگشایی تنگه را حتی به تحقق کامل شروط ایران گره زده و صراحتا گفته است تا پیش از اجرای آنها، امکان بازگشایی وجود ندارد.
آنطور که عراقچی گفته این شروط شامل لغو تحریمهای پس از تفاهمنامه اسلامآباد و کاهش نیروهای آمریکایی است. پیشنهاد کاهش دوره اجرای طرح ایران به دو روز نیز در حال بررسی است. پیشنویس پیشنهادی توافق فراتر از پرونده هستهای، موضوعاتی، چون ذخایر اورانیوم، امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز و کاهش تحریمها را در برمیگیرد.
مذاکرات تهران و دوحه چه نتیجهای داشت؟
در کنار نامه ونس، تحرکات قطر یکی از مهمترین بخشهای تلاشهای دیپلماتیک روزهای اخیر بوده است.
میانجیگران قطری روز جمعه در تهران با مقامهای ایرانی بیش از ۱۲ ساعت گفتوگو کردند. این رایزنیها در ادامه نشستها و تماسهای قبلی برای یافتن راهی جهت پایان دادن به جنگ انجام شد. پس از این مذاکرات، نمایندگان ایران برای ادامه رایزنیها به دوحه رفتند. به این ترتیب، قطر همچنان یکی از مهمترین کانالهای ارتباطی میان تهران و واشنگتن باقی مانده است.
گزارش رویترز حاکی از آن است که قطر پیشنهادی هفتروزه برای ایجاد اعتماد میان دو طرف مطرح کرده، اما تهران این پیشنهاد را ناکافی دانسته است. اختلاف بر سر محاصره دریایی ایران، داراییهای مسدودشده و ترتیبات عبور و مرور از تنگه هرمز از جمله موضوعات مهم این رایزنیهاست.
در همین حال، عباس عراقچی اعلام کرد برنامهای برای مذاکره مستقیم با مقامهای آمریکایی وجود ندارد و پیام ارسالی ونس همچنان در حال بررسی است. او در عین حال تاکید کرد ارتباط با میانجیگران قطری و پاکستانی ادامه دارد.
این موضع با اظهارات رضایی تفاوت مهمی ندارد؛ چراکه دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز مذاکره را به پذیرش شروط ایران مشروط کرده است. به نظر میرسد در شرایط فعلی، تهران ترجیح میدهد پیش از ورود به مذاکرات رسمی، از طریق واسطهها میزان انعطافپذیری واشنگتن را بسنجد.
ترامپ هنوز تصمیم نگرفته
در سوی دیگر ماجرا، مواضع واشنگتن نیز ترکیبی از پیامهای دیپلماتیک و تهدیدهای نظامی است.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، گفته است دونالد ترامپ هنوز درباره اقدام نظامی تصمیم نهایی نگرفته و دیپلماسی را ترجیح میدهد، اما واشنگتن برای اقدام نظامی نیز آمادگی دارد. خود ترامپ، اما در آخرین اظهاراتش و در پاسخ به سوالات خبرنگاران گفته که قصد ندارد تصمیمش را به رسانهها بگوید. در عین حال مدعی شده ایران خواهان توافق است. وی در واکنش به دستورات صریح رهبری برای پاسخ فوری، اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی، نیز با همان ادبیات تند پیشین ادعا کرده که «این صدایی است که از ناامیدی برمیآید وقتی جامه قدرت به آن پوشانده میشود. هشت ماه پیش، ایران یک نیروی دریایی فعال، یک شبکه دفاع هوایی، تأسیسات هستهای زیرزمینی در فردو و نطنز، و شبکهای از نیروهای نیابتی داشت که میتوانستند به طور جدی هر متحد آمریکایی در خاورمیانه را تهدید کنند. امروز نیروی دریاییاش در ته دریاست. زیرساختهای هستهایاش نابود شده است. حزبالله تضعیف شده است.»
رویترز در گزارش خود به نگرانی دولتهای منطقه از احتمال ازسرگیری حملات آمریکا پس از انتخابات میاندورهای کنگره اشاره کرده است. همزمان، گزارشهایی درباره بررسی گزینههای نظامی در واشنگتن منتشر شده که نشان میدهد مسیر دیپلماسی هنوز با خطر جدی مواجه است.
از سوی دیگر، مواضع تهران نیز چندان نشانی از عقبنشینی ندارد. رضایی در گفتوگوی تلویزیونی خود تاکید کرد ایران در موضوع هستهای ابتدا درباره حقوق خود مذاکره میکند، نه اینکه از ابتدا محدودیتهای تازهای را بپذیرد. او همچنین هشدار داد در صورت آغاز دوباره جنگ، پاسخ ایران بسیار سنگین خواهد بود.
این مواضع در شرایطی مطرح میشود که مسئله هستهای یکی از اصلیترین اختلافات میان تهران و واشنگتن است. آمریکا خواهان تعیین تکلیف برنامه هستهای ایران و تضمینهایی برای جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هستهای است، در حالی که ایران حاضر نیست پیش از تعیین تکلیف مطالبات خود، وارد مذاکراتی شود که نتیجه آن محدودیتهای یکطرفه باشد.
نه توافق نزدیک است، نه خطر جنگ از بین رفته است
مجموع تحولات روزهای اخیر نشان میدهد دیپلماسی میان ایران و آمریکا به مرحلهای حساس رسیده است. نامه ونس، رفتوآمد هیاتهای قطری، ادامه تبادل پیامها و نشست امنیتی تهران همگی بیانگر آن هستند که طرفین هنوز امکان توافق را کاملا کنار نگذاشتهاند.
اما مشکل اینجاست که دو طرف ظاهرا از نقطه شروع متفاوتی به مذاکرات نگاه میکنند. واشنگتن به دنبال تعیین تکلیف موضوع هستهای و ایجاد محدودیتهای مشخص برای ایران است، در حالی که تهران میخواهد ابتدا درباره توقف جنگ در همه جبههها، رفع محاصره، آزادسازی داراییها و مدیریت تنگه هرمز به توافق برسد.
از این منظر، نامه ونس را نمیتوان بهتنهایی نشانه نزدیک شدن صلح دانست. تغییر لحن آمریکا، اگر با تغییر در پیشنهادهای عملی و ارائه تضمینهای قابل اتکا همراه نشود، ممکن است صرفا فرصتی برای ادامه چانهزنی باشد.
در عین حال، اصرار تهران بر اجرای کامل شروط پیش از آغاز مذاکره نیز میتواند مسیر رسیدن به توافق را طولانیتر کند؛ بهویژه آنکه هر دو طرف همچنان گزینه نظامی را روی میز نگه داشتهاند.
شاید مهمترین بخش سخنان رضایی نه تهدیدهای نظامی او، بلکه اعتراف ضمنی به هزینههای مقاومت باشد؛ جایی که گفت زندگی مردم سخت شده و کشور هزینههایی پرداخته است. این بخش از اظهارات او یادآور واقعیتی است که در محاسبات سیاسی و نظامی نباید نادیده گرفته شود؛ ادامه بنبست دیپلماتیک فقط برای دولتها هزینه ندارد و فشار اصلی آن بر اقتصاد و زندگی روزمره مردم تحمیل میشود.
در نهایت، سرنوشت نامه ونس و پاسخ احتمالی تهران میتواند در تعیین مسیر روزهای آینده تعیینکننده باشد. با این حال، تا زمانی که اختلافات بر سر شروط ایران، برنامه هستهای و تنگه هرمز حل نشده و تضمینی برای جلوگیری از حمله مجدد وجود نداشته باشد، منطقه همچنان میان دو احتمال صلح شکننده و جنگی تازه معلق خواهد ماند.
