اقتصادنیوز: لاهوتی گفت: آقای قالیباف نامهای به آقای رئیس جمهور نوشته به این ترتیب که شما اصلاح بودجه را به مجلس بدهید، آقای پورمحمدی نیز در صحن علنی مجلس حضور پیدا کردند و جلسهای برگزار کردیم. حتی در آن جلسه، ایشان پیشنهاد داد کمیتهای تشکیل شود تا موضوع اصلاح بودجه را بررسی کند.
مهرداد لاهوتی ضمن اینکه از شروع جلسات دولت و مجلس برای تدوین لایحه بودجه سال آینده اطلاع میدهد، از نامه قالیباف به پزشکیان درباره ارائه اصلاحیه بودجه و رد آن توسط دولت خبر میدهد.
در ادامه گفتگو با مهرداد لاهوتی، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی را میخوانید:
*آقای لاهوتی از جلسات آنلاین صحن علنی مجلس چه خبر؟ ارتباط به راحتی برقرار میشود؟
در خصوص برگزاری جلسات آنلاین و امکان اتصال افراد برای طرح نکات و پیشنهادهایشان، باید توضیح بدهم که در اوایل جنگ با مشکل قانونی مواجه بودیم. طبق قانون، جلسات الزاماً و اجباراً باید در صحن علنی مجلس برگزار میشد. به همین دلیل، قانون را اصلاح کردیم تا امکان برگزاری جلسات به شکلهای مختلف، از جمله حضوری و وبینار فراهم شود.
در عمل نیز همان اقداماتی که در جلسات حضوری انجام میشود، در جلسات مجازی دنبال میشود و نمایندگانی که امکان حضور دارند، بهصورت حضوری شرکت میکنند، به این صورت که آن نمایندههایی که نطق یا دفاع دارند به صورت حضوری در جلسه شرکت میکنند و آنهایی که امکان داشته باشند، به صورت مجازی در صحن حاضر میشوند. در جلسات علنی مجلس، معمولاً تعداد حاضران حدود ۲۶۰ تا ۲۷۰ نفر است. به دلیل مأموریت نمایندگان، مرخصیها و مسائل دیگر، تعداد حاضران معمولاً در همین حدود بوده است؛ مگر در مناسبتهای خاصی مانند رأی اعتماد یا استیضاح که حضور نمایندگان بیشتر میشود.
در جلساتی هم که اکنون برگزار میکنیم، تعداد حاضران تقریباً به همین شکل است و نمایندگان حضور خوبی دارند. البته از هفته آینده، ترکیب جلسات تغییر خواهد کرد و قرار است جلسات دوباره در صحن علنی مجلس برگزار شود و از هر کمیسیون نیز یکسوم اعضا بهصورت گردشی در جلسات حضوری شرکت خواهند کرد.
محل فعلی برگزاری جسلات علنی مجلس ظرفیت حضور همه نمایندگان را ندارد
جلسات کمیسیونهای مجلس در تمام این مدت برگزار شده است. حتی در اوایل جنگ نیز جلسات بهصورت حضوری و در مکانهای مختلف برگزار میشد و کارها متوقف نشد، بلکه با سرعت بیشتری ادامه پیدا کرد. با این حال، چون مردم تصویر مشخصی از جلسات علنی در صحن مجلس در ذهن داشتند، برگزاری جلسات در مکانهای دیگر ممکن بود با آن تصویر همخوانی نداشته باشد. امیدواریم از هفته آینده بتوانیم به روال قبلی بازگردیم.
*در جلسات صحن علنی مجلس که به صورت آنلاین برگزار میشود، ممنوعیت و محدودیتی از قبیل تعداد نمایندگان حاضر وجود دارد؟
در برگزاری جلسات آنلاین هیچ محدودیتی وجود ندارد. بیشتر نمایندگان، از یکشنبه تا چهارشنبه، در تهران حضور دارند؛ زیرا جلسات کمیسیونها در همین روزها برگزار میشود. بنابراین، مانعی برای حضور آنها وجود ندارد. البته ممکن است فضای فعلی برگزاری جلسات از نظر ظرفیت، امکان حضور همه نمایندگان را فراهم نکند؛ اما از هفته آینده شکل برگزاری جلسات به روال قبلی بازمیگردد.
یکی از نمایندهها به دلیل قطعی اینترنت نتوانست با وزیر پیشنهادی دفاع صحبت کند!
*هنگام شرکت در جلسه صحن علنی مجلس به صورت آنلاین، آیا تاکنون با مشکل اینترنت یا اختلال در ارتباط مواجه شدهاید؟
تاکنون مشکل جدی نداشتهایم، اما ممکن است ارتباط ضعیف شود. من خودم را برای این شرایط آماده کردهام و اگر قرار باشد در جلسهای بهصورت آنلاین شرکت کنم، تلاش میکنم در محل مناسبی مستقر شوم تا ارتباط برقرار باشد.
البته چنین اتفاقی پیش آمده است. همین امروز نیز یکی از نمایندگان محترم نتوانست در جلسه کمیسیون که آقای اخلاقی، وزیر پیشنهادی وزارت دفاع پیشنهاد شده، ارتباط برقرار کند، علت این بود که نمایندگان در این هفته در حوزههای انتخابیه خود حضور داشتند و ممکن بود برخی در روستاها یا مناطق دیگری باشند که امکان دسترسی مناسب به اینترنت وجود نداشته باشد.
البته وقوع این اتفاقات در برگزاری جلسات مجازی اتفاق غیرمعمولی نیست و ممکن است در جلسات دیگر نیز چنین مشکلاتی پیش بیاید.
*با این حال، در شرایط کنونی، با توجه به پیشرفتهای فناوری و توسعه هوش مصنوعی، انتظار این است که دسترسی به اینترنت با مشکلات کمتری همراه باشد...
بله، نکتهای که شما نیز به آن اشاره کردید، این پیام را دارد که باید به موضوع اینترنت توجه بیشتری داشته باشیم.
ابتدا باید بگویم که چنین برداشتی کاملاً دقیق نیست. وظیفه مجلس قانونگذاری و نظارت است و ما هر هفته، روزهای سهشنبه، جلسات نظارتی داریم.
در همین زمینه، بابت تأخیری که در افزایش اعتبار کالابرگ پیش آمد، از مردم عذرخواهی میکنم. یکی از نتایج جلسات مشترک مجلس و دولت، افزایش اعتبار کالابرگ بود. در یکی از این جلسات، بانک مرکزی با افزایش اعتبار کالابرگ موافق بود. آقای قالیباف که ریاست جلسه را بر عهده داشت، نیز موافق بود و وزیر اقتصاد هم از این افزایش حمایت میکرد. نکته جالب این بود که آقای میدری با این پیشنهاد مخالفت میکرد و استدلالش این بود که این اقدام موجب افزایش تورم میشود.
پس از صحبتهای ایشان، من نیز صحبت کردم و گفتم: وقتی همه اعضای حاضر در این جمع با افزایش اعتبار کالابرگ موافق هستند، شما چرا مخالفت میکنید؟ شما وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی هستید و یکی از وظایف اصلی شما، توجه به معیشت مردم است. شما مسئول تورم نیستید، شما مسئولیت دارید که برای بهبود وضعیت معیشتی مردم اقدام کنید.
مجلس واقعاً تا آنجا که امکان دارد، به دولت کمک میکند تا بتواند بحرانهای موجود را مدیریت کند و شرایط بهگونهای پیش نرود که زندگی مردم از این سختتر شود.
قبول داریم که وضعیت موجود و گرانیها قابل توجیه نیست، اما نکات دیگری هم وجود دارد. به هر حال باید شرایط جنگ، تحریم و محاصره اقتصادی را نیز در نظر بگیریم. سالانه حدود ۱۶۰ میلیون تن واردات و صادرات داریم که بیش از ۸۵ تا نزدیک به ۹۰ درصد آن از سواحل جنوبی کشور انجام میشود. به نظر من، این وضعیت ناشی از یک خطا در گذشته بوده که باید از آن درس بگیریم. برای مثال، چرا نباید از ظرفیت دریای خزر استفاده کنیم؟ البته باید بپذیریم که در حال حاضر این حجم از کالاها از مسیرهای مختلفی وارد کشور میشوند و همه تلاش میکنیم تا بتوانیم شرایط را مدیریت کنیم. قصورها، انتقادها و مطالباتی هم وجود دارد و این انتقادها را میپذیریم.
دولت کسری بوددجه ندارد
برای نمونه درباره موضوع کالابرگ بسیاری تصور میکنند دولت با کسری بودجه مواجه است اما من معتقدم دولت از نظر درآمد در شرایط نامناسبی قرار ندارد، باید شرایط درآمدی دولت را نیز بررسی کنیم. بر اساس پیشبینی ما، درآمد دولت در سال جاری حدود ۶ هزار و ۵۰۰ هزار میلیارد تومان بوده است که این درآمد ناشی از دو منبع مهم درآمدی دولت، مالیات و نفت هستند.
در بخش مالیات، پیشبینی کرده بودیم که دولت حدود ۲ هزار و ۸۰۰ هزار میلیارد تومان درآمد مالیاتی داشته باشد. در آخرین جلسهای که با آقای دکتر سبحانیفر از سازمان امور مالیاتی داشتیم، اعلام شد که در پنجماهه نخست امسال، ۹۳ درصد از درآمد مالیاتی پیشبینیشده، وصول شده است. معمولاً مردم تمایل دارند در ماههای بهمن و اسفندمالیات پرداخت کنند. بنابراین، این آمار نشان میدهد که دولت میتواند درآمد مالیاتی قابلتوجهی وصول کند و حتی میزان درآمد آن از پیشبینیها نیز بیشتر شود.
ناترازی در درآمدهای نفتی وجود ندارد
در بخش نفت نیز شرایط به همین شکل است. میزان صادرات نفت ما به یک میلیون و ۷۷۲ هزار بشکه در روز رسیده است. البته در این زمینه ناترازیهایی وجود دارد، اما باید توجه کنیم که در قانون بودجه، قیمت هر بشکه نفت را ۵۴ دلار پیشبینی کرده بودیم؛ درحالیکه نفت را با قیمتهایی از ۶۰ دلار تا حتی ۱۰۰ دلار نیز فروختهایم. بنابراین، بخشی از ناترازی موجود در میزان صادرات نفت میتواند از محل افزایش قیمت فروش جبران شود.
بالارفتن نرخ دلار درآمد دولت را افزایش میدهد
همچنین نرخ تسعیر ارز را در قانون بودجه حدود 123 هزار تومان در نظر گرفته بودیم، اما اکنون قیمت ارز افزایش یافته است. اگر افزایش نرخ ارز برای مردم مشکلاتی ایجاد میکند، اما از سوی دیگر، درآمدهای دولت نیز افزایش مییابد. حتی افزایش تورم، با وجود اینکه به مردم آسیب میزند، میتواند درآمدهای اسمی دولت را افزایش دهد؛ برای مثال، وقتی ارزش یک کالا افزایش پیدا میکند، میزان مالیات پرداختی آن نیز بیشتر میشود.
البته دولت هزینههایی هم دارد که باید تأمین کند؛ از جمله هزینههای ناشی از خسارتهایی که در جنگ به کشور وارد شده است. این خسارتها باید جبران شوند. برای نمونه پیش از جنگ، در اوج مصرف زمستانی با ناترازی حدود ۳۰۰ میلیون مترمکعبی گاز مواجه بودیم. در پی تهاجم آمریکا، حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب دیگر نیز به این ناترازی اضافه شد. دولت تلاش کرد بخشی از این میزان، یعنی حدود ۱۰۰ میلیون مترمکعب، را جبران کند که رقم قابلتوجهی است. با این حال، هزینههای دیگری نیز وجود دارد که باید در محاسبات لحاظ شوند.
نکته دیگر این است که کشور ما ظرفیتها و داراییهای متنوعی دارد و باید از این ظرفیتها بهدرستی استفاده کنیم. زمانی که آقای دژپسند وزیر اقتصاد بود، گزارشهایی ارائه میشد مبنی بر اینکه حدود ۸ هزار هزار میلیارد تومان از اموال دولت قابلیت مولدسازی دارند. اکنون این رقم افزایش یافته است.
کاهش تعداد بشکههای نفت صادراتی، تغییری در درآمد دولت به وجود نیاورده
انشاءالله با پیروزی ملت ایران در این جنگ، بتوانیم با استفاده از منابع و ظرفیتهای کشور، از جمله صادرات نفت و توسعه صادرات غیرنفتی، اقتصاد را به مسیر منطقیتری هدایت کنیم و آسیبهای اقتصادی موجود را تا حد امکان کاهش دهیم؛ بهگونهای که مردم نیز بهبود شرایط را در سفرههای خود احساس کنند.
*شما به صادرات نفت بهعنوان یکی از منابع درآمدی دولت اشاره کردید. نکتهای وجود دارد این است که با وجود محاصره دریایی کماکان این صادرات نفتی ادامه دارد؟
دولت همچنان از محل فروش نفت درآمد دارد.
*از چه طریقی؟ ایران محاصره دریایی را شکسته است؟
خیر، میزان صادرات نفت در ماههای مختلف متفاوت است. من درباره میانگین میزان صادرات صحبت کردم. بر اساس قانون بودجه امسال، باید روزانه یک میلیون و ۷۷۲ هزار بشکه نفت صادر میکردیم. قیمت هر بشکه نفت را نیز ۵۴ دلار و نرخ تسعیر ارز را حدود 123 هزار تومان در نظر گرفته بودیم. اکنون از نظر تعداد بشکههای صادراتی با کاهش مواجه شدهایم اما قیمت فروش نفت از ۵۴ دلار به محدوده ۶۰ تا 100 دلار سیده است. بنابراین، با وجود کاهش تعداد بشکهها در صادرات نفت میزان سقف درآمد دولت با آنچه پیشبینیشده تغییری نکرده است.
*بحث ما از اینجا آغاز شد که برخی معتقدند مذاکرات دولت بر عملکرد مجلس سایه انداخته است؛ بهویژه درباره عملکرد آقای قالیباف. منتقدان میگویند ریاست ایشان بر هیئت مذاکرهکننده باعث شده این موضوع بر عملکرد مجلس نیز تأثیر بگذارد. شما بهعنوان نماینده عضو فراکسیون مستقلین، با این دیدگاه موافق هستید؟
خیر، من این موضوع را رد میکنم. بر اساس اصول ۷۷ و ۱۲۵ قانون اساسی، دولتها برای امضای موافقتنامهها در مرحله آغازین مذاکرات، نیازی به اجازه مجلس ندارند. من بابت اظهارنظرهای خلاف قانون اساسی برخی همکاران تعجب میکنم . حتی اگر کشور در شرایط جنگی هم نبود، رئیس جمهور قرار بود به چین یا کشور دیگری برود، ابتدا به ساکن باید از ما اجازه بگیرد که میخواهد در سفرش چه توافقنامهها یا موافقتنامههایی امضاء کند؟ کجای قانون اساسی آمده است که دولت برای آغاز چنین مذاکراتی باید از مجلس اجازه بگیرد؟ بنابراین نیاز به اجازه ندارد.
اما نکته مهم این است که اگر قرار باشد موافقتنامهای در کشور اجرا شود، دولت بر اساس همین دو اصل قانون اساسی، یعنی اصول ۷۷ و ۱۲۵، مکلف است آن را برای تأیید به مجلس شورای اسلامی ارائه کند. طبق اصل ۷۷ قانون اساسی، همه عهدنامهها، مقاولهنامهها، قراردادها و موافقتنامههای بینالمللی باید به تأیید مجلس شورای اسلامی برسند.
در موضوع برجام نیز دولت همین مسیر را طی کرد و در نهایت تأیید قوه مقننه را گرفت. اکنون هم دولت در حال مذاکره است و هنوز اتفاق نهایی رخ نداده است. زمانی که قرار باشد توافق نهایی شکل بگیرد، طبیعتاً موضوع باید در چارچوب قانون اساسی به مجلس ارائه شود. البته مجلس نیز نماینده مردم است و تصمیمگیری در این زمینه باید در مسیر قانونی و با توجه به منافع مردم انجام شود.
قالیباف با دشمن مذاکره کرد
اما درباره آقای قالیباف، من شخصاً این موضوع را از خود ایشان پرسیدم. ایشان در جلسه عمومی نیز توضیح دادند که به نظر من، پذیرفتن این مسئولیت نوعی ایثار و فداکاری بود؛ زیرا به گفته ایشان، همه اعضای شورای عالی امنیت ملی اتفاقنظر داشتند که ایشان در رأس هیئت مذاکرهکننده قرار بگیرند. در چنین شرایط بحرانی و دشواری، ایشان چه باید میکرد؟ شما شخصیت آقای دکتر قالیباف را میشناسید. ایشان با توجه به سابقه نظامی خود میتوانستند به میدان نبرد نیز کمک کند، اما در عین حال مسئولیت هدایت هیئت دیپلماسی را پذیرفت و در رأس آن قرار گرفت. قالیباف با دشمن مذاکره کرد. من واقعاً تعجب میکنم که برخی از دوستان ما درباره کسانی که برای مذاکره با دشمن رفتهاند، اینگونه اظهارنظر میکنند. طرف مقابل با این هدف وارد میدان شده بود که حکومت جمهوری اسلامی را ساقط کند و نظام ما را از میان ببرد، اما موفق نشد.
مردم سنگال به دلیل پیروزی ایران برابر آمریکا احساس غرور میکنند
اکنون اگر به فضای بینالمللی نگاه کنید، میبینید که در بسیاری از محافل، نام ایران با احساس غرور و افتخار مطرح میشود. در همین ایام در اجلاسی در سنگال که مرتبط با قوه مقننه شرکت کردم. آنجا واقعاً احساس غرور و افتخار میکردیم که ایرانی هستیم. در آن فضا، از ایران بهعنوان کشوری یاد میشد که در این میدان سربلند بیرون آمده است و مردم سنگال حس غرور و افتخار نسبت به ایران داشتند. وقتی همه دنیا میگویند جمهوری اسلامی ایران پیروز این جنگ شئه چرا باید خودمان اینگونه به خودمان ضربه بزنیم؟
اگر هر کس دیگری به جای قالیباف به مذاکرات میرفت، با همین انتقادات مواجه میشد
چه کسی باید مسئولیت مذاکره را بر عهده میگرفت؟ اگر آقای قالیباف نمیرفتند، آیا فرد دیگری که این مسئولیت را میپذیرفت، با همین انتقادها مواجه میشد. به نظر من، در هر صورت چنین بحثهایی مطرح میشد.
در جمعبندی باید بگویم که موضوع آقای قالیباف نیز به داستانی مشابه آنچه درباره شهید مظلوم، آقای لاریجانی، مطرح شد، تبدیل شده است. من ۱۲ سال در مجلس کار کردهام و معتقدم ایشان جز به منافع ملی کشور به چیز دیگری توجه نداشتند و همواره از رهبری اطاعت میکردند.
به نظر من، ایشان در هدایت کشور و اداره قوه مقننه عملکردی کمنظیر داشتند و واقعاً نمیتوان بهسادگی نمونهای مشابه برای ایشان پیدا کرد.شبیه این داستانی که برای قالیباف در مذاکرات رخ داده، در قضیه برجام برای شهید لاریجانی پیش آمد.
*همین که میگفتند برجام طی 20 دقیقه تصویب و تایید شد؟
من آن زمان در مجلس حضور داشتم و به یاد دارم که حدود یک هفته در این زمینه تلاش شد. افراد مختلفی از طیفهای گوناگون در این موضوع حضور داشتند و طبیعتاً تلاش میکردند متن را اصلاح کنند. به هر حال، نتیجه به اینجا رسید. البته بحث ما به یادکردی از این شهید بزرگوار، استاد و فیلسوف برجستهای کشیده شد که سرمایهای برای کشور ما بودند. ماجرای قالیباف نیز به نظر من به ماجرای شهید لاریجانی شباهت پیدا کرده است.
به اعتقاد من، آقای قالیباف ایثار و ازخودگذشتگی کرد و این مسئولیت را بهعنوان یک تکلیف پذیرفت تا آنجا که در توانش بود، برای انجام این مسئولیت تلاش کرد. ممکن است اکنون کسی درباره پیشنویس اسلامآباد ایرادی مطرح کند یا بگوید چرا با دشمن مذاکره کردند، اما باید در نظر داشته باشیم که ایشان تا جایی که امکان داشت، تلاش کرده تا جایی که به گفته کارشناسان واقعاً کفه ترازوی مذاکرات به سمت منافع جمهوری اسلامی ایران سنگینتر است.
شهید لاریجانی میگفت دلیل ردصلاحیتم را کافی نمیدانم
*درباره شهید لاریجانی موارد مختلفی اتفاق افتاد از ادعای تصویب 20 دقیقهای برجام، تا رفتار اهانتآمیز با ایشان در حرم حضرت معصومه (س) و در نهایت ردصلاحیت شهید لاریجانی در انتخابات ریاست جمهوری، شما که 12 سال سابقه همکاری با ایشان را دارید، آیا خاطرهای از شهید لارجانی دارید؟
همانطور که گفتم، شهید لاریجانی شهید مظلوم بود. حتی به یاد دارم در همان مقطعی که ایشان رد صلاحیت شدند، ما برای انتخابات آماده شده بودیم. من این افتخار را داشتم که در حلقه نخست افرادی باشم که برای حضور ایشان تلاش میکردند. حدود یک سال تا یک سال و نیم پیش از انتخابات، فعالیتها را آغاز کرده بودیم و هر دو هفته یکبار جلسهای کوچک برگزار میکردیم.
شهید لاریجانی بیتالمال بود
نکته جالب این بود که بهمحض اعلام رد صلاحیت ایشان، اتفاقی افتاد که واقعاً برای من ماندگار شد. باور بفرمایید آنچه میگویم عین واقعیت است. در کشور ما اتفاقات مختلفی رخ داده است؛ حتی مواردی که برخی افراد به محض ردصلاحیت تلاش کردند مسیر حرکت کشور به سمتی هدایت شود که نتیجه انتخابات مطابق خواست عدهای باشد و یا انتخابات را به کام مردم تلخ کنند، اما آقای لاریجانی کمتر از 48 ساعت از اعلام ردصلاحیت ایشان ما را خواستند، در همان جلسه از همه ما تشکر کردند و گفت که به هر دلیلی رد صلاحیت شدهام هر چند دلایل ردصلایحتم را کافی نمیدانم اما تأکید کردند که قرار نیست این موضوع را ادامه دهند و به کشور آسیب وارد شود. از همه تشکر کردند و عملاً همانجا پرونده این موضوع را بستند تا زمینه اختلاف و تنش بیشتری در کشور ایجاد نشود.
شهید لاریجانی ناچار بود برابر اتهامها سکوت کند
نامهای هم که از ایشان به یادگار منتشر شد، متن بسیار زیبایی داشت. خاطرات زیادی از ایشان وجود دارد، اما نکتهای که میخواهم تأکید کنم این است که ایشان همواره منافع ملی کشور را در اولویت قرار میدادند. در بسیاری از مواقع، به ایشان آسیب وارد شد اما ناچار بود در برابر اتهامها و سخنان مختلف سکوت کند و همه واقعیتها را بیان نکند؛ اما چون منافع ملی برای ایشان اهمیت داشت، تلاش میکرد به وحدت، همدلی و مسیر پیشرفت کشور آسیبی وارد نشود.
اسرائیل هم میدانست شهید لاریجانی منجی ایران است
*در آن جلسهای که پس از رد صلاحیت شهید لاریجانی برگزار شد، به ایشان نگفتید که نسبت به ردصلاحیت خود اعتراض کند؟
همه دوستانی که در آن جلسه حضور داشتند، نگران بودند و صحبت کردند. همه ایشان را بهخوبی میشناختند و میدانستند که میتواند برای کشور منجی باشد. لاریجانی برای خودش نبود بیتالمال بود، ایشان سرمایه نظام بودند؛ سرمایهای که نظام برای پرورش و بهکارگیری تواناییهایش در مسئولیتهای مختلف هزینه کرده بود. آقای لاریجانی میتوانستند در مسئولیتهای گوناگون برای کشور منجی باشد.
حتی در جنگ اخیر نیز به نظر من، چون اسرائیل میدانست که حضور ایشان میتواند برای کشور منجی باشد. اسرائیلیها هم میدانستند که اگر ایشان در شورای عالی امنیت ملی حضور داشته باشد، میتواند به هدایت کشور در مسیر درست کمک کند، در نتیجه او را به شهادت رساندند. ما الان خلأ وجود شهید لاریجانی را در کشور احساس میکنیم.
در آن جلسه همه دوستان بابت ردصلاحیت شهید لاریجانی ناراحت بودند، اما ایشان به مسیری که آغاز کرده بود وفادار ماند. آنچه درباره ایشان اهمیت داشت، وفاداری به نظام جمهوری اسلامی بود. اتفاقی که برای ایشان رخ داد، باعث نشد در این وفاداری یا در مواضع و اظهارنظرهایشان تغییری ایجاد شود. آقای لاریجانی پس از رد صلاحیت نیز همان شخصیتی بودند که پیش از آن بودند.
*صحبت ما درباره آقای قالیباف بود که پس از جنگ ریاست هیئت مذاکرهکننده را بر عهده گرفتند. نکته دیگری که وجود دارد، صف وزرایی که درخواست استیضاح آنها در مجلس مطرح است، طولانی شده. ظاهراً درخواست استیضاح حدود ۹ تا ۱۰ وزیر مطرح شده است. برخی نمایندگان، پیگیر استیضاح وزرا هستند. به نظر شما، پشت این استیضاحها هدف یا جریان خاصی وجود دارد؟
همانطور که مستحضر هستید، ما رأی بینظیری به کابینه آقای پزشکیان دادیم. آغاز ریاستجمهوری آقای پزشکیان نیز با شهادت حضرت آیتالله رئیسی و خلأیی که از نظر مسئولیت قوه مجریه در کشور ایجاد شده بود، همزمان شد. مجلس نیز یک رأی اعتماد بسیار خوب و کمنظیری به همه وزیران داد، اما این به معنای آن نیست که اگر قوه مقننه به هر دلیلی به جمعبندی جدیدی برسد، نتواند درباره رأی اعتمادی که پیشتر داده، تجدیدنظر کند. ما از طرف مردم به وزیران رأی اعتماد دادهایم، اما این اعتماد به معنای نادیده گرفتن عملکرد آنان در ادامه مسیر نیست.
قرار نیست وزیران یکباره با استیضاح مواجه شوند. ابتدا تذکر مطرح میشود، سپس سؤال، تحقیق و تفحص، اعمال ماده ۲۳۴ و سایر ابزارهای نظارتی در اختیار مجلس قرار میگیرد. در نهایت، ممکن است مجلس به این جمعبندی برسد که باید وزیر را برکنار کند.
امکان دارد به نظر ۵۰ نفر از نمایندگان این باشد که وزیر باید استیضاح شود. این موضوع در صحن علنی مجلس به بحث گذاشته میشود. وزیر نیز فرصت دارد در مجلس حاضر شود و به پرسشها پاسخ دهد. ممکن است وزیری مانند آقای همتی نتواند پاسخهای قانعکنندهای به نمایندگان ارائه کند و در نتیجه برکنار شود؛ اما ممکن است وزیر دیگری پاسخهای قانعکنندهای ارائه دهد و در سمت خود باقی بماند.
منتقد متوقف کردن استیضاحها توسط هیئت رئیسه هستم
ما نمونههایی از این وضعیت داشتهایم. برای مثال، آقای نامجو، وزیر نیرو در مجلس نهم حاضر شد و با اختلاف چند رأی بالاتر مجدداً رأی اعتماد گرفت و در سمت خود ابقا شد.
این به معنای نبود تعامل میان مجلس و دولت نیست. همانطور که در بخش قبلی صحبتهایم درباره آقای قالیباف عرض کردم، افتخار میکنم که ایشان مسئولیت خود را بهخوبی انجام داده اما در این بخش نیز انتقادهایی به عملکرد هیئترئیسه وارد است. در هر صورت متوقف کردن و به تأخیر انداختن استیضاح وزرا کار خوبی نیست.
به خاطر دارم در دوره دولت آقای احمدینژاد، تصمیم گرفتیم برای نخستین بار در کشور از ابزار سؤال از رئیسجمهور استفاده کنیم. همه کشور آمدند و گفتند امکان ندارد که از رئیس جمهور سوال بپرسید. گفتم چه اشکالی دارد که رئیسجمهور به مجلس بیاید و به پرسشهای نمایندگان پاسخ دهد؟ من در این زمینه صحبتهایی دارم که در کتاب «تابو» نوشته آقای علی مطهری نیز منتشر شده است؛ ایشان هم از جمله افرادی بودند که در این موضوع حضور داشتند. در مجموعه در قضیه سوال از احمدینژادبرابر فشارها گفتیم اینجا خانه ملت است و رئیسجمهور میتواند در خانه ملت به مردم پاسخ دهد. چه ایرادی دارد؟
در دولت آقای روحانی نیز از همین ابزار استفاده شد. بنابراین، نباید چنین اقداماتی را به معنای نبود تعامل میان مجلس و دولت دانست.
انتقاد من به آقای قالیباف این است که چرا رسیدگی به موضوعاتی نظیر استیضاح به تأخیر میافتد. امکان دارد طی مدتی که یک وزیر در بلاتکلیفی به سر میبرد، اگر به مجلس بیاید، پاسخهای قانعکنندهای به نمایندگان و مردم ارائه دهد و در سمت خود باقی بماند؛ یا اینکه فرصتی فراهم شود تا رئیسجمهور فرد توانمندتری را جایگزین او کند. این ظرفیتها در قانون وجود دارند و مجلس باید از آنها استفاده کند. به تأخیر انداختن این فرایندها، برخلاف روح آییننامه و کارکرد نظارتی مجلس است.
ثبت سوال از روحانی در مجلس با فشار کمتری انجام شد
*وقتی قرار بود از آقای روحانی به عنوان رئیس جمهور سوال بپرسید، مانند همان فضا و فشارهایی که درباره احمدینژاد صورت گرفته بود، شکل گرفت؟
بله، همین فشار مشابه را ما آن زمان هم تجربه کردیم، منتها چون در دولت احمدینژاد برای اولین بار این اقدام صورت گرفت، به نسبت دوره احمدینژاد، ثبت سوال از روحانی با فشار کمتری صورت گرفت.
اگر فردا درباره چهار موضوع سؤال وجود داشته باشد و از آقای پزشکیان بخواهیم به مجلس بیایند و در خانه ملت به مردم پاسخ دهند، آیا این به معنای نبود تعامل است؟ به نظر من، چنین اقدامی نشاندهنده استفاده صحیح از ظرفیتهای قانونی و قوت است. ما باید از ظرفیتهایی که قانون اساسی در اختیارمان قرار داده است، استفاده کنیم.
برای مثال، یکی از ظرفیتهای قانون اساسی، همهپرسی است. من همیشه به روح بلند حضرت آیتالله بهشتی و دیگر دستاندرکاران تدوین قانون اساسی درود میفرستم. هر قانون اساسی ممکن است با گذشت زمان به اصلاحاتی نیاز پیدا کند، اما نکته مهم این است که قانون اساسی ما چگونه به نقش مردم توجه کرده است.
قانون اساسی میگوید ممکن است در مواردی تصمیمگیری برای مسئولان دشوار باشد. قانون اساسی این ظرفیت را در نظر گرفته است که در چنین شرایطی، نظر خود مردم پرسیده شود. این ظرفیت برای چه در نظر گرفته شده است؟ فلسفه حاکمیت چیست؟ حاکمیت برای مردم است. مردم انقلاب کردند و مردم صاحبان اصلی این نظام هستند.
نمیتوانیم در مواقعی که به نظر مردم نیاز داریم، از آنها نظرخواهی کنیم، اما در مواقع دیگر بگوییم مردم هنوز به سطحی از رشد و بلوغ نرسیدهاند که بتوانند نظر بدهند. یکی از مشکلات اقتصاد کشور ما نیز همین مسئله است. حدود ۸۰ درصد اقتصاد کشور در اختیار دولت قرار دارد و سهم بخش خصوصی حدود ۲۰ درصد است.
*البته آنها هم خصولتی هستند و به معنای دقیق کلمه خصوصی نیستند...
بله، بخشی از آنچه بخش خصوصی تلقی میشود، در واقع در اختیار مجموعههای خصولتی است.
برای مثال، به سهام عدالت توجه کنید. فلسفه واگذاری این سهام چه بوده است؟ قرار این بوده که هر یک سال یا یکسال و نیم پول به حساب افراد بریزد؟ اصلاً معنا ندارد. قرار بر این بود سهام واگذار شود تا مردم بدانند سهامدار کدام شرکت هستند و بتوانند در آن شرکت بهعنوان سهامدار یا عضو مجمع حضور داشته باشند و در انتخاب هیئتمدیره و مدیرعامل نقش ایفا کنند. اما در عمل، این هدف بهطور کامل محقق نشد و همچنان با ساختارهایی مواجه هستیم که دولت و مجموعههای وابسته به آن نقش پررنگی در آنها دارند.
بنابراین، راهی جز واگذاری امور کشور به مردم نداریم. هر اندازه بتوانیم اداره امور را در بخشهای مختلف به خود مردم واگذار کنیم، بهتر است. دولتها باید سه مسئولیت اصلی هدایت، حمایت و نظارت، را بر عهده داشته باشند.
دولت برای استفاده از ظرفیت زنان و جوانها گامهای جدی برداشته است
*آقای لاهوتی شما پیش از این بر ضرورت بهکارگیری نیروهای جوان تأکید کردید، آقای پزشکیان نیز بر این باور است که باید از نیروهای جوان و نخبه استفاده شود، پس چرا در عمل اتفاق نمیافتد؟
این دولت در زمینه بهکارگیری جوانان، و همچنین در زمینه استفاده از ظرفیت بانوان، نسبت به دولتهای دیگر گامهای جدیتری برداشته است. البته باید به نقطهای برسیم که حداقل ۳۰ درصد از پستهای مدیریتی کشور در اختیار زنان قرار بگیرد چراکه زنان ۵۰ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند. به خاطر دارم زمانی که خانم صادق بهعنوان وزیر راه مطرح شد، در مجلس میگفتیم که اگر او را به عنوان وزیر آموزشوپرورش یا وزیر ارشاد معرفی میشد، قابل پذیرش بود. اما وزارتخانهای مانند راه و شهرسازی، با آن ساختار گسترده و فعالیتهای عمرانی، وزارتخانهای سنگین و تأثیرگذار است.
اما در عمل مشاهده کردیم نقشآفرینی خانم صادق حتی در ایام جنگ واقعاً بینظیر بود. اگر از من درباره عملکرد وزرا سؤال شود، من با خودم و خدای خودم صادقانه میگویم که ایشان عملکرد بسیار خوبی داشتند. نه ایشان نیازی دارند که من چنین اظهارنظری داشته باشم و نه من نیازی به این کار دارم. ولی شاهد بودیم که هر اتفاقی رخ داد، وزیر راه بلافاصله در محل حاضر شد، مدیریت کرد و در فاصله زمانی بسیار کوتاهی توانست شرایط را به مسیر عادی بازگرداند. این کار بسیار دشواری بود و ایشان بهعنوان یک شیرزن، واقعاً توانمندی خود را نشان داد.
خانم صادق راه را باز کرد. دیگر بحث فقط خانم صادق نیست؛ ایشان نشان داد که زنان این کشور میتوانند در عرصههای مختلف مدیریتی نقش مؤثری ایفا کنند و همان سلامت و صداقتی را که موردنظر حاکمیت است، در مدیریت کشور به نمایش بگذارند.
*درباره استفاده از ظرفیت جوانان هم چنین نظری دارید؟
این حرکتها در این دولت آغاز شده است و باید گستردهتر شود. طبیعتاً جوانان میتوانند در عرصههای مختلف کشور نقشآفرینی کنند و انشاءالله ما نیز در قانونگذاری بستری فراهم کنیم تا میدان برای حضور و فعالیت آنان باز شود.
جلسات لایحه بودجه سال آینده دولت با مجلس شورع شده است
*حدود دو ماه دیگر باقی مانده است تا دولت لایحه بودجه سال آینده را به مجلس تقدیم کند. آیا دولت تاکنون با کمیسیون برنامه و بودجه، بهویژه با توجه به فعالیت شما در این حوزه، جلسهای برگزار کرده است؟
تاکنون چند جلسه میان کمیسیون برنامه و بودجه و سازمان برنامه و بودجه برگزار شده است. متأسفانه در هر صورت، ما سال گذشته تغییراتی ایجاد کردیم. پیشتر، هم احکام و هم اعداد در بودجه داشتیم که سال گذشته احکام حذف شد. در آن زمان ممکن بود با یک حکم در بودجه همه زحمات و محاسبات ما در تنظیم اعداد بودجه را تحت تأثیر قرار دهد. خوشبختانه سال گذشته یک گام برداشته شد و احکام بودجه بهطور کامل حذف شد.
امسال نیز تاکنون چند جلسه با سازمان برنامه و بودجه داشتهایم. تلاش ما این است که نوآوریهایی در بودجه ایجاد کنیم و اعداد و ارقام را واقعیتر در نظر بگیریم. بسیاری از هزینهها، هزینههای غیرضروری هستند.
ما کشور را گران اداره میکنیم. قوانین متعددی تصویب کردهایم که بر اساس آنها دولت باید کوچکتر شود و تصدیگریهای خود را به بخش خصوصی واگذار کند. بنابراین، نیازی به این حجم از نیروی انسانی در دولت نیست. دولت نباید با دشواری مالیات دریافت کند و نفت بفروشد، سپس بخش زیادی از منابع خود را صرف هزینههای خودش کند. به این تعداد ساختمان و نیروی انسانی نیز نیاز نیست.
البته در برنامه هفتم پیشبینی شده که دولت طی پنج سال کوچکتر شود؛ بهگونهای که در پایان این دوره، کاهش ۱۵ درصدی در نظر گرفته شده است. همچنین، قرار است هر سال ۵ درصد از فضای فیزیکی دستگاهها کاهش یابد. البته در زمینه کاهش فضای فیزیکی، آموزشوپرورش و بخش درمان از این قاعده مستثنا شدهاند. دولت بای خود را کوچکتر کند.
بخش قابلتوجهی از بودجه را هزینههای جاری تشکیل میدهند که بسیاری از آنها غیرضروری هستند.
بودجه کشور حدود ۵ هزار و ۶۰۰ هزار میلیارد تومان است و بودجه شرکتهای دولتی نیز رقمی تقریباً معادل همین میزان دارد. از این رقم، حدود ۵ هزار و 900 هزار میلیارد تومان از محل درآمدهای اقتصادی تأمین میشود و حدود ۸۳۰ هزار میلیارد تومان نیز به سایر هزینههای جاری اختصاص دارد. انشاءالله بتوانیم در بودجه سال آینده، با نگاهی متفاوت عمل کنیم.
قالیباف برای اصلاح بودجه به پزشکیان نامه نوشته است/ دولت نمیخواهد لایحه اصلاح بودجه را اراده کند
*بودجه سال 1406 با در نظر گرفتن شرایط جنگی و به عبارتی بودجه جنگی تنظیم میشود؟
آقای قالیباف نامهای به آقای رئیس جمهور نوشته به این ترتیب که شما اصلاح بودجه را به مجلس بدهید، آقای پورمحمدی نیز در صحن علنی مجلس حضور پیدا کردند و جلسهای برگزار کردیم. حتی در آن جلسه، ایشان پیشنهاد داد کمیتهای تشکیل شود تا موضوع اصلاح بودجه را بررسی کند. من آن روز به عنوان مخالف صحبت کردم، به این ترتیب که چه لزومی دارد چنین کمیتهای تشکیل شود، دولت لایحه را بدهد، آن موارد سیکل خود را طی کند و کمیسیون تلفیق آن را اصلاح کند. نهایتاً طبق آخرین اخباری که من دارم، این است که دولت فعلاً قصد ارائه لایحه اصلاح بودجه را ندارد.
به این دلیلی نمیخواهد ارائه بدهد این است که در منابع درآمدی فعلی خیلی تغییر ایجاد نشده است. ولی در بخش هزینهها، هزینههای جدیدی ایجاد شده که دولت تصور میکند میتواند این هزینهها را مدیریت کند و با در نظر گرفتن هزینههای کمتر، شرایط را اداره کند.
*از صحبتهای شما این برداشت میشود که بودجه سال ۱۴۰۶ نسبت به بودجه سال ۱۴۰۵ تغییرات جدی نخواهد داشت...
در بودجه سال 1406 آثار بازسازیها پررنگتر است. تاکنون بازسازیها چندان جدی دنبال نشدهاند و بازسازی نیز صرفاً به موضوع مسکن مردم محدود نمیشود.
تخریب مسکنها عمدتاً در تهران، برخی موارد در حد تعمیرات بوده و برخی صد در صد تخریب شدند. اما اکنون بحث بازسازی مطرح است. در بخش عمرانی، پلها و زیرساختها و همچنین در حوزه دفاعی و بازسازی اماکن نظامی، باید تدابیر لازم اندیشیده شود. در هر صورت، لازم است رویکردها و روشها را نیز تغییر دهیم.
در بسیاری از اماکن نظامی ما، ملاحظات مربوط به پدافند غیرعامل لحاظ نشده بود. جنگ برای ما تجربه و عبرتهایی به همراه داشت. اتفاقاً امروز (دوشنبه 20 مهرماه) نیز در جلسهای که با وزیر پیشنهادی دفاع داشتیم، یکی از نکاتی که درباره بازسازیهای آینده مطرح شد، همین بود که پدافند غیرعامل و سایر ملاحظات مرتبط باید در فرایند بازسازی مورد توجه قرار گیرند.
دولت درباره بودجه دفاعی سال آینده خوب عمل کرده است
اما درباره بودجه دفاعی، دولت خوب عمل کرده است. البته منظورم هزینههای مربوط به دفاع است. اما در مورد بودجه دفاعی طبق گزارشی که رئیس سازمان برنامه و بودجه ارائه کرده، در چهارماهه نخست هشتدوازدهم بودجه آنها پرداخت شد. دولت نیز در حد بضاعت خود تلاش کرده است، هرچند امکان دارد نتوانسته باشد همه هزینههای دفاعی را تأمین کند و در این زمینه کمبودهایی وجود داشته باشد.
با این حال، همانطور که عزیزان ما در میدان نبرد حضور دارند، همه ما نیز، چه در قوه مقننه و چه در قوه مجریه، در کنار این عزیزان هستیم تا تلاش کنیم کمبودها و کاستیهای آنها برطرف شود و بتوانند با آرامش خاطر بیشتری به وظایف خود ادامه دهند.
*نکته پایانی.
انشاءالله بتوانیم این وحدت و یکپارچگی را در کشور حفظ کنیم. همه دنیا ما را پیروز میدان میدانند و قطعاً همینطور است. انشاءالله بتوانیم در کنار یکدیگر، جشن پیروزی نهایی را در کشور برگزار کنیم.
