بجنورد- ایرنا- عروسک «دایزا» که روزگاری با دستان زنان ترکمن خراسانشمالی ساخته میشد و همدم بازیهای کودکانه بود، امروز زیر سایه اسباببازیهای مدرن، آرامآرام به فراموشی سپرده میشود.
به گزارش ایرنا، گاهی یک تکه پارچه و شاخهای خشکیده، در دستان زنان و مادران به عروسکی تبدیل میشد که دنیای کودکی را رنگ میزد و قصههای یک قوم را نسلبهنسل زنده نگه میداشت.
اما امروز عروسک سنتی «دایزا» در میان ترکمنهای خراسان شمالی، آرامآرام از بازی کودکان کنار میرود و جای خود را به اسباببازیهای امروزی میدهد.
عروسکی که روزگاری همدم بازیهای کودکانه و بخشی از خاطرات خانههای ترکمن بود اکنون در آستانه فراموشی قرار گرفته است؛ گویی با هر نسلی که ساختنش را نمیآموزد، بخشی از خاطرات و هویت فرهنگی این سرزمین نیز خاموش میشود.
در ابتدا بد نیست با چگونگی ساخت و دلیل نامگذاری این عروسک به «دایز» آشنا شویم.
دایزا عروسکی برخاسته از زندگی مردم ترکمن
دایزا در میان ترکمن ها به معنای خاله و نامی برای عروسکهای سنتی است که با مواد ساده و در دسترس ساخته میشد.
در ساخت این عروسکها، چوب، تکههای پارچه، پنبه و گاهی مواد طبیعی دیگر به کار میرفت و زنان با استفاده از مهارتهای دستی خود به این مواد ساده شکل میدادند.
پوشش برخی از این عروسکها نیز با الهام از لباس محلی زنان ترکمن دوخته میشد و جلوهای از فرهنگ پوشاک این قوم را به نمایش میگذاشت.
از ویژگیهای مهم این عروسکها، سادگی ساخت و پیوند آنها با زندگی روزمره است و برخلاف بسیاری از اسباببازیهای امروزی که در کارخانه تولید میشوند دایزا محصول هنر دست و خلاقیت سازندگانش بود؛ هنری که در فضای خانه شکل میگرفت و از مادران و مادربزرگها به دختران و نسلهای بعد منتقل میشد.
خالهبازی؛ تمرین زندگی با عروسکهای دستساز
عروسکهای دایزا در بازیهایی مانند خالهبازی، جایگاهی فراتر از یک وسیله سرگرمی داشت.
کودکان با انتخاب نقش مادر، پدر، خواهر یا مهمان، رفتار بزرگترها را تقلید میکردند و روابط خانوادگی را در دنیای خیالی خود به نمایش میگذاشتند.
در جریان این بازیها، کودکان با آداب معاشرت، شیوه پذیرایی از مهمان و بخشی از مناسبات خانوادگی آشنا میشدند و عروسکها نیز به آنها امکان میدادند تا برای شخصیتهای خیالی خود داستان بسازند و تجربههای روزمره را در قالب بازی بازسازی کنند.
از این منظر، کمرنگشدن دایزا تنها به معنای کناررفتن یک اسباببازی نیست بلکه میتواند با کاهش حضور بخشی از بازیهای بومی و شیوههای قدیمی انتقال تجربه به کودکان همراه باشد.
عروسکهای بیچهره؛ فرصتی برای خیالپردازی
این عروسکهای سنتی، چشم، بینی و دهان مشخص ندارند و درباره این ویژگی گاهی برداشتهایی بر پایه باورهای مذهبی و احترام به آفرینندگی خداوند مطرح میشود.
هرچند برای تعمیم این تفسیر به تمام عروسکهای ترکمن، به پژوهش و شواهد مستند نیاز است.
نداشتن چهره مشخص میتواند فضای بیشتری برای تخیل کودک فراهم کند و کودک خودش به عروسک شخصیت میدهد، با آن گفتوگو میکند و داستانهای ذهنیاش را شکل میدهد.
در چنین بازیهایی بخش مهمی از جذابیت نه در امکانات اسباببازی بلکه در خلاقیت و خیال کودک نهفته است.
اسباببازیهای مدرن رقیب سخت دایزا
تغییر سبک زندگی و گسترش اسباببازیهای کارخانهای، شکل سرگرمی کودکان را دگرگون کرده است.
اسباببازیهای رنگارنگ و متنوع امروزی، انتخابهای فراوانی پیش روی خانوادهها قرار میدهند در مقابل، عروسکهای سنتی برای حفظ جایگاه خود به معرفی و انتقال مهارت ساخت نیاز دارند.
دایزا در چنین شرایطی به تدریج از زندگی روزمره کودکان فاصله میگیرد و آنها نیز فرصت آشنایی با آن را پیدا نمی کنند به گونه ای که پیوند میان نسل جدید و این بخش از فرهنگ بومی ضعیفتر می شود.
نگرانی اصلی تنها از بین رفتن نمونههای فیزیکی نیست؛ مهارتهای دستی، نامهای محلی، شیوه دوخت لباسها و خاطرات بازی با این عروسکها نیز ممکن است به فراموشی سپرده شوند.
حتی اگر در آینده نمونههایی مشابه ساخته شوند، بازگرداندن تمام تجربهها و روایتهایی که در گذشته پیرامون آنها وجود داشته، آسان نخواهد بود.
ضرورت حفظ میراث دایزا
کارشناس فرهنگ ترکمن با اشاره به کمرنگشدن جایگاه عروسکهای سنتی در زندگی کودکان ترکمن، گفت: تغییر سبک زندگی و گسترش اسباببازیهای مدرن، فرصت آشنایی نسل جدید با این میراث بومی را کاهش داده است.
منصور حمیدی افزود: عروسکهایی مانند دایزا در گذشته بخشی از زندگی روزمره خانوادهها بودند و کودکان در کنار بازی با آن، با پوشش محلی و آداب خانوادگی آشنا میشدند اما امروز این پیوند فرهنگی بهتدریج ضعیف شده است.
وی ادامه داد: فراموشی این عروسکها تنها به معنای کناررفتن یک وسیله بازی نیست بلکه میتواند به از دست رفتن مهارتهای دستی و دانشی منجر شود.
حمیدی خاطرنشان کرد: برای جلوگیری از فراموشی این میراث باید پیش از هر چیز سراغ افرادی رفت که هنوز با ساخت عروسکهای سنتی آشنایی دارند.
وی ادامه داد: ثبت مراحل ساخت، تهیه عکس و فیلم از نمونههای موجود، ضبط خاطرات زنان سالمند و گردآوری اطلاعات درباره نامها و کاربردهای محلی عروسکها، میتواند از نابودی این دانش جلوگیری کند.
کارشناس فرهنگ ترکمن تصریح کرد: حمایت از هنرمندان بومی و فراهمکردن زمینه آموزش این هنر به دختران و پسران جوان، نقش مهمی در انتقال آن به نسلهای آینده دارد.
وی افزود: در کنار مستندسازی، برگزاری کارگاههای ساخت دایزا و معرفی آن در برنامههای فرهنگی منطقه میتواند فرصتی فراهم کند تا کودکان بهجای شناخت این عروسک تنها از طریق تصاویر و روایتهای قدیمی، با شیوه ساخت و کاربرد آن آشنا شوند.
مهارت ساخت عروسکهای بازی دایزا ترکمن سال گذشته در فهرست آثار ملی ثبت شد.
حدود ۱۰ درصد جمعیت یک میلیون نفری خراسانشمالی را ترکمنهای اهل سنت تشکیل می دهند که بیشتر در شهرستانهای بجنورد، سملقان و رازوجرگلان سکونت دارند.
