بحران استارلینک در اوکراین نشان میدهد قدرت نظامی امروز دیگر فقط به مالکیت تسلیحات وابسته نیست، بلکه به این بستگی دارد که چه کسی میتواند یک خدمت ارتباطی را از کار بیندازد. اروپا در حال ساخت جایگزینهای خود است، بیآنکه این مشکل را حل کند.
بحران «استارلینک»(Starlink) در اوکراین، ضعف پنهان قدرت نظامی اروپا را آشکار کرده است؛ ارتشها ممکن است مالک پهپاد و موشک باشند، اما برای استفاده از آنها به شبکههایی وابسته هستند که واشنگتن یا شرکتهای خصوصی میتوانند دسترسی به آنها را محدود کنند.
قطع ارتباط؛ اهرم فشار در میدان جنگ
محدودیتهای اعمالشده بر استارلینک در ۱۴ اکتبر، بار دیگر نشان داد که در جنگهای مدرن، برتری نظامی صرفاً با تعداد موشکها، پهپادها و سامانههای پدافندی سنجیده نمیشود. بخشی از قدرت در زیرساختهایی قرار دارد که امکان استفاده از این تسلیحات را فراهم میکنند؛ زیرساختهایی که کنترل آنها الزاماً در اختیار ارتش بهرهبردار نیست.
در جریان این بحران، یگانهای زمینی اوکراین که از نسخه نظامی استارلینک، موسوم به «استارشیلد»(Starshield)، استفاده میکردند، هنگام توقف همچنان به ارتباط دسترسی داشتند، اما پهپادهای رهگیری که برای مقابله با پهپادهای شاهد روسیه با موتور جت به کار میروند، در سرعتهای بالاتر از ۱۰۰ مایل در ساعت با اختلال مواجه شدند. این محدودیت در عمل توان عملیاتی بخشی از سامانه دفاعی اوکراین را تحت تأثیر قرار داد.
جدال بر سر مسئولیت نیز ابعاد سیاسی ماجرا را برجسته کرد. «ایلان ماسک» اعلام کرد سرعت ارتباطات استارشیلد را ارتش آمریکا و در نهایت رئیسجمهور تعیین میکند. رویترز از صدور دستور از داخل کاخ سفید خبر داد، اما یک مقام ارشد آمریکایی دخالت ترامپ را انکار کرد. در نتیجه، محدودیتی با پیامدهای نظامی جدی اعمال شد، بیآنکه مسئولیت نهایی آن روشن باشد.
وابستگی ۵۰ هزار پایانهای
اوکراین از سال ۲۰۲۲ بیش از ۵۰ هزار پایانه استارلینک دریافت کرده و لهستان هزینه اشتراک بسیاری از آنها را میپردازد. این شبکه برای ارتباطات میدان نبرد، هدایت پهپادها و اجرای عملیات نظامی اهمیت دارد. بااینحال، وابستگی به آن به معنای واگذاری بخشی از اختیار عملیاتی به شرکتی است که تحت قراردادهای دولتی آمریکا فعالیت میکند.
این وابستگی در خلأ شکل نگرفته است. در مارس ۲۰۲۵، واشنگتن برای مدتی کوتاه تبادل اطلاعات و کمک به کییف را متوقف کرد. در سال ۲۰۲۳ نیز سناتورهای آمریکایی خواستار توضیح پنتاگون درباره گزارشهای مربوط به مداخله ماسک در عملیات اوکراین شدند. این سوابق نشان میدهد که دسترسی به خدمات ارتباطی و اطلاعاتی، مانند ارسال تسلیحات، میتواند به ابزار فشار سیاسی تبدیل شود.
همزمان، گزارشها از وقفه سهروزه در دریافت هشدارهای آمریکا درباره شلیک موشکهای بالستیک روسیه حکایت داشتند. سخنگوی نیروی هوایی اوکراین تأکید کرد که نرسیدن اطلاعات هشداردهنده اتفاق تازهای نیست. زلنسکی نیز در ۱۸ اکتبر گفت هشدارها از سر گرفته شدهاند، اما درباره محدودیت استارلینک همچنان نگرانی وجود دارد.
لایه پنهان قدرت نظامی
مسئله اصلی، نه شخصیت ایلان ماسک، بلکه ساختار وابستگی ارتشهای مدرن است. یک دولت ممکن است مالک پهپاد، موشک و توپخانه باشد، اما برای بهرهبرداری از آنها به ارتباطات ماهوارهای، دادههای هدفگیری، هشدارهای موشکی، بهروزرسانی نرمافزار و خدمات ابری نیاز داشته باشد. این همان چیزی است که میتوان «لایه مجوز» نامید: مجموعه خدماتی که کارایی تجهیزات نظامی را ممکن میکنند، اما کنترل آنها لزوماً در دست مصرفکننده نیست.
تفاوت این لایه با خرید تسلیحات اساسی است. توقف تحویل سلاح اقدامی آشکار است که میتواند واکنش سیاسی و جدال در کنگره آمریکا را برانگیزد؛ اما کاهش سرعت ارتباطات یا محدود کردن دسترسی، اقدامی کمسروصداتر و قابل انکار است. مسئولیت میتواند میان شرکت خصوصی، نهادهای نظامی و دولت جابهجا شود.
استارشیلد محصولی تجاری است، اما در قالب قراردادهایی با ارزش بیش از ۶ میلیارد دلار با دولت آمریکا فعالیت میکند. بنابراین، مرز میان قدرت شرکتی و قدرت دولتی چندان روشن نیست. دولتی که تسلیحاتش را در اختیار دارد، اما برای فعال نگه داشتن قابلیتهای آن به خدماتی وابسته است که دیگران کنترل میکنند، از حاکمیت نظامی کامل برخوردار نیست.
اروپا؛ استقلال یا تکرار وابستگی؟
اروپا نیز از این ضعف مصون نیست. «کایا کالاس»، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، اذعان کرده است که «اروپا در کوتاهمدت نمیتواند این قابلیت را جایگزین کند». منظومه «وانوب»(OneWeb) متعلق به «یوتلست»(Eutelsat) تنها ۶۴۸ ماهواره دارد، درحالیکه شمار ماهوارههای استارلینک از ۱۰ هزار فروند فراتر رفته است. وانوب همچنین فاقد برخی پایانههای کوچک مورد نیاز پهپادهاست.
اتحادیه اروپا توسعه منظومه IRIS² با ۳۴۸ ماهواره را دنبال میکند که نخستین پرتابهای آن برای سال ۲۰۲۹ برنامهریزی شده است. آلمان نیز قصد دارد شبکه نظامی SATCOMBw 4 را با هزینه ۸ تا ۱۰ میلیارد یورو و حداکثر ۴۰ ماهواره تا سال ۲۰۲۹ ایجاد کند. اما گسترش این شبکهها بهخودیخود استقلال نظامی را تضمین نمیکند؛ اگر هر کشور کنترل شبکه خود را در دست داشته باشد، وابستگی به یک ارائهدهنده آمریکایی ممکن است صرفاً جای خود را به وابستگیهای ملی و پراکنده بدهد.
آزمون واقعی حاکمیت
اروپا برای حل این معضل، علاوه بر سرمایهگذاری در ماهوارهها، به قواعد الزامآور درباره دسترسی نیاز دارد؛ محدودیت خدمات تحت چه شرایطی مجاز است، چه مدت پیشتر باید اعلام شود و چه نهادی مسئول تصمیم خواهد بود؟ تضمینهای قراردادی برای جلوگیری از قطع ناگهانی خدمات، میتواند سریعتر و کمهزینهتر از ساخت یک منظومه ماهوارهای کامل، بخشی از استقلال عملیاتی را تأمین کند.
بحران استارلینک یک هشدار روشن دارد؛ افزایش بودجه دفاعی و خرید تجهیزات پیشرفته، بهتنهایی قدرت نظامی مستقل نمیسازد. اگر کلید ارتباطات، اطلاعات و خدمات حیاتی در دست بازیگری دیگر باشد، مالکیت تسلیحات تضمینکننده اختیار استفاده از آنها نیست. در جنگهای آینده، برنده فقط کسی نیست که سلاح بیشتری دارد؛ بلکه کسی است که کنترل زیرساخت فعال نگه داشتن آن را نیز در اختیار گرفته است.

