تروریسم در اروپا الزاماً بزرگتر نشده، اما پیچیدهتر شده است. این شاید مهمترین نکتهای باشد که از گزارش تازه مرکز بینالمللی مبارزه با تروریسم (ICCT) در سال ۲۰۲۶میتوان استخراج کرد؛ گزارشی که به جای آنکه صرفاً به شمار حملات یا قربانیان نگاه کند، میپرسد دستگاههای امنیتی اروپا تهدید را چگونه میبینند.
تروریسم در اروپا الزاماً بزرگتر نشده، اما پیچیدهتر شده است. این شاید مهمترین نکتهای باشد که از گزارش تازه مرکز بینالمللی مبارزه با تروریسم (ICCT) در سال ۲۰۲۶میتوان استخراج کرد؛ گزارشی که به جای آنکه صرفاً به شمار حملات یا قربانیان نگاه کند، میپرسد دستگاههای امنیتی اروپا تهدید را چگونه میبینند.
مسعود کاظمیان در یادداشتی در روزنامه اطلاعات نوشت:
تروریسم در اروپا الزاماً بزرگتر نشده، اما پیچیدهتر شده است. این شاید مهمترین نکتهای باشد که از گزارش تازه مرکز بینالمللی مبارزه با تروریسم (ICCT) در سال ۲۰۲۶میتوان استخراج کرد؛ گزارشی که به جای آنکه صرفاً به شمار حملات یا قربانیان نگاه کند، میپرسد دستگاههای امنیتی اروپا تهدید را چگونه میبینند. این تمایز مهم است، زیرا بر اساس بررسی ۴۱ گزارش رسمی سرویسهای امنیتی و ضدتروریسم در ۲۳ کشور عضو اتحادیه اروپا، تصویر کلی تهدید عمدتاً پایدار مانده، اما ماهیت و معماری آن در حال دگرگونی است.
در تصویر ارائه شده در گزارش های رسمی
سرویس های امنیتی و ضد تروریسم اتحادیه اروپا،« جهادگرایی » همچنان اصلیترین تهدید تروریستی تلقی میشود و ۱۷ کشور از ۲۳ کشور بررسیشده، آن را در صدر ارزیابی خود قرار دادهاند. راستگرایی افراطی نیز در ۱۸ کشور بهعنوان تهدیدی جدی و پایدار مطرح شده است. اما اهمیت گزارش دقیقاً در همین اعداد خلاصه نمیشود؛ مسأله اصلی این است که فاصله میان دستهبندیهای سنتی تروریسم و واقعیت جدید کنشگران خشونتگرا روزبهروز کمتر میشود. تهدید، از یک سو پایدار و از سوی دیگر در حال تغییر شکل دادن است و همین تناقض، پاشنه آشیل فهم تروریسم اروپایی در سالهای پیش روست.
ثباتی که نباید ما را فریب دهد
اگر فقط سطح رسمی تهدید را اندازه بگیریم، اروپا با یک انقلاب تروریستی مواجه نیست. ارزیابیهای ملی عمدتاً از تداوم وضعیت موجود حکایت دارند و تهدید در اروپای غربی همچنان حادتر از اروپای مرکزی و شرقی ارزیابی میشود. اما ثابت ماندن سطح تهدید به معنای ثابت ماندن سازوکار تولید آن نیست؛ میان «میزان تهدید» و «معماری تهدید»، بخش مهمی از تحولات امنیتی پنهان میشود. گزارش ICCT نشان میدهد سرویسهای اروپایی بیش از گذشته با تهدیدی مواجهند که غیرمتمرکز، دیجیتال، سریع و کمتر وابسته به سازمانهای کلاسیک است. در مدل کلاسیک مبارزه با تروریسم، سازمان، اهمیت محوری داشت. گروه، شبکه، رهبر، سلسلهمراتب، منابع مالی و ارتباطات اعضا نقاطی بودند که دستگاه اطلاعاتی میتوانست از طریق آنها مسیر یک عملیات را ردیابی کند، اما وقتی یک فرد یا یک هسته کوچک بتواند در زمانی کوتاه تحت تأثیر یک اکوسیستم آنلاین قرار گیرد و بدون آنکه سابقه مشخصی در یک سازمان تروریستی داشته باشد به خشونت روی بیاورد، بخش مهمی از مزیت اطلاعاتی دولت کاهش مییابد. گزارش نیز دقیقاً بر همین ویژگی تأکید میکند: حملات کمترپیچیده، بازیگران منفرد و هستههای کوچک به دلیل سرعت بسیج و استفاده از ابزارهای در دسترس، برای پیشگیری اطلاعاتمحور دشوارتر شدهاند. بنابراین، مسأله اروپا صرفاً این نیست که چند گروه تروریستی فعالند؛ مسئله این است که «تولید تهدید»، دیگر الزاماً به وجود یک سازمان تروریستی قدرتمند نیاز ندارد. همین تغییر، ما را به دومین تحول مهم میرساند: فروپاشی تدریجی مرزهای ایدئولوژیک که زمانی شناسایی تهدید را آسانتر میکرد.
تروریست های جدید فقط با یک تلفن همراه
اگر ویژگی اصلی تروریسم کلاسیک، سازمان یافتگی بود، یکی از ویژگیهای تهدید جدید، امکان «رادیکالشدن بدون عضویت» است. گزارش ICCT نشان میدهد بیش از سهچهارم کشورهای بررسیشده در سال ۲۰۲۵ نگرانی خود را نسبت به رادیکالشدن جوانان مطرح و ۱۸ کشور از ۲۳ کشور نیز فضای آنلاین را در ارزیابیهای خود برجسته کردهاند. شبکههای اجتماعی، پیامرسانها و فضاهای دیجیتال نهتنها امکان انتشار سریع تبلیغات افراطی را فراهم میکنند، بلکه مسیرهای جدیدی برای خودرادیکالشدن، جذب نیرو و ارتباط میان افراد ایجاد کردهاند. این تغییر، زمان مداخله امنیتی را نیز کوتاهتر میکند. فردی که پیشتر برای ورود به یک سازمان تروریستی باید با افراد مشخصی ارتباط میگرفت، آموزش میدید و وارد یک شبکه میشد، اکنون ممکن است از طریق چندین محیط دیجیتال با مجموعهای از روایتها مواجه شود و بدون تماس مستقیم با یک سازمان رسمی، مسیر افراطیشدن را طی کند.
گزارش همچنین به استفاده فزاینده از فناوریهای جدید، از جمله ابزارهای هوش مصنوعی برای تولید تبلیغات و محتوای جعلی، اشاره میکند. این تحول به معنای آن نیست که هوش مصنوعی بهتنهایی عامل رادیکالشدن است، بلکه نشان میدهد فناوری به بخشی از محیطی تبدیل شده است که در آن روایتهای افراطی تولید، بازتولید و شخصیسازی میشوند. از این منظر، تروریست های آینده لزوماً چهرهای آشنا برای سرویسهای امنیتی نیستند و ممکن است سابقه عضویت سازمانی نداشته باشند، در فهرستهای اطلاعاتی قرار نگرفته باشند و حتی تا مدت کوتاهی پیش از اقدام خشونتآمیز، نشانهای روشن از قصد خود بروز نداده باشند. این همان نقطهای است که تهدید داخلی با فضای دیجیتال پیوند میخورد. اما گزارش ۲۰۲۶ یک لایه دیگر نیز به این تصویر اضافه میکند: مرز تروریسم با رقابت ژئوپلیتیک، جرائم سازمانیافته و فعالیت بازیگران دولتی نیز در حال پیچیدهترشدن است.
برخورد تروریسم با ژئوپلیتیک
تغییر معماری تهدید فقط از پایین، یعنی از سوی بازیگران منفرد و شبکههای آنلاین رخ نمیدهد، بلکه از بالا نیز در حال شکلگیری است. سرویسهای اروپایی در کنار تروریسم کلاسیک، با مجموعهای از فعالیتهای مرتبط با دولتها، شبکههای نیابتی، جرائم سازمانیافته، خرابکاری، جاسوسی و عملیات سایبری مواجهند. گزارش ICCT روسیه را مهمترین تهدید دولتی شناساییشده در گزارشهای اروپایی معرفی میکند .
پاسخ اروپاییها در سال های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ فقط در عملیات امنیتی خلاصه نشده است. بخش مهمی از تغییرات در حوزه قانونگذاری و ظرفیت نهادی رخ داده است؛ از مقابله با محتوای تروریسم آنلاین و افزایش اشتراکگذاری دادهها گرفته تا پیشگیری از رادیکالشدن، مدیریت زندانها، مقابله با پولشویی و تأمین مالی تروریسم و نظارت بر ارائهدهندگان خدمات داراییهای رمزارزی.
برای نمونه، گزارش ICCTبه اصلاحات هلند اشاره میکند که از یک سو مجازات مشارکت در سازمان های تروریستی را افزایش داده و از سوی دیگر مبنای حقوقی تازهای درباره افرادی که در معرض رادیکالشدن یا دخالت های تروریستی قرار دارند، ایجاد کرده است. در پرتغال نیز چارچوبی برای اجرای مقررات اروپایی حذف محتوای تروریستی آنلاین دنبال می شود. این اقدامات یک تغییر مهم در فلسفه مبارزه با تروریسم را نشان میدهند: تمرکز از «بعد از حمله» به سمت «اکوسیستم پیش از حمله» حرکت کرده است.
تغییر معماری تهدید
گزارش ICCT در نهایت تصویری از اروپایی ارائه میدهد که در آن تروریسم از میان نرفته و حتی در مهمترین اشکال سنتی خود ــ بهویژه جهادگراییــ همچنان تهدید اصلی محسوب میشود. در همان حال، تهدید در حال غیرمتمرکزشدن، دیجیتالیشدن، سیالشدن ایدئولوژیک و درهمآمیختن با جرائم سازمانیافته و فعالیتهای ترکیبی دولتهاست. این همان پارادوکسی است که باید در مرکز تحلیل امنیتی اروپا قرار گیرد: سطح تهدید ممکن است نسبتاً پایدار باشد، اما معماری تولید و انتقال تهدید در حال تغییر است.
به همین دلیل شاید پرسش کلیدی برای سرویسهای امنیتی اروپا دیگر فقط این نباشد که کدام سازمان تروریستی قرار است حمله کند؟ پرسش دشوارتر این است که چگونه یک محیط اجتماعی، دیجیتال و ژئوپلیتیک میتواند فردی را به نقطهای برساند که بدون عضویت در یک سازمان مشخص، آماده خشونت شود؛ چگونه یک شبکه مجرمانه میتواند به خدمت یک عملیات دولتی درآید؛ چگونه یک روایت آنلاین از مرزهای ایدئولوژیک عبور کند؛ و چگونه یک تهدید علیه زیرساخت حیاتی ممکن است در نقطه تلاقی جاسوسی، خرابکاری، جرائم سازمانیافته و عملیات ترکیبی شکل بگیرد؟ این تغییر، مبارزه با تروریسم را از یک مسأله صرفاً عملیاتی به مسألهای درباره «معماری امنیت» تبدیل میکند. پاسخ مؤثر، دیگر فقط در افزایش ظرفیت یک سازمان اطلاعاتی یا پلیسی خلاصه نمیشود، بلکه به توانایی دولت برای اتصال دادهها، فهم شبکهها، شناسایی زودهنگام آسیبپذیریها، ردیابی منابع مالی، شناخت محیطهای آنلاین و هماهنگ کردن نهادهای مختلف وابسته است.
بنابراین، اروپا با «بازگشت ساده تروریسم» مواجه نیست؛ با «تغییر معماری تهدید» مواجه است. تروریسم امروز میتواند همزمان سازمانی و بیسازمان، ایدئولوژیک و پساآرمانی، داخلی و فرامرزی، انسانی و دیجیتال و حتی در مواردی در مجاورت رقابت دولتها و شبکههای مجرمانه قرار گیرد. چالش اصلی برای نسل بعدی مبارزه با تروریسم نیز دقیقاً از همینجا آغاز میشود: دستگاه امنیتی باید بتواند تهدیدی را شناسایی کند که پیش از آنکه به یک «سازمان» تبدیل شود، ممکن است در قالب یک فرد، یک شبکه آنلاین، یک جریان مالی یا یک عملیات ترکیبی وجود داشته باشد.
