احتمال ازسرگیری حملات نظامی، بنبست مذاکرات هستهای و محاسبات دونالد ترامپ پس از انتخابات میاندورهای آمریکا، به محور تحلیل سه چهره ایرانی در رسانههای بین...
اقتصادآنلاین: احتمال ازسرگیری حملات نظامی، بنبست مذاکرات هستهای و محاسبات دونالد ترامپ پس از انتخابات میاندورهای آمریکا، به محور تحلیل سه چهره ایرانی در رسانههای بینالمللی تبدیل شده است.
گروه سیاسی؛ ادامه اختلافات تهران و واشنگتن بر سر برنامه هستهای، تحریمها و احتمال بازگشت دو کشور به رویارویی نظامی همچنان یکی از موضوعات مورد توجه تحلیلگران بینالمللی است. در این میان، سه چهره ایرانی فعال در حوزه سیاست خارجی و روابط بینالملل در گفتوگو با رسانههای خارجی از زاویههای متفاوت به آینده این تقابل پرداختهاند.
احتمال تشدید درگیری پیش از انتخابات یا بلافاصله پس از آن
علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران (International Crisis Group) و از کارشناسان مذاکرات هستهای ایران در گفتوگویی با مجله آمریکایی Foreign Affairs که ۲۳ مهر ۱۴۰۵ منتشر شد، به بررسی بنبست جنگ ایران و آمریکا و احتمال آغاز دور جدید تقابل پرداخت.
واعظ در این گفتوگو معتقد است ادامه وضعیت فعلی، با وجود هزینههای اقتصادی و نظامی آن، برای تهران و واشنگتن کمهزینهتر از دستیابی به توافقی است که مستلزم امتیازدهیهای دشوار از سوی هر دو طرف باشد. او برای توضیح این وضعیت به تلاشهای دیپلماتیک در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل اشاره میکند؛ جایی که عباس عراقچی با استیو ویتکاف و جرد کوشنر درباره بازگشت به تفاهمنامه پیشین گفتوگو کرده بود.
به گفته واعظ، ایران پیشنهاد داده بود بازگشایی تنگه هرمز بهجای ۳۰ روز در مدت هفت روز انجام شود. در مقابل، آمریکا باید محاصره دریایی را متوقف میکرد، بخشی از فشار اقتصادی را کاهش میداد و به پایان جنگ متعهد میشد. با این حال، واشنگتن خواهان اضافه شدن امتیازهای هستهای به این توافق بود؛ موضوعی که از نظر تهران به معنای پذیرش اثرگذاری فشار اقتصادی آمریکا تلقی میشد.
احتمال حمله مجدد در آستانه یا پس از انتخابات میاندورهای
یکی از مهمترین بخشهای اظهارات واعظ به ارتباط تحولات نظامی با انتخابات آمریکا مربوط میشود.
او دو سناریو را مطرح میکند: نخست، احتمال اینکه ایران در آستانه انتخابات میاندورهای با اقدامی تنشزا تلاش کند محاصره و فشار اقتصادی آمریکا را بشکند؛ دوم، احتمال آنکه دونالد ترامپ پس از انتخابات، زمانی که نتیجه سیاسی انتخابات مشخص شده و هزینه انتخاباتی کمتری پیش روی اوست، فرصت تازهای برای تضعیف ایران از طریق اقدام نظامی ببیند.
واعظ در این باره گفته است: ممکن است شاهد دور دیگری از رویارویی باشیم یا بهعنوان غافلگیری اکتبر که ایران در آستانه انتخابات میاندورهای ایجاد کند، یا پس از انتخابات، زمانی که ترامپ چیز زیادی برای از دست دادن ندارد.
او این وضعیت را بخشی از چرخه تکرارشونده تقابل دو کشور میداند؛ چرخهای که در آن توافقهای موقت جای خود را به دورههای تازه تنش میدهند، بدون آنکه اختلافات اصلی حل شوند.
چرا اخراج آمریکا از خاورمیانه بهسادگی امکانپذیر نیست؟
واعظ در بخش دیگری از مصاحبه به این پرسش پرداخت که آیا ایران میتواند با افزایش هزینه حضور نظامی آمریکا، واشنگتن را از منطقه خارج کند یا خیر.
او نسبت به تحقق کامل چنین هدفی تردید دارد و معتقد است خروج نیروهای آمریکایی از برخی پایگاههای آسیبدیده با حذف توان نظامی واشنگتن در منطقه تفاوت دارد. به گفته او، آمریکا حتی بدون استقرار دائمی در پایگاههای خلیج فارس نیز قادر است از فاصلههای دور قدرت نظامی خود را اعمال کند. او همچنین میگوید شبکه متحدان منطقهای ایران پس از جنگ دچار تغییر اولویت شده است؛ بهطوریکه نقش موشکها و پهپادهای ایران در بازدارندگی پررنگتر شده و جایگاه گروههای منطقهای نیز در محاسبات تهران تغییر کرده است.
تهران ممکن است برای جلوگیری از تثبیت فشار آمریکا به تشدید تنش روی بیاورد
محمد آیتاللهیتبار، دانشیار علوم سیاسی دانشگاه تگزاس A&M آمریکا (Texas A&M University)، در همان گفتوگوی مشترک با علی واعظ در مجله Foreign Affairs که ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶۲۳ مهر منتشر شد، درباره راهبرد ایران در جنگ و تلاش تهران برای تغییر محاسبات امنیتی آمریکا در خاورمیانه صحبت کرده است.
آیتاللهیتبار در این گفتوگو، برخلاف تحلیل واعظ که ادامه بنبست را برای دو طرف قابلتحمل میداند، بر این نکته تأکید میکند که وضعیت موجود ممکن است از نگاه تصمیمگیران ایرانی پایدار نباشد و تهران برای تغییر آن به سمت افزایش فشار و تشدید تقابل حرکت کند.
او معتقد است میان ارزیابی واشنگتن و تهران از تواناییها و میزان تابآوری طرف مقابل فاصله وجود دارد. به گفته او، مقامهای آمریکایی ایران را کشوری بسیار ضعیف ارزیابی میکنند که ممکن است تحت فشار اقتصادی و محاصره دریایی فروبپاشد. درحالیکه تهران با وجود آسیبهای نظامی و اقتصادی، همچنان ظرفیتها و ابزارهای متعددی برای ادامه تقابل در اختیار دارد.
آیتاللهیتبار معتقد است: ایران از نظر اقتصادی بهدلیل تحریمها و محاصره ضعیف است و از نظر نظامی نیز آسیبهای جدی دیده، اما کشوری با ظرفیتها، ابزارها و منابع قابلتوجه است.
از نظر او، تصور فروپاشی قریبالوقوع ایران در واشنگتن میتواند انگیزه آمریکا را برای دستیابی به توافقی پایدار را کاهش دهد. زیرا اگر دولت آمریکا تصور کند فشار بیشتر به فروپاشی طرف مقابل منجر میشود، دلیلی برای عقبنشینی از خواستههای خود نخواهد دید.
چرا تهران ممکن است برای تشدید درگیری عجله داشته باشد؟
یکی از مهمترین بخشهای تحلیل آیتاللهیتبار، ارزیابی او از زمانبندی تصمیمات احتمالی ایران است: تهران ممکن است تصور کند فرصت محدودی برای تغییر وضعیت دارد؛ زیرا آمریکا در آینده میتواند ذخایر مهمات خود را بازسازی کند، بازار انرژی را تثبیت کند و مسیرهای جایگزینی برای عبور انرژی از تنگه هرمز ایجاد کند. به گفته او، دولت بعدی آمریکا نیز ممکن است نسبت به ترامپ کمتر دوقطبی عمل کند و بتواند ائتلاف مؤثرتری علیه ایران تشکیل دهد.
آیتاللهیتبار در این باره گفته بود: آنها معتقدند زمان محدود است و باید تشدید تنش کنند.
او همچنین به ابزارهایی اشاره میکند که ممکن است در محاسبات تهران برای افزایش هزینه حضور آمریکا در منطقه مطرح باشند؛ از جمله استفاده از متحدان منطقهای، هدف قرار دادن مراکز داده و حتی کابلهای اینترنتی.
هدف راهبردی تهران؛ افزایش هزینه حضور آمریکا در منطقه
آیتاللهیتبار معتقد است هدف تهران صرفاً پاسخ به حملات نظامی نیست، بلکه تلاش برای تغییر محاسبات امنیتی آمریکا در خاورمیانه نیز اهمیت دارد. او توضیح میدهد که پس از حملات نظامی آمریکا و اسرائیل، بخشی از محاسبات امنیتی ایران به این سمت رفته که دیگر نباید صرفاً به بازدارندگی از طریق متحدان منطقهای متکی باشد.
به گفته او، حمله به پایگاههای آمریکا و افزایش هزینه همکاری کشورهای منطقه با واشنگتن، در برخی محافل تصمیمگیری ایران بهعنوان راهبردی مؤثرتر مطرح شده است.
با این حال، آیتاللهیتبار هشدار میدهد که این راهبرد میتواند نتیجه معکوس داشته باشد؛ زیرا حمله به زیرساختها و پایگاههای کشورهای همسایه ممکن است آنها را به همکاری نزدیکتر با آمریکا و ورود مستقیمتر به درگیری سوق دهد.
جنگ و تحریم برنامه هستهای ایران را متوقف نمیکند
سید حسین موسویان، دیپلمات و مذاکرهکننده پیشین هستهای ایران، سفیر پیشین ایران در آلمان و پژوهشگر پیشین برنامه علم و امنیت جهانی دانشگاه پرینستون، در برنامه انگلیسیزبان The Bottom Line شبکه الجزیره در ۱۲ مهر ۱۴۰۵ درباره احتمال تشدید جنگ یا بازگشت ایران و آمریکا به مسیر توافق صحبت کرده است.
موسویان در این برنامه معتقد است تقابل ایران و آمریکا صرفاً به اختلاف بر سر برنامه هستهای محدود نیست و نفت، امنیت منطقهای و اهداف ژئوپلیتیکی نیز در آن نقش دارند. او با اشاره به اینکه مقامهای آمریکایی جنگ را با هدف جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای توجیه میکنند، میگوید رهبران ایران چنین توضیحی را نمیپذیرند و معتقدند اهداف واشنگتن فراتر از مسئله هستهای است.
موسویان درباره احتمال تشدید جنگ چه میگوید؟
موسویان در این مصاحبه، حملات نظامی را راهحلی برای پایان دادن به اختلافات نمیداند. از نظر او، تجربه مذاکرات هستهای و توافقهای گذشته نشان داده است که بدون اعتماد متقابل، حتی تفاهمهای سیاسی نیز نمیتوانند دوام بیاورند. او معتقد است آمریکا با خروج از برجام و کنار گذاشتن تفاهمنامه اسلامآباد، اعتماد تهران به تعهدات واشنگتن را تضعیف کرده است.
موسویان همچنین تأکید میکند که ایران بهدنبال دستیابی به توافق است، اما توافقی که صرفاً شامل محدودیتهای هستهای باشد، نمیتواند ریشه اختلافات دو کشور را برطرف کند.
در این برنامه، آلن آیر نیز بهعنوان دیپلمات پیشین آمریکا دیدگاه خود را مطرح میکند. آیر معتقد است دولت ترامپ بهجای دنبال کردن یک راهبرد دیپلماتیک بلندمدت، بیشتر بهدنبال پیروزیهای سریع نظامی و سیاسی است. او همچنین هشدار میدهد که جنگ ممکن است انگیزه ایران برای دستیابی به بازدارندگی هستهای را افزایش دهد.
موسویان: حملات آمریکا فعالیت هستهای ایران را متوقف نمیکند
موسویان معتقد است حمله نظامی نمیتواند بهتنهایی اختلاف هستهای را حل کند. از نظر موسویان، ایران همچنان عضو پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) است و باید حقوق هستهای اعضای این پیمان در هر توافق احتمالی به رسمیت شناخته شود. او همچنین میگوید آژانس بینالمللی انرژی اتمی مدرکی مبنی بر انحراف برنامه هستهای اعلامشده ایران به سمت تولید سلاح هستهای ارائه نکرده است. این بخش بیان ارزیابی موسویان است و نباید با نتیجهگیری مستقل آژانس اشتباه گرفته شود.
موسویان معتقد است مذاکرات آینده نباید صرفاً بر محدودیتهای هستهای متمرکز باشد. او سه موضوع را برای توافق پایدار ضروری میداند: روابط ایران و آمریکا، امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز و کاهش تهدیدات متقابل منطقهای. به گفته او، تفاهمنامه اسلامآباد میتواند مبنایی برای بازگشت به مذاکرات مستقیم باشد و در ادامه میگوید: حضور نظامی گسترده آمریکا در خلیج فارس نمیتواند برای مدت طولانی از نظر اقتصادی و راهبردی ادامه پیدا کند. موسویان پیشنهاد میکند کشورهای ساحلی خلیج فارس با تشکیل یک چارچوب امنیتی مشترک، مسئولیت امنیت دریایی و آزادی کشتیرانی را بر عهده بگیرند.
او در نهایت تأکید میکند که: نه جنگ و نه تحریم قادر به حل این بحران نیستند.
