تهران- ایرنا - استاد افتخاری دانشگاه ملی استرالیا گفت: اتفاقی که در تنگه هرمز رخ می دهد، فقط یک مسئله امنیتی، اقتصادی یا حتی سیاسی نیست بلکه کاری که ایران انجام می‌دهد، به چالش کشیدن دو قرن انحصار غرب در این منطقه است.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، علم صالح امروز دوشنبه (۴ آبان ماه) در همایش بین المللی ایران و نظم نوین جهانی با محوریت تحولات پس از جنگ با آمریکا و اسرائیل در دانشگاه حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران به صورت آنلاین در سخنانی گفت: ما در یک دنیایی به سر می‌بریم که در دو قرن اخیر نوع سیاست، اقتصاد، ارزش‌ها و قوانین را تعیین و حاکمیت و مشروعیت و نظمی را تعریف می‌کرد که کاملاً غرب محور بود. البته این به معنای این نیست که دیگر قدرت‌ها اثرگذاری نداشتند.

قدرت غرب در سال های گذشته به چالش کشیده است

وی افزود: در دو قرن اخیر کشورهایی شکل و نوع حکمرانی این قدرت‌ها را به چالش کشیدند و شاهد نکاتی در این باره هستیم. نخست افول هژمونی غرب است که البته افول به معنای ضعیف شدن غرب نیست بلکه به این معناست که قدرت غرب به چالش کشیده شده یا فاصله قدرت اقتصادی، نظامی، سیاسی، تکنولوژی، علمی و صنعتی، که غرب با دیگر کشورهای غیر غربی داشته به شدت کاهش یافته و شاهد بروز قدرت‌های نوظهوری در سطح جهانی هستیم.

استاد افتخاری دانشگاه استرالیا تأکید کرد: نکته بعدی اینکه در این مرحله توزیع قدرت ایجاد شده است. قدرتی که تاکنون در سطح بالایی به دست قدرت‌های غربی بوده یعنی در قرن نوزدهم به دست قدرت‌های اروپایی، سپس در اواسط قرن بیستم به بعد به دست آمریکا و پس از پایان جنگ سرد کاملاً به دست آمریکا بود، از حدود سال ۲۰۱۴ به بعد، توزیع قدرت به دست چین و روسیه قرار گرفت.

وی اضافه کرد: روسیه‌ای که پس از فروپاشی شوروی به مدت بیش از یک دهه با چالش‌های داخلی، اقتصادی و امنیتی مواجه بود اما اکنون می‌تواند قدرت آمریکا را به چالش بکشد که نمونه آن جنگ با اوکراین است.

صالح اضافه کرد: همچنین در توزیع قدرت، قدرتی نظیر ایران هم شکل می‌گیرد که حدود یک سال گذشته شواهدی از آن دیده شد. به عبارتی پر واضح است که قدرت‌های دیگری هم هستند که می‌توانند تعیین کننده مشروعیت، حاکمیت و ارزش های نظم جدید جهانی باشند.

استاد دانشگاه استرالیا با بیان اینکه در این دوره گذار شاهد کشورهایی هستیم که می‌توانند در توازن قدرت و مهندسی قدرت در جهان نقش بسیار تعیین کننده‌ای بازی کنند، گفت: ایران یکی از آن قدرت هاست به همین دلیل غرب تحمل پذیرش ایران به عنوان بازیگری که می‌تواند توازن قدرت را در منطقه‌ای که از لحاظ استراتژیک بسیار پر اهمیت است را بازی کند، نمی دهد.

هدف اصلی آمریکا برای حمله جلوگیری از توسعه قدرت ایران بود

وی با بیان اینکه حمله آمریکا و اسرائیل به ایران ضرورتاً به معنای نگرانی از پروژه اتمی ایران یا نفوذ ایران در منطقه نبود، گفت: در این دوران گذار از غرب به جهان غیر غربی یا کمتر غربی شدن، نقش ایران می‌تواند بسیار پر اهمیت باشد بر همین اساس تلاش برای تغییر شکل و نوع حکومت در ایران به نفع و مصالح آمریکا و غرب یکی از اصلی ترین اهداف این جنگ بود.

صالح یادآور شد: در این دوران گذار غرب احساس می کند که تعیین کننده مشروعیت درستی یا ارزش های سیاسی، امنیتی در سطح جهان دیگر نیست و کشورهایی مانند روسیه، چین، ایران و حتی هند، برزیل و آفریقای جنوبی نیز می توانند اثرگذاری های مختلفی از امنیت، مشروعیت، حاکمیت و سایر مسائل را ایفا کنند.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه نظم جدید چند قطبی در دنیا در حال شکل گیری است، گفت: البته آن ساختار قدرت و نظم جهانی باقی خواهد ماند اما بازیگرانش تا حدودی تغییر می‌کنند و تاثیرگذاری آنها تغییر می کند و این به معنای پایان سلطه یا نظام سلطه در سطح جهانی نیست بلکه فقط بازیگران آن تغییر می کنند تا دنیای عادلانه تر و منصفانه تر داشته باشیم‌.

صالح با بیان اینکه این قدرت ها بر مبنای مسائل، منافع و قدرت خود می‌توانند آن نظام سلطه را به شکلی دیگر باز تولید یا باز تعریف کنند، عنوان کرد: آن چیزی که مشخص است، نظم جدیدی بر مبنای جهان چند قطبی در حال شکل‌گیری است که می تواند را جهان امروز ما را با چالش های بزرگی مواجه کند.

وی اضافه کرد: در مقابل چند قطبی شدن، در دوران پسا غربی در نظم جدید جهانی، کثرت گرایی می‌تواند عمیق باشد. البته کثرت گرایی به معنای توزیع قدرت نیست، به معنای پذیرش قدرت‌ها با در نظر گرفتن خصوصیات منطقه‌ای، تمدنی، تاریخی، هویتی است.

این استاد دانشگاه باردیگر تاکید کرد: جنگ اخیر به ایران به دلیل پروژه اتمی ایران، باز کردن تنگه هرمز یا نفوذ ایران در منطقه نبود بلکه نگرانی از ظهور قدرت جدیدی به نام ایران است.

نظم‌جهانی تک قطبی آمریکایی در حال تغییر به نظم جدید چندقطبی است

وی تصریح کرد: آن چه که شاهدش هستیم بیشتر شبیه تغییر نظم جهانی غرب محور یا آمریکایی محور به نظم جدید چند قطبی است که این ضرورتاً به معنای بهتر شدن شکل نوع معاملات سیاسی، اقتصادی و امنیتی نخواهد بود. بلکه آن چیزی که نظم جدید جهانی بیشتر به آن احتیاج دارد، یک فهم متقابل و یک نسخه متفاوت از دغدغه های منطقه یا مناطق مختلف جهان با خواسته‌های متفاوت است.

صالح خاطرنشان کرد: یک فهم غرب محور ضرورتاً نمی‌تواند پاسخگوی چالش‌های آینده مناطق بسیار پراهمیت از لحاظ استراتژیک باشد. به عنوان‌ مثال اتفاقی که در تنگه هرمز رخ می دهد، ضرورتاً فقط یک مسئله امنیتی، اقتصادی یا حتی سیاسی نیست. بلکه کاری که ایران انجام می دهد، به چالش کشیدن دو قرن انحصار غرب در این منطقه است.