در روزگاری که نهاد خانواده در کانون تهاجم فرهنگی، فردگرایی افراطی و بحران معنا گرفتار آمده، بازخوانی سبک زندگی اهلبیت(ع) بیش از هر زمان دیگری ضرورتی حیاتی و تمدنی یافته است. برای تبدیل سیره زهرای مرضیه(س) به یک نقشه راه عملیاتی برای زیست خانوادگی امروز، نیازمند یک اجتهاد تمدنی و روششناسی روشن هستیم؛ روشی که نشان دهد چگونه میتوان در دنیای دیجیتال، کانونی سرشار از آرامش، برکت، حیا، تربیت توحیدی و مجاهدت فاطمی بنا نهاد. در ادامه گفتوگویی تفصیلی با حجتالاسلام والمسلمین محمدباقر مشکاتی، کارشناس دینی و سندپژوه صورت دادهایم تا با عبور از قالبهای تاریخی متغیر به اصول جاودانه، ضمن تبیین تعریف جامع خانواده فاطمی، هفت ستون اصلی این بنای مقدس و نمودهای عینی آن در جامعه امروز را بررسی کنیم.
ارزشهای الهی در طول تاریخ ثابتاند
نخستین پرسش و چالش جدی که در مواجهه نسل امروز با سبک زندگی اهلبیت(ع) پدید میآید، این است که: «آیا الگوگیری از خانه و خانواده حضرت زهرا(س) به معنای بازگشت به ابزارها و شرایط سخت زیستی هزار و ۴۰۰سال پیش است؟» پاسخ قطعی، منفی است؛ چراکه دین خاتم برای تمام اعصار آمده و نباید قالبهای تاریخی کهن را با جوهره ابدی دین یکسان دانست. بنابراین در اندیشه اجتهادی و تمدنی اسلام، برای الگوگیری درست باید به این نکات دقت کرد و میان این دو مورد تفکیک قائل شد.
در سطح برداشت ظاهری نباید ماند
قالبها، ابزارها و مظاهر متغیر تاریخی که صورت زیست افراد را در دورههای مختلف نشان میدهد مانند: کاسه سفالی، دستاس، بَستر پشم شتر یا خانه خشت و گلی مدینه، موضوعیت قدسی و انحصاری ندارند؛ اینها بازتاب فناوری و مقتضیات زیست مادی در شبهجزیره عربستان در صدر اسلام بودند. اسلام هرگز ابزار ابتدایی یا تحمیل مشقت و عسرت (تنگدستی و سختی مادی) بر خانواده را اصالت نبخشیده است. پیامبر اعظم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) از امکانات عرفی زمانه خویش بهره میبردند و هر گاه گشایشی بود، از نعمتهای الهی بیشتری استفاده میکردند («قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ»). با توجه به این نشانهها و شواهد مردان و زنان در خانواده خود باید با حداکثر تلاش وسایل رفاه همسر و فرزندان را فراهم کنند که کار برای تأمین معاش در حکم جهاد است.
آنچه مانا و همهشمول است
ارزشها و اصول حاکم بر حیات طیبه یعنی آنچه «جاودانه، حجت و الگو» است، نظام ارزشی حاکم بر آن کانون قدسی است؛ یعنی توحیدمحوری، آرامشبخشی متقابل، ادب در کلام، قناعت، طهارت، برکتخواهی، پرهیز از تفاخر و مصرفزدگی و انفاق به خلق و مانند اینها.
در این جهت فرمول کاربردی برای جامعه امروز؛ بهرهمندی عقلانی از ابزار و امکانات روز بر پایه عرف شایسته جامعه، منهای تبرّج، تجملپرستی، اسراف و وابستگی روحی است. خانواده فاطمی امروز، در آپارتمان مدرن و مجهز زیست میکند، از خودرو و ابزارهای ارتباطی روز بهره میگیرد؛ اما اشیا و وسایل زندگی را ابزار خدمت و راحتی میداند، نه معیار شأن، تفاخر و هویت انسانی. اسیر مدگراییِ بیمارگونه، چشم و همچشمی و اشرافیت نمیشود و افزایش رفاه مادی، روح همدلی و مواسات، غیرت دینی و دغدغهمندی اجتماعی را در آن خاموش نمیکند.
«خانواده فاطمی» این گونه است
بر پایه این روششناسی دقیق اجتهادی، خانواده فاطمی را میتوان چنین تعریف کرد: «خانواده فاطمی، نهادی مقدس، آرامشبخش، تکلیفمحور و مأموریتگرا بر پایه آموزههای قرآنی «توحید» و «ولایت» است که در آن زن و شوهر با پیوند عمیق عاطفی و همسنگری ایمانی، محیطی سرشار از کرامت، نشاط و معنویت برای پرورش نسلی پاک، عادل و بصیر میسازند و کانون خانه را به سنگری برای خدمت به بندگان خدا و پیشرفت جامعه اسلامی تبدیل میکنند».
خانواده فاطمی، خانوادهای در حصار رفاهزدگی و خودخواهیهای فردی نیست؛ کانونی زنده است که از معنویت و آرامش درونی آغاز میشود و به مسئولیت اجتماعی و تمدنی امتداد مییابد. در این تعبیر، خانواده یک فضای بندگی و میدان جهاد مشترک است؛ کانونی که اضلاع درونی آن با اکسیر محبت و کرامت به هم تنیده و دیوار بیرونی آن معطوف به یاری جبهه حق و جریانسازی توحیدی در تاریخ است.
ارکان هفتگانه خانواده فاطمی در جامعه امروز
برای اینکه این تعریف از ساحت یک آرمان نظری خارج شده و به نقشهای عملیاتی در زیست خانوادگی تبدیل شود، نیازمند شناسایی پایههای آن هستیم. این ارکان هفتگانه همچون هفت ستون اصلی یک عمارت ایمانی عمل میکنند که تعادل روانی، تعالی اخلاقی و بالندگی اجتماعی خانواده را تضمین میکنند.
رکن اول: رکن غایی و هویتی؛ توحیدمحوری و جهتگیری ولایی
ارزشهای فاطمی پیش از هر چیز قبله و جهت دارد. دخل و خرجها، معاشرتها و تربیت فرزند با این معیار سنجیده میشود: «آیا این رفتار، مرضی خدا و ولی او است؟» این رکن هویتی موجب میشود خانواده از روزمرگی و پوچی نجات یابد و تمام ارادهها در مدار نصرت امام حق و نیل به سعادت ابدی همسو شوند. خانهای که لقمه حلال، حیا، التزام عملی به فرامین ولی جامعه و اهتمام به اقامه نماز، خط قرمز آن است و اسیر زیست خنثی یا سکولار نمیشود. نمود بارز آن در نظمدهی به برنامههای خانه بر محور اوقات نماز، حساسیت نسبت به طهارت مال و پیوند دادن عاطفه فرزندان با ولایت و امامت است. در چنین کانونی، «توحید» قطبنمای زندگی و تصمیمگیریهای حیاتی و تعیینکننده سبک زندگی است.
رکن دوم: رکن عاطفی و روانی؛ آرامش، مودت و کلام کریمانه
خانه فاطمی، میدان تنازع قدرت یا تخلیه خستگیهای بیرون نیست؛ مهد آرامش متقابل است. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «هر گاه به فاطمه مینگریستم، غمها و اندوهها از دلم رخت برمیبست». خانه جایگاهی است برای ترمیم فرسایشهای روحی ناشی از کنشها و فعالیتهای بیرونی تا تنشها به درون کشیده نشوند و پیوند زوجین بر مهر بیپیرایه بنا شود. نامیدن یکدیگر با تعابیر محترمانه و مهرآمیز، حل تعارضات با گفتوگوی صبورانه، شنیدن فعال و پرهیز از سرکوفت، طعنه و تحقیر نمود عینی آن در زندگیهای امروزی است. تجلی این رکن در ابراز محبت آشکار والدین پیش چشم فرزندان، بدرقه و استقبال پرمهر و حاکمیت آرامش کلامی هنگام بحرانهای روزمره است. این آرامش معنوی و اصیل، محافظی در برابر اضطرابهای جهان مدرن است که روان اعضای خانواده را از گزند مصون میدارد.
رکن سوم: رکن اقتصادی و زیستی؛ قناعت، تعادل و برکتمحوری
در مکتب فاطمی، ارزش زندگی به میزان انباشت کالا در خانه نیست؛ به میزان برکت و صفا در گذران زندگی است. سادهزیستی به معنای فلاکت نیست؛ سبکباری در مسیر رشد و پرهیز از مسابقه تباهکننده تجملات است. قناعت در این نگاه، نوعی استقلال روحی و تمرکز بر داشتههای اصیل است تا آسایش واقعی فدای زیادهخواهی و حرص نشود. ایستادگی در برابر مصرفزدگی فضای مجازی، تفکیک نیازهای واقعی از نیازهای کاذب و مدیریت هوشمندانه دخل و خرج با حفظ عزت نفس، در این راستا تعریف میشود و نمود عینی آن پرهیز از مصرفگرایی و خریدهای وسواسی و چشم و همچشمی است که ثمره این تعادل، رهایی از اضطراب بیپایان معیشت و دستیابی به فراغت ذهنی برای معنویت و عبادت، تفکر و لذت بردن از پیوندهای اصیل خانوادگی است.
رکن چهارم: رکن تربیتی و نسلی؛ مهندسی کرامت، حیا و تربیت عینی
در فرهنگ فاطمی، فرزند کالایی برای فخرفروشی یا ابزاری برای تحقق آرزوهای جامانده والدین نیست؛ امانتی الهی است که باید با تکریم شخصیت، محبت، بازی هدفمند و تقدم الگویی رفتار بر گفتار تربیت شود. تربیت فاطمی به معنای به رسمیت شناختن شأن والای کودک و ایجاد بستری امن است تا فضائل اخلاقی به صورت تجربی و غیرمستقیم در جان او بنشیند. نمود آن؛ اولویت دادن به رشد اخلاقی و تابآوری فرزندان، پرهیز از تبعیض عاطفی میان کودکان، بازی و ساختن خاطرات شیرین معنوی در محیط خانه است. تجلی این روش، مشورت با فرزندان، اختصاص وقت کیفی برای شنیدن حرفهای آنان و حفظ حریم عفاف و ادب است. در این شیوه، خانه پیش از آنکه محلی برای امر و نهی باشد، کارگاه عملی مکارم اخلاق و جلوه احترام متقابل است.
رکن پنجم: رکن اجتماعی و آرمانی؛ مسئولیت اجتماعی و ایثار
خانه فاطمی دیوارهای بسته و نفوذناپذیر در برابر رنجهای امت ندارد. سوره مبارکه انسان «و غذای خود را با اینکه به آن علاقه و نیاز دارند، به مسکین و یتیم و اسیر میبخشند» تابلو تمامعیار این دغدغهمندی است. با توجه به شأن نزول و پیام این آیه در ساحت خانواده، این رویداد نشان میدهد مواسات و انفاق در سیره اهلبیت(ع)، یک عمل فردی و مجزا نبوده؛ در واقع یک تصمیم و ایثار هماهنگ خانوادگی بود که در اوج نیاز و گرسنگی، تمام ارکان خانه، همدلانه سفره خود را به جامعه نیازمند پیوند میزنند.
این نگاه ایثارگرانه نشان میدهد خانواده مسلمان کانون همبستگی با امت است و پیش از آسایش خود، به التیام دردهای جامعه و یاری مظلومان میاندیشد. نمود امروزین آن؛ حضور فعال خانواده در دغدغهمندی نسبت به گرههای زندگی همسایگان و بستگان و تربیت فرزندی که درد جامعه و امت را درد خود بداند، است. راههای تجلی آن تخصیص سهمی از درآمد برای انفاق، گرهگشایی خانوادگی از مشکلات فامیل و موضعگیری همدلانه در حوادث جهان اسلام است. خانواده با این وسعت دید، از پیله تنگ انزوا خارج میشود و فرزندان در متن این همیاری و مواسات، درس غیرت دینی و زیست شرافتمندانه را میآموزند.
رکن ششم: رکن مدیریتی و تقسیم کار
در هندسه خانواده فاطمی، خانه یک فضای ایستا و بیتحرک نیست؛ یک سنگر فرهنگی و تمدنی است که اداره آن نیازمند مدیریتی حکیمانه است. در سیره این خاندان نورانی، تقسیم کار در زندگی، یک انتخاب آگاهانه و راهبردی بود. هنگامی که پیامبر اکرم(ص) میان امیرالمؤمنین(ع) و حضرت زهرا(س) داوری کرد و کارهای داخل خانه را به حضرت صدیقه طاهره(س) و کارهای بیرون را به حضرت امام علی(ع) واگذار کرد، حضرت زهرا(س) با شادمانی فرمود: «خدا میداند که چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از برخورد با مردان نامحرم رهانید». این روایت، خانهداری را از یک فعالیت خدماتی به یک مدیریت فعال و همسان یا فراتر از اشتغال در بیرون از خانه ارتقا میدهد؛ جایگاهی که در آن، بانوی خانه با تدبیر خود، محیط رشد فرزندان و آرامش همسر را طراحی و مدیریت میکند. در زندگیهای امروزی، این الگو باید مبنا قرار گیرد؛ نه به معنای ناتوانی، بلکه به معنای انتخاب آگاهانه برای حفظ کیان خانواده. زن تراز فاطمی با درک این واقعیت که خانه، کانون اصلی تربیت نسل و آرامش جامعه است، اولویت خود را بر محور تدبیر منزل قرار میدهد. تقسیم وظایف در خانواده فاطمی بر پایه حکمت و توافق زوجین برای رشد و بهرهوری تنظیم میشود؛ جایی که زن با انتخاب آگاهانه این جایگاه، محور انسجام خانواده و مدیریت عواطف و تربیت میشود؛ چرا که زن با این مدیریت راهبردی، علاوه بر خانواده، جامعه را از درون همین خانه مدیریت میکند و میسازد.
رکن هفتم: حریمداری و کنشگری اجتماعی
زیست فاطمی بدون «حیا» و «عفاف» ناقص و بیمعناست. حیا در فرهنگ فاطمی، محدود به یک پوشش ظاهری نیست؛ مراعاتی شرعی، اخلاقی و حریمداری درونی و بیرونی است که تمام شئون و ابعاد زندگی را پوشش میدهد. در روایت فاطمی تصریح شده که اوج کمال زن در این است که «نه نامحرمی را بنگرد و نه نامحرم او را ببیند» این حریمداری حداکثری، چنان است که بانو حضرت زهرا(س) در مواجهه با فرد نابینا، خود را میپوشاند و در پاسخ به پرسش چرایی آن، میفرماید: «اگر او مرا نمیبیند، من که او را میبینم».
این کلام نورانی، ترسیمگر الگوی عفاف فعال است. اینجا حیا محدودیت تحمیلی نیست؛ نوعی قدرت انتخاب است. حضرت زهرا(س) با این فرمایش و سیره عملی، به زن مسلمان میآموزد که حریم وجودی خویش را چنان گرانسنگ بداند که حتی در نبود نگاه مخاطب نیز، عزت نفس و وقار خود را در عالیترین مرتبه حفظ کند. در واقع، این روایت بیانگر یک فلسفه حریمداری است؛ یعنی حیا و عفاف فاطمی پیش از آنکه ناظر به نگاه دیگران باشد، برخاسته از انضباط درونی و شرافت ذاتی است.
این رکن اما به هیچ روی به معنای انزوای اجتماعی نیست؛ از نگاه تمدنی، نهاد خانواده سلول بنیادین جامعه اسلامی است و از همین رو، خانهداری و تدبیر امور منزل توسط بانوی فاطمی، نه یک امر شخصی، که عالیترین نوع کنشگری اجتماعی محسوب میشود. بر این مبنا، معیار کنشگری در خانواده فاطمی، حضور فیزیکی زن در معابر یا اشتغال بیرونی نیست، بلکه اثرگذاری اجتماعی ملاک است؛ چه بسا بانویی که در قامت مادری و مدیریت خانه، کنشگری راهبردی دارد و در مقابل، زنی که در متن اجتماع حضور دارد اما از اثرگذاری تمدنی تهی است. البته در خانواده فاطمی «ضرورت» حکمفرماست؛ حضور فیزیکی در جامعه، چنانچه با حفاظ عفاف و حجاب همراه باشد نه تنها مانعی ندارد، که در بزنگاههای ضرورت، تکلیفی واجب میشود.
همان طور که حضرت صدیقه طاهره(س) برای دفاع از ولایت به مسجد رفت و خطبه خواند و به تأسی از ایشان، حضرت زینب کبری(س) و حضرت فاطمه معصومه(س) با حضور افشاگرانه و تبیینگرانه خود در عرصههای سیاسی و اجتماعی، حماسه آفریدند. بنابراین، زیست عفیفانه به معنای فعالیت مسئولانه در زمان نیاز است.
