در گفت و گو با روزنامه اعتماد مطرح شد؛
گلزن دربی زنان سرخابی می گوید شب قبل از بازی در دفترچه یادداشت خود نوشته بود که در این بازی گل خواهد زد.
روزبه دلاور| دربی تاریخی زنان با پیروزی ۲ بر یک پرسپولیس به پایان رسید تا سرخپوشان پایتخت با این نتیجه سرنوشتساز،جایگاه خود را در صدر جدول ردهبندی لیگ بیش از پیش مستحکم کنند.
به گزارش روزنامه اعتماد، این دیدار که پیش از آغاز با حواشی پرشمار و پرالتهابی همراه بود در نهایت در مستطیل سبز تکلیفش مشخص شد. اما در میان هیاهوی این پیروزی ارزشمند پای صحبتهای سمیه اسماعیلی یکی از گلزنان سرنوشتساز این مسابقه نشستیم. ستاره کُرد و گلزن پرسپولیسیها در این گفتوگو با صراحت به ابهامات و پرسشهای پیرامون این بازی جنجالی پاسخ داد و از حال و هوای این دربی فراموشنشدنی گفت. در ادامه ماحصل گفت و گوی اختصاصی «اعتماد» با اسماعیلی را میخوانید.
از حال و هوای دربی و گلزنی در این بازی تاریخی تعریف کنید.
هرچی بود اولین دربی در تاریخ فوتبال زنان انجام شد و حسی دارد که با کلمات توصیف نمیشود. بازی خیلیخوبی بود و هردو تیم پرسپولیس و استقلال که دو باشگاه بزرگ هستند، تلاش کردند. دربی مهمی بود؛ برای ما که در صدر جدول بودیم و میخواستیم اختلاف امتیازمان را با بقیه تیمها بیشتر کنیم خیلی مهمتر بود. از گلزنی خودم هم اگر بخواهم بگویم و نقش تاریخی در به ثمر رساندن آن گل باید بگویم حس خوبی داشت. قبلا اسم دربی را میشنیدم برای آقایان بود، اما برای خودمان یک حس عجیب همراه با استرس و هیجان و انگیزه بود.
از دوران بچگی پرسپولیسی بودید یا استقلالی؟
از همان بچگی پرسپولیسی بودم و کلا خانوادهام پرسپولیسی هستند جز عموی من که استقلالی است.
آن زمان که بازی مردان پرسپولیس را تماشا میکردید استرس بیشتری داشتید یا زمانی که خودتان در ترکیب تیم زنان پرسپولیس در دربی بازی کردید؟
آن زمانها که بازی مردان پرسپولیس را میدیدم استرس داشتم، اما در این بازی نمیدانم چرا هیچ استرسی نداشتم و خیلی راحت بازی کردم. جالب اینکه بازیهای قبل مثل ایلام و حتی وارش که بازیهای راحتمان بود استرس و هیجان داشتم، اما در دربی حس راحتی درونم بود.
برای اینکه استرسی برای دربی نداشته باشید کار خاصی انجام داده بودید؟
اول بگویم یکسری از بچه ها از استرس زیاد شب قبل از بازی نتوانستند بخوابند، چون دربی پایتخت خیلی مهم است ؛ ما دربی کرمان بین خاتون بم و گلگهر سیرجان هم داریم که خیلی با دربی تهران متفاوت است. اصلا دربی پایتخت یک چیز دیگر است! من یکی، دو روز قبل از بازیها معمولا مینویسم که در این بازی فلان کار را میکنم یا از حسم مینویسم. در دربی مثل بقیه بچهها یا مانند بازیهای قبلی استرسی نداشتم و مطمئن بودم که گل میزنم و یک نوشته دارم که قبل از دربی نوشتم که در اولین دربی تاریخ زنان گل میزنم و تاریخ و ساعتش را هم نوشتم. حتی پارسال که در تیم ایلام بودم با سپاهان بازی داشتیم و شب قبل از بازی نوشتم به سپاهان گل میزنم و فردایش تک گل پیروزیبخش بازی را زدم.
قبل از بازی برای کسب برد تمرین کردید یا به مساوی هم راضی بودید؟
نه، قطعا برای برد آمده بودیم و در طول هفته هم فقط برای کسب برد تمرین میکردیم و اصلا به مساوی و باخت فکر نمیکردیم. خدا را شکر که حال و هوای تیمخوب بود و بچهها با روحیه خوب تمرین کردند و بازیهای قبل هم با نتایج خوبی پشت سرگذاشتیم و فقط به برد در دربی فکر میکردیم.
شب قبل از دربی کدام از یک بازیکنان استرس بیشتریداشت؟
مائده بیرنگ هماتاقیام که دوست صمیمیام هم است خیلی استرس داشت، اما خدا را شکر مثل بقیه بچهها خیلیخوب بازی کرد.
قبل از بازی برای شادی پس از گل هماهنگ کرده بودید؟
بله، بعد از گل فاطمه رضایی آن شادی گل را از قبل هماهنگ کرده بودیم و شادی گل خودم را هم از قبل آماده کرده بودم.

بعد از گلزنی «هیس» نشان دادید! منظور خاصی داشتید؟
خب قبل از دربی استقلالیها خیلی برایمان کری خوانده بودند و پیج استقلال یک انیمیشن درست کرد که به زهرا خواجوی گل زدند یا نوشتههایی منتشر کردند که ما راحت میبریم و دربی برای ماست یا تاریخ را با رنگ آبی مینویسند و از این کریها، اما ما قبل از دربی هیچی نگفتیم تا بازی تمام شود و بعد جوابشان را بدهیم. عکسها و انیمیشن آنها هست و آن علامت و هیس و آرام باشید برای همین بود!
با استقلالیها رفاقت هم دارید؟
بله، زهره جلالی از زمانی که فوتبالم را در سنندج شروع کردم کاپیتان من از اولین تیمهای من بود؛ شماره ۲۵ استقلال در دفاع بازی میکند. تانیا جهانشاهی هم هست که در تیم ملی کلا با هم بودیم.
در بازی برای هم کری میخواندید؟
نه، از بس فشار و هیجان بازی بالا بود که اصلا صحبت نمیکردیم و قبل از بازی هم دست دادیم و در حد احوالپرسی.
در استادیوم طرفدار پرسپولیس بیشتر بود یا استقلال؟
تقریبا برابر بودند. اما استادیوم برای آقایان بود و روز بازی پرسپولیس و فولاد هم قرار بود برویم بازی را ببینیم، اما نزدیک به چهل و پنج دقیقه نیمه اول را از دست دادیم، چون به استادیوم راهمان نمیدادند! ما نمیخواستیم برویم بین تماشاگران عادی بنشینیم و میخواستیم از vip بازی را ببینیم و نزدیک به یک نیمه را ندیدیم. حس خوبی بود که دو روز قبل راهمان ندادند، اما در همانچمن بازی کردیم. ما بازیکنان این باشگاهیم و دوست داشتیم بازی آقایان را ببینیم. گفته بودند هماهنگی انجام شده، اما قبل از ما یکسریهای دیگر آنجا نشسته بودند.
در نیمه دوم رسیدید و باخت پرسپولیس مقابل فولاد روی روحیه تیمتاثیر منفی نگذاشت؟
خب وقتی طرفدار این تیم هستم و برای این تیم بازی میکنم مسلما از باخت تیم ناراحت می شویم. باخت آقایان چیزی از ارزشهای باشگاه بزرگ پرسپولیس کم نکرد و خدا را شکر هنوز صدر را در اختیار دارند، اما اگر میبردند خیلی بهتر میشد، اما برای ما دیدگاه منفی نداشت.
به شماره ۷ خیلی علاقهمند هستید چرا این فصل شماره ۷۷ را میپوشید؟
۷ برای خانم فرشته کریمی است، چون ایشان بزرگتر و باتجربه است من ۷۷ را میپوشم.
الگوی شما در پرسپولیس کیست؟
آقای علی دایی و آقای کریم باقری را خیلی دوست دارم و طرفدار این دو هستم، اما الان هم آقای خدابنده لو. ایشان آدم خاکی است و خودش را نمیگیرد.
بعد از دربی پیامهای زیادی در اینستاگرام گرفتید؟
کلا یکی، دوبار اینستاگرام رفتم و دو تا استوری گذاشتم از بس شلوغ بود که پیامها را چک نکردم.
گلزنی یا قهرمانی کدام را ترجیح می دهید؟
خب پست من مهاجم است و گلزنی وظیفهام است، اما بیشتر دوست دارم در اختیار تیم باشم و نتیجه گرفتن تیمم برای من خیلی مهمتر است. قطعا دوست دارم قهرمان شویم حتی اگر مربی از من بخواهد در دفاع بازی کنم. من یک بازیکنی هستم که دوست دارم در اختیار تیم و باشگاهم باشم و اینکه مهاجمی باشم که حتما گل بزنم، نه. من الان بیشتر انگار هافبک تیم هستم و بیشتر پاس دادم تا اینکه گل بزنم.
واکنش همشهریهایتان نسبت به این گل چطور بود؟
همه فکر میکنند من اهل سنندج هستم، چون فوتبالم را از آنجا شروع کردم، اما من اهل آذربایجان غربی و پیرانشهر هستم. همشهریانم حتی آنهایی که استقلالی هستند به من تبریک گفتند و خیلی خوشحال شدند. میگفتند به عنوان دختر کرد به اینجا رسیدی. جدا از رنگها به این نگاه میکنیم که تو از یک روستای دور افتاده به این جایگاه رسیدی. پرسپولیسی و استقلالیها کلی استوری گذاشتند برای من به عنوان یک دختر کرد. این گلزنی در دربی خیلی قشنگتر بود. از یک شهر دورافتاده با بسیاری از محدودیتها گلزنی در دربی توصیف وصفنشدنی دارد.
صحبت پایانی؟
فقط از پدر و مادرم خیلی تشکر میکنم که در هر شرایطی کنارم بودند مخصوصا پدرم که در هر شرایطی کنارم بوده و هرکاری از دستش بر میآمد برای من انجام داده تا اینجا. واقعا اگر او نبود من هم الان اینجا نبودم! از بچگی عاشق فوتبال بودم، اما هیچ وقت فکر نمیکردم که به این جایگاه برسم. آن زمان فقط فوتبال را در کوچه و مدرسه یا از تلویزیون تماشا یا بازی میکردم، اما پدرم دستم را گرفت و به فوتبال آورد و همیشه و تحت هر شرایطی پشت من بود همین جا دستش را میبوسم و خیلی از خانوادهام تشکر میکنم که همیشه حامیام بودند.
