جوان آنلاین: جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت در دوره تازه خود، در کنار انتقادات اهالی رسانه در مورد انتخاب آثار یا شیوه اجرایی آن هر کدام از آنها باید به صورت جدی و جزئی مورد بررسی و مداقه قرار بگیرند، با انتقال خانه جشنواره از باغموزه دفاع مقدس به پردیس سینمایی ملت، اقدامی مثبت انجام داده است. اگرچه در نگاه نخست بیشتر جابهجایی مکان به نظر میرسد، به دلیل تعدد سالنهای نمایش این پردیس در عمل فرصتهای تازهای برای نمایش آثار کوتاه، مستند و حتی فیلمهای تولیدشده با هوش مصنوعی برای خالقان اثر و مخاطبان فراهم کرده است.
به گزارش «جوان»، امسال پردیس سینمایی ملت میزبان مخاطبان، هنرجویان و سینماگرانی است که برای دیدن آثار جشنواره مقاومت راهی این مجموعه فرهنگی شدهاند. برگزاری همزمان بخشهای مختلف در سالنهای متعدد، یکی از نقاط قوت این دوره است؛ هرچند تعداد دفعات نمایش فیلمهای کوتاه و مستند در هر روز تنها یک نوبت است و این موضوع برای علاقهمندانی که میخواهند چند اثر را ببینند، محدودیت ایجاد میکند. با این حال، تنوع سالنها و حضور بخشهای تازه، نشانهای از تلاش برگزارکنندگان برای گسترش دامنه جشنواره است.
کارگاهها، نقطه درخشان جشنواره
از مهمترین و قابلتأملترین بخشهای این دوره، کارگاهها و مسترکلاسهای تخصصی است. روز نخست جشنواره، جمعه، سه کارگاه همزمان با حضور مسعود فراستی در نقد سینما، علیرضا زریندست در فیلمبرداری و کمال تبریزی در کارگردانی برگزار شد. استقبال هنرجویان از این کارگاهها بهگونهای بود که پرسشهای آنان پس از پایان جلسات نیز ادامه یافت و بسیاری از حاضران از تجربههای علمی و عملی استادان بهره بردند. علیرضا زریندست در کارگاه فیلمبرداری، از تجربهای کمتر شنیدهشده سخن گفت؛ از زمانی که مرحوم عباس کیارستمی برای فیلم «کلوزآپ» با او تماس گرفت و خواست سه دستیار غیرحرفهای معرفی کند. زریندست خود در برابر این درخواست جا خورد، اما دستیارانی را به کیارستمی معرفی کرد. وقتی آن دستیاران مورد تأیید قرار نگرفتند، کیارستمی از خود زریندست خواست سر پروژه برود، اما با این شرط که «حرفهای نباشد»؛ چون روایت فیلم کلوزآپ چنین اقتضایی داشت. این روایت، برای هنرجویان حاضر در کارگاه، نمونهای زنده از نسبت حرفهگرایی و اقتضائات روایت سینمایی بود.
در روزهای بعد نیز کارگاههای محمدرضا مصباح در تهیه و تولید، ابراهیم امینی در فیلمنامهنویسی و هادی مقدمدوست در فیلمنامهنویسی برگزار شد و مباحثی مطرح شد که به گفته حاضران، در کمتر نشست تخصصی دیگری به این صراحت و کاربردی بودن پرداخته میشود. استادان این دوره، تجربههای شیرین و حرفهای خود با هنرمندان جوان و مشتاق را در میان گذاشتند و همین موضوع باعث شد اغلب جلسات با کمبود وقت روبهرو شود. دانشجویان پرسشهایشان را در راهروهای پردیس ملت، همراهی با استادان و حتی گپوگفت در طبقه فوقانی رستوران ادامه دادند؛ نشانهای روشن از تشنگی نسل تازه سینمای ایران برای آموختن.
حضور خانوادهها و حالوهوای کودکانه
بخش دیگری از جشنواره که چهرهای متفاوت به آن بخشیده، حضور خانوادهها و کودکان است. پدر و مادرها فرزندانشان را برای تماشای انیمیشنهایی، چون «پسر دلفینی ۲»، «نابغه و دیوسنگی»، «افسانه سپهر»، «ببعی قهرمان»، «یوز ایرانی» و پویانماییهای تازهتولیدشده سینمای ایران مانند «بادبادکها» و «سفینه نجات» به جشنواره میآورند. هنگام پخش فیلمهای انیمیشن، حالوهوای کودکانه در پردیس ملت به چشم میآید و همین بخش، پیوند جشنواره با خانوادهها را پررنگتر میکند.
نشستهای نقد و پژوهش؛ ساعت ۲۱ هر شب
یکی از اتفاقات تخصصی این دوره، نشستهای نقد و بررسی و پژوهشی است که هر شب ساعت ۲۱ در سه بخش فیلم بلند، کوتاه و مستند برگزار میشود. کارشناسان هر بخش، امیرحسین بهروز، سعید نجاتی و مهدی انصاری، نظرات تخصصی و کاربردی خود را درباره آثار مطرح میکنند. سعید نجاتی در بخش فیلم کوتاه، پیشنهادهای مناسبی برای حرفهایترشدن آثار جوانان ارائه میدهد و همین رویکرد آموزشی، نشستها را از سطح معمول نقد فراتر میبرد.
روایت تصویری مقاومت در راهروهای پردیس
در راهروهای شیبدار سینما ملت، وقتی پس از تماشای فیلم بیرون میآیید و ذهن مخاطب هنوز درگیر آن است، پوستر شهدای مقاومت که به صورت یکدرمیان بین پوستر فیلمها جانمایی شدهاند، نگاهها را به خودشان معطوف میکنند. شاید گره خوردن نگاه مخاطب با نگاه این شهدا، تلنگری باشد برای یادآوری و تذکر ایثار و فداکاری آنها برای مام وطن و امنیت مردم؛ شعلهای که باید از آن محافظت شود تا همچنان روشنیبخش جامعه باشند. پوستر بزرگ و ادای دین جشنواره به کودکان مظلوم و شهید میناب ۱۶۸ نیز در ورودی پردیس ملت، روبهروی مخاطبان قرار گرفته است؛ کودکان معصومی که در روز نهم اسفند ماه اولین روز از جنگ تحمیلی رمضان شهید شدند. البته که این پوستر، یادآور مسئولیت سنگین و تاریخی سینما و سینماگران برای روایت مظلومیت آنهاست. نصب پوستر رهبر شهید انقلاب که روایتگر بخشهای مختلفی از جوانی تا حضور در مقاطع انقلاب و جنگ هشتساله دفاع مقدس تا رهبری ایشان، در طبقه منفی دو و محل برگزاری نشستهای تخصصی، در مقابل دیدگان سینماگران ایرانی و بینالمللی و تماشاگران قرار داده شده است. نکته قابل ذکر دیگر تلاش جشنواره برای پوستاندازی است. برای همین سعی شده است که تا حد امکان تنها حضور یک قشر خاص در جشنواره خودنمایی نکند. این نکته در مورد نمایش فیلمها کمی ملموستر است و گویی مخاطبان نوجوان در کانون توجه هستند. حضور قابل اعتنای شخصیتهای نوجوان هم در آثار جشنواره نوزدهم مقاومت در نوع خودش جالب است. به عنوان مثال تعدادی از آنان شخصیتهای اصلی و فرعی فیلم کوچ را تشکیل میدهند و عدهای دیگر در فیلم «بچههای دشت» در کنار شخصیت اصلی در ساختن فضایی که معلمی فرهیخته در متن آن معرفی میشود، نقش اصلی و اساسی را دارند و در فیلم «دستار» نوجوانی که پدر عکاسش در منطقه نفوذ داعش مفقود شده است، سفری دشوار و طولانی را برای یافتن نشانی از پدر آغاز میکند. سهم جنگ دوازده روزه و رمضان در جشنواره نوزدهم نیز سه فیلم «نیمشب» محمدحسین مهدویان، «قمارباز» محسن بهاری و «آن سوی آوار» محسن منشیزاده است که در سه فضای متفاوت، روایتگر گوشههایی از واقعیتهای جنگ و تأثیر آن بر زندگی اجتماعی انسانهایی است که در مواجهه با جنگ و تبعات آن واکنشهای متفاوتی را در قالب پرداختی دراماتیک و جذاب ثبت میکنند.
جشنواره نوزدهم در آثار خود، تنوع روایی و مضمونی را در چند شکل متفاوت به نمایش گذاشت. در یک سو، «نیمشب» با فضایی باز و پرشخصیت، جنگ را با جلوهای واقعی و تأثیرگذار روایت میکند؛ و در سوی دیگر «قمارباز» با لوکیشنی محدود و شخصیتهایی کمتعداد، رویکردی متفاوت به مقوله نفوذ و خرابکاری در متن جنگ دارد. جذابیت هر دو اثر نیز بیش از هر چیز مدیون نگاه پدیدآورندگانشان به قابلیتهای دراماتیک ایده انتخابشده است. در ادامه این مسیر، «سرزمین فرشتهها»، «دشت سوزان» و «ضلع پنهان» جلوههای دیگری از تنوع مضمون در جشنواره نوزدهم را رقم زدند و نشان دادند که آثار این دوره، طیف متنوعی از تجربههای سینمایی را در بر میگیرند.
