تهران-ایرنا- یک دیپلمات بازنشسته با تأکید بر اینکه بحران یمن راهحل نظامی ندارد، گفت: ورود ترکیه و پاکستان به معادلات این کشور و هرگونه مداخله نظامی از سوی این دو کشور، نهتنها به حل بحران کمک نمیکند، بلکه میتواند شرایط منطقه را پیچیدهتر سازد.
به گزارش خبرنگار سیاست خارجی ایرنا، افزوده شدن پرونده یمن به مجموع تحولات منطقه غرب آسیا، این تحولات را وارد فاز جدیدی ساخته است. پیمان دفاعی عربستان، ترکیه و پاکستان در حالی نخستین آزمون عملی خود را پرونده یمن میبیند که تهران معتقد است هرگونه ورود کشورهای دیگر به موضوع یمن میتواند بحران را در این کشور پیچیدهتر کند. عربستان سعودی از دو هم پیمان، برای دفاع از خود دعوت کرده است اما پرسش اساسیتر این خواهد بود که ماهیت دفاعی پیمان امنیتی ریاض-آنکارا- اسلامآباد تا کجا دفاعی خواهد ماند و اساسا چه باری از دوش عربستان در این شرایط برخواهد داشت. سعودیها پیش از این هم در پرونده یمن ائتلافهای دیگری با کشورهای منطقه از جمله امارات متحده عربی منعقد کرده بودند که شواهد نشان میدهند، چندان کارساز نبوده و ابوظبی این روزها ترجیح میدهد خود را در ائتلاف تازهای با آمریکا و رژیم اسرائیل تعریف کند؛ میزبانی از «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر این رژیم هم در همین راستا قابل ارزیابی است.
این تحولات، اقدامات و روندها اما آیا میتوانند به کاهش تنش در منطقه منجر شوند یا بر دشواریها در آن خواهند افزود؟هر یک از دو کشور پاکستان و ترکیه با چه انگیزه و هدفی در ائتلاف با عربستان حضور دارند و آینده بازیگری خاص امارات متحده عربی در منطقه چه خواهد بود؟ اینها پرسشهایی است که با «نصرت الله تاجیک» دیپلمات بازنشسته و استاندار پیشین هرمزگان در میان گذاشتیم که مشروح پرسشهای ایرنا و پاسخهای این تحلیلگر مسائل منطقه را در ادامه میخوانید.
توافق دفاعی عربستان، پاکستان و ترکیه با ماهیت بحران یمن تناقض دارد
تحلیلگر مسائل منطقه درباره ورود پیمان امنیتی میان سه کشور عربستان، ترکیه و پاکستان به فاز دفاعی گفت: به نظر میرسد برخلاف بدبینی قبلی برخی تحلیلگران، یا دستکم اگر نخواهیم از تعبیر بدبینی استفاده کنیم، خوشبین نبودن آنان نسبت به اجرایی شدن این تفاهمنامه مکه یا آنچه ما در ادبیات سیاست خارجی از آن با عنوان «توافق سهجانبه عربستان، پاکستان و ترکیه» یاد میکنیم، بنا به دلایلی کمی زودتر از موارد مشابه در حال اجرایی شدن است. سلسله اتفاقات، دلایل، اهداف و مطامع طرفها نشان میدهد که این توافق در حال ورود به مرحله اجرایی است. از یک سو، ترکیه به دنبال حضور در این منطقه و بهویژه بابالمندب است و از سوی دیگر، پاکستان پس از نقشی که در میانجیگری میان ایران و آمریکا بر عهده گرفت، تلاش دارد سیاست خارجی خود را در این منطقه فعالتر کند و از این طریق به بخشی از اهداف سیاست خارجی خود جامه عمل بپوشاند.
تاجیک با اشاره به اینکه هر یک از سه عضو این پیمان سهجانبه اهداف متفاوتی برای پیوستن به آن دارند؛ توضیح داد: اتفاقاً همین موضوع، یعنی تعدد اهداف و حتی در برخی موارد تضاد و تناقض میان آنها، زمینه اجرایی شدن توافق را تا حدی تضعیف میکند و این نکتهای بود که بعضی تحلیلگران نسبت به اجرائی شدنش بدبین بودند. بنابراین، هنوز برای قضاوت نهایی زود است و به زمان بیشتری نیاز داریم تا مشخص شود سطح اقدامات، میزان دخالت و حضور، حجم سرمایهگذاری و مهمتر از همه، کارایی این توافقنامه با توجه به پیچیدگیهای منطقه تا چه اندازه خواهد بود.
ترکیه به دنبال حضور در بابالمندب است و از سوی دیگر، پاکستان پس از نقشی که در میانجیگری میان ایران و آمریکا بر عهده گرفت، تلاش دارد سیاست خارجی خود را در این منطقه فعالتر کند
وی با اشاره به اینکه در اینجا با یک تناقض ذاتی مواجه هستیم که طی یکی دو هفته گذشته نیز خود را نشان داده است؛ توضیح داد: این توافق، یک توافق دفاعی است، در حالی که مشکل کنونی عربستان و انصارالله بیش از آنکه به مسائل دفاعی مربوط باشد، به تلاش ریاض برای تغییر موازنه در داخل یمن بازمیگردد. این موضوع اساساً ارتباطی با مفهوم دفاع از عربستان ندارد و باید بهعنوان یک نقطه مهم در سیاست خارجی و فعالیت دیپلماتیک و رایزنی مورد توجه قرار گیرد.
دیپلمات بازنشسته با اشاره به اینکه دو کشور پاکستان و ترکیه علاقهمندند هرچه سریعتر در معادلات منطقه نقش پیدا نموده و کسب منافع اقتصادی نیز داشته باشند، گفت: نیازهای عربستان، بهویژه با توجه به پیشرویهای غیرقابل باور انصارالله طی یکی دو هفته گذشته و حضور آن در بندر المخا و بابالمندب، شرایطی ایجاد کرده است که به نظر میرسد این موافقتنامه در بخش عملیاتی خود به فاز اجرایی نزدیک میشود. گرچه در خصوص ابعاد عملیاتی و نظامی این موضوع، بهتر است دوستانی که در حوزه مسائل نظامی تخصص دارند اظهارنظر کنند اما در مجموع، هنوز راه زیادی باقی مانده و مسائل بسیاری باید روشن شود.
مسئله یمن راهحل نظامی ندارد؛ ورود پاکستان و ترکیه شرایط را پیچیدهتر میکند
تحلیلگر مسائل منطقه درباره آینده و چشمانداز این توافق و اینکه در فاز اجرایی تا کجا پیش خواهد رفت، گفت: در معادلات منطقهای مرتبط با این توافق، تناقضات درونی وجود دارد. اگر اخباری که اخیراً رویترز درباره اعزام نیرو و ارسال تجهیزات از پاکستان به داخل خاک یمن منتشر کرده، صحت داشته باشد، موضوع کاملاً متفاوت خواهد شد. در این صورت، وضعیت از چارچوب یک توافق سهجانبه برای دفاع از عربستان خارج میشود و شرایط را پیچیدهتر میکند. در چنین شرایطی، به فعالیتهای دیپلماتیک و مذاکرات بیشتری نیاز است و باید پیامدهای اقدامات احتمالی، چه از سوی ترکیه و چه از سوی پاکستان، مورد توجه قرار گیرد. ورود این کشورها به چنین اقداماتی قطعاً شرایط منطقه را خرابتر خواهد کرد.
تاجیک با تاکید بر اینکه مسئله یمن راهحل نظامی ندارد و همه طرفها باید برای حل این مسئله به یمنیها کمک کنند؛ گفت: هر کشوری که واقعاً خیرخواه منطقه و جهان اسلام است، بهویژه خود عربستان که داعیه رهبری جهان اسلام و جهان عرب را دارد، باید به این نکته توجه کند که در صورت مداخله بیشتر خود و حتی این دو کشور در یمن، مشروعیت نزد افکار عمومی آسیب خواهد دید. ما باید تلاش کنیم، چه در ایران و چه در عربستان و سایر کشورها، به حلوفصل مسائل یمن میان گروههای یمنی کمک شود. عربستان میتوانست بدون دخالت مستقیم در مسائل یمن، به گروههای یمنی برای رسیدن به یک توازن نسبی کمک کند. بنابراین، اکنون باید منتظر ماند و اخبار مربوط به عملیات «سپیدهدم یمن» و ابعاد آن را با دقت بیشتری بررسی کرد تا مشخص شود حجم نیروها، تجهیزات و اقداماتی که صورت گرفته، دقیقاً به چه میزان بوده است.
اساساً جنگ یمن یک جنگ غیرضروری است
دیپلمات بازنشسته وزارت امور خارجه درباره تاثیر این پیمان امنیتی بر روابط ریاض با واشنگتن به عنوان کشوری که مدعی تامین امنیت عربستان است، به چه سمتی حرکت خواهد کرد؛ گفت: بعید میدانم تأثیر منفی بر روابط آمریکا و عربستان داشته باشد. اینکه آیا این توافق میتواند به شکلگیری ائتلافهای دیگری منجر شود نیز محل تردید است. البته در منطقه طی سالیان گذشته ائتلافهای متعددی شکل گرفته است؛ حتی درباره یمن نیز ائتلاف دریایی و ائتلاف هوایی ایجاد شد و انواع و اقسام ائتلافها شکل گرفت، اما بسیاری از آنها از نظر عملیاتی چندان موفق نبودند. درباره این توافق نیز همچنان به زمان نیاز داریم تا مشخص شود چه کارکردی خواهد داشت. یک زمان ممکن است این توافق صرفاً بهعنوان یک برگ برنده سیاسی و عاملی بازدارنده پایهگذاری و تلقی شود و زمان دیگری ممکن است به سمت همکاریهای نظامی حرکت کند.
تاجیک در تشریح انگیزههای عربستان سعودی برای تشکیل پیمان دفاعی با ترکیه و پاکستان هم گفت: انصارالله و دیگر گروههای مقاومت، عمدتاً نیروهایی هستند که از جنگ نامتقارن و نبرد در مناطق کوهستانی تجربه دارند، در حالی که نیروی نظامی عربستان فاقد چنین تجربهای است. از سوی دیگر، پاکستان به دلیل جنگها و درگیریهایی که در کشمیر و با هند داشته و ترکیه نیز به دلیل درگیریهای خود با نیروهای کرد داخلی، تجربههایی در این زمینه دارند. بنابراین، طبیعتاً میتوان انتظار داشت که نوعی همکاری انتقال تجربه در سطح افسران میان این کشورها در این حوزه شکل بگیرد و این هوشمندی عربستان بوده است.
وی با بیان اینکه باید دید آیا اساساً چنین همکاری عملیاتی خواهد بود و اگر عملیاتی شود، توسط چه نیروی جنگدهای و به چه شکل خواهد بود، گفت: ممکن است فرضاً بخشی از کمبودهای عربستان از طریق تأمین تجهیزات توسط این دو کشور جبران شود اما واقعیت این است که صرف تجهیزات نیز نمیتواند امنیت را تأمین کند. نیروی انسانی، نیروی کارآزموده و آموزش نیز ضروری است. بنابراین، هنوز مشخص نیست که عربستان بیشترین سهم خود را از این توافق سهجانبه در حوزه سیاسی، بازدارندگی و جنگ روانی و روایی خواهد گرفت یا اینکه واقعاً پاکستان و ترکیه خواهند توانست کمک نظامی موثری در جنگ عربستان با انصارالله ارائه کنند.
تحلیلگر مسائل منطقه تصریح کرد: اساساً جنگ یمن یک جنگ غیرضروری است و بهتر بود تلاش شود موضوع یمن از طریق سیاسی و دیپلماتیک و در چارچوب گفتوگوی یمنی ـ یمنی حلوفصل شود، نه از طریق دخالت خارجی. البته این نکته را نیز نباید از قلم انداخت که تشکیل این ائتلاف و امضای توافقنامه یک بازی دو سر برد برای عربستان نیست، بلکه نشانهای از نقطهضعف سعودیها هم میتواند باشد که نمیتوانند خود با اینهمه هزینه تسلیحاتی از پس انصارالله برآیند.
باید انسجام نظری بیشتری در قبال پیمان سه جانبه داشته باشیم
دیپلمات بازنشسته ایران در ارزیابی نحوه واکنش ایران به این پیمان و ورود آن به فاز اجرایی گفت: احساس میکنم نسبت به این توافق، یک انسجام نظری، گفتمان، دیدگاه یا رویکرد غالب وجود ندارد. عدهای این توافق را اتفاقی دانستند که اساساً ضدایرانی نیست و عدهای برعکس. عدهای نیز بهصورت خوشبینانه از هرگونه همکاری و هماهنگی میان این کشورها استقبال کردند، بدون آنکه به اهداف متفاوت سه کشور و سکوت تاییدآمیز آمریکا و اسرائیل توجه کافی داشته باشند. به عقیده من، ایران در شرایط کنونی باید بهطور مشخص و صریح با ترکیه و پاکستان وارد گفتوگو شود و درباره آنچه به توافق سهجانبه و پیمان دفاعی مربوط میشود، از جمله احتمال اعزام نیرو به یمن، تأمین تجهیزات یا حمله به گروههای یمنی، رایزنی کند.
امارات از نزدیکی به اسرائیل بهعنوان یک عامل توازنبخش استفاده میکند
تاجیک در ارزیابی اهداف سفر نخستوزیر رژیم اسرائیل به منطقه و ارتباط آن به تحولات اخیر هم گفت: واقعیتی که این سؤال را به توافق سهجانبه و مسائل بابالمندب و یمن مرتبط میکند، رقابت عربستان و امارات است. میتوان گفت مسئله یمن یکی از نقاط افتراق میان محمد بنزاید و محمد بنسلمان بود. این دو در برههای از تحولات منطقه بسیار به یکدیگر نزدیک بودند، اما موضوع یمن موجب شد فاصله میان آنها افزایش پیدا کند. این موضوع اتفاقاً درس مهمی برای پاکستان است؛ کشوری که در سال ۲۰۱۵ پارلمان آن تصویب کرد پاکستان در جنگ یمن مداخلهای نداشته باشد. شرایط یمن و گروههای یمنی و اختلافات فراوان میان آنها که ناشی از ساختار و شاکله خاص قبایلی این کشور است، حتی موجب شد دو متحد و دو دوست و همکار منطقهای نیز در مقطعی در مقابل یکدیگر قرار بگیرند.
وی با اشاره به اینکه در شرایط کنونی، نتانیاهو نیز از این وضعیت بهرهبرداری میکند، گفت: عربستان به دلیل تحفظات و جایگاهی که برای خود از منظر رهبری جهان عرب و بهویژه بهعنوان «خادم حرمین شریفین» و همچنین نقش خود در جهان اسلام قائل است، نسبت به نزدیکی با اسرائیل پیش از حل مسئله فلسطین تحفظ دارد. امارات از این تحفظ عربستان برای نزدیکی بیشتر به نتانیاهو و اسرائیل سواستفاده میکند و اسرائیل نیز از این نزدیکی امارات بهمنظور اعمال فشار بر عربستان و تعدیل مواضع این کشور نسبت به اسرائیل و مسئله فلسطین بهره میگیرد.
دیپلمات بازنشسته در ادامه این موضوع را هسته اصلی نزدیکی امارات و اسرائیل دانست و گفت: امارات تلاش میکند از نزدیکی به اسرائیل بهعنوان یک عامل توازنبخش در برابر ایران استفاده کند؛ به این معنا که با نزدیک شدن به اسرائیل بتواند از ظرفیتهای سیاسی، امنیتی، نظامی و عملیاتی این رژیم علیه ایران استفاده کند و پشتوانهای برای خود در برابر هرگونه اقدام احتمالی ایران در آینده داشته باشد.
در سفرها و دیدارهایی که انجام میشود، طبیعتاً توافقها و قولوقرارهای مختلفی نیز مطرح است؛ از همکاریهای اقتصادی گرفته تا فروش تسلیحات، بهویژه سامانههایی مانند گنبد آهنین و موارد دیگر. اما این تنها یک جنبه ماجراست. جنبه دیگر این است که حضور اسرائیل در امارات برای خود اسرائیل نیز کاملاً بدون هزینه و خطر نیست. هر نوع حضور اسرائیل در امارات میتواند این رژیم را در برابر ایران آسیبپذیر کند. بنابراین، موضوع صرفاً این نیست که حضور اسرائیل در امارات برای ایران آزاردهنده است؛ از سوی دیگر، این حضور میتواند اسرائیل را نیز در دسترس و تیررس ایران قرار دهد و از این طریق و از آنجا که هیچ کشوری با امنیت ملی خود شوخی ندارد، لذا اقدامات ایران برای حفظ امنیت ملی میتواند برای امارات آسیبزا باشد.
روابط با همسایگان نمیتواند جایگزین روابط بینالمللی ما شود
تاجیک درپاسخ به پرسشی درباره رفتار دوگانه امارات با ایران هم گفت: امارات طی یک سال اخیر و در جریان سه جنگی که تاکنون به ایران تحمیل شده، رفتار بدی با ایران داشته و در کنار مواضع و اقدامات علنی، گاهی اخباری نیز درباره فعالیتهای پنهانی و خصمانه امارات علیه ایران منتشر شده یا به رسانهها درز پیدا کرده است. این موضوع علاوه بر فعالیتهای علنی امارات در حمایت از آمریکا، تشویق آمریکا و سرمایهگذاری برای انتخاب ترامپ و موارد دیگر است. ارتباطات اقتصادی گسترده ایران و امارات، هم برای ما آسیبزا بوده و هم زمینه را برای سوءاستفاده امارات در جهت اقدامات خصمانه علیه ایران فراهم کرده است. بحث جزایر ایرانی هم موضوع دیگری است.
بازگشت ایران به اقتصاد جهانی میتواند در شرایطی که جهان در حال پوستاندازی و قطببندیهای جدید است، بسیاری از معادلات را تغییر دهد.
وی با اشاره به اینکه ایران ۱۵ همسایه دارد و هر یک از این همسایگان از مزیتهای اقتصادی متفاوتی برخوردارند که میتواند برای کشور کمککننده باشد؛ گفت:با این حال روابط با همسایگان نمیتواند جایگزین روابط بینالمللی ما شود. ما کشوری ویژه هستیم؛ هم از منظر جغرافیایی و هم از منظر تاریخی. ایران یک کشور عادی نیست که بتواند بدون روابط بینالمللی گسترده برای تامین حداقلهای یک زندگی شرافتمندانه برای مردم خود به فعالیتش ادامه دهد. ما یک کشور تأثیرگذار هستیم، کشوری هستیم که در تاریخ خود سابقه امپراتوری داریم و از منظر روانشناختی نیز این جاهطلبی همچنان در جامعه ایرانی وجود دارد. ظرفیتهای جغرافیایی، ژئوپلیتیکی، علمی، جمعیتی و بافت دموگرافیک کشور نیز شرایطی ایجاب میکند که ایران بتواند یک قدرت تأثیرگذار منطقهای باشد.
تحلیلگر مسائل منطقه افزود: در سطح بینالمللی نیز، به دلیل نفتخیز بودن و برخورداری از ظرفیتهای نفت و گاز، بازگشت ایران به بازارهای جهانی میتواند بسیاری از معادلات را تغییر دهد؛ چه معادلات منطقهای و چه معادلات بینالمللی. متأسفانه تحریمها و درگیریهای مستمر طی سالیان گذشته موجب شدهاند ایران تا حد زیادی از این بازارها و از گردونه اقتصاد جهانی خارج شود. بازگشت ایران به اقتصاد جهانی میتواند در شرایطی که جهان در حال پوستاندازی و قطببندیهای جدید است، بسیاری از معادلات را تغییر دهد.
عوامل خارج از اختیار ایران و آمریکا میتواند معادلات جنگ یا صلح را تغییر دهد
تاجیک درباره چشمانداز تحولات آینده جنگ درسایه تهدیدات ترامپ و احتمال وقوع جنگ هم گفت: این احتمال اگر نگوییم زیاد است، حداقل نمیتوان کم دانست. من این جنگ را جنگ چهارم تلقی میکنم. جنگ اول را همان جنگ ۱۲روزه میدانم. جنگ دوم، تبدیل تظاهرات مدنی و اقتصادی در کشور در دیماه ۱۴۰۴ به وضعیتی بود که با توزیع سلاح، ترویج خشونت، اعزام گروهها و فعال کردن هستههای تروریستی در کشور همراه شد و به اتفاقات ۱۸ و ۱۹ دی منجر شد. جنگ سوم نیز همان جنگ رمضان یا جنگ ۴۰روزه بود.
به عقیده من، احتمال وقوع جنگ چهارم کم نیست. کشورهای منطقه نیز در حال حاضر اتفاق خاصی در رویکرد خود ایجاد نکردهاند و همچنان همان رویکرد سابق را دنبال میکنند. البته برای کاهش آسیبپذیری خود تلاش میکنند از نظر ظاهری کمتر درگیر شوند، اما به عقیده من، در برابر آمریکا پاسخ منفی نخواهند داد؛ چرا که اساساً چنین شرایطی را ندارند.
وی با بیان اینکه برداشت من این است که دو طرف همچنان پتانسیل و ظرفیت درگیری را دارند؛ گفت: آمریکا همچنان میخواهد آسیبهای بیشتری به زیرساختها و کشور ایران وارد کند و در مقابل، ایران نیز احساس میکند همچنان ظرفیت و تابآوری لازم برای مقابله با این وضعیت را دارد و لذا به راحتی نمیخواهد در مقابل این زورگوئی اهرمهای قدرتش را از دست بدهد. البته این موضوع قطعی نیست و بحث آمادگی نظامی و توان نظامی نیز به حوزه تخصصی نظامیان مربوط میشود. در حال حاضر همه طرفها تلاش میکنند دو کشور را به نوعی مصالحه نزدیک کنند، اما مشکل این است که سقف خواستههای یک طرف با کف امتیازاتی که طرف مقابل، یعنی ایران، میتواند ارائه دهد، فاصله زیادی دارد و همین مسئله شرایط را دشوار میکند.
این دیپلمات بازنشسته درپایان تصریح کرد: با این حال، نمیتوان بهطور قاطع گفت که مثلاً اگر احتمال جنگ را ۱۰ درصد میدانیم، این احتمال حتماً محقق خواهد شد. احتمال جنگ همچنان قابل توجه است، اما در این زمینه باید توجه داشت که همه عوامل در اختیار ایران و آمریکا نیست. هر اتفاقی در منطقه و جهان میتواند رخ دهد و به عاملی برای تأخیر در وقوع جنگ یا حتی از بین رفتن این احتمال تبدیل شود؛ چه تحولات و مسائل جهانی و بینالمللی و چه اقداماتی که دو طرف در حال حاضر از منظر دیپلماتیک در حال انجام آن هستند و چه بسا وزن عوامل خارج از اختیار از وزن عوامل در اختیار بیشتر شود.
