جلیقه خبرنگاری هم دیگر تضمینی برای بقا نیست؛ افزایش قتل خبرنگاران و بینتیجه ماندن پروندهها، امنیت اطلاعرسانی را با تهدید جدی روبهرو کرده است.
به گزارش تازهنیوز، جلیقهای با نوشته «PRESS» قرار است هویت خبرنگار را برای نیروهای نظامی و دیگر بازیگران درگیری مشخص کند؛ اما در بسیاری از نقاط جهان، این نشانه دیگر تضمینی برای زنده ماندن نیست. از غزه و اوکراین تا مناطق پرتنش دیگر، خبرنگاران و عکاسان خبری هنگام ثبت واقعیت جان خود را از دست میدهند، در حالی که بسیاری از پروندههای قتل آنها به نتیجه قضایی روشنی نمیرسد. این وضعیت پرسشی جدی را مطرح میکند: چرا حفاظت از کسانی که برای اطلاعرسانی به جامعه فعالیت میکنند، همچنان تا این اندازه دشوار است؟
وقتی جلیقه خبرنگاری هم امنیت نمیآورد
حمله به هایدی لوین، عکاس باسابقه واشنگتنپست، در کرانه باختری بار دیگر خطرهایی را برجسته کرد که خبرنگاران هنگام پوشش خشونت و درگیری با آن مواجهاند. بر اساس گزارش واشنگتنپست، لوین هنگام پوشش حمله شهرکنشینان به فلسطینیان هدف حمله صهیونیستها قرار گرفت و به بیمارستان منتقل شد. این روزنامه خواستار تحقیق درباره حادثه شده است.
جلیقه خبرنگاری وسیلهای برای شناسایی است، نه سپری در برابر گلوله یا حمله فیزیکی. حفاظت واقعی زمانی شکل میگیرد که نیروهای نظامی، گروههای مسلح و دیگر بازیگران به حقوق خبرنگاران احترام بگذارند و نقض این حقوق با پیگرد قانونی روبهرو شود.
بر اساس حقوق بینالملل بشردوستانه، خبرنگاران در مناطق جنگی غیرنظامی محسوب میشوند و تا زمانی که مستقیماً در مخاصمات شرکت نکنند، از حمایتهای مربوط به غیرنظامیان برخوردارند. حمله عمدی به آنها به دلیل فعالیت حرفهایشان میتواند نقض جدی این قواعد باشد.
چرا خبرنگاران به هدف تبدیل میشوند؟
خبرنگاران تنها رویدادها را ثبت نمیکنند؛ گزارشها و تصاویر آنها میتواند روایت رسمی دولتها، ارتشها و گروههای مسلح را زیر سؤال ببرد. تصاویر مستقل از تلفات غیرنظامیان، تخریب مناطق مسکونی یا نقض حقوق بشر ممکن است زمینه مطالبه پاسخگویی را فراهم کند. همین نقش، روزنامهنگاری مستقل را برای جامعه ضروری و برای برخی صاحبان قدرت ناخوشایند میکند.
آمار نگرانکننده و مشکل مصونیت از مجازات
کمیته حفاظت از روزنامهنگاران (CPJ) در فوریه ۲۰۲۶ اعلام کرد که در سال ۲۰۲۵، ۱۲۹ خبرنگار و کارکن رسانهای در جهان کشته شدند؛ بالاترین رقم ثبتشده از زمان آغاز گردآوری دادههای این سازمان در سال ۱۹۹۲. طبق همین گزارش، ۴۷ مورد از این مرگها در طبقهبندی CPJ، قتلهای هدفمند مرتبط با فعالیت حرفهای خبرنگاران بود و هنگام انتشار گزارش، هیچکس در این پروندهها پاسخگو شناخته نشده بود.
یونسکو نیز اعلام کرده است که حدود ۹۰ درصد پروندههای قتل خبرنگاران حلنشده باقی میماند. این آمار نشان میدهد که مشکل فقط وقوع خشونت نیست؛ بلکه ناتوانی یا فقدان اراده برای شناسایی و مجازات عاملان نیز به بحرانی جهانی تبدیل شده است.
وقتی مهاجمان با پیامد جدی روبهرو نمیشوند، احتمال دارد تصور کنند که ارتکاب خشونت علیه خبرنگاران هزینه چندانی ندارد.
چرا دولتها به اندازه کافی اقدام نمیکنند؟
نمیتوان گفت همه دولتها نسبت به جان خبرنگاران بیتفاوتاند؛ برخی برای حفاظت از رسانهها تلاش میکنند. با این حال، در بسیاری از کشورها میان تعهدات رسمی و عملکرد واقعی فاصله وجود دارد.
چگاهی نیروهای دولتی یا افراد وابسته به قدرت به ارتکاب خشونت متهماند و همین مسئله میتواند استقلال تحقیقات را زیر سؤال ببرد. در موارد دیگر، فشارهای سیاسی، ضعف دستگاه قضایی، نبود شفافیت یا حمایت از افراد بانفوذ مانع پیگیری مؤثر پروندهها میشود.
حفاظت از خبرنگاران؛ فراتر از یک جلیقه
فناوریهای جدید نیز خطرهای تازهای ایجاد کردهاند. جاسوسافزارها، نظارت دیجیتال و ابزارهای شناسایی میتوانند منابع خبری و فعالیت خبرنگاران را در معرض تهدید قرار دهند. به همین دلیل، حفاظت از روزنامهنگاران دیگر به تجهیزات ایمنی میدانی محدود نیست و باید امنیت دیجیتال، حمایت حقوقی و پشتیبانی سازمانی را نیز در بر بگیرد.
دولتها باید تحقیقات مستقل و شفاف درباره قتل و حمله به خبرنگاران را تضمین کنند، عاملان و آمران را به عدالت بسپارند و از خانوادههای قربانیان و شاهدان حمایت کنند.
در نهایت، جلیقه خبرنگاری تنها زمانی معنا دارد که قانون و اراده سیاسی پشت آن باشد. اگر خبرنگاران هنگام ثبت واقعیت کشته شوند و عاملان بدون پاسخگویی باقی بمانند، پیامد این وضعیت تنها محدود به رسانهها نیست؛ حق جامعه برای دانستن حقیقت نیز آسیب میبیند. حفاظت از خبرنگاران امتیازی حرفهای نیست، بلکه بخشی از مسئولیت دولتها در دفاع از آزادی بیان و دسترسی عمومی به اطلاعات است.
