سینماپرس: «چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران»  در بدترین مدل برگزاری، در حالی فعالیت رسمی خود را در روز شنبه بیست و پنجم مهرماه و در جزیره متروک «پردیس سینمایی ملت» آغاز نمود که عملا محل برگزاری این رویداد مهم سینمایی به هرچیزی غیر از یک «جشنواره معتبر بین المللی» نمود داشت.

فاطمه سادات ناظمی/ «چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران» در بدترین مدل برگزاری، در حالی فعالیت رسمی خود را در روز شنبه بیست و پنجم مهرماه و در جزیره متروک «پردیس سینمایی ملت» آغاز نمود که متاسفانه نه تنها از ابعاد بی‌کیفیتی این مکان به عنوان «محل برگزاری یک جشنواره بین‌المللی» کاسته نشده بود؛ بلکه حالا بر همه معضلات چشمگیر این جزیره دورافتاده و واقع در وسط یکی از پرترافیک‌ترین اتوبان‌های کشور و ...، فقدان هویت بصری لازم نیز افزوده شد و عملا محل برگزاری این رویداد مهم سینمایی را به هرچیزی غیر از یک «جشنواره معتبر بین المللی» تبدیل نموده است. رویدادی که در اوج تقابل و تهاجم همه‌جانبه به «ایران اسلامی» برگزار می‌شود و حالا نه تنها هیچ نشانی از حدود «۴ هزار شهید زن و کودک ایرانی» در طی چند ماه گذشته در آن وجود ندارد؛ بلکه بی‌اعتنا به «شهادت شخص اول کشور» حتی از نصب «پرچم جمهوری اسلامی» نیز مضایقه نموده و محیطی کاملا بی‌روح را در نخستین روز برگزاری این «رویداد بین المللی» به معرض نمایش گذاشت.

واترقیدگی «جشنواره‌ای بین‌المللی» به موقعیت و اهمیت «فیلم کوتاه تهران» / از فقدان حداقلی «نمادهای هویتی» پرچم ایران و شهدا و فرصت سوزی «اکران افتتاحیه» تا حضور پرشمار و هنجارشکن «زنان نیمه عریان» در سالن‌های نمایش!

اگر چه اصل برگزاری «جشنواره‌های سینمایی» آن هم در «گرید بین‌المللی» مستلزم برخورداری از حداقل استانداردهای میزبانی و زیرساخت‌های متناسب با شأن چنین رویدادهایی است و در این میان جزیره متروک «پردیس سینمایی ملت» به سبب کاستی‌های مزمن و عدم دغدغه لازم مدیران و قبیله حاکم بر این مجموعه برای حل نمودن این کاستی‌های ابتدایی، همچون دسترسی آسان به وسایل نقلیه عمومی و امکانات مناسب پارکینگ و فروشگاه عرضه مواد غذایی با قیمت مصرف کننده و نمازخانه برخوردار از تهویه و ... در طی بیش از یک دهه اخیر، فاقد صلاحیت لازم برای برگزاری هر گونه «رویداد بین المللی سینمایی» است؛ با این همه فقدان هر گونه نشان و نمادی از «جنگ ۱۲ روزه» و «جنگ ۴۰ روزه» و ... در فضای عمومی این رویداد را نمی‌توان موضوعی اتفاقی قلمداد نمود و آن را ناشی از یک سهل انگاری مدیریتی دانست. زیرا پیشینه سینمایی و حرفه‌ای «بهروز شعیبی» نشان می‌دهد که وی نه تنها از «فهم لازم» برای فهم و درک ضرورت‌های چنین هویت‌بخشی بصری به چنین رویداد مهم سینمایی برخوردار است؛ بلکه از «دغدغه‌های ایرانی واسلامی» لازم برای پیگیری چنین امر بدیهی و ابتدایی در مقام «دبیر چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران» نیز برخوردار می‌باشد و حالا چرایی عدم بروز این فهم و دغدغه‌ها در صورت وضعیت برگزاری این رویداد را می‌بایست به عنوان موضوعی بسیار مبهم و با علامت‌ سوال‌ها و تعجب‌های بسیار مورد پیگیری ویژه قرار داد.

واترقیدگی «جشنواره‌ای بین‌المللی» به موقعیت و اهمیت «فیلم کوتاه تهران» / از فقدان حداقلی «نمادهای هویتی» پرچم ایران و شهدا و فرصت سوزی «اکران افتتاحیه» تا حضور پرشمار و هنجارشکن «زنان نیمه عریان» در سالن‌های نمایش!

بی‌اعتنایی «چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران» به حداقل‌های جاری و ساری در فضای عمومی کشور موضوع کوچک و کم‌اهمیتی نیست و چرایی آن را حقیقتا نمی‌توان فهمید و با هیچ منطقی مورد توجیه قرار داد! به راستی چگونه ممکن است که یک «رویداد بین المللی» توسط «نهادی دولتی» و با برخورداری از میلیاردها تومان از «بودجه بیت المال» برگزار شود و در عین حال با بی‌اعتنایی کامل نسبت به «جنگ تحمیلی» و «بعثت امت مسلمان ایران» و ...چشم خود را بر روی تمامی واقعیت ملموس اجتماعی موجود ببندد! رویدادی آنچنان مهم که حتی «رئیس جمهور» برای آغاز فعالیت آن پیام منتشر می‌کند و با این همه نه تنها مجریان این رویداد در «وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی» ، بلکه هیچ کدام از حامیان پرتعداد آن، از جمله «شهرداری تهران» ، «وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی» ، «سازمان اورژانس کشور» و «بنیاد مستضعفان» و ... ظاهرا ضرورت توجه به چنین موضوعاتی را در اولویت‌های اجرایی خود قرار نداده‌اند و با فراغت از هر دغدغه‌ای در این زمینه، فضای عمومی «چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران» را حتی از نمایش یکی از ابتدایی‌ترین «نمادهای هویت ملی» یعنی «پرچم جمهوری اسلامی ایران» محروم نموده‌اند!

واترقیدگی «جشنواره‌ای بین‌المللی» به موقعیت و اهمیت «فیلم کوتاه تهران» / از فقدان حداقلی «نمادهای هویتی» پرچم ایران و شهدا و فرصت سوزی «اکران افتتاحیه» تا حضور پرشمار و هنجارشکن «زنان نیمه عریان» در سالن‌های نمایش!

سوای نظر از توجه به نواقص اجرایی و پیگیری چرایی این مقدار از بی‌تعهدی نهادهای مسئول و پرسشی جدی درباره نحوه برنامه‌ریزی، نظارت و مسئولیت‌پذیری برگزارکنندگان و حامیان «چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران» که پیش روی افکار عمومی قرار گرفته و از پرسش در باره چرایی انتخاب تصویری از «اشاره به پرکشیدن سایه پرنده صلح از خاک سرزمینی ایران» به عنوان نماد و پوستر اصلی «جشنواره چهل و سوم» تا پرسش از موضوعات طنزی همچون چرایی هدیه شال‌های چندصدهزارتومانی به دخترکان نیمه عریان در بدو ورود به محل جشنواره و پذیرش جوانانی با ظاهرهای هنجارشکنانه و زنانی برخوردار از پوشش لباس خواب و تیشرت و آستین حلقه‌ای و ... در هنگام ورود به سالن‌های سینمایی و ...! مراسم افتتاحیه امسال این جشنواره با یک تحول ویژه در برنامه‌ریزی همراه گردید و آن هم ساقط شدن این مراسم از حیث هر گونه بُرد رسانه‌ای و خبری لازم بود. مراسمی که نه تنها به واسطه عدم حضور «بهروز شعیبی» در مقام «دبیر چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران» و هیچ مدیر سینمایی دیگری، کارکرد «سالن نمایش افتتاحیه» را ضایع ساخته بود؛ بلکه به جهت انتخاب اثر بی‌ربطی با نام «عمو سیبیلو» به عنون «فیلم افتتاحیه» توانست اوج نگاه و «رویکرد رفع تکلیفی» حاکم بر مدیریت اجرایی این دوره از برگزاری جشنواره را به معرض نمایش بگذارد. فیلم کوتاهی که متعلق به سال ۱۳۴۹ هجری‌شمسی بود و سوای نظر از پیام‌های نمادگرایانه‌ این اثر که در راستای رویکرد کارکردان بهایی الاصل آن تنظیم شده بود؛ اصل چرایی دریغ «جشنواره چهل و سوم» از تولید و نمایش حتی یک کلیپ هویتی مناسب و با حداقل محتوای انزجار از جنایتی که طی چندماه گذشته توسط «ایالات متحده آمریکا» و «رژیم کودک کش صهیونی» علیه ایران و ایرانی و جایابی آن در «اکران افتتاحیه» را به یک سوال بزرگ بدون پاسخ در روز نخست از «چهل و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران» مبدل ساخت!

واترقیدگی «جشنواره‌ای بین‌المللی» به موقعیت و اهمیت «فیلم کوتاه تهران» / از فقدان حداقلی «نمادهای هویتی» پرچم ایران و شهدا و فرصت سوزی «اکران افتتاحیه» تا حضور پرشمار و هنجارشکن «زنان نیمه عریان» در سالن‌های نمایش!

با وجود تمامی کاستی‌های ظاهری و ضعف‌های مشهود در فضاسازی و میزبانی، روند نمایش آثار در «چهل و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران» برخلاف انتقادهای وارد بر بخش اجرایی، با نظم قابل‌قبولی همراه بود و نمایش نخستین مجموعه از آثار راه‌یافته به بخش‌های مختلف جشنواره، بدون اختلال چشمگیر به انجام رسید. در این میان، چینش و جایابی آثار و نحوه تنظیم آن‌ها در هر باکس نمایشی را می‌توان از جمله نقاط قوت به شمار آورد؛ تدبیری که با ایجاد تناسب نسبی، توانست تا با وجود کیفیت بسیار پایین برخی از آثار به نمایش گذاشته شده در بخش‌های مختلف، وزن تمامی باکس‌ها را در یک سطح حفظ نماید و نوعی از عدالت حداقلی برای جذابیت دیده شدن تمامی باکس‌ها توسط مخاطبان این رویداد را فراهم سازد.

واترقیدگی «جشنواره‌ای بین‌المللی» به موقعیت و اهمیت «فیلم کوتاه تهران» / از فقدان حداقلی «نمادهای هویتی» پرچم ایران و شهدا و فرصت سوزی «اکران افتتاحیه» تا حضور پرشمار و هنجارشکن «زنان نیمه عریان» در سالن‌های نمایش!