انیمیشن ایران سال‌هاست با تکیه بر استعدادهای خلاق، روایت‌های ریشه‌دار فرهنگی و توانایی هنرمندانی که گاه با کمترین امکانات دست به خلق جهان‌هایی بزرگ می‌زنند، تلاش می‌کند جای خود را در صنعت جهانی انیمیشن پیدا کند. با این حال، فاصله میان ظرفیت‌های هنری ایران و جایگاهی که در بازار بین‌المللی بدست آورده، همچنان قابل ‌توجه است؛ فاصله‌ای که نمی‌توان آن را صرفاً به کمبود بودجه یا دشواری تولید نسبت داد. به مناسبت روز جهانی انیمیشن، در گفت‌وگو با اشکان رهگذر، کارگردان و تهیه‌کننده انیمیشن که اثر «آخرین داستان» او با برداشتی آزاد از روایت «ضحاک» در شاهنامه، اولین نماینده سینمای پویانمایی ایران در فهرست ۳۲ اثر رقابت‌کننده در شاخه بهترین پویانمایی آکادمی اسکار ۲۰۲۰ بود، به‌سراغ همین پرسش‌ها رفته‌ایم؛ از چالش‌های ساختاری و تأثیر مهاجرت بر آینده این صنعت تا فرصت‌های سرمایه‌گذاری در منطقه.

کشورهای حاشیه خلیج فارس به‌ویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی طی سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در صنایع خلاق از جمله انیمیشن، بازی‌های رایانه‌ای و کمیک‌استریپ انجام داده‌اند، آیا این اتفاق موجب ایجاد بازار کار پایدار در آن کشورها شده و این بازار را با چه شاخص‌هایی می‌توان با ایران مقایسه کرد؟

همین طور است اما کمبود نیروی انسانی متخصص در این کشورها موجب شده بخشی از پروژه‌ها برون‌سپاری شده یا متخصصان خارجی جذب بازار کار آن‌ها شوند. در این میان، هنرمندان ایرانی با توجه به شرایط سیاسی و محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها می‌توانند از بخشی از فرصت‌های شغلی ایجادشده بهره‌مند شوند. به نظر می‌رسد این روند مقطعی نیست بلکه حاصل سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی بلندمدتی است که حدود یک دهه پیش آغاز شده و اکنون نتایج آن به‌تدریج آشکار می‌شود. برای نمونه جشنواره فیلم دریای سرخ عربستان با افزایش جایگاه بین‌المللی خود و میزبانی از چهره‌های شاخص هالیوود، نشان‌دهنده تلاش این کشور برای تقویت موقعیتش در صنعت سینما و سرگرمی است.

جایگاه جهانی انیمیشن ایران را با چه شاخص‌های قابل ‌اندازه‌گیری می‌توان سنجید و ایران در کدام‌ یک از این شاخص‌ها موقعیت قابل ‌دفاعی دارد؟

ارزیابی جایگاه انیمیشن ایران در بازار جهانی به‌دلیل نبود حضور رسمی و محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها دشوار است.
حتی آثاری که به بازارهای بین‌المللی راه پیدا می‌کنند گاهی با نام کشورهای دیگری مانند روسیه یا مالزی عرضه می‌شوند. استودیوهای ایرانی نمی‌توانند به‌طور مستقیم و با هویت ایرانی با مشتریان خارجی تعامل کنند؛ درنتیجه، آمار شفاف و قابل ‌استنادی از میزان فروش بین‌المللی و سهم ایران از اقتصاد جهانی انیمیشن وجود ندارد. این شرایط، همکاری‌های مشترک با استودیوهای بین‌المللی را محدود کرده و مانع شناخته ‌شدن ظرفیت‌های واقعی انیمیشن ایران شده است.
موفقیت انیمیشن‌سازان ایرانی در بخش انیمیشن کوتاه، از جمله نامزدی‌های متوالی اسکار و کسب این جایزه نمونه‌ای از این ظرفیت‌هاست. تا زمانی که امکان تعامل مستقیم با مشتریان بین‌المللی و انجام مبادلات اقتصادی شفاف فراهم نشود، ارزیابی دقیق جایگاه اقتصادی انیمیشن ایران در بازار جهانی امکان‌پذیر نخواهد بود.

آیا موفقیت جشنواره‌ای یک انیمیشن ایرانی نشان‌دهنده بلوغ صنعت انیمیشن کشور است؟ چگونه می‌توان توانایی هنری، کیفیت فنی و ظرفیت صنعتی ایران را از یکدیگر تفکیک کرد؟

دستاوردهای جشنواره‌ای را نمی‌توان لزوماً به پای صنعت انیمیشن ایران نوشت؛ چراکه موفقیت در جشنواره‌ها، پیش از هر چیز حاصل تلاش هنرمندان و گروه‌های سازنده است، نه نتیجه سیاست‌گذاری صنعتی. معیار بلوغ یک صنعت، وجود اکوسیستمی منسجم است که آموزش، تربیت نیروی متخصص، تولید، عرضه و ورود به بازار را در بر بگیرد. متأسفانه در ایران حتی در بخش آموزش و دانشگاه، کاستی‌های جدی وجود دارد و استودیوها عمدتاً به‌صورت مستقل و پراکنده فعالیت می‌کنند. تلاش‌هایی برای ایجاد هماهنگی در این حوزه انجام شده، اما هنوز به شکل‌گیری یک ساختار صنعتی پایدار منجر نشده‌اند. با وجود استعدادها و تلاش‌های قابل ‌توجه هنوز اکوسیستمی منسجم و ظرفیت صنعتی سازمان‌یافته برای تولید انیمیشن در ایران شکل نگرفته است.

به نظر شما مهم‌ترین موانع تجاری ‌شدن انیمیشن ایران در بازارهای جهانی، با وجود ظرفیت‌های فرهنگی و اسطوره‌ای آن چیست؟

از نظر من، دو عامل اساسی برای ورود انیمیشن ایران به بازار جهانی؛ داستان یا فیلم‌نامه‌ای قوی و برخورداری از سبک بصری منحصربه‌فرد است. این ویژگی‌ها می‌توانند زمینه دیده‌ شدن آثار ایرانی در جشنواره‌های بین‌المللی را فراهم کنند؛ جشنواره‌هایی که می‌توانند دروازه ورود آثار به بازار جهانی و معرفی آن‌ها به‌عنوان محصولات فرهنگی ایران باشند. البته برخی انیمیشن‌های تولیدشده با مشارکت هنرمندان ایرانی به بازار جهانی راه پیدا می‌کنند، اما با هویت ایرانی شناخته نمی‌شوند.
برخی هنرمندان ایرانی آثاری با کیفیت فنی مناسب و موضوعات جهانشمول تولید می‌کنند که می‌توانند از نظر تجاری موفق باشند و مخاطبانی در کشورهای مختلف پیدا کنند. این رویکرد اشتباه نیست، اما باید میان تولید انیمیشنی با قابلیت عرضه جهانی و اثری که نماینده فرهنگ و هویت ایرانی باشد تفاوت قائل شد. ممکن است انیمیشنی در بازارهای جهانی موفق شود، اما داستان، شخصیت‌ها و فضای آن هیچ پیوند مشخصی با ایران نداشته باشند و تنها وجه ایرانی‌اش حضور هنرمندان ایرانی در تولید باشد.

حضور بین‌المللی انیمیشن‌سازان ایرانی تا چه اندازه نشان‌دهنده توان فنی و ظرفیت رقابتی صنعت انیمیشن ایران است؟

ایران ظرفیت ورود به عرصه جهانی تولید انیمیشن را دارد؛ به‌شرط آنکه شرایطی فراهم شود تا نخبگان کشور به ماندن و فعالیت در داخل ایران تمایل داشته باشند، نه اینکه با اجبار از مهاجرت آن‌ها جلوگیری شود. در حال حاضر با توجه به حجم بالای مهاجرت، دستیابی به این جایگاه دشوار خواهد بود. این ظرفیت در تمام ابعاد انیمیشن، از داستان‌پردازی و تکنیک‌های فنی گرفته تا تولید آثار کوتاه، سینمایی و سریال وجود دارد.
حضور انیمیشن‌سازان ایرانی در رویدادهای معتبری مانند اسکار و جشنواره انسی، چه به‌عنوان هنرمند و داور و چه از طریق آثارشان نشان‌دهنده توانمندی و اعتبار این حوزه در سطح جهانی است ولی این دستاوردها چندان در جامعه بازتاب پیدا نمی‌کنند. شواهد موجود نشان می‌دهد انیمیشن ایران ظرفیت بالایی برای جهانی ‌شدن دارد؛ ظرفیتی که متأسفانه به‌دلیل بی‌تدبیری، همچنان فرصت بروز کامل پیدا نکرده است.

به مهاجرت انیماتورها اشاره کردید، دلیل مهاجرت انیمیشن‌سازان ایرانی چیست؟

به‌هرحال بازار کشورهای مدعی در حوزه انیمیشن می‌تواند دستمزد بالاتر، امنیت شغلی، فناوری پیشرفته و فرصت همکاری بین‌المللی را برای انیماتورها فراهم کند.
در کنار این موارد، شرایط اجتماعی و اقتصادی مطرح است که در کشور ما چندان قابل دفاع نیست. هر یک از هنرمندان ایرانی که از نظر حرفه‌ای به سطح قابل ‌قبولی رسیده باشند در صورت خروج از کشور، چه به کشورهای حاشیه خلیج فارس مهاجرت کنند و چه به کشورهای اروپایی بروند، از جنبه‌های مختلف با شرایط بهتری مواجه می‌شوند. اگر بخواهیم شرایط هنرمندان ایرانی را با همتایان آن‌ها در اروپا و آمریکا یا حتی کشورهایی مانند ترکیه مقایسه کنیم متوجه می‌شویم نیروهای متخصص ایرانی از بسیاری از این امکانات و فرصت‌ها محروم هستند.

اگر امروز بخواهید بدون تعارف و بدون اتکا به افتخارات جشنواره‌ای، قدرت انیمیشن ایران را ارزیابی کنید، در کدام لایه واقعاً مزیت رقابتی داریم؟

جشنواره‌ها در سراسر دنیا یکی از معیارهای سنجش موفقیت سینمای کشورها هستند و نمی‌توان آثار برگزیده آن‌ها را محصولاتی جشنواره‌ای دانست که نقشی در شکل‌گیری صنعت ندارند. فیلمی که اسکار می‌گیرد، اثری باکیفیت است که می‌تواند در موقعیت‌های مختلف از سالن سینما و جشنواره گرفته تا خانه، با مخاطب ارتباط برقرار کند.
افتخارات جشنواره‌ای انیمیشن ایران به‌خوبی نشان‌دهنده توانمندی این حوزه است. یکی از مهم‌ترین مزیت‌های رقابتی ایران ظرفیت داستانی و ایده‌های ارزشمندی است که در ادبیات کهن کشور وجود دارد. در کنار آن، نیروی انسانی مستعد و توانمندی داریم که متأسفانه به‌دلیل شرایط موجود، بخش قابل ‌توجهی از آن را از دست می‌دهیم. با این ‌حال، بهره‌گیری از این ظرفیت‌ها با موانع جدی روبه‌رو است. نبود اکوسیستمی منسجم برای صنعت انیمیشن، نخستین و مهم‌ترین مانع است.
در کنار آن، مشکلات اقتصادی کشور شرایطی ایجاد کرده که پاسخگوی انتظارات هنرمندان و متخصصان نیست؛ مسئله‌ای که البته به انیمیشن محدود نمی‌شود و بسیاری از حوزه‌های دیگر را نیز تحت ‌تأثیر قرار داده است.
از سوی دیگر، محدودیت‌های فرهنگی و اجتماعی و مشکلات قانونی مسیر فعالیت هنرمندان را دشوار کرده‌اند. در شرایط کنونی هنرمندان نمی‌توانند آن‌ طور که باید آزادانه ایده‌ها و دیدگاه‌های خود را بیان کنند. فرایند پیچیده دریافت مجوز، از پروانه تولید گرفته تا پروانه نمایش و تعدد نهادهای نظارتی و محدودیت‌های ناشی از سانسور می‌تواند آن ‌قدر فرساینده باشد که فیلمساز را از ادامه کار منصرف کند. چنین شرایطی نه‌تنها تولید آثار را دشوار می‌کند، بلکه انگیزه و خلاقیت هنرمندان را تحت ‌تأثیر قرار می‌دهد.

با گذشت یک سال از انتخاب اثر شما در پیچینگ کاشان برای جذب سرمایه، آیا حمایتی صورت گرفته است و این پیچینگ‌ها تا چه اندازه برای انیمیشن‌سازان مؤثر و مفید هستند؟

فعالیت‌هایی که در زمینه پیچینگ انجام می‌شود، می‌تواند فرصت ارزشمندی برای معرفی پروژه‌های انیمیشن و جذب سرمایه‌گذار باشد به‌شرط آنکه با برنامه‌ریزی و پیگیری همراه باشد. اگر هنرمندان پس از ارائه آثارشان با تشویق و وعده حمایت مالی مواجه شوند، اما این وعده‌ها در عمل به نتیجه نرسد، چنین رویدادهایی به‌جای ایجاد انگیزه، موجب سرخوردگی آن‌ها خواهد شد. در تجربه شخصی من با وجود گذشت حدود یک سال و پیگیری‌های متعدد، نتیجه قابل ‌توجهی حاصل نشده است.
در نهایت، پیشنهادی برای تولید یک اثر سینمایی دریافت کردم که مبلغ آن بسیار ناچیز و مفاد قراردادش به‌شدت سختگیرانه بود. با وجود ارائه بازخورد درباره شرایط قرارداد، پیگیری مؤثری صورت نگرفت و همین مسئله سبب دلسردی ما شد.
به اعتقاد من، پیش از برگزاری چنین رویدادهایی باید برنامه‌ای روشن برای پیگیری پروژه‌ها و تبدیل وعده‌ها به نتایج عملی وجود داشته باشد.
هنرمندان برای ارائه آثار خود وقت و انرژی صرف می‌کنند و از سوی دیگر، برگزاری این برنامه‌ها هزینه‌هایی از منابع عمومی و دولتی به همراه دارد؛ بنابراین، ضروری است خروجی آن‌ها مشخص، قابل ‌ارزیابی و شفاف باشد. انتشار خبر سرمایه‌گذاری روی چند پروژه، بدون ارائه اطلاعات روشن درباره نتایج و روند اجرایی آن‌ها، کافی نیست.
اگر واقعاً به‌دنبال پیشرفت هستیم، باید برای وقت، انرژی و سرمایه خود و دیگران ارزش قائل شویم و مسئولیت وعده‌هایی را که می‌دهیم، بپذیریم.