۱۲ فیلم ابرقهرمانی که در واقع وسترن یا سامورایی‌اند؛ از لوگان و ولورین تا بتمن نینجا و ددپول. تحلیل گیمفا از ریشه‌های پنهان ژانر ابرقهرمانی.

وقتی واژه «فیلم ابرقهرمانی» را می‌شنویم، ذهن‌مان بی‌اختیار می‌رود سراغ شنل‌های بلند، ماسک‌های چسبان، قدرت‌های خارق‌العاده و آسمان‌خراشی که آخر فیلم باید نجات پیدا کند. اما اگر کمی عقب‌تر بایستیم و به ساختار این فیلم‌ها نگاه کنیم، راز عجیبی برملا می‌شود: بسیاری از محبوب‌ترین ابرقهرمان‌های دنیا در واقع کابوی‌هایی هستند که لباس فضایی پوشیده‌اند، یا رونین‌هایی که به‌جای شمشیر، چکش و سپر و لیزر برداشته‌اند.

سینمای ابرقهرمانی هرگز ژانری مستقل نبوده است؛ بلکه فرزند ناخلف و پرزرق‌وبرق دو ژانر قدیمی‌تر است: وسترن و سامورایی‌. وسترن همیشه درباره مردی تنها در سرزمینی بی‌قانون بوده که باید بین درست و غلط انتخاب کند؛ درباره کلانتری که شهر را نجات می‌دهد اما خودش را فراموش می‌کند. فیلم سامورایی‌ هم درباره رونینی است که با کد افتخار، وفاداری، مرگ و تنهایی دست‌وپنجه نرم می‌کند. کابوی و رونین هر دو از جامعه رانده شده‌اند، هر دو برای عدالتی می‌جنگند که کسی از آن‌ها نخواسته، و هر دو در نهایت بهای این جنگ را با تنهایی یا مرگ می‌پردازند.

معیار ما برای این فهرست چیست؟

۱۲ فیلم ابرقهرمانی که در واقع وسترن و سامورایی‌اند

برای اینکه این فهرست به یک لیست سلیقه‌ای تبدیل نشود، اول معیارمان را روشن کنیم. منظور این نیست که این فیلم‌ها «حتماً» در ژانر وسترن یا سامورایی ساخته شده‌اند؛ منظور این است که ستون فقرات روایت‌شان از همان دو ژانر می‌آید. شش نشانه اصلی را در نظر گرفته‌ایم:

  • قهرمانِ تنها و خسته
  • جامعه‌ای بی‌قانون یا در محاصره
  • کد شخصی به‌جای قانون رسمی
  • دوئل یا نبرد نهایی در فضایی بسته
  • رابطه استاد و شاگرد
  • گروهی از یاغی‌ها که برای نجات یک شهر یا دهکده متحد می‌شوند

در ادامه، مسیر این پیوند پنهان را در مشهورترین ابرقهرمانان سینما دنبال می‌کنیم.

لوگان؛ شینِ پیر و رونینِ خسته

۱۲ فیلم ابرقهرمانی که در واقع وسترن و سامورایی‌اند

جیمز منگولد، کارگردان «لوگان»، خودش صریح‌ترین اعتراف را کرده است: او این فیلم را با الگوی وسترن کلاسیک «شین» (Shane, 1953) ساخت، تا جایی که حتی دیالوگ پایانی فیلم هم ارجاعی مستقیم به آن وسترن است. لوگان یک تفنگدار بازنشسته است که دیگر نمی‌خواهد بکشد، اما سرنوشت او را به یک مأموریت آخر می‌کشاند: محافظت از دختری در برابر شکارچیانی که گذشته‌اش را تعقیب می‌کنند. جاده، لیموزین فرسوده، هتل‌های ارزان و نبردی که بوی مرگ می‌دهد، همان کدهای وسترن را دارند.

اما «لوگان» یک لایه دیگر هم دارد: رونینِ بی‌ارباب. وولورین اربابش را از دست داده، دیگر به هیچ‌کس وفادار نیست و از جنگیدن خسته شده. او مثل سامورایی‌های بی‌ارباب، فقط با کد شخصی‌اش زنده است: محافظت از ضعیف‌تر. رابطه او با لورا، رابطه استاد و شاگردی است که در فیلم‌های سامورایی‌ بارها دیده‌ایم. صحنه پایانی، جایی که لوگان برای آخرین بار می‌جنگد، هم‌زمان یادآور «شین» و «یوجیمبو» است. فیلم به‌جای اینکه یک ابرقهرمان شکست‌ناپذیر نشان بدهد، یک رونین فرسوده را به تصویر می‌کشد که مرگ را نه شکست، بلکه پایانِ وظیفه می‌داند.

ولورین؛ رونینی که در توکیو گم شد، نه در مارول

۱۲ فیلم ابرقهرمانی که در واقع وسترن و سامورایی‌اند

منگولد در «ولورین» (۲۰۱۳) یک لایه دیگر هم اضافه کرد. او لوگان را نه به‌عنوان یک ابرقهرمان، بلکه به‌عنوان یک رونین تصویر کرد؛ سامورایی بی‌ارباب که هدفش را از دست داده است. هیو جکمن هم همین را تأیید کرد: «ولورین یک رونین است… او هدفش را گم کرده و اربابی ندارد. این همان شمایل‌شناسی مشترک وسترن آمریکایی و فیلم سامورایی‌ است و ما یک شخصیت کمیک‌بوکی را به آن وارد می‌کنیم».

سفر او به ژاپن، رویارویی با خانواده‌ای که بر سر افتخار و خون از هم پاشیده، و نبرد با سامورایی نقره‌ای، همه عناصر یک جیدای‌گکی اصیل را دارند. صحنه‌های شمشیرزنی، مبارزه روی قطار، آیین سِپوکو و نگاه به مرگ، همه عناصر اصیل فیلم سامورایی‌ هستند. حتی لباس‌ها، معماری و موسیقی هم حس یک فیلم جیدای‌گکی را القا می‌کنند. لوگان در اینجا نه یک ابرقهرمان، بلکه یک رونین است که به دنبال مرگ می‌گردد؛ او مثل سامورایی‌های افسانه‌ای، میان عشق و وظیفه گیر افتاده. یوکیو نقش همراه وفادار را دارد و شینگن نقش خائن خانوادگی. «ولورین» یکی از ناب‌ترین فیلم‌های سامورایی‌ پنهان در سینمای ابرقهرمانی است.

گوست رایدر؛ وسترنِ ماوراءالطبیعه با موتور به‌جای اسب

۱۲ فیلم ابرقهرمانی که در واقع وسترن و سامورایی‌اند

«گوست رایدر» (۲۰۰۷) یکی از واضح‌ترین نمونه‌های ابرقهرمانی است که در واقع یک وسترنِ کامل است. جانی بلیز یک بدلکار موتورسوار است که برای نجات پدرش با شیطان معامله می‌کند و تبدیل به شبح سوار می‌شود؛ موجودی با جمجمه آتشین که باید روح‌های گناهکار را شکار کند. همین خط داستانی، دقیقاً همان الگوی وسترن است: مردی تنها با گذشته‌ای مرموز، یک معامله خطرناک، و سفری در جاده‌های بی‌پایان غرب آمریکا. موتور او همان اسب وفادار است؛ بیابان، بار، زندان شهر کوچک و کلانتر فاسد، همه کدهای وسترن را دارند. منتقدان در زمان نمایش، فیلم را «وسترن ماوراءالطبیعه‌ای» توصیف کرده‌اند که با «ایزی رایدر» تلاقی می‌کند. صحنه رویارویی نهایی در شهر کوچک، شبیه دوئل کلاسیک وسترن در غروب آفتاب است.

از زاویه سامورایی، جانی بلیز یک رونین است که اربابش (شیطان) را نمی‌پذیرد، اما به کد خودش وفادار می‌ماند: محافظت از بی‌گناهان و مجازات گناهکاران. او مثل سامورایی‌های بی‌ارباب، نه به دنیای انسان‌ها تعلق دارد و نه به دنیای اهریمنی. نفرین او همان «بارِ وظیفه» است که سامورایی‌ها با آن زندگی می‌کنند. «گوست رایدر» یک وسترن ماوراءالطبیعه است که در لباس ابرقهرمانی مارول پنهان شده و کسی آن را به‌عنوان وسترن نمی‌بیند.

مرد پولادین؛ کابوی فضایی و مزرعه‌ای در کانزاس

۱۲ فیلم ابرقهرمانی که در واقع وسترن و سامورایی‌اند

«مرد پولادین» (۲۰۱۳) کلارک کنت را به‌عنوان یک کابوی فضایی بازتعریف می‌کند: مردی تنها با گذشته‌ای مرموز که در شهرهای کوچک ظاهر می‌شود، کارهای عجیب انجام می‌دهد و بعد ناپدید می‌شود. صحنه دعوا در بار، جایی که کلارک به یک کامیون‌دار بی‌ادب پاسخ می‌دهد، کاملاً وسترن است. مزرعه کنت هم همان کلبه چوبی در دشت‌های بی‌پایان است. فیلم حتی ساختار «آشنایی با یک شهر کوچک» را حفظ می‌کند: کلارک در یک بار با آدم‌های محلی روبه‌رو می‌شود، در یک کلیسا دنبال راهنمایی می‌رود و در نهایت شهر را ترک می‌کند؛ همان مسیر تکرارشونده قهرمان وسترن که نمی‌تواند جای خود را پیدا کند.

از منظر سامورایی، کلارک آخرین پسر کریپتون است؛ یک رونین فضایی که اربابش (پدرش) را از دست داده و باید کد خانوادگی‌اش را حفظ کند. ژنرال زاد هم نقش دشمنی را دارد که همان خون را دارد اما راه دیگری را انتخاب کرده. نبرد نهایی در متروپلیس، شبیه دوئل دو سامورایی است که یکی برای افتخار و دیگری برای قدرت می‌جنگد. «مرد پولادین» با وجود جلوه‌های ویژه پرزرق‌وبرق، در قلب خود یک وسترن درباره تنهایی، مسئولیت و انتخاب است.

نگهبانان کهکشان؛ هفت‌تیرکش‌های فضایی و میخانه انتهای کهکشان

۱۲ فیلم ابرقهرمانی که در واقع وسترن و سامورایی‌اند

اگر «نگهبانان کهکشان» را از فضا بیرون بکشید و در یک شهر مرزی غرب وحشی بگذارید، داستانش تغییری نمی‌کند: گروهی از یاغی‌ها و جایزه‌بگیرها که تصادفاً کنار هم می‌افتند و برای پول یا انتقام متحد می‌شوند. جیمز گان، کارگردان، عامدانه این فیلم را یک «وسترن فضایی» ساخت؛ نه یک ابرقهرمانی معمولی. پیتر کوییل یک کابوی سرگردان است که سفینه‌اش نقش اسب را بازی می‌کند، راکت و گروت همسفران عجیب‌وغریب او هستند، و نبرد نهایی در یک شهر فضایی، همان دوئل کلاسیک در خیابان اصلی شهر است. زندان، میخانه، معامله با تاجر سیاه، همه کدهای وسترن را دارند.

عنصر سامورایی هم در این فیلم پررنگ است. گامورا یک جنگجوی افتخاری است که از گذشته‌اش فرار می‌کند. دراکس یک انتقام‌جوی خاموش است که کد افتخار دارد. نبرد نهایی با رونان، بیشتر شبیه دوئل دو شمشیرزن است تا یک نبرد ابرقهرمانی. فیلم‌سازان عمداً از موسیقی دهه هفتاد و هشتاد استفاده می‌کنند تا حس وسترن فضایی را تقویت کنند. منطق درونی فیلم هم دقیقاً وسترنی است: هر عضو گروه با یک انگیزه شخصی وارد می‌شود، اما در نهایت چیزی بزرگ‌تر از پول او را نگه می‌دارد؛ همان چیزی که در وسترن‌ها «خانواده خودساخته» نامیده می‌شود.

انتقام‌جویان؛ هفت سامورایی در نیویورک، یا مگنیفیسنت سِوِن با شنل

۱۲ فیلم ابرقهرمانی که در واقع وسترن و سامورایی‌اند

«انتقام‌جویان» (۲۰۱۲) یکی از دقیق‌ترین بازسازی‌های مدرن «هفت سامورایی» کوروساوا و بازسازی وسترن آن، «مگنیفیسنت سِوِن» است. ساختار فیلم ساده و آشناست: یک رهبر خسته و دانا (نیک فیوری) گروهی از جنگجویان ناسازگار را جمع می‌کند تا از یک شهر در برابر ارتش مهاجم دفاع کنند. هر قهرمان نقش یکی از سامورایی‌های کوروساوا را دارد: کاپیتان آمریکا ستوان وفادار، آیرون من جنگجوی خودنما با زبانی تیز، و ثور جنگجوی مغروری که در نهایت یاد می‌گیرد بخشی از یک گروه باشد. هالک زور وحشی است و بیوه سیاه و هاکای چشم‌های تیزبین. نیویورک هم همان دهکده‌ای است که باید از دست دشمن نجات پیدا کند.

صحنه پایانی، جایی که قهرمانان در یک دایره می‌ایستند و دشمنان را دفع می‌کنند، یادآور دفاع دسته‌جمعی در وسترن‌هاست. فیلم به‌جای تأکید بر قدرت فردی، بر اتحاد و ایثار جمعی تأکید دارد. این همان روحیه سامورایی و کابوی است: برای نجات دیگران، حتی اگر خودت از بین بروی. نکته مهم این است که فیلم هیچ‌وقت نمی‌گوید «ما یک گروه ابرقهرمانیم»؛ بلکه مثل وسترن‌های کلاسیک، نشان می‌دهد گروهی از آدم‌های ناسازگار به‌تدریج به یک «جوخه» تبدیل می‌شوند.

لیگ عدالت؛ هفت یاغی بی‌سرزمین و دهکده‌ای به نام زمین

۱۲ فیلم ابرقهرمانی که در واقع وسترن و سامورایی‌اند

«لیگ عدالت» هم دقیقاً بر همان الگو ساخته شد؛ زک اسنایدر خودش گفت بتمن باید «لیگ عدالت را هفت‌سامورایی‌وار» کنار هم جمع کند. بتمن نقش رهبری را دارد که گروهی از قهرمانان را جمع می‌کند تا با استپن‌ولف و مادرجعبه‌ها مقابله کنند. سوپرمن، واندر وومن، آکوامن، فلش، سایبورگ و بتمن، هر کدام یک مهارت منحصربه‌فرد دارند. این همان ساختار «مگنیفیسنت سِوِن» است: چند تفنگدار با تخصص‌های مختلف که برای یک هدف مشترک متحد می‌شوند.

از زاویه سامورایی، لیگ عدالت یک گروه رونین است که هر کدام ارباب خودشان را از دست داده‌اند. آکوامن از تاج و تخت رانده شده، سایبورگ از انسانیت جدا شده، فلش گذشته‌اش را از دست داده و بتمن ایمانش را. آن‌ها به‌جای وفاداری به یک ارباب، به یک ایده وفادار می‌شوند: نجات زمین. نبرد نهایی در دهکده‌ای روسی، دقیقاً شبیه دفاع سامورایی‌ها از یک دهکده در برابر ارتش مهاجم است. اگر فیلم را با معیارهای وسترن هم بسنجیم، هر قهرمان مثل یک تفنگدار اجیرشده است که ابتدا فقط به منافع خودش فکر می‌کند، اما در نبرد نهایی به این نتیجه می‌رسد که «شهر» ارزش جنگیدن دارد.

بتمن نینجا؛ فیلم سامورایی‌ای که لباس ابرقهرمانی پوشیده است

۱۲ فیلم ابرقهرمانی که در واقع وسترن و سامورایی‌اند

«بتمن نینجا» (۲۰۱۸) خالص‌ترین فیلم سامورایی‌ این فهرست است. بتمن و دشمنانش به ژاپن قرن شانزدهم پرتاب می‌شوند و بتمن بدون گجت‌ها، بدون بت‌موبیل و بدون ماهواره، باید با شمشیر و مشت بجنگد. شرورها به اربابان جنگ فئودالی تبدیل شده‌اند، قلعه‌ها به ماشین‌های غول‌پیکر، و بتمن مجبور است مثل یک رونینِ خلع‌شده از فناوری، فقط با شمشیر و انضباط بقا پیدا کند. ژاپن به چند منطقه جنگی تقسیم شده و هر شرور، یک ارباب محلی است؛ این دقیقاً همان ساختار «جنگ‌سالاران» در فیلم‌های سامورایی‌ کلاسیک است.

فیلم دقیقاً همان سؤالی را می‌پرسد که یک جیدای‌گکی می‌پرسد: «وقتی همه ابزارهایت را از تو بگیرند، چه چیزی باقی می‌ماند؟» و پاسخ هم همان پاسخ سامورایی است: بدن، ذهن، روح و کد. نبردهای فیلم، به‌جای انفجارهای ابرقهرمانی، بیشتر شبیه دوئل‌های شمشیرزنی و نبردهای تن‌به‌تن سامورایی‌اند. شخصیت منفی نیز شمشیرزن ماهری است و قلعه مکانیکی‌اش را مثل یک ارباب جنگ اداره می‌کند. این همان الگوی «رقیبِ هم‌مکتب» است که در فیلم‌های سامورایی بارها دیده‌ایم. چرا کسی متوجه نمی‌شود؟ چون فیلم یک انیمیشن است و بسیاری آن را صرفاً یک «انیمه بتمن» می‌بینند.

بتمن آغاز می‌کند؛ شاگردی که از کوهستان پایین می‌آید تا کلانتر گاتهام شود

۱۲ فیلم ابرقهرمانی که در واقع وسترن و سامورایی‌اند

«بتمن آغاز می‌کند» این پیوند را در دو جهت متفاوت بسط می‌دهد. در بخش اول، بروس وین در معبدی در کوهستان توسط لیگ سایه‌ها آموزش می‌بیند؛ استادی مرموز، شاگردی خشمگین، تمرین‌های طاقت‌فرسا و در نهایت سرپیچی از ارباب. این همان ساختار فیلم سامورایی‌ است. راس‌الغول نقش ارباب را دارد و بروس باید تصمیم بگیرد آیا از کد او پیروی کند یا راه خودش را بسازد. حتی لباس بتمن هم در این فیلم بیشتر به زره سامورایی‌ها شبیه است تا لباس ابرقهرمانی معمولی.

اما وقتی بروس به گاتهام برمی‌گردد، فیلم به یک وسترن شهری تبدیل می‌شود: شهری بی‌قانون که مثل یک شهر مرزی در غرب وحشی، به دست گانگسترها افتاده و کلانتری که قانون را خودش تعیین می‌کند. صحنه تعقیب و گریز با ماشین بتمن، نبردی در انبارها و دوئل نهایی با راس‌الغول، همه یادآور دوئل‌های وسترن هستند. منطق درونی فیلم هم همین را تقویت می‌کند: بروس ابتدا می‌خواهد انتقام بگیرد، اما در پایان یاد می‌گیرد که عدالت با انتقام فرق دارد؛ همان گذاری که قهرمان سامورایی از «خشم» به «وظیفه» انجام می‌دهد.

شوالیه تاریکی برمی‌خیزد؛ محاصره‌ای در غرب وحشیِ گاتهام

۱۲ فیلم ابرقهرمانی که در واقع وسترن و سامورایی‌اند

«شوالیه تاریکی برمی‌خیزد» الگوی دقیق‌تری دارد: وسترن محاصره‌ای. بین شهر را تصرف کرده، مردم را به گروگان گرفته و بتمن، خسته و شکسته، باید برای آخرین بار از مردمی دفاع کند که او را نمی‌خواهند. این همان ساختاری است که در وسترن‌هایی مثل «ریو براوو» دیده‌ایم: شهر کوچک، دشمنی بی‌رحم در بیرون دروازه‌ها، و قهرمانی که تنها سلاحش کد شخصی‌اش است. بتمن مثل کلانتر پیری است که کلت را از غلاف بیرون می‌آورد. بین هم مثل یک یاغی بی‌رحم است که شهر را به گروگان گرفته. صحنه نبرد خیابانی، ماشین‌های زرهی و دوئل نهایی، همه کدهای وسترن را دارند.

از زاویه سامورایی، بتمن یک رونین است که از شهر تبعید شده و حالا برگشته تا کد خودش را کامل کند. او باید از گاتهام محافظت کند، حتی اگر مردمش او را نخواهند. این همان مفهوم «وظیفه» در فیلم‌های سامورایی است: جنگیدن نه برای پاداش، بلکه برای افتخار. کت‌وومن هم نقش همراهی را دارد که مثل یک جنگجوی مستقل، راه خودش را انتخاب می‌کند. چیزی که این فیلم را از یک ابرقهرمانی معمولی جدا می‌کند، تمرکز بر «بهای پیروزی» است؛ همان چیزی که در وسترن‌های محاصره‌ای هم می‌بینیم: شهر نجات پیدا می‌کند، اما قهرمان چیزی را از دست می‌دهد.

درِد؛ ریو براوو در برج صد طبقه

۱۲ فیلم ابرقهرمانی که در واقع وسترن و سامورایی‌اند

«درِد» (۲۰۱۲) یک وسترن محاصره‌ای در آینده است: کلانتر (قاضی درِد) وارد برجی می‌شود که توسط یک باند اداره می‌شود، و او باید طبقه به طبقه از آن بالا برود تا رئیس باند را در یک دوئل نهایی شکست بدهد. برج پیچ‌تریز نقش همان شهر مرزی را دارد، ما-ما نقش یاغی بی‌رحم را، و درِد نقش کلانتری که قانون را با خشونت اجرا می‌کند. صحنه‌های تیراندازی، انفجار و نبرد در راهروها، همه یادآور وسترن‌های انتقامی هستند.

از زاویه سامورایی، درِد یک جنگجوی بی‌نام است که فقط به کد خودش وفادار است. او مثل رونین‌ها، نه به مردم وابسته است و نه به مقام. فقط وظیفه دارد. آندرسون، تازه‌کار جوان، نقش شاگرد را دارد که باید از استاد یاد بگیرد. ما-ما هم مثل یک ارباب جنگ محلی است که با ترس حکومت می‌کند. نکته مهم این است که فیلم هیچ‌وقت بر قدرت ابرقهرمانی درِد تأکید نمی‌کند؛ بلکه مثل وسترن‌های کلاسیک، او را در برابر یک ساختار فاسد قرار می‌دهد و می‌پرسد: «وقتی قانون خودش فاسد است، کلانتر چه کاری می‌تواند بکند؟»

دِدپول؛ رونینِ دهان‌بزرگ با کاتانا

۱۲ فیلم ابرقهرمانی که در واقع وسترن و سامورایی‌اند

«دِدپول» (۲۰۱۶) حتی در اوج خودآگاهی و شوخی‌های متا، یک وسترن است. برخی منتقدان هم در زمان نمایش فیلم اشاره کرده‌اند که بخش زیادی از فیلم بر یک «جاده دوئل» بنا شده و پرده پایانی‌اش سایه‌هایی از «نابخشوده» کلینت ایستوود را دارد. وید ویلسون یک تفنگدار تنهاست که وارد شهری بی‌قانون می‌شود، با آدم‌های خطرناک روبه‌رو می‌شود و در نهایت در یک دوئل نهایی حسابش را صاف می‌کند. دِدپول با کاتانایش، که شمشیر سنتی سامورایی است، در واقع یک رونینِ دهان‌بزرگ است که کد خودش را دارد: نه کد قهرمانان، بلکه کد کسی که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد.

طنز و شوخی‌های فیلم، پوسته‌ای است که روی این ساختار وسترنی کشیده شده؛ اما اگر شوخی‌ها را کنار بگذارید، همان الگوی آشنا باقی می‌ماند: مردی تنها، شهری بی‌قانون، کدی شخصی، و نبردی که در آن فقط یک نفر می‌تواند زنده بماند. دِدپول حتی در صحنه پایانی، با آن مونولوگ طولانی و آن دوئل روی پل، دقیقاً همان کاری را می‌کند که یک کابوی در پایان یک وسترن انجام می‌دهد: نظم را به شهر برمی‌گرداند و بعد از آن دور می‌شود.

جدول جمع‌بندی: هر ابرقهرمان، کدام ژانر پنهان را نمایندگی می‌کند؟

۱۲ فیلم ابرقهرمانی که در واقع وسترن و سامورایی‌اند
# فیلم سال ژانر پنهان الگوی مرجع نشانهٔ کلیدی
۱ لوگان ۲۰۱۷ وسترن + سامورایی شین (۱۹۵۳) و یوجیمبو رونین خسته در جاده‌ای بی‌پایان
۲ ولورین ۲۰۱۳ سامورایی جیدای‌گکی کلاسیک سپوکو، شمشیرزنی، رونین بی‌ارباب
۳ گوست رایدر ۲۰۰۷ وسترن وسترن ماوراءالطبیعه + ایزی رایدر موتور به‌جای اسب، دوئل در غروب
۴ مرد پولادین ۲۰۱۳ وسترن + سامورایی کابوی فضایی / رونین فضایی مزرعهٔ کانزاس، دعوای بار
۵ نگهبانان کهکشان ۲۰۱۴ وسترن + سامورایی وسترن فضایی / جوخهٔ یاغی‌ها خانوادهٔ خودساخته، سفینه به‌جای اسب
۶ انتقام‌جویان ۲۰۱۲ هفت سامورایی هفت سامورایی کوروساوا / مگنیفیسنت سِوِن دفاع از دهکده، حلقهٔ پایانی
۷ لیگ عدالت ۲۰۱۷ هفت سامورایی مگنیفیسنت سِوِن / وسترن محاصره‌ای رونین‌های بی‌سرزمین، نبرد در دهکدهٔ روسی
۸ بتمن نینجا ۲۰۱۸ سامورایی جیدای‌گکی خالص / اربابان جنگ شمشیر به‌جای گجت، دوئل تن‌به‌تن
۹ بتمن آغاز می‌کند ۲۰۰۵ وسترن + سامورایی شاگرد و استاد / وسترن شهری معبد کوهستان، کلانتر گاتهام
۱۰ شوالیه تاریکی برمی‌خیزد ۲۰۱۲ وسترن محاصره‌ای ریو براوو / سامورایی وظیفه شهر گروگان، کلانتر پیر
۱۱ درِد ۲۰۱۲ وسترن + سامورایی ریو براوو در برج / جنگجوی بی‌نام برج پیچ‌تریز = شهر مرزی، رابطهٔ استاد و شاگرد
۱۲ دِدپول ۲۰۱۶ وسترن + سامورایی نابخشوده / جادهٔ دوئل / رونین کاتانا، دوئل روی پل، شوخی متا

ستون «ژانر پنهان» نشان می‌دهد هر فیلم بیشتر بر کدام پایه روایی سوار است: وسترن، سامورایی، یا تلفیقی از هر دو.

نتیجه‌گیری: ابرقهرمان، آخرین بازمانده کابوی و رونین است

۱۲ فیلم ابرقهرمانی که در واقع وسترن و سامورایی‌اند

سینمای ابرقهرمانی هرگز ژانر جدیدی نبوده است؛ بلکه تکامل همان وسترن و فیلم‌های سامورایی‌ است. کابوی‌ها و رونین‌ها هم مثل ابرقهرمان‌ها تنها بودند، کد داشتند، برای عدالت می‌جنگیدند و اغلب در پایان، خودشان را قربانی می‌کردند. تفاوت فقط در لباس و ابزار است: به‌جای اسب، سفینه داریم؛ به‌جای شمشیر، چنگال فلزی؛ به‌جای دهکده مرزی، نیویورک یا گاتهام. اما روح داستان همان است: تنهایی، انتخاب، فداکاری و نبردی که همیشه بهایش مرگ است.

وسترن از این پرسش شروع می‌شود که «وقتی قانونی وجود ندارد، چه کسی قانون را می‌سازد؟» و سینمای سامورایی از این پرسش که «وقتی کد داری، بهای وفاداری چیست؟» ابرقهرمان‌ها دقیقاً بین همین دو پرسش گیر افتاده‌اند. از لوگان که با الگوی «شین» ساخته شد تا بتمن نینجا که قهرمانش را از گجت خلع می‌کند، از انتقام‌جویان که هفت سامورایی را در نیویورک بازسازی می‌کند تا دِدپول که وسترن را با شوخی‌های متا ترکیب می‌کند، همه این فیلم‌ها یک چیز را ثابت می‌کنند: ابرقهرمان، آخرین بازمانده کابوی و رونین است؛ همان قهرمان تنها که در سرزمینی بی‌قانون، با کدی شخصی، برای عدالتی می‌جنگد که شاید هرگز به او نرسد.

نظر شما چیست؟

حالا نوبت شماست. به نظرتان کدام یک از این فیلم‌ها واقعاً یک وسترن یا فیلم سامورایی پنهان است؟ کدام فیلم را از این فهرست حذف می‌کنید و جایش چه فیلمی می‌گذارید؟ آیا «بتمن» را بیشتر یک سامورایی می‌بینید یا یک کلانتر وسترن؟ نظرتان را در بخش کامنت‌های گیمفا بنویسید. شاید فهرست بعدی را با پیشنهادهای خودتان بسازیم؛ فهرستی از ابرقهرمان‌هایی که در واقع فیلم نوآر، وحشت یا حتی ملودرام هستند و کسی متوجه نشده است.