فرونشست زمین در ایران دیگر صرفاً یک بحران زیستمحیطی نیست؛ این پدیده با تهدید زمینهای کشاورزی، آسیبپذیر کردن ساختمانها و خطوط حملونقل و افزایش هزینه نگهداری زیرساختها، به عاملی برای تشدید خسارتهای اقتصادی تبدیل شده است.
به گزارش تجارت نیوز، فرونشست زمین یکی از پیامدهای برداشت بیش از اندازه از منابع آب زیرزمینی است؛ پدیدهای که در بسیاری از دشتهای ایران، همزمان با خشکسالی، کاهش تغذیه آبخوانها و گسترش کشاورزی وابسته به چاههای آب شدت گرفته است. با افت سطح آب زیرزمینی، لایههای رسوبی زیر زمین فشرده میشوند و سطح زمین بهتدریج پایین میرود. این فرایند ممکن است به ترکخوردگی ساختمانها، تغییر شکل جادهها، آسیب به خطوط ریلی و شبکههای انتقال آب و در نهایت افزایش هزینه تعمیر و نگهداری داراییهای عمومی و خصوصی منجر شود.
اهمیت اقتصادی این بحران در آن است که خسارت فرونشست به یک بخش محدود نمیماند. کاهش ظرفیت ذخیره آب زیرزمینی میتواند تولید کشاورزی را در بلندمدت محدود کند؛ آسیب به ساختمانها ارزش داراییهای ملکی را تحت تأثیر قرار دهد و اختلال در زیرساختهای حملونقل، هزینه جابهجایی کالا و فعالیت بنگاههای اقتصادی را افزایش دهد.
بررسیهای علمی منتشرشده در نشریات بینالمللی در سال ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ میلادی، تصویری روشنتر از گستره این خطر ارائه میکنند. با این حال، باید توجه داشت که اندازهگیری وسعت مناطق فرونشستی یا تعداد افراد در معرض خطر، معادل محاسبه خسارت مالی قطعی نیست. برای تعیین هزینه واقعی این پدیده در ایران، هنوز به ارزیابی جامع و بهروز از ارزش داراییهای آسیبدیده، هزینه تعمیرات، خسارت تولید و زیانهای بلندمدت نیاز است.
آمار جدید فرونشست زمین در ایران؛ وسعت بحران چقدر است؟
یکی از پژوهشهای مهم منتشرشده در سال ۲۰۲۵ در نشریه علمی Journal of Geophysical Research: Solid Earth، با استفاده از دادههای ماهوارهای سنتینلـ۱، ۱۰۶ پهنه فرونشستی در ایران را شناسایی کرده است. بر اساس این مطالعه که تغییرات زمین را در فاصله سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۲ بررسی میکند، بیش از ۳۱ هزار و ۴۰۰ کیلومترمربع از کشور با نرخ بیش از یک سانتیمتر در سال دچار فرونشست بوده است. این پژوهش همچنین نشان میدهد که نرخ فرونشست در برخی نقاط رفسنجان به حدود ۳۴ سانتیمتر در سال میرسد.
طبق همین مطالعه، حدود ۶۵۰ هزار و ۲۰۰ نفر در ایران در معرض سطح متوسط یا بالاتر خطر ناشی از تغییرات ناهمگون سطح زمین قرار دارند. این خطر بهویژه زمانی افزایش مییابد که دو نقطه نزدیک به هم با سرعتهای متفاوتی پایین بروند؛ زیرا اختلاف جابهجایی میتواند به پی ساختمانها و اجزای سازهای فشار وارد کند.
نکته مهم دیگر، ارتباط مستقیم فرونشست با فعالیتهای کشاورزی است. پژوهشگران برآورد کردهاند که حدود ۷۷ درصد از پهنههای دارای فرونشست سریعتر از یک سانتیمتر در سال، زمین کشاورزی هستند؛ مساحتی بیش از ۲۴ هزار و ۳۰۰ کیلومترمربع. این آمار نشان میدهد که مسئله فقط حفاظت از مناطق مسکونی نیست و بخش مهمی از سرمایه تولیدی کشور نیز درگیر این بحران شده است.
همچنین، در آذرماه ۱۴۰۴، گزارش منتشرشده از اظهارات مقامهای وزارت راه و شهرسازی، وسعت مناطق درگیر فرونشست را بیش از ۹۰ هزار کیلومترمربع و تعداد شهرهای تحت تأثیر را بیش از ۲۰۰ شهر اعلام کرد. این رقم با مساحت ۳۱ هزار و ۴۰۰ کیلومترمربع در پژوهش ماهوارهای یادشده تفاوت دارد؛ اما این اختلاف لزوماً به معنای تناقض نیست، زیرا محدوده جغرافیایی، دوره بررسی و آستانه تعریف فرونشست در مطالعات مختلف یکسان نیست.
هزینه فرونشست برای کشاورزی؛ تهدیدی فراتر از کاهش محصول
کشاورزی یکی از مهمترین بخشهایی است که از فرونشست زمین آسیب میبیند؛ با این تفاوت که بخشی از خسارت آن بهصورت مستقیم و بخشی دیگر در بلندمدت ظاهر میشود. در کوتاهمدت، کشاورزان ممکن است با تغییر شکل زمین، اختلال در شبکههای آبیاری و زهکشی و آسیب به چاهها و تأسیسات آبرسانی مواجه شوند. در بلندمدت، فشرده شدن لایههای آبخوان میتواند ظرفیت ذخیره آب زیرزمینی را کاهش دهد و بازگشت منابع آب را حتی پس از افزایش بارندگی دشوار کند.
مطالعه منتشرشده در نشریه Science Advances در سال ۲۰۲۴، با تحلیل تصاویر ماهوارهای مربوط به سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۰، برآورد کرده بود که حدود ۵۶ هزار کیلومترمربع از ایران، معادل ۳.۵ درصد مساحت کشور، تحت تأثیر فرونشست قرار داشته است. در حدود سه هزار کیلومترمربع از این پهنهها، نرخ فرونشست بیش از ۱۰ سانتیمتر در سال گزارش شد. پژوهشگران همچنین ارتباط گسترده میان برداشت آب برای آبیاری و فرونشست را نشان دادند.
این مطالعه قدیمیتر از آمار سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ است، اما برای توضیح سازوکار اقتصادی بحران همچنان اهمیت دارد: حدود دو سوم پهنههای فرونشستی شناساییشده، کاربری کشاورزی داشتند و نزدیک به ۴۰ درصد این پهنهها در زمینهای آبی قرار گرفته بودند. پژوهش همچنین افت سالانه حدود ۱.۷ میلیارد مترمکعبی ذخایر آب زیرزمینی در آبخوانهای محصور و نیمهمحصور را برآورد کرد.
از نظر اقتصادی، این ارقام به معنای آن نیست که تمام زمینهای درگیر فرونشست از چرخه تولید خارج شدهاند یا به همان نسبت محصول خود را از دست دادهاند. با این حال، آنها نشان میدهند که بخش قابل توجهی از زمینهای کشاورزی در مناطقی قرار گرفتهاند که پایداری منابع آب و وضعیت فیزیکی زمین با خطر روبهرو است.
کاهش دسترسی مطمئن به آب میتواند کشاورزان را به حفر چاههای عمیقتر، استفاده از پمپهای پرمصرفتر و پرداخت هزینه بیشتر برای انرژی و انتقال آب وادار کند. اگر این روند ادامه پیدا کند، حاشیه سود تولیدکنندگان کاهش مییابد و سرمایهگذاری در باغها، گلخانهها و دیگر فعالیتهای وابسته به آب با ریسک بیشتری همراه میشود.
در مناطقی مانند رفسنجان، که کشاورزی و باغداری به منابع آب زیرزمینی وابستگی زیادی دارند، فرونشست باید در کنار کاهش ذخایر آب بهعنوان یک خطر اقتصادی بلندمدت ارزیابی شود. فشردگی آبخوان تنها به پایین رفتن سطح زمین محدود نمیشود؛ در صورت فشردگی غیرقابلبازگشت لایههای زمین، بخشی از ظرفیت طبیعی ذخیره آب نیز برای همیشه از دست میرود. پیامد چنین وضعیتی میتواند کاهش انعطافپذیری کشاورزی در دورههای خشکسالی و افزایش هزینه سازگاری با کمآبی باشد.
بنابراین، هزینه اقتصادی فرونشست در کشاورزی فقط ارزش محصول ازدسترفته در یک فصل نیست؛ بلکه هزینه تأمین آب، استهلاک تجهیزات، افزایش ریسک تولید و احتمال کاهش ظرفیت بهرهبرداری از زمین در سالهای آینده را نیز شامل میشود.
فرونشست در تهران و کرج؛ هزینه پنهان برای مسکن و داراییهای شهری
در مناطق شهری، فرونشست میتواند از طریق ترکخوردگی دیوارها، نشست نامتقارن پی ساختمانها، تغییر شکل کفها و آسیب به شبکههای زیرساختی، هزینههای جدیدی را به مالکان و مدیریت شهری تحمیل کند. میزان خسارت به عواملی مانند سرعت فرونشست، تفاوت نرخ نشست در نقاط مجاور، نوع خاک، کیفیت ساختوساز و وضعیت پی ساختمان بستگی دارد؛ بنابراین نمیتوان برای تمام ساختمانهای واقع در یک پهنه فرونشستی، خسارت یکسانی در نظر گرفت.
مطالعه سال ۲۰۲۵ در Journal of Geophysical Research: Solid Earth نشان میدهد که تهران و کرج در میان شهرهای بررسیشده، از مناطق دارای نرخهای بالای فرونشست و تغییر شکل ناهمگون سطح زمین هستند. در بخشهایی از این دو شهر، نرخهای بیش از ۱۵ سانتیمتر در سال گزارش شده است. پژوهشگران همچنین بیشترین میزان خطر محاسبهشده در چارچوب مدل خود را برای تهران و کرج ثبت کردهاند؛ خطری که با ترکیب نرخ فرونشست، اختلاف تغییر شکل زمین و تراکم جمعیت برآورد شده است.
این شاخص، برآورد مستقیم تعداد ساختمانهای تخریبشده یا ارزش ریالی خسارت نیست؛ بلکه ابزاری برای شناسایی محدودههایی است که بررسی مهندسی دقیقتری میطلبند.
پژوهشی تازهتر در سال ۲۰۲۶ که در نشریه Remote Sensing Applications: Society and Environment منتشر شده، از مدلهای یادگیری ماشین و دادههای ماهوارهای برای شناسایی پهنههای مستعد فرونشست و بررسی میزان مواجهه ساختمانهای تهران استفاده کرده است. نتایج نشان میدهد که ساختمانهای واقع در بخشهای مرکزی و جنوبی محدوده شهری، در برخی از پهنههای شناساییشده تراکم بیشتری دارند. مدل برتر این پژوهش به دقت طبقهبندی حدود ۹۶ درصد رسیده است؛ البته این رقم، دقت مدل در تشخیص مناطق مستعد فرونشست است و نباید آن را احتمال تخریب ۹۶ درصدی ساختمانها تلقی کرد.
از منظر بازار مسکن، تداوم فرونشست میتواند هزینه بازرسی فنی، مقاومسازی، تعمیر ترکها و نگهداری ساختمانها را افزایش دهد. همچنین، اگر خطر در یک محدوده بهدرستی شناسایی و اطلاعرسانی شود، ممکن است ارزیابی خریداران و سرمایهگذاران از ریسک خرید ملک تغییر کند. با این حال، میزان افت قیمت مسکن را نمیتوان بدون دادههای معاملات، کیفیت ساختمانها و ارزیابی محلی بهصورت یک عدد سراسری اعلام کرد.
هزینه برای مدیریت شهری نیز محدود به ساختمانهای خصوصی نیست. پایش زمین، بررسی وضعیت سازهها، تعمیر شبکههای آب و فاضلاب و رسیدگی به معابر آسیبدیده، منابع مالی و نیروی فنی بیشتری میطلبد. در صورت بیتوجهی به نشانههای اولیه، احتمال تبدیل تعمیرات محدود به عملیات پرهزینهتر افزایش مییابد.
راهها، راهآهن و مترو؛ صورتحساب سنگین زیرساختهای ایران
یکی از مهمترین ابعاد اقتصادی فرونشست، تهدید شبکه حملونقل است؛ زیرا جادهها، خطوط ریلی و مسیرهای مترو از داراییهایی هستند که اختلال در آنها میتواند بر جابهجایی مسافر، حمل کالا و فعالیت اقتصادی مناطق مختلف اثر بگذارد.
بر اساس مطالعه منتشرشده در Science Advances، حدود یکهزار و ۳۸۰ کیلومتر از شبکه ریلی ۹ هزار و ۵۰۰ کیلومتری ایران در محدودههای فرونشستی قرار داشته است. این میزان معادل حدود ۱۵ درصد طول شبکه بررسیشده است. پژوهشگران همچنین گزارش کردند که حدود ۵۸۰ کیلومتر از بزرگراههای کشور، معادل ۱۱ درصد شبکه بزرگراهی، در این محدودهها قرار دارند.
در شبکه جادهای نیز حدود سههزار و ۵۵۰ کیلومتر از راههای اصلی و چهارهزار و ۳۰۰ کیلومتر از راههای شریانی در مناطق فرونشستی شناسایی شدهاند. این ارقام بر اساس دادهها و تعاریف همان پژوهش به دست آمدهاند و لزوماً وضعیت لحظهای تمام مسیرها در سال ۱۴۰۵ را نشان نمیدهند.
قرار گرفتن یک مسیر در پهنه فرونشستی الزاماً به معنای آسیبدیدگی آن نیست؛ اما افزایش خطر تغییر شیب مسیر، ایجاد ترک، نشست موضعی و تغییر شکل بستر، نیاز به پایش و نگهداری را بیشتر میکند. در راهآهن، تغییرات هندسی مسیر اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا حفظ ایمنی حرکت قطار به کنترل دقیق وضعیت ریل، بستر و سازههای مرتبط وابسته است.
هزینههای احتمالی برای این بخش شامل بازرسیهای تخصصی، تعمیر و تنظیم مسیر، تقویت بستر، ترمیم روسازی و در موارد شدیدتر، بازسازی بخشهای آسیبدیده است. افزون بر هزینه مستقیم تعمیرات، محدودیت سرعت یا توقف موقت خدمات میتواند زمان سفر را افزایش دهد و به حملونقل کالا و زنجیره تأمین آسیب برساند.
در شبکه مترو نیز فرونشست ممکن است هزینه پایش تونلها، ایستگاهها و سازههای وابسته را افزایش دهد. مطالعه یادشده، حدود ۵۵ کیلومتر از شبکه متروی ۳۷۰ کیلومتری ایران را در پهنههای فرونشستی شناسایی کرده بود. این عدد به معنای آسیب قطعی به تمام این مسیرها نیست، بلکه نشاندهنده میزان مواجهه زیرساخت با یک خطر زمینشناختی است.
از آنجا که راهها و خطوط ریلی معمولاً در دورههای طولانی بهرهبرداری میشوند، نادیده گرفتن خطر فرونشست میتواند هزینه چرخه عمر آنها را افزایش دهد. به بیان دیگر، تصمیمگیری درباره توسعه یا نگهداری زیرساخت بدون لحاظ کردن روند افت آب زیرزمینی، ممکن است برآورد اولیه هزینه پروژه را از هزینه واقعی بهرهبرداری و نگهداری جدا کند.
اصفهان؛ تلاقی بحران آب، کشاورزی و زیرساختهای شهری
دشت اصفهانـبرخوار نمونهای از مناطقی است که فرونشست در آن با فشار بر منابع آب زیرزمینی و تمرکز فعالیتهای اقتصادی و شهری همراه شده است. پژوهشی در نشریه Remote Sensing Applications: Society and Environment که در سال ۲۰۲۴ منتشر شد، با استفاده از دادههای ماهوارهای سنتینلـ۱ در فاصله سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲، نرخ متوسط سالانه فرونشست را در بخشهای مختلف این دشت حدود ۲۵ تا ۴۵ سانتیمتر برآورد کرد. این مطالعه همچنین افت سالانه سطح آب زیرزمینی در آبخوان بررسیشده را حدود ۲.۳ متر گزارش کرد.
اهمیت اقتصادی اصفهان در آن است که خسارتهای احتمالی فرونشست میتوانند چند بخش را بهطور همزمان تحت تأثیر قرار دهند: کشاورزی و باغداری به منابع آب وابستهاند، شهر به شبکههای حملونقل و خدمات عمومی نیاز دارد و فعالیتهای صنعتی نیز به زیرساختهای پایدار وابسته هستند. در چنین شرایطی، افزایش هزینه تعمیرات یا محدودیت در تأمین آب میتواند فشار مضاعفی بر خانوارها، کشاورزان، صنایع و بودجه عمومی وارد کند.
در ارزیابی این منطقه باید میان خسارت ثبتشده و دارایی در معرض خطر تفاوت گذاشت. قرار گرفتن یک ساختمان، مدرسه، جاده یا تأسیسات صنعتی در محدوده فرونشستی بهتنهایی اثبات نمیکند که آن دارایی آسیب دیده است. برای محاسبه خسارت مالی، لازم است میزان تغییر شکل زمین با اطلاعات فنی سازهها، سوابق تعمیرات، هزینه بازسازی و ارزش اقتصادی داراییها تطبیق داده شود.
با وجود این محدودیت، دادههای مربوط به نرخ بالای فرونشست و افت آبخوان نشان میدهند که هزینه بیتوجهی به این مسئله میتواند فراتر از تعمیرات موردی باشد. کاهش پایداری منابع آب، افزایش ریسک سرمایهگذاری و نیاز به نگهداری مستمر زیرساختها، همگی از عواملی هستند که باید در برنامهریزی اقتصادی استان لحاظ شوند.
فرونشست چگونه سرمایهگذاری را پرهزینهتر میکند؟
یکی از پیامدهای کمتر دیدهشده فرونشست، افزایش عدمقطعیت در تصمیمهای سرمایهگذاری است. سرمایهگذار برای ساخت کارخانه، انبار، واحد مسکونی، مرکز لجستیکی یا زیرساخت حملونقل، علاوه بر هزینه اولیه ساخت، به هزینههای بهرهبرداری، نگهداری و ریسکهای محیطی نیز توجه میکند. اگر یک منطقه با فرونشست شدید و افت مستمر منابع آب روبهرو باشد، برآورد این هزینهها دشوارتر میشود.
در بخش کشاورزی، این عدمقطعیت ممکن است تصمیم درباره توسعه باغها یا سرمایهگذاری در کشتهای پرمصرف را تغییر دهد. در بخش صنعت، وابستگی به آب و آسیبپذیری زیرساختها میتواند بر هزینه فعالیت تأثیر بگذارد. در بخش مسکن و ساختوساز نیز نیاز به مطالعات ژئوتکنیک، پایش مستمر و اجرای تمهیدات مهندسی میتواند هزینه پروژه را افزایش دهد.
با این حال، شواهد موجود اجازه نمیدهد میزان کاهش سرمایهگذاری یا خروج سرمایه از مناطق فرونشستی ایران را با یک رقم ملی بیان کنیم. چنین برآوردی به دادههای پروژههای متوقفشده، تغییر هزینه تأمین مالی، معاملات ملکی، سرمایهگذاری صنعتی و هزینههای واقعی نگهداری نیاز دارد.
بنابراین، دقیقتر آن است که فرونشست را عاملی برای افزایش ریسک و هزینه بالقوه سرمایهگذاری بدانیم؛ عاملی که شدت اثر آن به موقعیت جغرافیایی، نوع دارایی، کیفیت مدیریت منابع آب و میزان آمادگی زیرساختها بستگی دارد.
آیا میتوان هزینه اقتصادی فرونشست در ایران را محاسبه کرد؟
با وجود انتشار مطالعات ماهوارهای و پژوهشهای تخصصی در سالهای اخیر، هنوز نمیتوان بر پایه آمارهای یادشده، یک رقم معتبر و جامع به ریال یا دلار برای کل خسارت اقتصادی فرونشست ایران اعلام کرد. آمارهایی مانند وسعت پهنههای فرونشستی، طول راههای واقع در مناطق پرخطر یا شمار افراد در معرض خطر، شاخصهای مهمی برای سنجش ابعاد بحران هستند؛ اما بهتنهایی معادل هزینه مالی خسارت نیستند.
برای برآورد جامع این هزینه، باید چند گروه از دادهها کنار هم قرار گیرند: ارزش زمین و ساختمانهای آسیبدیده، هزینه تعمیر و بازسازی جادهها و خطوط ریلی، میزان خسارت واقعی به تولید کشاورزی، هزینه تأمین و انتقال آب، کاهش احتمالی ارزش داراییها و هزینههای پیشگیری و پایش.
همچنین لازم است خسارت مستقیم از هزینههای غیرمستقیم تفکیک شود. هزینه تعمیر یک جاده آسیبدیده، خسارت مستقیم محسوب میشود؛ اما افزایش زمان حمل کالا، اختلال در فعالیت اقتصادی و کاهش احتمالی جذابیت سرمایهگذاری در یک منطقه، در گروه هزینههای غیرمستقیم قرار میگیرند. ترکیب این دو گروه، تصویر دقیقتری از بار اقتصادی فرونشست ارائه میدهد.
نبود چنین برآوردی به معنای نبود خسارت نیست؛ بلکه نشان میدهد برای تبدیل دادههای زمینشناختی به یک صورتحساب اقتصادی قابل اتکا، به همکاری نهادهای مسئول آب، کشاورزی، راه و شهرسازی، مدیریت شهری و مراکز پژوهشی نیاز است.
هزینه پیشگیری یا هزینه جبران خسارت؟
آمارهای منتشرشده در سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ نشان میدهند که فرونشست زمین در ایران مسئلهای محدود به چند نقطه شهری نیست. پژوهشهای بینالمللی از هزاران کیلومترمربع زمین کشاورزی و شهری درگیر این پدیده، صدها هزار نفر در معرض خطر و بخش قابل توجهی از شبکههای حملونقل واقع در پهنههای فرونشستی خبر میدهند.
هزینه اقتصادی این بحران تنها در ترک ساختمانها یا تعمیر جادهها خلاصه نمیشود. کاهش ظرفیت ذخیره آب زیرزمینی، افزایش هزینه تأمین آب برای کشاورزی، تهدید داراییهای ملکی، نیاز به نگهداری بیشتر زیرساختها و افزایش عدمقطعیت سرمایهگذاری، مجموعهای از فشارهای مستقیم و غیرمستقیم را بر اقتصاد ایران وارد میکنند.
در عین حال، اعلام یک رقم قطعی برای خسارت ملی بدون دادههای جامع مالی و فنی، میتواند گمراهکننده باشد. آنچه شواهد علمی با وضوح بیشتری نشان میدهند، گستردگی مواجهه و خطر از دست رفتن بخشی از ظرفیت طبیعی آبخوانهاست؛ فرایندی که در بسیاری از موارد برگشتپذیر نیست.
مهار این روند به مدیریت برداشت از آبهای زیرزمینی، اصلاح الگوی کشت متناسب با منابع آب، تقویت پایش ماهوارهای و زمینی و وارد کردن خطر فرونشست به ارزیابی فنی پروژههای عمرانی نیاز دارد. هرچه این اقدامات دیرتر انجام شوند، احتمال افزایش هزینههای تعمیر، سازگاری و جبران خسارت بیشتر خواهد شد. از این منظر، کنترل فرونشست صرفاً یک اقدام محیطزیستی نیست؛ بلکه بخشی از سیاست حفاظت از سرمایه ملی، امنیت تولید کشاورزی و پایداری زیرساختهای اقتصادی کشور است.
