احمد ترکنژاد گفت: اغلب کشورهای منطقه ظرفیت سیاسی و بینالمللی کافی برای اعمال نفوذ تعیینکننده بر طرفین و متقاعد ساختن آنان به پذیرش یک تعامل نهایی را ندارند و اصولا بیش از آنکه بازیگرِ تعیینکننده باشند، نقش انتقالدهنده و آورنده پیام را ایفا میکنند؛ بنابراین انتطارات فراتر از این اندازه از آنها واقعبینانه نیست.
احمد ترکنژاد، تحلیلگر مسائل راهبردی با روزنامه اعتماد گفتوگو کرده است.
به گزارش اعتماد، بخشهای مهم این گفتوگو را میخوانید؛
کشورهای منطقه که در مذاکرات مشارکت دارند اغلب حامل پیام هستند و وزن لازم برای به سرانجام رساندن یک توافق بزرگ را ندارند.
اغلب کشورهای منطقه ظرفیت سیاسی و بینالمللی کافی برای اعمال نفوذ تعیینکننده بر طرفین و متقاعد ساختن آنان به پذیرش یک تعامل نهایی را ندارند و اصولا بیش از آنکه بازیگرِ تعیینکننده باشند، نقش انتقالدهنده و آورنده پیام را ایفا میکنند؛ بنابراین انتطارات فراتر از این اندازه از آنها واقعبینانه نیست.
وضعیت روسیه به سبب درگیری فرسایشی در جنگ اوکراین (جایی که اروپا عملا اوکراین را به سپر دفاعی خود بدل کرده) با سایر کشورها متفاوت است. تحولات غرب آسیا با جغرافیای تنش در شرق اروپا بیارتباط نیست و چنانچه در بحران اوکراین تعاملی حاصل شود، بر این منطقه نیز سایه خواهد انداخت؛ اما در عین حال نباید پنداشت که مسکو میتواند بار همه تعاملات را به دوش بکشد.
منطقه اکنون در شرایط عدم قطعیت نزدیک به صد درصدی به سر میبرد، چراکه زنجیرهای از متغیرهای ژئوپلیتیکی، معادلات فناوری، روندهای انتخاباتی در واشنگتن و تلآویو، ترتیبات موسوم به اتحاد مکه و عملیاتهای موثر انصارالله در یمن، پیوسته زمین بازی را دگرگون میسازند. مدیریت چنین صحنهای، تحقق «هنر تعادل بر لبه آشوب» است؛ نقطهای که هیچ بازیگری نمیتواند به صد درصد خواستههای خود برسد و هرگونه توافق، مستلزم توزیع متوازن دستاوردها میان طرفین خواهد بود.
ظرفیت قدرتهایی نظیر پکن در این موازنه بسیار کلیدی است؛ مشروط به آنکه پیام راهبردی ایران با شفافیت به سران چین منتقل شود. موضع پایدار تهران این است که اگر بنا به انتخاب میان پکن و واشنگتن باشد، ایران هرگز وابستگی یک جانبه به غرب را برنمیگزیند؛ کمااینکه وابستگی صد درصدی به هر قطب قدرتی، فرجامی جز شکست ندارد و اقتضای عقلانیت دیپلماتیک، بهرهگیری متوازن از همه ظرفیتهای بینالمللی است. ایران به دنبال تعادل بخشیدن به مناسبات ارتباطی خود با شرق و غرب است.
برخلاف دو دهه ارزیابی نهادهای اطلاعاتی امریکا مبنی بر پرهزینه بودن هرگونه ماجراجویی، وسوسههای نتانیاهو کاخ سفید را در گردابی گرفتار کرد که به آشکار شدن آسیبپذیری زیرساختهای متزلزل منطقه انجامید. بحرانهای اخیر نشان داد برونسپاری امنیت و امید بستن کشورهای عربی به پایگاههای نظامی امریکا در اردن، بحرین و سایر مناطق، سرابی بیش نبود و این تاسیسات به جای امنیتزایی، خود به کانونهای آسیب و ضدامنیت تبدیل شدند.
