هرچند اجرای سراسری شیوهنامه وجین و جایگزینی منابع کتابخانههای کلاسی و مستقل مدارس، دوباره توجهها به وضعیت کتابخانههای آموزشگاهی جلب شده اما برخی فعالان فرهنگی معتقدند ساماندهی قفسهها بدون تغییر نگاه نظام آموزشی به کتاب و مطالعه، نمیتواند گره چندینساله کتابخانههای مدارس را باز کند.
سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)_ ساره گودرزی: کتابخانه مدرسه قرار است یکی از نخستین محلهای آشنایی دانشآموزان با دنیای مطالعه، جستوجو و کشف باشد؛ فضایی که در آن، کتاب فراتر از یک ابزار آموزشی و وسیلهای برای کسب نمره، به بخشی از زندگی روزمره دانشآموز تبدیل شود. با این حال، واقعیت بسیاری از کتابخانههای مدارس با چنین تصویری فاصله دارد. قفسههایی که گاهی سالها بهروزرسانی نشدهاند، منابعی که تناسب چندانی با نیازها و علایق نسل جدید ندارند و کتابخانههایی که بیشتر در فهرست امکانات مدرسه حضور دارند تا در برنامههای واقعی آموزشی، بخشی از چالشهای این حوزه به شمار میروند.
در چنین شرایطی، وزارت آموزشوپرورش از آغاز اجرای سراسری «شیوهنامه وجین و جایگزینی منابع کتابخانههای کلاسی و مستقل مدارس سراسر کشور» خبر داده است؛ اقدامی که قرار است با ساماندهی منابع موجود، زمینه ورود کتابهای تازه و متناسب با نیازهای شناختی و روحی کودکان و نوجوانان را فراهم کند. اما پرسش اصلی اینجاست که آیا تغییر محتوای قفسهها میتواند به تغییر رفتار مطالعاتی دانشآموزان منجر شود؟
وجین کتابخانهها؛ تلاشی برای تازه شدن منابع
ابوالحسن قلیزاده، مدیرکل فرهنگی هنری، اردوها و فضاهای پرورشی وزارت آموزشوپرورش، چندی پیش با اعلام آغاز اجرای سراسری این شیوهنامه، آن را گامی بنیادین در مسیر روزآمدسازی، طراوتبخشی و ارتقای کیفیت برنامههای کتابمحور دانسته است.به گفته وی، در فرایند وجین، منابع فرسوده، منسوخ، نامناسب یا کماستفاده بهصورت قانونمند و کارشناسی از مجموعه کتابخانهها خارج میشوند تا فضا برای ورود آثار تازه، جذاب، روزآمد و دارای نشان استاندارد رشد فراهم شود. هدف از این اقدام، افزایش گردش کتاب در مدارس و تسهیل دسترسی دانشآموزان به منابع موردنیاز عنوان شده است.
او همچنین با تأکید بر جایگاه کتابخانه بهعنوان قلب تپنده مدرسه، مشارکت مدیران، معاونان و مربیان امور تربیتی، کتابیاران و اعضای شورای دانشآموزی را در اجرای این طرح ضروری دانسته و وجین و انتخاب منابع را فرصتی برای تقویت کار گروهی و مشارکت دانشآموزان در محیط مدرسه توصیف کرده است.
در این میان باید گفت که بدون تردید، ساماندهی منابع کتابخانهها و خارج کردن کتابهای فرسوده و نامتناسب، یک اقدام ضروری است، چون کتابخانهای که سالها از ورود آثار جدید محروم مانده باشد، نمیتواند پاسخگوی نیازهای مطالعاتی نسلی باشد که علایق، پرسشها و شیوههای دسترسی متفاوتی به اطلاعات دارد. با این حال، روزآمدسازی منابع تنها یکی از حلقههای زنجیره ترویج مطالعه در مدارس است و نباید آن را با حل مسئله کتابخوانی یکسان دانست.
مسئله فقط کتابهای قدیمی نیست؛ نظام آموزشی چه نسبتی با مطالعه دارد؟
امیر نوید، مدیر مؤسسه فرهنگی آرمان رشد، در گفتوگو با خبرنگار ایبنا، با نگاهی انتقادی به وضعیت کتابخانههای مدارس، ریشه اصلی مشکلات این حوزه را در نوع نگاه نظام آموزشی به کتاب و مطالعه میداند. او معتقد است تا زمانی که کتابخوانی در ساختار رسمی آموزش کشور جایگاه مشخص و ضروری نداشته باشد، نمیتوان انتظار داشت دانشآموزان به شکل خودجوش به سمت کتابخانهها حرکت کنند.
این فعال فرهنگی از چنین وضعیتی با عنوان «کتابسوزی پنهان» یاد میکند؛ وضعیتی که در آن، دانشآموز پس از پایان امتحانات، ارتباط خود را با کتاب درسی قطع میکند و تجربه مطالعه برای او به فعالیتی اجباری و محدود به دوران تحصیل تقلیل مییابد.
این دیدگاه، نکته مهمی را در بررسی شیوهنامه جدید پیش میکشد: اگر دانشآموز در فضای مدرسه برای مطالعه انگیزهای نداشته باشد، افزودن کتابهای تازه به کتابخانه تا چه اندازه میتواند اثربخش باشد؟ به بیان دیگر، مسئله فقط این نیست که چه کتابهایی در قفسهها قرار گرفتهاند؛ بلکه باید پرسید دانشآموز با چه انگیزهای به سراغ آنها میرود.
کتابخانه مجهز بدون برنامه مطالعه، فقط یک فضای بلااستفاده است
یکی از نکات قابلتوجه در اظهارات نوید، تأکید او بر نقش مدیران و معلمان در شکلگیری عادت مطالعه است. به اعتقاد او، میزان فعالیت کتابخانههای مدارس تا حد زیادی به علاقه و باور مدیر مدرسه و معلمان بستگی دارد. اگر مدیر یا معلم خود اهل مطالعه باشد، میتواند با برنامهریزی و معرفی کتابهای مناسب، دانشآموزان را به کتابخوانی علاقهمند کند؛ اما در غیاب چنین رویکردی، کتابخانه حتی با وجود منابع مناسب نیز ممکن است به فضایی کماستفاده تبدیل شود.
او در تشریح این مسئله به تجربه شخصی خود در یک مرکز آموزشی خصوصی اشاره میکند؛ مرکزی باسابقه که کتابخانه آن در زیرزمین قرار داشت و عملاً بسته بود. از نگاه نوید، این تجربه نشان میدهد که داشتن کتابخانه در فهرست امکانات یک مجموعه آموزشی، لزوماً به معنای اهمیت دادن به مطالعه نیست.
او همچنین از دوران تحصیل خود در مدرسهای یاد میکند که در کنار کتابخانه فعال، کارگاههای هنری و چوببری نیز داشت، به باور نوید علایق و تواناییهای مختلف دانشآموزان نیز برنامه داشت.
این تجربهها نشان میدهد که کتابخانه زمانی در مدرسه زنده میشود که بخشی از زیست آموزشی دانشآموزان باشد، نه فضایی مستقل که تنها در مناسبتهای فرهنگی یا هنگام اجرای طرحهای مقطعی مورد توجه قرار گیرد.
جای خالی کتابدار در کنار ضرورت احیای جایگاه مطالعه
موضوع دیگر حذف یا کمرنگ شدن جایگاه کتابدار در مدارس است، نوید او احیای این پست را اقدامی لازم میداند، اما تأکید میکند که وجود کتابدار بهتنهایی برای حل مشکلات کتابخانههای مدارس کافی نیست، زیرا اگر مطالعه در برنامه رسمی آموزش تعریف نشده باشد، حتی حضور نیروی متخصص و برخورداری از کتابخانه مجهز نیز نمیتواند بهتنهایی تغییر قابلتوجهی در رفتار مطالعاتی دانشآموزان ایجاد کند.
به اعتقاد نوید، کتابدار باید بخشی از فرایند تربیتی مدرسه باشد؛ فردی که علاوه بر ساماندهی منابع، دانشآموزان را در انتخاب کتاب متناسب با سن، علاقه و نیازشان راهنمایی کند، برنامههای کتابخوانی را پیش ببرد و میان فعالیتهای آموزشی و منابع کتابخانهای ارتباط برقرار کند.
با نگاهی به اظهارات باید گفت که اجرای شیوهنامه وجین اگر با توجه به جایگاه نیروی انسانی متخصص همراه نباشد، ممکن است به اقدامی محدود در سطح جابهجایی و جایگزینی منابع تبدیل شود؛ در حالی که هدف اصلی باید افزایش استفاده دانشآموزان از کتابخانه باشد.
ناشران و تأمین منابع؛ حلقهای که نباید نادیده گرفته شود
باید گفت که روزآمدسازی کتابخانههای مدارس بدون توجه به وضعیت تولید و نشر کتاب نیز امکانپذیر نیست، ناشران کودک و نوجوان و فعالان حوزه کتابهای آموزشی، ظرفیت مهمی برای تأمین منابع متناسب با نیازهای نسل جدید دارند؛ اما طی سالهای مختلف کمترین استفاده از این ظرفیت انجام شده است، از سوی دیگر بهرهمندی از این ظرفیت نیازمند سیاستگذاری و حمایت هدفمند است.
نوید در این زمینه نیز معتقد است؛ توجه کافی به ظرفیت ناشران نمیشود و شیوه خرید کتاب از سوی برخی نهادهای فرهنگی نیز با مشکلاتی همراه است. او به سفارشهای محدود، درخواست تخفیف از ناشران و تأخیر چندماهه در پرداخت مطالبات اشاره میکند و میگوید چنین شرایطی نمیتواند زمینه مناسبی برای تقویت صنعت نشر و استمرار تولید کتاب فراهم کند.
از نگاه او، اگر قرار است کتابخانههای مدارس به منابع تازه و باکیفیت مجهز شوند، باید ناشر نیز از امکان اقتصادی لازم برای تولید و عرضه آثار برخوردار باشد، حمایت از کتابخوانی صرفاً با اعلام برنامههای فرهنگی محقق نمیشود؛ بلکه باید در شیوه تخصیص بودجه، خرید کتاب و تعامل نهادهای آموزشی با ناشران نیز نمود پیدا کند.
این مسئله در اجرای شیوهنامه جدید اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا جایگزینی منابع قدیمی با آثار تازه، بدون برنامهریزی برای خرید مستمر کتاب و حمایت از ناشران، نمیتواند به یک فرایند پایدار تبدیل شود.
از ساماندهی قفسهها تا تغییر فرهنگ مطالعه
در کنار اهداف اعلامشده برای شیوهنامه جدید، آنچه میتواند میزان موفقیت این طرح را مشخص کند، نحوه اجرای آن در مدارس و میزان تأثیرش بر رفتار مطالعاتی دانشآموزان است، خروج کتابهای فرسوده از کتابخانهها و ورود آثار تازه، نقطه آغاز مناسبی است؛ اما نتیجه نهایی باید در میزان مراجعه دانشآموزان، افزایش امانت کتاب، مشارکت در فعالیتهای کتابمحور و شکلگیری عادت مطالعه دیده شود.
باید گفت که مشارکت دانشآموزان در انتخاب و ساماندهی منابع، موضوعی است که در اظهارات قلیزاده نیز بر آن تأکید شده است. این مشارکت میتواند به افزایش احساس تعلق دانشآموزان به کتابخانه مدرسه کمک کند؛ البته به شرط آنکه نقش آنها به فعالیتی تشریفاتی محدود نشود و نظر و علاقهشان در انتخاب منابع جدید نیز مورد توجه قرار گیرد.
در این میان، ضرورت دارد میان سیاستهای اعلامشده و نتایج عملی طرح نیز ارتباط روشنی برقرار شود. برای مثال، میزان منابع وجینشده و جایگزینشده، تناسب کتابهای جدید با گروههای سنی، میزان استفاده از کتابخانهها و سهم هر مدرسه از اعتبارات خرید کتاب میتواند بخشی از شاخصهای ارزیابی این برنامه باشد.
کتابخانه مدرسه به بیش از تعویض کتاب نیاز دارد
اجرای سراسری شیوهنامه وجین و جایگزینی منابع کتابخانههای مدارس را میتوان فرصتی برای بازنگری در وضعیت کتابخانههای آموزشگاهی دانست؛ فرصتی که اگر با برنامهریزی مستمر، تأمین منابع مالی، حمایت از ناشران، حضور کتابداران متخصص و بازتعریف جایگاه مطالعه در نظام آموزشی همراه شود، میتواند به بهبود وضعیت کتابخانهها کمک کند.
با این حال، نقد اصلی امیر نوید همچنان به قوت خود باقی است: نمیتوان از دانشآموزی که تمام سال تحصیلی را در فضای نمرهمحور و آزمونمحور گذرانده است، انتظار داشت صرفاً با ورود چند عنوان کتاب تازه به کتابخانه، به خوانندهای علاقهمند تبدیل شود. کتابخانه مدرسه زمانی به کانون دانایی و یادگیری تبدیل میشود که کتاب در زندگی روزمره مدرسه حضور داشته باشد؛ معلم از آن استفاده کند، مدیر برای آن برنامه داشته باشد، کتابدار نقش تربیتی خود را ایفا کند و دانشآموز نیز احساس کند مطالعه انتخابی ارزشمند و لذتبخش است، نه تکلیفی دیگر در کنار تکالیف درسی.
اما باید این نکته را در نظر داشت که موفقیت شیوهنامه جدید نه با تعداد کتابهای خارجشده از قفسهها و نه صرفاً با شمار آثار جایگزینشده، بلکه با پاسخ به یک پرسش سنجیده خواهد شد: آیا پس از اجرای این طرح، دانشآموزان بیشتر کتاب میخوانند و کتابخانه مدرسه به بخشی زنده از فرایند یادگیری آنها تبدیل میشود؟
