یاسر همرنگ، داور بازنشسته فوتبال و یکی از منتقدان جدی فدراسیون فوتبال مهدی تاج درباره برخی تخلفات و فسادها در فوتبال ایران سخن گفت و معتقد است فدراسیون برخی داوران را برای روز مبادا نگه میدارد تا کمک حالش باشند.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، ماجراهای فوتبال ایران پر از اتفاقات عجیب و غریب است. از موضوعات مختلف فنی و نقل و انتقالات بازیکن گرفته تا مسائلی همچون زیرساخت و ورزشگاهها، چمن و… که هرکدام داستانهای خاص خودش را دارد. با این حال احتمالاً یکی از عجیبترین اتفاقات پیرامون مسائل داوری است که گاهی داستانهای آن دود از سر بلند میکند.
یاسر همرنگ، داور بازنشسته فوتبال که در دو سال اخیر و پس از کنار گذاشتن داوری به یکی از منتقدان صریح ساختار فوتبال ایران تبدیل شده، میهمان تابناک بود و گفتوگو با این داور مرتبط با اتفاقات پیرامون داوری، مدیریت فوتبال و همچنین فسادها یا شائبههای مرتبط با فساد در فوتبال بوده است.
فیلم کامل این گفتوگو را در ادامه میبینید:
همچنین متن این گفتوگو در سه بخش ارائه میشود که در ادامه بخش اول آن را میتوانید بخوانید:
تابناک: داوری فوتبال کشورمان، به نظر من، در سالهای اخیر درجا زده است. شما که به هر حال از بدنه داوری بودید و در این چرخه قرار داشتید، علت این وضعیت را چه میدانید؟
ما در مسیر درستی قرار نداریم. وقتی در مسیر درستی نباشید، قاعدتاً به مقصد هم نخواهید رسید. مهمتر از آن، این است که کسانی که داوری ما را در این مسیر قرار دادهاند، نمیپذیرند که مسیرمان اشتباه است. اگر یادتان باشد، من در همین تابناک سال گذشته درباره VAR مصاحبه کردیم که اتفاقاً فدراسیون فوتبال از ما شکایت هم کرد. اگر همان سال گذشته که مشکلات VAR را مطرح میکردیم، به آنها رسیدگی میشد، آیا بهتر نبود؟ آیا مسیر بهتری انتخاب نمیشد؟ آیا دوربینها را تقویت میکردند؟ آیا در زمینه آموزش داوران بیشتر تلاش میکردند؟ آیا اوضاع بهتر نمیشد؟ به نظر من، رسیدگی به این مشکلات بهتر از شکایت کردن بود.
تا زمانی که یک مجموعه نمیپذیرد مسیرش اشتباه است، طبیعتاً مسیرش را تغییر نمیدهد. به همین دلیل، فدراسیون فوتبال هم تقریباً هیچچیزی را نمیپذیرد. حتی اکنون نتایج تیم ملی را هم که میبینید، برد و باخت را تحویل میدهند؛ یعنی شکست در ذهنشان معنایی ندارد. این مسئله باعث میشود درجا بزنیم یا حتی عقب برویم. اکنون رنکینگ فیفا را هم که ببینید، متوجه میشوید تیم ما عقبتر رفته است؛ به این دلیل که اشتباهاتمان را نمیپذیریم.
تابناک: یعنی علت را نپذیرفتن اشتباهات، درس نگرفتن از شکستها و مسائل مشابه میدانید؟
صددرصد.
تابناک: اکنون در موضوع VAR هم فکر میکنم امسال اتفاق ویژهتری افتاد. اگر اشتباه نکنم، در خبرها بهصورت پراکنده میدیدیم که آقای خداهندهلو هم اشارهای به این موضوع داشتند؛ گویا هزینه VAR را پرداخت نکردهاند و حق اشتراک سالانه آن را ندادهاند و به همین دلیل، خط آفساید دستگاه کار نمیکند. میتوانید درباره این موضوع توضیح بدهید؟
ما شش دستگاه EVS خریدیم که دو دستگاه آن را به سپاهان و گلگهر فروختیم. چهار دستگاه دیگر در اختیار فدراسیون بود. با یک شرکت چینی هم قرارداد بستند که یک دستگاه از آن وارد شد. اگر یادتان باشد، در تبریز دو نفر چینی کنار زمین نشسته بودند و در جریان بازی تراکتور حضور داشتند. باید حقوق آنها را به دلار پرداخت میکردند. در نهایت، شرایط بهگونهای شد که گفتند دیگر آنها را نمیخواهیم و دستگاه چینی هم نمیخریم؛ چون کار با EVS راحتتر است. بنابراین، کار را با EVS ادامه دادند.
قرار بود هزینه همان یک دستگاه چینی را وزارت ورزش پرداخت کند و حتی برای خرید آن دستگاه هم با شرکت چینی قرارداد بسته بودند. نمیدانم در نهایت چقدر جریمه پرداخت کردند که آن قرارداد لغو شد؛ جزئیاتش را نمیدانم. در نهایت، ما یک دستگاه چینی و شش دستگاه VAR از نوع EVS داریم. دستگاههای EVS پس از هر دو سال بهروزرسانی میشوند تا خطکشی و ویژگیهای آنها دوباره بهروز شود. اکنون آن دوره دو ساله به پایان رسیده و ما دیگر آن ویژگیها را در اختیار نداریم.
تابناک: دستگاه چینی همچنان کار میکند؟
دستگاه چینی خطکشی میکند. اکنون در خطکشیهایی که انجام میشود، ظاهراً از دستگاه چینی برای کمک به EVS استفاده میکنند.
تابناک: یک نکته وجود دارد. فکر میکنم طبق پروتکل فیفا ــ البته شما اگر پروتکلها را بررسی کردهاید، توضیح بدهید ــ در یک تورنمنت، لیگ یا کشور باید از یک مدل دستگاه استفاده شود. درست است؟
ما تقریباً هیچیک از پروتکلهای VAR را در ایران رعایت نمیکنیم؛ زیرا در زمینه VAR اتفاقات و اختلافات زیادی رخ داده که برخلاف پروتکل است. فیفا آنقدر در مسابقات داخلی ریز نمیشود که متوجه همه این موارد شود. نکته مهم این است که هر دو شرکت، هم شرکت چینی و هم EVS، مجوز فیفا را دارند. یعنی اینطور نیست که مجوز نداشته باشند.
تابناک: اینکه فیفا به جزئیات ورود نمیکند، موضوع دیگری است. برای مثال، اگر اکنون گزارشی به فیفا برسد یا باشگاهها بخواهند این موضوع را اعلام کنند، آیا این کار تخلف محسوب میشود یا صرفاً رعایت نکردن پروتکل است؟
موضوع، رعایت نکردن پروتکل است و خودمان تشخیص میدهیم که چه چیزی مناسب است. هر دو شرکت مجوز دارند و استفاده از دستگاههایشان از این نظر مشکلی ندارد. با این حال، آسیب این وضعیت آن است که تشخیص آفساید ما دقیق نیست و بهصورت چشمی انجام میشود.
تابناک: در این شرایط، ممکن است نکاتی که داور باید در یک مسابقه رعایت کند، در مسابقهای دیگر به شکل متفاوتی اجرا شود؟
بله؛ زیرا هم توانایی داوران متفاوت است و هم کیفیت تصویربرداری و مسابقات یکسان نیست. در نتیجه، سلیقهای عمل میشود و سلیقه افراد بیشتر حکمفرماست. ببینید، فیفا حتی در مرحلهای که پیش از این داشتیم و خطکشی انجام میشد، اعلام کرد چون انسان در این فرایند نقش دارد و باید زمان ضربه و زمان خطکشی را تشخیص بدهد، این سیستم را به حالت نیمهخودکار تبدیل کرد. ما اکنون از آن مرحلهای که انسان در آن امکان خطا داشت، یک مرحله عقبتر رفتهایم.
تابناک: یعنی نهتنها جلو نرفتهایم، بلکه کاملاً عقبتر هم رفتهایم!
بله، یک مرحله عقبتر رفتهایم و حتی نمیتوانیم خطکشی انجام بدهیم. بنابراین، درصد خطا بسیار بالا میرود و همهچیز چشمی میشود. هرکس با توجه به علاقهای که به یک تیم دارد، قضاوت میکند. درباره طرفداران تیمها هم همین را میگویند؛ زیرا ابتدا قلب انسان میبیند و بعد مغز او. گاهی فرد میگوید «این آفساید نیست» و گاهی میگوید «آفساید است». چون خطکشی وجود ندارد، استانداردی در کار نیست و هرکسی میتواند نظر خودش را مطرح کند.
تابناک: زمانی که خودتان داوری میکردید، اینطور بود؟ ابتدا قلبتان تصمیم میگرفت یا نه؟
صددرصد! منظورم این است که قلب انسان تأثیر دارد، اما من هیچ تیمی را بهصورت خواسته یا ناخواسته ترجیح نمیدادم. موضوع برای من این بود.
تابناک: چرا؟
وقتی انسان در یک مجموعه کار میکند و ۲۰ سال زحمت میکشد، در طول آن ۲۰ سال تلاش میکند اعتباری برای خودش جمع کند. به نظر من، آن اعتبار از هر چیزی مهمتر است. علاقه شخصی بعد از آن اعتبار قرار میگیرد.

تابناک: با این حال، معتقدید بعضی داوران ممکن است نسبت به تیمی علاقه قلبی داشته باشند؟
من معتقدم فدراسیون فوتبال بعضی داوران را برای خودش نگه داشته است تا در روزهای مبادا از آنها استفاده کند. در برخی مسابقات، به نظر میرسد فدراسیون برای استفاده از داوران خاصی سفارش میکند و آنها هم به شکلی قضاوت میکنند که فدراسیون میخواهد. من چنین برداشتی دارم. البته درباره این موضوع مطمئن نیستم، اما اینکه داوری همیشه به نفع پرسپولیس یا همیشه به نفع استقلال سوت بزند، چنین چیزی وجود ندارد. با این حال، داورانی هستند که در روزهای حساس به فدراسیون کمک میکنند.
تابناک: این کمک کردن به چه معناست؟ آیا برای آن سند و مدرک یا واقعیتی در اختیار دارید؟
واقعیت این است که در مسابقات حساس، معمولاً تیمهایی که قرار است برنده شوند، پیروز میشوند. البته این را نمیتوان یک واقعیت مستند دانست؛ بیشتر یک احساس است.
تابناک: میدانم که این احساس باید از جایی نشأت بگیرد. آیا در آن مسابقات اتفاق ویژهای در زمینه داوری رخ داده است؟
برای مثال، مسابقه پرسپولیس و استقلال در اهواز را به یاد دارید؟ همان فینال که فکر میکنم داور سه ساعت معطل کرد. بله، قرار بود تماشاگران به نسبت ۵۰-۵۰ تقسیم شوند، اما در نهایت نسبت به ۹۰ به یک یا ۹۹ به یک رسید. آنها گفتند بازی نمیکنیم و بهزور مجبورشان کردند بازی کنند؛ در نهایت هم باختند.
یا فینال جام حذفی استقلال و ملوان را در نظر بگیرید. فدراسیون دوست داشت کدام تیم برنده شود؟ استقلال. در بازی پرسپولیس و داماش هم فدراسیون دوست داشت کدام تیم برنده شود؟ پرسپولیس. در روزهای حساس، تیمهایی که فدراسیون دوست داشته برنده شوند، پیروز شدهاند.
تابناک: این علاقهمندی بالاخره دلیلی دارد. از چه منظری به این موضوع نگاه میکنید؟ آیا از این منظر است که طیف بیشتری از جامعه خوشحال شوند یا دلایل دیگری وجود دارد؟ برای مثال، ممکن است باشگاه ملوان در موضوع مجوز حرفهای با مشکل مواجه شود، اما استقلال راحتتر مجوز بگیرد؛ یا اگر داماش مشکل داشته باشد، پرسپولیس بتواند راحتتر مجوز حرفهای بگیرد. شما از چه منظری به این موضوع نگاه میکنید؟
از همه منظرها! این یک مجموعه است. فدراسیون با خودش فکر میکند که اگر پرسپولیس برنده شود، ۴۰ میلیون طرفدار دارد، مجوز حرفهای دارد، ورزشگاه دارد و از همه جهت به نفعش است. در واقع، یک بسته کامل از منافع مطرح است. اما اگر تیمهای کوچکتر برنده شوند، فشار بیشتری به فدراسیون وارد میشود و مسائلی که شما اشاره کردید نیز مطرح میشود.
چند روز پیش، مصاحبه قدیمی آقای کفاشیان را میدیدیم. آن مسابقه تراکتور و نفت در تبریز بود و آقای کفاشیان حضور داشتند. آقای تاج هم در بازی سپاهان و نفت در تهران حضور داشتند.
تابناک: به نظرم آن سالی بود که تراکتور نایبقهرمان شد. فکر میکنم بازیها را همزمان برگزار کردند؛ چون تراکتور و نفت در تبریز بازی داشتند و سپاهان و سایپا هم در تهران بازی میکردند.
درباره محل دقیق مسابقه سپاهان و سایپا مطمئن نیستم و ممکن است اشتباه کنم. این موضوع چندان مهم نیست؛ نکته مهم، جملهای است که آقای کفاشیان گفتند: «آقای تاج به من زنگ زد و گفت به داور بگو هوای تراکتور را داشته باشد؛ تراکتور قهرمان شود، ما خیلی راحتتریم.» از قضا، داور آن مسابقه علیرضا فغانی بود. شاید این توصیه روی ذهن او تأثیر گذاشت و به شکلی قضاوت کرد که تراکتور برنده نشد و سپاهان قهرمان شد.
تابناک: این صحبت در مصاحبه آقای کفاشیان مطرح شده بود؟
بله، در مصاحبه آقای کفاشیان مطرح شده بود و حتماً آن را برایتان میفرستم تا در همین مصاحبه قرار دهید. ایشان گفته بودند که آقای تاج به من زنگ زد و گفت به داور بگو با تراکتور لج نکند و حواسش باشد.
تابناک: این ماجرا که میگویید آقای فغانی بود. یعنی چون به او توصیه شده بود، به شکلی لج کرد که نتیجه آن اتفاق افتاد؟
به نظر من، انسانها تابع احساسات خودشان هستند. وقتی به کسی توصیهای میکنید، ممکن است لج کند؛ فرد دیگری هم ممکن است همان توصیه را بپذیرد و کاری را که از او خواستهاید انجام دهد. به نظرم، روحیه آقای فغانی بهگونهای نبود که توصیهپذیر باشد و آن اتفاق رخ داد. شاید اگر چنین توصیهای به او نمیشد، آن مسابقه بهتر به پایان میرسید.
تابناک: البته این موضوع جای بحث دارد. سال گذشته هم با آقای علیرضا فغانی مصاحبهای داشتیم و ایشان درباره این ماجرا مطالبی مطرح کردند، اما نه به این شکل که شما بیان میکنید.
من این موضوع را از زبان آقای کفاشیان نقل میکنم. فکر میکنم مجری، آقای نجفزاده بود (مجری برنامه رضا رشیدپور بود)، از ایشان پرسیده بود که آیا باند اصفهانیها در فدراسیون همهکاره هستند؟ آقای کفاشیان گفته بود که چنین باندی وجود ندارد؛ چون خود آقای تاج به من گفته بود کاری کنم تراکتور برنده شود. منظور ایشان این بود که میخواست توضیح بدهد ماجرا به آن شکلی که مطرح شده، نبوده است.
تابناک: حالا به سراغ حواشی داوری برویم. ما پروندهای به نام پرونده فساد مس رفسنجان داشتیم. در آن پرونده، اگر اشتباه نکنم، آقای خداداد افشاریان حکم گرفت، محروم شد و از ریاست کمیته داوران کنار رفت. یکی دو داور هم در آن پرونده احضار شدند؛ نمیخواهیم اسم ببریم و از شما هم خواهش میکنیم نامی نبرید. برخی از داوران بهعنوان متهم یا مطلع احضار شدند. سؤال ما این است که شما هم در آن سالها داوری میکردید. نمیدانم با شما تماسی گرفته شد یا توصیهای مطرح شد یا نه. اگر چنین چیزی بوده، میتوانید توضیح بدهید. اما مسئله این است که پروندهای درباره فساد مطرح میشود، رئیس کمیته داوران محکوم میشود و از سمتش هم کنار میرود. مشخصاً اتفاقی در این میان رخ داده است. رئیس کمیته داوران چه کاری انجام داده که به محرومیت او منجر شده است؟ در مسائل داوری نقشی داشته است. اگر آقای خداداد افشاریان را متهم ردیف اول در نظر بگیریم، این پرونده متهمان دیگری هم داشته است؛ یعنی داورانی که شاید توصیهپذیر بودهاند یا به هر شکل دیگری در این ماجرا نقش داشتهاند. کمکداورانی هم ممکن است در این اتفاقات دخیل بوده باشند. چرا این مسیر تا افراد دیگر ادامه پیدا نکرد؟
اگر مجموعه کشور در پروندهای مثل مس رفسنجان با جدیت و سرعت رسیدگی میکرد و تمام تمرکزش را روی آن میگذاشت، وضعیت فوتبال ما بسیار بهتر میشد. اکنون به شما بگویم که پرونده از کرمان به استان تهران منتقل شده و قرار است دوباره از ابتدا بررسی شود. یعنی هنوز به صدور حکم نرسیده و فقط کیفرخواست صادر شده است. اکنون، پس از سه سال، قرار است دوباره بررسی شود؛ شاید هم با تعدادی دیگر از متهمان. البته نمیدانم در نهایت چه اتفاقی میافتد. متأسفانه نام برخی افراد هم از پرونده خارج شده است. افرادی در کیفرخواست بودند که اکنون نامشان در آن نیست. تعداد اسامی بسیار کمتر شده است. علاوه بر این، پرونده به تهران منتقل شده و قرار است دوباره بررسی شود.

اگر در پرونده مس رفسنجان قوی عمل میشد، به نظرم وضعیت بسیار متفاوت میشد. بیش از پنج یا شش داور ما به کرمان احضار شدند؛ برخی بهعنوان مطلع و برخی حتی بهعنوان متهم. تعدادی از آنها هم بازداشت شدند و چند شب در آنجا ماندند. اما در نهایت، هیچ داوری محروم نشد؛ یعنی همه داوران ما پس از آن ماجرا و تا امروز به داوری ادامه میدهند. فقط آقای افشاریان بسیاری از مسائل را بر عهده گرفت. گاهی با یکدیگر تماس داریم و ایشان میگوید: «اگر دهان باز کنم، فوتبال ایران منفجر خواهد شد.»
تابناک:حرف من هم همین است. آقای افشاریان بالاخره کاری انجام داده است. آیا آن کار بر نتایج تأثیر گذاشته؟ آیا بر چیدمان داوریها تأثیرگذار بوده است؟ دقیقاً بر چه چیزی تأثیر گذاشته است؟ هر کاری که انجام داده، افراد دیگری هم در آن دخیل بودهاند؛ چه معاون او باشد، چه داوری که خواسته یا ناخواسته اشتباه سوت زده یا کمکداوری که اشتباه پرچم زده است. چگونه ممکن است فردی در رأس داوری محروم شود، اما افراد دیگری که در این زنجیره بودهاند، همچنان در جای خود باقی بمانند؟ این اتفاق مانند دومینو است؛ وقتی قطعه اول میافتد، انتظار میرود بقیه قطعات هم بیفتند، اما اینجا بقیه سر جای خودشان هستند.
این موضوع برای من هم بسیار عجیب است، اما من نباید به آن پاسخ بدهم. کسی که آقای افشاریان را محروم کرده است، باید پاسخگو باشد. چطور ممکن است داوری که مثلاً برای ایشان پولشویی کرده، چکها را جابهجا کرده، دلار را برای ایشان تبدیل کرده یا سکه فروخته است، همچنان داوری کند؟
تابناک: من کیفرخواست پرونده را خواندهام؛ یادم نیست بیستوچند صفحه بود یا چهلوچند صفحه. موارد عجیبوغریبی در آن مطرح شده است. برای مثال، گفته شده آقای افشاریان را در ترمینال ۳ فرودگاه مهرآباد به سرویس بهداشتی میبردند و در آنجا پاکتی به او میدادند. یا در جایی دیگر، فکر میکنم در کافیشاپ یک هتل، پاکتی به او تحویل داده شده است. درباره محتوای آن پاکت هم روایتهای مختلفی وجود دارد؛ یک نفر میگوید سکه بوده و دیگری میگوید پروپوزالی در آن بوده است. ظاهراً هیچکس هم مسئولیت آن را بر عهده نمیگیرد. اما نکتهای که میخواهم بگویم، این است که در این پرونده ظاهراً فسادهای تودرتویی وجود داشته است. نمونه دیگری هم وجود دارد که بعداً به آن میرسیم. در پرونده مس رفسنجان، خانمی در شمال کشور بوده که مبلغی به حسابش واریز میشده و شغل ظاهریاش برنجفروشی بوده است، اما گویا فعالیت دیگری هم انجام میداده است.
دقیقاً؛ همانطور که شما میفرمایید، فسادهای تودرتو در هم تنیده شده بودند. مهمتر از همه اینکه وقتی یکی از زیردستان فاسد است، کسی که او را در آن سمت منصوب کرده و سر کار گذاشته نیز باید پاسخگو باشد. در همین پرونده، آقای تاج باید درباره آقای افشاریان پاسخگو باشد؛ چون آقای افشاریان رئیس کمیته داوران منصوب آقای تاج بود. آقای تاج باید توضیح بدهد که آقای افشاریان چرا محروم شده است. اگر تخلفی کرده، تخلف او در چه زمینهای بوده است؟ خود او که بهتنهایی سوت نمیزده است؛ به چه کسی پول داده شده تا سوت بزند؟ آن افراد چه کسانی هستند؟ به نظرم، آقای تاج حتماً باید به این پرسشها پاسخ بدهد.
برای مثال، آقای سهیل مهدی یا آقای محمودزاده هم محروم شدهاند، اما اکنون دوباره، نمیدانم به چه دلیل، برخی از همان افرادی که نامشان در این پروندهها مطرح بوده، در بخشهای دیگری از سازمان لیگ فعالیت میکنند. انگار مجموعهای از افراد هستند که به یکدیگر وصلاند و از فوتبال خارج نمیشوند.
تابناک: در هم تنیدهاند.
در هم تنیدهاند. حاضر نیستند فوتبال را رها کنند. در استانهای مختلف هم میبینید افرادی بیش از ۴۰ سال رئیس هیئت فوتبال بودهاند. مگر میشود یک نفر ۴۰ سال در یک سمت باشد و هیچ تخلفی نداشته باشد؟ این افراد در طول این سالها با یکدیگر آشنا شدهاند و همین روابط میتواند زمینهساز فساد شود.
تابناک: خودِ ۴۰ سال ریاست، در حالی که سن بازنشستگی هم وجود دارد، محل سؤال است.
اکنون در استان مرکزی، آقای غفاری بیش از ۴۰ سال است که رئیس هیئت فوتبال است.
تابناک: سالش را اشتباه نمیکنید؟
نه، حدود ۴۰ سال است که هست. از ابتدای انقلاب بوده. آقای ششکلانی هم حدود ۳۴ یا ۳۵ سال است که در تبریز رئیس هیئت فوتبال است. آقای طالقانی هم در خوزستان حضور دارند. برخی استانها هستند که ما چندان به آنها توجه نمیکنیم، چون فوتبال پررنگی ندارند یا دورافتادهاند؛ اما سالهاست یک نفر در آنها رئیس هیئت است و کسی هم ورود نمیکند.
در بعضی استانها، مانند ایلام، رئیس هیئت رد صلاحیت شده است؛ یعنی تخلفاتی درباره او اثبات شده است. با این حال، فدراسیون فوتبال پس از گذشت چند ماه حاضر نیست انتخابات برگزار کند. به نظر میرسد میخواهد به شکلی شرایط را فراهم کند که آن فرد دوباره برگردد. این وضعیت در بسیاری از استانها وجود دارد. فدراسیون فوتبال از رؤسای هیئتها حمایت میکند، چون آنها در مجمع باید دوباره به اعضای فدراسیون رأی بدهند. این چرخه رأیدادنها باعث بروز فساد شده است. ما در انتخابات فدراسیون و هیئتها با مشکلات بسیار بزرگی مواجهیم.
البته این مسئله فقط مختص فوتبال نیست و در ورزشهای دیگر هم وجود دارد، اما من درباره فوتبال اطلاعات دقیقتری دارم. مجمع فدراسیون فوتبال حدود ۸۵ عضو دارد که ۳۳ یا ۳۴ نفر از آنها نمایندگان استانها هستند. یک رأی هم از کیش اضافه میشود و در مجموع، حدود ۳۲ رأی در اختیار این بخش قرار دارد.

تابناک: این موضوعات بسیار جالباند. حالا که به انتخابات اشاره کردیم، به این موضوع هم برسیم. اخیراً دیدیم آقای حجت کریمی و آقای علی خطیر در یک برنامه زنده تلویزیونی یکدیگر را متهم کردند. این دو نفر عضو هیئترئیسه بودند و با رأی اعضای مجمع به آن جایگاه رسیدند. طبیعتاً در شرایط امروز فوتبال که پرسشهای زیادی وجود دارد، باید درباره عملکردشان پاسخگو باشند، اما اکنون به یکدیگر حمله میکنند. یکی، دیگری را به دلالی متهم میکند و میگوید در انتخاب مربی تیم، گالیاردو را آورده و ۳۵۰ هزار یورو به او داده است، در حالی که حتی یک روز هم در ایران حضور نداشته است. دیگری هم او را متهم میکند که رستوران داشته و اعضای مجمع را به رستورانش برده، برایشان کباب و قلیان و شیشلیک فراهم کرده و به آنها استیک داده تا رأی بگیرد. نمیدانم؛ قبلاً میگفتند خودتان را ارزان نفروشید. اگر واقعاً چنین اتفاقی افتاده باشد و یک عضو مجمع در ازای یک کباب و قلیان رأی فروخته باشد، دیگر چه قدر ارزان هستید؟
قیمت رأی را آقای خطیبی بعد از انتخابات اعلام کرد؛ یادتان باشد.
تابناک: بله، اینها هم برای رسیدن به همین جایگاه تلاش میکردند. البته فقط این افراد نیستند. آقای رسول خطیبی هم که خودش نامزد بود و بعد از آن مدیرعامل باشگاه شد و مدت اخیر هم سرمربی فجرسپاسی بود ــ که از فجر سپاسی اخراج شد ــ از افراد فعال فوتبال است؛ چه بهعنوان مربی و چه مدیر. حالا اینکه از ماجرا خبر داشته یا نداشته، موضوع دیگری است. فعلاً چیزی ثابت نشده است. ما میگوییم ایشان اتهامی مطرح کرده و این اتهام باید در جایی بررسی شود؛ مثلاً در کمیته انضباطی یا کمیته اخلاق. یا باید این اتهام اثبات شود که در آن صورت، کل انتخابات زیر سؤال میرود و باید دوباره برگزار شود؛ یعنی افرادی که انتخاب شدهاند، کنار بروند و اگر تخلفشان ثابت شود، از فوتبال خارج شوند. اگر هم این اتهام اثبات نشود، آقای خطیبی باید محروم شود. آیا راهی جز این وجود دارد؟ مگر میشود کسی بگوید رأی خریداری شده و…
گفتند که برای هر رأی مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان تعیین شده بود و ادعا کرد که دیده است آقای تفکری اتاقبهاتاق میرفته و رأی میخریده، اما بعد کمیته اخلاق او را احضار کرد و پرونده به فراموشی سپرده شد؟
تابناک: اکنون هم آقای حجت کریمی متهم شده که با کباب کوبیده و قلیان رأی خریده است؛ اتهامی که آقای خطیر مطرح کرده است. کمیته اخلاق باید این موضوع را بررسی کند. ما با قیمت کاری نداریم؛ یکی ۲۰۰ میلیون تومان باشد و یکی یک پرس کباب. اگر رأیدهنده در ازای یک پرس کباب رأی داده باشد، هم رأیدهنده و هم رأیگیرنده و هم ساختار انتخابات زیر سؤال میروند. بنابراین، یا باید آقای خطیر به دلیل اتهامزنی محروم شود، یا اگر ادعایش درست باشد، باید با متخلفان برخورد شود.
بله، این موضوع مستلزم آن است که کمیته قضایی مستقل و قدرتمندی داشته باشیم، اما چنین کمیتهای نداریم.
گفتوگو: علیرضا محرمی
ادامه دارد…
