نفوذ چین در برزیل دیگر تنها به تجارت کالا محدود نمی‌شود. بر اساس گزارش شورای تجاری برزیل و چین، برزیل در سال ۲۰۲۵ با جذب حدود ۶٫۱ میلیارد دلار سرمایه چینی، به بزرگ‌ترین مقصد سرمایه‌گذاری خارجی چین در جهان تبدیل شد.

علی خوانساری، پژوهشگر روابط بین الملل: پیروزی دوباره لولا داسیلوا در انتخابات ریاست‌جمهوری برزیل، تنها به معنای تداوم قدرت جریان چپ در بزرگ‌ترین اقتصاد آمریکای لاتین نیست. این اتفاق در شرایطی رخ داده که رقابت چین و آمریکا برای گسترش نفوذ اقتصادی و سیاسی در منطقه شدت گرفته است. واشنگتن در سال‌های اخیر تلاش کرده با تقویت روابط با دولت‌های همسو، موقعیت خود را در آمریکای لاتین تثبیت کند؛ اما گسترش حضور اقتصادی چین، معادلات منطقه را پیچیده‌تر از گذشته کرده است.

لولا در انتخابات ۲۵ اکتبر ۲۰۲۶ با کسب ۵۱٫۷۹ درصد آرا در برابر ۴۸٫۲۱ درصد آرای فلاویو بولسونارو، فرزند ژائیر بولسونارو، رئیس‌جمهور پیشین برزیل، برای چهارمین بار به ریاست‌جمهوری این کشور دست یافت. این نتیجه برای دولت ترامپ که از جریان سیاسی نزدیک به خانواده بولسونارو حمایت کرده بود، مطلوب نبود. بااین‌حال، اهمیت این انتخابات تنها در پیروزی لولا یا شکست نامزد مورد حمایت واشنگتن نیست، بلکه در آشکار شدن این واقعیت است که نفوذ اقتصادی چین در آمریکای لاتین به سطحی رسیده که تغییر دولت‌ها نیز لزوماً نمی‌تواند آن را محدود کند.

برزیل؛ شریک راهبردی چین در آمریکای لاتین

چین از سال ۲۰۰۹ بزرگ‌ترین شریک تجاری برزیل بوده و روابط اقتصادی دو کشور همچنان رو به گسترش است. در سال ۲۰۲۵، صادرات برزیل به چین به حدود ۱۰۰ میلیارد دلار رسید، درحالی‌که صادرات این کشور به ایالات متحده حدود ۳۸ میلیارد دلار بود. این اختلاف نشان می‌دهد که بازار چین تا چه اندازه برای اقتصاد برزیل، به‌ویژه بخش‌های کشاورزی، معدن و انرژی، اهمیت پیدا کرده است.

این رابطه البته یک‌طرفه نیست. چین برای تأمین بخشی از نیازهای غذایی و صنعتی خود به واردات سویا، سنگ‌آهن، نفت و سایر مواد اولیه از برزیل متکی است. افزایش تنش‌های تجاری پکن و واشنگتن نیز اهمیت تنوع‌بخشی به منابع وارداتی چین را بیشتر کرده است. نکته قابل‌توجه آنکه بخشی از فعالان اقتصادی برزیل که از تجارت با چین سود می‌برند، از نظر سیاسی به جریان محافظه‌کار نزدیک هستند. بنابراین، حتی تغییر دولت در برازیلیا نیز لزوماً به معنای تغییر اساسی در روابط اقتصادی با پکن نخواهد بود.

نفوذ چین در برزیل دیگر تنها به تجارت کالا محدود نمی‌شود. بر اساس گزارش شورای تجاری برزیل و چین، برزیل در سال ۲۰۲۵ با جذب حدود ۶٫۱ میلیارد دلار سرمایه چینی، به بزرگ‌ترین مقصد سرمایه‌گذاری خارجی چین در جهان تبدیل شد. حضور شرکت‌هایی مانند BYD و گریت وال موتور در صنعت خودروسازی نیز نشان می‌دهد که پکن به‌تدریج در حال گسترش فعالیت خود از تجارت مواد اولیه به تولید صنعتی و سرمایه‌گذاری بلندمدت است.

برای دولت لولا، این سرمایه‌گذاری‌ها فرصتی برای توسعه صنعتی، ایجاد اشتغال و جذب فناوری محسوب می‌شود. در مقابل، چین می‌تواند حضور خود را در بازار برزیل تثبیت کند. البته اگر برازیلیا نتواند سهم بیشتری از فناوری و تولید محصولات با ارزش افزوده بالا را در اختیار بگیرد، خطر تداوم وابستگی به صادرات مواد خام همچنان وجود خواهد داشت.

مقایسه برزیل و آرژانتین نیز تفاوت رویکرد دولت‌های منطقه را آشکار می‌کند. خاویر میلی، رئیس‌جمهور آرژانتین، نزدیکی به واشنگتن را در اولویت سیاست خارجی خود قرار داده است

رقابت واشنگتن و پکن در آمریکای لاتین

گسترش روابط چین و برزیل بخشی از راهبرد وسیع‌تر پکن در آمریکای لاتین است. ارزش تجارت چین با کشورهای این منطقه و حوزه کارائیب در سال ۲۰۲۴ به حدود ۵۱۵ میلیارد دلار رسید. پکن همچنین در سال ۲۰۲۵ از اختصاص یک خط اعتباری جدید به ارزش حدود ۹٫۲ میلیارد دلار برای کشورهای منطقه خبر داد. این اقدامات نشان می‌دهد چین از مسیر تجارت، سرمایه‌گذاری و تأمین مالی پروژه‌ها، به بازیگری تأثیرگذار در منطقه‌ای تبدیل شده که آمریکا برای دهه‌ها آن را از حوزه‌های اصلی نفوذ خود می‌دانست.

در این میان، سیاست‌های دولت ترامپ نیز بر روابط واشنگتن و برازیلیا تأثیر گذاشته است. آمریکا در سال ۲۰۲۵ تعرفه‌هایی با نرخ مجموع تا ۵۰ درصد بر بخشی از کالاهای برزیلی اعمال کرد. همچنین اختلافات سیاسی بر سر پرونده قضایی ژائیر بولسونارو، رئیس‌جمهور پیشین برزیل و پدر فلاویو بولسونارو، روابط دو کشور را با تنش بیشتری روبه‌رو ساخت. حمایت دولت ترامپ از ژائیر بولسونارو و انتقاد واشنگتن از برخورد قضایی با او نیز به این اختلافات دامن زد. در چنین شرایطی، گسترش روابط با چین می‌تواند به برزیل کمک کند تا وابستگی خود به بازار آمریکا را کاهش دهد و در مذاکرات تجاری از قدرت چانه‌زنی بیشتری برخوردار باشد.

مقایسه برزیل و آرژانتین نیز تفاوت رویکرد دولت‌های منطقه را آشکار می‌کند. خاویر میلی، رئیس‌جمهور آرژانتین، نزدیکی به واشنگتن را در اولویت سیاست خارجی خود قرار داده است. انصراف این کشور از پیوستن به بریکس و توافق مبادله ارزی ۲۰ میلیارد دلاری با آمریکا در سال ۲۰۲۵، از نشانه‌های این جهت‌گیری است. در مقابل، لولا تلاش کرده ضمن حفظ روابط با ایالات متحده، همکاری با چین و حضور فعال در بریکس را ادامه دهد.

بااین‌حال، نباید تصور کرد که افزایش نفوذ اقتصادی چین به معنای کنار رفتن آمریکا از معادلات منطقه است. واشنگتن همچنان از روابط سیاسی، اقتصادی و امنیتی گسترده‌ای در آمریکای لاتین برخوردار است. تفاوت شرایط کنونی با گذشته در آن است که بسیاری از کشورهای منطقه اکنون گزینه‌های بیشتری برای همکاری اقتصادی دارند و دیگر نمی‌توانند منافع حاصل از روابط با چین را نادیده بگیرند.

پیروزی لولا؛ تغییر موازنه قدرت یا تداوم سیاست مستقل

با وجود روابط گسترده اقتصادی با چین، دولت لولا به دنبال قرار گرفتن کامل در مدار سیاسی پکن نیست. برزیل در سال ۲۰۲۴ تصمیم گرفت به‌صورت رسمی به طرح «کمربند و راه» چین نپیوندد و در عوض، همکاری در پروژه‌های مشترک را دنبال کند. این تصمیم نشان می‌دهد که برازیلیا ضمن استقبال از سرمایه‌گذاری چینی، تلاش دارد استقلال خود را در سیاست خارجی حفظ کند.

رویکرد لولا را می‌توان تلاشی برای استفاده از فرصت‌های ناشی از رقابت قدرت‌های بزرگ دانست. برزیل از یک‌سو با چین در چارچوب بریکس و سایر مجامع بین‌المللی همکاری می‌کند و از سوی دیگر، همچنان به حفظ روابط اقتصادی و سیاسی با آمریکا نیاز دارد. البته شکاف‌های سیاسی داخلی، قدرت جریان راست در کنگره و مشکلات اقتصادی نیز محدودیت‌هایی برای پیشبرد برنامه‌های دولت ایجاد می‌کنند.

برای چین، تداوم ریاست‌جمهوری لولا می‌تواند زمینه مساعدتری برای گسترش همکاری‌های اقتصادی و سیاسی فراهم کند. بااین‌حال، اهمیت پکن در اقتصاد برزیل به اندازه‌ای افزایش یافته که روابط دو کشور را نمی‌توان صرفاً به نتیجه یک انتخابات وابسته دانست. همین مسئله درباره دیگر کشورهای آمریکای لاتین نیز تا حدی صدق می‌کند؛ کشورهایی که فارغ از گرایش سیاسی دولت‌هایشان، ناچارند منافع اقتصادی حاصل از همکاری با چین را در محاسبات خود لحاظ کنند.

از این منظر، پیروزی لولا را نمی‌توان صرفاً پیروزی چین یا شکست آمریکا توصیف کرد. اهمیت این انتخابات بیشتر در آن است که یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های منطقه‌ای همچنان بر حفظ آزادی عمل در سیاست خارجی تأکید دارد. چین با گسترش پیوندهای تجاری و سرمایه‌گذاری، گزینه‌های تازه‌ای پیش روی کشورهای آمریکای لاتین قرار داده و همین موضوع یکی از مهم‌ترین تغییرات در موازنه قدرت منطقه است. برای برزیل نیز مسئله اصلی انتخاب میان واشنگتن و پکن نیست، بلکه استفاده از ظرفیت هر دو قدرت برای تأمین منافع ملی، بدون وابستگی بیش از حد به یکی از آن‌هاست.