روزنامه اعتماد در گزارشی، استدلال رایج درباره ارتباط سیاست تعامل دولتهای خاتمی، روحانی و پزشکیان با افزایش فشارهای غرب علیه ایران را نقد کرده و نسبت دادن جنگ به «پالس ضعف» دولت پزشکیان را زیر سؤال برده است. این روزنامه با تأکید بر تفاوت همزمانی و رابطه علت و معلولی، نوشته است که نه مذاکره لزوماً نشانه ضعف است و نه مقاومت بهتنهایی مانع جنگ میشود؛ بلکه ارزیابی سیاست خارجی به بررسی همزمان دیپلماسی، بازدارندگی و منافع ملی نیاز دارد.
رویداد۲۴| روزنامه اعتماد در گزارشی، روایت سیاسی درباره ارتباط سیاست تعامل دولتهای خاتمی، روحانی و پزشکیان با افزایش فشارهای غرب علیه ایران را به چالش کشیده و تأکید کرده است که وقوع تحریم یا جنگ در دوره یک دولت، بهتنهایی اثبات نمیکند که سیاستهای آن دولت علت این رویدادها بوده است. این روزنامه همچنین نسبت دادن جنگ به «پالس ضعف» دولت پزشکیان را بدون ارائه شواهد مستقل، نوعی داوری سیاسی دانسته و بر ضرورت بازنگری در نسبت میان دیپلماسی، بازدارندگی و منافع ملی تأکید کرده است.
روزنامه اعتماد در این گزارش به استدلالی پرداخته که بر اساس آن، بیشترین فشارها و هجمههای غرب علیه ایران در دولتهای خاتمی، روحانی و پزشکیان رخ داده و علت آن نیز سیاست تعامل یا ارسال «پالس ضعف» از سوی این دولتها بوده است.
بر اساس این روایت، دولت خاتمی با وجود طرح گفتوگوی تمدنها با اتهام قرار گرفتن ایران در «محور شرارت» مواجه شد؛ دولت روحانی با وجود توافق برجام و آنچه حسن نیت ایران خوانده میشود، تحریمهای سخت دولت ترامپ را تجربه کرد و دولت پزشکیان نیز به دلیل ارسال پالس ضعف، کشور را درگیر دو جنگ کرد.
اما روزنامه اعتماد معتقد است این استدلال، با وجود اتکا به برخی رخدادهای تاریخی، با اشکالات جدی منطقی و روشی مواجه است.
همزمانی تحریم و جنگ با یک دولت، رابطه علت و معلولی را ثابت نمیکند
نخستین انتقاد این روزنامه به آن چیزی مربوط است که مغالطه همزمانی با علیت مینامد؛ به این معنا که صرف وقوع یک رویداد در دوره ریاستجمهوری یک فرد، برای اثبات نقش سیاستهای او در ایجاد آن رویداد کافی نیست.
در بخشی از گزارش روزنامه اعتماد آمده است: «وقوع تحریم یا جنگ در دوره یک دولت، به تنهایی اثبات نمیکند که سیاست آن دولت علت آن رویداد بوده است.»
این روزنامه تأکید کرده است که برای اثبات رابطه علّی، باید شواهد مستقل ارائه شود و عواملی مانند تغییر دولت در طرف مقابل، محاسبات امنیتی و نظامی، فشارهای منطقهای، ساختار نظام بینالملل و تصمیمهای سایر بازیگران نیز مورد بررسی قرار گیرند.
از نگاه نویسنده گزارش، ممکن است سیاستهای یک دولت بر محاسبات طرف مقابل اثر بگذارد، اما این مسئله با اثبات اینکه آن سیاستها علت اصلی یا تعیینکننده یک رویداد بودهاند، تفاوت دارد.
تحریمهای دوره احمدینژاد چه میگویند؟
دومین محور نقد روزنامه اعتماد، گزینش شواهد تاریخی و نادیده گرفتن نمونههایی است که با روایت مورد بحث همخوانی ندارند.
این روزنامه با اشاره به تحریمهای گسترده علیه ایران در دوره دولت احمدینژاد، از جمله تحریمهای شورای امنیت، این پرسش را مطرح کرده است که اگر فشار خارجی صرفاً نتیجه سیاست تعامل باشد، چگونه میتوان فشارهای اعمالشده در دوره دولتهایی با رویکرد متفاوت را توضیح داد؟
البته اعتماد تأکید کرده است که این نمونه نیز بهتنهایی ثابت نمیکند رویکرد دولتها هیچ تأثیری بر شدت و دامنه فشارهای خارجی ندارد؛ بلکه ضرورت بررسی جامعتر و پرهیز از انتخاب گزینشی شواهد را نشان میدهد.
برجام؛ نه اثبات بیفایدگی مذاکره و نه تضمین صلح
روزنامه اعتماد در بخش دیگری از گزارش خود، تجربه برجام و خروج آمریکا از این توافق در سال ۲۰۱۸ را بررسی کرده است.
به نوشته این روزنامه، خروج آمریکا از برجام، آسیبپذیری توافق در برابر تغییر دولت و فقدان تضمینهای مؤثر را آشکار کرد؛ اما این تجربه نه بیفایده بودن مذاکره را ثابت میکند و نه اجازه میدهد تمام مسئولیت فشارهای خارجی به یک دولت یا یک عامل نسبت داده شود.
در بخشی از گزارش آمده است: ««برجام» نه دلیلی بر کفایت دیپلماسی بدون پشتوانه است و نه شاهدی بر بیفایدگی اصل مذاکره؛ بلکه تجربهای است برای بازنگری در نسبت میان توافق، تضمین، اهرم فشار و بازدارندگی.»
بر این اساس، ارزیابی تجربه برجام باید هم ضعف سازوکارهای تضمین اجرای توافق و محدودیتهای آن را در نظر بگیرد و هم مسئولیت آمریکا در خروج از توافق را بررسی کند.
آیا «پالس ضعف» پزشکیان باعث وقوع جنگ شد؟
یکی از محورهای اصلی گزارش روزنامه اعتماد، نقد این استدلال است که سیاست دولت پزشکیان و ارسال «پالس ضعف» از سوی آن، علت وقوع دو جنگ بوده است.
این روزنامه معتقد است چنین نتیجهگیریای بدون تعریف دقیق مفهوم ضعف، ارائه شواهدی از محاسبات طرف مقابل و بررسی عوامل نظامی، امنیتی و منطقهای، قابل اثبات نیست.
اعتماد در این باره پرسشهایی را مطرح کرده است: آیا تصمیمگیران طرف مقابل واقعاً به دلیل برداشت از ضعف دولت ایران تصمیم به جنگ گرفتهاند؟ آیا در صورت استقرار دولتی با رویکرد متفاوت، جنگ رخ نمیداد؟ چه شواهدی این فرض را تأیید میکند؟
در ادامه گزارش تأکید شده است: «تا زمانی که این پرسشها پاسخ مستند نیابند، نسبت دادن جنگ به یک دولت، بیش از آنکه تبیین علّی باشد، «داوری جناحی / سیاسی» است.»
این روزنامه در عین حال، از ضرورت پاسخگویی دولتها دفاع کرده و نوشته است که دولت مستقر در قبال ارزیابی تهدیدها، آمادگی دفاعی، مدیریت بحران و کاهش آسیبپذیری کشور مسئولیت دارد؛ اما مسئولیت آغاز جنگ را نمیتوان تنها از همزمانی آن با دوره ریاستجمهوری استخراج کرد.
از نگاه اعتماد، اگر شواهدی درباره خطای محاسباتی، ضعف آمادگی، پیامرسانی نامناسب یا ناکارآمدی بازدارندگی وجود دارد، این موارد باید دقیق و بیطرفانه بررسی شوند؛ بدون آنکه نقد دولت به نسبت دادن شتابزده همه ناکامیها به یک جریان سیاسی تبدیل شود.
تعامل یا مقاومت؛ کدام سیاست مانع جنگ میشود؟
روزنامه اعتماد در ادامه، دوگانه تعامل و مقاومت را نیز مورد انتقاد قرار داده و تأکید کرده است که تعامل لزوماً نشانه ضعف نیست و مواضع سختگیرانه نیز بهتنهایی مانع جنگ نمیشوند.
به نوشته این روزنامه، دیپلماسی در صورت برخورداری از پشتوانه قدرت و شناخت درست از طرف مقابل میتواند هزینه توافق را کاهش دهد و امکان مهار بحران را افزایش دهد. در مقابل، سختگیری بدون محاسبه دقیق ظرفیتها و پیامدها نیز ممکن است به تشدید تنش منجر شود.
در بخشی از گزارش آمده است: «مساله اصلی، انتخاب ساده میان «مذاکره و مقاومت» نیست؛ بلکه طراحی هوشمندانه نسبت میان «دیپلماسی، بازدارندگی»، «انسجام داخلی» و «منافع ملی» است.»
این استدلال بر ضرورت ارزیابی همزمان ابزارهای دیپلماتیک و دفاعی تأکید دارد و هشدار میدهد که تقلیل سیاست خارجی به انتخاب میان دو شعار، نمیتواند پیچیدگیهای تصمیمگیری در شرایط بحرانی را توضیح دهد.
معیار «بیشترین فشار بر ایران» چیست؟
نویسنده گزارش اعتماد همچنین این پرسش را مطرح کرده است که تعبیر «بیشترین هجمه» علیه ایران بر اساس چه شاخصی سنجیده میشود.
تعداد تحریمها، شدت خسارت اقتصادی، محدودیتهای بانکی، تهدیدهای نظامی، فشارهای دیپلماتیک و آثار اجتماعی تحریمها بر زندگی مردم، از جمله معیارهایی هستند که میتوان برای مقایسه دورههای مختلف در نظر گرفت.
بر اساس این گزارش، ممکن است یک دولت با تعداد بیشتری از تحریمها مواجه شده باشد، اما دولت دیگری خسارت اقتصادی یا تهدید نظامی شدیدتری را تجربه کرده باشد. بنابراین، بدون تعیین شاخصهای روشن، رتبهبندی دولتها از نظر میزان فشار خارجی بیشتر به داوری سیاسی شباهت دارد تا تحلیل مستند.
اعتماد همچنین بر ضرورت تفکیک تصمیمهای رسمی دولتهای غربی از اقدامات نهادهای بینالمللی و رفتار مستقل بازیگران منطقهای تأکید کرده است.
چرا با تغییر دولتها، بحران سیاست خارجی ادامه دارد؟
روزنامه اعتماد در جمعبندی گزارش خود، سیاست خارجی و امنیت ملی را نتیجه تعامل مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی دانسته است؛ عواملی از جمله کیفیت حکمرانی، وضعیت اقتصادی، انسجام نهادی، توان دفاعی، اعتبار تهدیدها، روابط منطقهای و محاسبات قدرتهای رقیب.
از نگاه این روزنامه، فروکاستن نتیجه این مجموعه پیچیده به یک متغیر، مانند «پالس ضعف» یا «اعتماد به غرب»، ممکن است در رقابتهای سیاسی جذاب باشد، اما برای شناخت واقعیت و اصلاح سیاستها کافی نیست.
اعتماد تأکید کرده است که نقد این استدلال به معنای دفاع از یک دولت خاص نیست، بلکه دفاع از استانداردهای تحلیل و ضرورت پاسخگویی مسئولان است. همانطور که وقوع جنگ بهتنهایی شکست دیپلماسی را ثابت نمیکند، حصول توافق نیز تضمینکننده صلح پایدار نیست.
در پایان گزارش، این پرسش اساسی مطرح شده است که چرا با وجود تفاوت دولتها و رویکردهای آنها، مهار خصومت و تثبیت امنیت پایدار همچنان حلنشده باقی مانده است.
پاسخ به این پرسش، به ارزیابی همزمان ساختار تهدید، کیفیت حکمرانی، اعتبار بازدارندگی، ظرفیت دیپلماسی و نقش بازیگران خارجی نیاز دارد؛ رویکردی که بهجای اثبات درستی یک جناح و خطای جناح دیگر، بر شناسایی عوامل واقعی شکلگیری بحران و یافتن راههای مؤثر برای جلوگیری از تکرار آن تمرکز کند.
